🎞 #روایت_تبیینی از #موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۱)
📌موضوع: وظایف منتظران در عصر حاضر و دفاع مقدس
👤مهمان: حجتالاسلام والمسلمین باقری دماوندی
🔶نود و نهمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی، در فضایی با حالوهوای انتظار و با استقبال بسیار خوب مردم برگزار شد و مثل شبهای گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره مبارکه فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها قرائت شد.
🔷هر ربع ساعت نیز یک دسته عزاداری و خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور میکرد و حضار و سخنران، ایستاده و همراه با شعارهای دستهها، با آنان همصدا میشدند. همین رفتوآمد مستمر دستههای عزاداری، در کنار فضای موکب، جلسه را از یک نشست صرفاً سخنرانی خارج کرده و به صحنهای زنده از پیوند میان معرفت، انتظار، یاد شهید و احساس مسئولیت تبدیل کرده بود.
🔷مجری حجتالاسلام بهرمن در آغاز، با سلام و عرض ادب به محضر اباعبدالله الحسین علیهالسلام، فضای معنوی مجلس را با این فرازهایی از زیارت عاشورا آغاز کرد و پس از آن، ابیاتی از شاعر، آقای خرسندی، قرائت شد؛ ابیاتی که از عمق دلبستگی به سیدالشهدا سخن میگفت:
«گرچه عمریست دلم در تب و تاب است حسین
زندگی بیغم تو مرگ حساب است حسین
گشتم و گشتم و گشتم همه جا را اما
دیدم آخر که فقط عشق ناب است حسین
دل من بیغم تو میل ندارد به بهشت
که عذاب است، عذاب است، عذاب است حسین
دل من کبوتر جلدی است که بر بام حرم
شده از روز ازل یکسره پابست حسین
دل من کودک خسته است که بعد از روضه
در حسینیه تو تشنه خواب است حسین»
🔶حجتالاسلام والمسلمین باقری دماوندی سخنان خود را با یک دعا آغاز کرد که از ابتدا مسیر بحث را روشن میکرد: اینکه مجاهدتها، خلوتها، عبادتها و همه لحظات زندگی انسان، باید در منظومهای معنا پیدا کند که رضایت و عنایت حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه در مرکز آن قرار دارد.
او برای خود و حاضران دعا کرد که در شمار زمینهسازان ظهور قرار بگیرند و آنقدر شایستگی پیدا کنند که امام زمان حتی برای کارهای کوچک و دمدستی خود نیز بتواند روی نصرت و یاری آنان حساب باز کند.
🔶اما دلیل شکلگیری این جلسه، پرسشی بود که در پایان جلسه گذشته مطرح شده بود که به اعتقاد سخنران، پاسخ دو یا سه دقیقهای نداشت: «وظیفه ما در این زمان و در این شرایط چیست؟» او توضیح داد که در جلسه قبل، به مقتضای زمان تنها یکی دو نکته کوتاه گفته بود، اما آن پاسخ بسیار ناقص بوده است و همین پرسش موجب شد جلسه حاضر شکل بگیرد تا مسئله «وظایف ما در این زمانه» بهصورت مبسوط بررسی شود.
🔶نقطه آغاز سخن، وضعیت ویژه زمانه حاضر بود. سخنران تصریح کرد که انسان در شرایط کنونی، وقتی وقایع پیرامون خود را میبیند، واقعاً احساس میکند که نسبت به ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا فداه بسیار نزدیک شده است و دعا کرد که این احساس درست باشد. اما درست به همان اندازه که در چنین شرایطی «رویش» رخ میدهد، «ریزش» نیز ممکن است رخ دهد.
🔺او برای توضیح این دو سویه، به تجربهای از تاریخ کربلا بازگشت: عبیدالله بن حُرّ جُعفی کسی بود که بر پیشانیاش جای مهر وجود داشت، اما نتوانست به یاری امام حسین علیهالسلام برود؛ در مقابل، وهب نصرانی تنها پانزده روز بود که مسلمان شده بود، اما نامش در زمره شهدای کربلا ثبت شد.
🔸از نگاه سخنران، این مسئله صرفاً متعلق به تاریخ نیست و میتواند در روزگار ما نیز تکرار شود؛ ممکن است انسانی با سابقهای بسیار تاریک، چهبسا نصرانی، یهودی یا زرتشتی، در یک بزنگاه تاریخی در نصرت ولی خدا از برخی مسلمانانی که سالها اهل نماز، هیئت، روضه و مناسک دینی بودهاند، جلو بیفتد. همین احتمال، واقعاً نگرانکننده است؛ زیرا نشان میدهد صرف برخورداری از سابقه مذهبی، بدون آمادگی حقیقی برای لحظه امتحان، تضمینکننده نجات نیست.
🔻در ادامه برای توضیح همین دغدغه، به دعایی از امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام اشاره کرد: « وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدينِکَ، وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّکَ، وَلاتَسْتَبْدِلْ بِنا غَيْرَنا، فَإِنَّ اسْتِبْدالَکَ بِنا غَيْرَنا عَلَيْکَ يَسيرٌ، وَهُوَ عَلَيْنا عَسيرٌ.»
🔺مضمون این دعا بسیار تکاندهنده است: برای خداوند دشوار نیست که انسانی را کنار بگذارد و دیگری را جایگزین او کند؛ دشواری واقعی برای خود انسان است که در لحظه حساس، با وجود نماز و عبادت و ادعای بندگی، از قافله نصرت ولی خدا عقب بماند. این دعا در منابع دعایی و روایی با تعابیر نزدیک نقل شده است.
⁉️از همینجا سخنران وارد پرسش اصلی شد: «ما منتظریم؟» پاسخ طبیعی همه این است که بله؛ همه میگوییم چشمانتظار حضرتیم. اما او معتقد بود که وقتی تعریفی که اهلبیت از «منتظر واقعی» دادهاند را کنار خودمان بگذاریم، دیگر پاسخ به این پرسش به سادگی قبل نخواهد بود.
💢 برای قسمت دوم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۲)
🔰 قسمت دوم
🔷برای روشن شدن این موضوع، چهار محور برای بحث انتظار در نظر گرفت: نخست، مفهومشناسی انتظار؛ دوم، فضائل منتظران؛ سوم، وظایف منتظران؛ و چهارم، در ادامه بحث، چگونگی پیاده کردن این وظایف در زندگی واقعی.
🔺با این حال، او ترجیح داد بهجای آغاز از مفهوم لغوی و اصطلاحی انتظار، از فضائل منتظران شروع کند؛ زیرا وقتی انسان بفهمد منتظر واقعی چه جایگاه بلندی دارد، مفهوم انتظار نیز بهتر فهمیده میشود.
🔺او به یکی از مهمترین روایات در این زمینه از امام سجاد علیهالسلام استناد کرد که خطاب به ابوخالد کابلی فرمود: «یا ابا خالد، إنّ أهل زمان غیبته، القائلین بإمامته، المنتظرین لظهوره، أفضل أهل کل زمان؛ لأنّ الله تبارک و تعالی أعطاهم من العقول و الأفهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله صلیاللهعلیهوآله بالسّیف، أولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة إلی دین الله سراً و جهراً.»
🔘ترجمه: اهل زمان غیبت، کسانی که به امامت امام زمان باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از اهل هر زمان برترند؛ زیرا خداوند به آنان عقل، فهم و معرفتی داده که غیبت برایشان به منزله مشاهده شده است. در ادامه روایت نیز آنان در آن زمان همانند مجاهدانی معرفی میشوند که در برابر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با شمشیر جهاد میکنند.
🔺سخنران در برابر این تعبیر بزرگ، خود حاضران را مخاطب قرار داد: آیا واقعاً ما از اهل همه زمانها برتریم؟ و بعد خود پاسخ داد که اگر با خودمان صادق باشیم، هنوز چنین نیست. زیرا اگر انسان واقعاً به درجهای از معرفت برسد که غیبت برایش همچون مشاهده باشد، دیگر بسیاری از رفتارهای او در خلوت و جلوت تغییر میکند.
‼️اگر امام زمان در همین مجلس حضور داشت، انسان حتی افکار خود را نیز مدیریت میکرد؛ پس اگر اکنون بدون دیدن ظاهری حضرت، همچنان مراقب خود باشیم، آنگاه میتوان گفت به بخشی از آن معرفتی که روایت از آن سخن میگوید نزدیک شدهایم.
🔷روایت دیگری که سخنران برای ترسیم عظمت مقام منتظر به آن اشاره کرد، تعبیری است از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره کسانی که پیش از قیام قائم آلمحمد به او اقتدا میکنند و او را در غیبت میپذیرند؛ در این نقل، آنان «رفقائی» و از گرامیترین افراد نزد پیامبر معرفی شدهاند.
🔷بنابراین سخنران میخواست نشان دهد که ادبیات روایی درباره منتظر، ادبیات معمولی و کماهمیتی نیست؛ سخن از منزلتی است که منتظر حقیقی را در شمار نزدیکان و رفیقان پیامبر قرار میدهد.
🔷در روایت دیگری از امام باقر علیهالسلام آمده است: «واعلموا أنّ المنتظر لهذا الأمر له مثل أجر الصائم القائم.» یعنی منتظر این امر، پاداشی همانند پاداش روزهدارِ شبزندهدار دارد. سخنران در برابر این تعبیر نیز مکث کرد و گفت ما معمولاً وقتی میشنویم «ثواب روزهدار نمازگزار»، تنها یک عنوان عبادی را تصور میکنیم؛ علت این است که اساساً عظمت نماز را آنگونه که باید نشناختهایم.
🔺او برای اثبات این مدعا، وارد بحث نماز شد و از حاضران خواست با خودشان فکر کنند: اگر از ما بپرسند ترک نماز بدتر است یا خوردن مال یتیم به زور، بسیاری پاسخ میدهند خوردن مال یتیم، چون حقالناس است و نماز را حقالله میدانند.
❗️اما به تعبیر سخنران، چنین پاسخی دقیق نیست. او به روایتی از کافی استناد کرد که در آن عبید بن زراره از امام صادق علیهالسلام درباره گناهان کبیره پرسید. در فهرست گناهان، مواردی همچون کفر، قتل نفس، عقوق والدین، خوردن ربا پس از روشن شدن حرمت آن، خوردن مال یتیم، فرار از جنگ و تعرب بعد از هجرت ذکر شد.
🔺وقتی عبید بن زراره پرسید خوردن یک درهم از مال یتیم به ظلم بزرگتر است یا ترک نماز، پاسخ امام صادق علیهالسلام این بود که ترک نماز بزرگتر است. سپس وقتی پرسید چرا ترک نماز در فهرست جداگانه نیامده، امام فرمود: «فما عددت ترک الصلاة في الكبائر؟» و بعد توضیح داد که در همان مورد اول، یعنی کفر، ترک نماز عمدی قرار میگیرد. در نقل دیگری از الکافی نیز آمده است: «منه الذي يدع الصلاة متعمداً، لا من سُكر ولا من عِلّة.»
🔺سخنران نتیجهای را که از این روایت میخواست بگیرد روشن کرد: شیطان دقیقاً همان نقطهای را میزند که زیرساخت است. اگر نماز زیرساخت رابطه انسان با خدا باشد، حمله به جایگاه نماز، حمله به یکی از اصلیترین پایههای حیات معنوی انسان است.
💢 برای قسمت سوم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۳)
🔰 قسمت سوم
🔺از همین منظر، او با انتقاد از تلقیای که ممکن است در جامعه شکل گرفته باشد و بگوید «هر چه میخواهی بکن، مردمآزاری نکن»، تأکید کرد که نماز چیزی نیست که بتوان آن را در حاشیه قرار داد. امام صادق علیهالسلام نیز در روایتی صریح فرموده است: «إنّ شفاعتنا لا تنال مستخفّاً بالصلاة.» / شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمیرسد.
❇️در نتیجه، وقتی روایت میگوید منتظر واقعی پاداش روزهدار و شبزندهدار دارد، این تعبیر نباید ساده فهمیده شود؛ سخنران تأکید داشت که عظمت پاداش، در گرو فهم عظمت عبادت نیز هست. او همچنین به روایتی اشاره کرد که بر عظمت دو رکعت نماز مقبول تأکید میکند و مضمون آن را چنین بیان کرد که اگر انسانی در پرونده ابدی خود دو رکعت نماز خالص و مقبول داشته باشد، همین میتواند برای نجات او کافی باشد.
🔺آنچه در منابع درباره این مضمون آمده، بر نقش نماز خالص و مقبول در سرنوشت اخروی تأکید میکند؛ بنابراین مقصود سخنران، نشان دادن فاصله عظیم میان «نماز خواندن» و «شناخت حقیقت نماز» بود.
🔶بعد از این مقدمات، سخنران به روایت دیگری از امام باقر علیهالسلام اشاره کرد و گفت وجود انسانهای منتظر میتواند منشأ دفع بلا از یک جامعه باشد و رحمت و نعمت الهی به واسطه آنان بر مردم نازل شود؛ یعنی حضور یک انسان منتظر صرفاً یک فضیلت شخصی و فردی نیست، بلکه میتواند آثار اجتماعی نیز داشته باشد. به این ترتیب، «منتظر بودن» از یک احساس شخصی درباره آینده خارج شده و به یک عنصر اثرگذار در سرنوشت جامعه تبدیل میشود.
🔷پس از ترسیم این جایگاه، نوبت به تعریف انتظار رسید. از نظر لغوی، انتظار همان چشمبهراه بودن است، اما در معنای اصطلاحی مورد نظر سخنران، انتظار دستکم دو رکن اساسی دارد: نخست اینکه انسان از وضع موجود ناراضی باشد و دوم اینکه برای رسیدن به وضع مطلوب، هر کاری را که از دستش برمیآید انجام دهد.
🔺او برای روشن شدن رکن نخست به سخنی از رهبری انقلاب استناد کرد که انسان منتظر هیچوقت به وضع موجود قانع نیست؛ علت نیز روشن است، زیرا انسان منتظر، وضعیتی آرمانی از عدالت و صلاح در زمان ظهور را پیش چشم خود دارد و در برابر آن، نمیتواند هر وضع موجودی را وضعیت مطلوب نهایی بداند. البته هر ناراضیای منتظر نیست؛ ممکن است انسانی از شرایط موجود ناراضی باشد، نق بزند و اعتراض کند، اما چون برای تغییر آن کاری نمیکند، هنوز به معنای دقیق کلمه «منتظر» نیست.
🔷رکن دوم، همان نقطهای است که به عمل پیوند میخورد: «هر کاری که از دستت برمیآید انجام بده.»
سخنران تأکید کرد که انسان گاهی کار خودش را بسیار کوچک و بیارزش تصور میکند، در حالی که در نسبت با یک حادثه عظیم مانند ظهور، حتی کار کوچک نیز میتواند ارزش متفاوتی پیدا کند. برای توضیح این مطلب، مثالی اقتصادی زد:
🔹 اگر چهار نفر با هم پنج میلیون تومان سرمایه بگذارند، روشن است که سود آن مشارکت متناسب با همان سرمایه خواهد بود؛ اما اگر همین پنج میلیون تومان وارد مشارکتی با مقیاس چند صد هزار میلیارد دلار شود، ارزش کل آن سرمایهگذاری به دلیل اندازه پروژه، قابل مقایسه با حالت نخست نیست.
🔺بنابراین یک کار کوچک، اگر در خدمت حادثهای به بزرگی ظهور باشد، میتواند سود و اثر غیرقابل تصوری داشته باشد. به تعبیر او، مسئله این نیست که کار شما برای خودش چقدر بزرگ است؛ مسئله این است که در چه پروژهای قرار گرفته است.
🔶از همینجا سخنران یک مقدمه مهم برای ورود به وظایف منتظران مطرح کرد: انسان باید طوری برای امام زمان زندگی کند که هنگام اجرای دستورات حضرت، دچار «تعارض منافع» نشود. مثال او روشن بود. انسان ممکن است امروز بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی را نقد کند و حتی برخی نقدها کاملاً درست باشند و بعضی مسئولان را فاصلهگرفته از تراز مطلوب جمهوری اسلامی بداند؛ اما سؤال دشوارتر این است که اگر خود ما در همان جایگاه قرار بگیریم، با همان ایمان، معرفت و شرایطی که امروز داریم، چه خواهیم کرد؟
🔺او برای توضیح تعارض منافع به مسئله حقوقهای نجومی اشاره کرد: ممکن است امروز فردی را نقد کنیم که حقوق بسیار بالایی دریافت میکند و در پاسخ بگوید این حق من است، من زحمت کشیدهام، استعداد دارم، توان دارم و تلاش کردهام. اما وقتی نوبت به خود ما برسد، آیا اگر اختیار گرفتن همان مقدار را پیدا کنیم، واقعاً از آن صرفنظر خواهیم کرد؟ تعارض منافع دقیقاً همینجاست: یک سو فرمان امامت و وظیفه قرار دارد و سوی دیگر منفعت شخصی.
🔺برای ملموستر شدن این مفهوم، سخنران دوباره سراغ فوتبال رفت. بازیکنی را تصور کنید که از نظر تکنیک و تاکتیک فوقالعاده است؛ آنقدر که به او لقب «جادوگر» دادهاند و در زمین، با توپ کارهایی میکند که دیگران از انجام آن عاجزند.
💢 برای قسمت چهارم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۴)
🔰 قسمت چهارم
🔺اما همین بازیکن وقتی به هجدهقدم میرسد و تنها با یک پاس میتواند گل بسازد، گاهی پاس نمیدهد. چرا؟ چون در یک لحظه، منافع شخصی بر منافع تیم غلبه میکند: «بگذار خودم گل بزنم، اسم من در فهرست بهترین گلزنان لیگ بیاید.» عقل حرفهای به او میگوید پاس بده تا تیم جلو بیفتد، اما «خود» نمیگذارد. به تعبیر سخنران، بسیاری از ما نیز نمیتوانیم «تیم» را ببینیم، چون هنوز نمیتوانیم از «خود» عبور کنیم.
👌با این مقدمات، سخنران تأکید کرد که انتظار صرفاً یک عمل در کنار مجموعهای از اعمال عبادی نیست. البته انتظار با نماز، روزه، خمس، خوشاخلاقی، دوری از مال حرام و دیگر تکالیف ارتباط دارد، اما فراتر از فهرست این اعمال است: «انتظار یک تفکر است.»
‼️انسانی که منتظر است، قرآن خواندنش، نماز خواندنش، روزهاش، عبادتش و حتی سبک زندگیاش با انسانی که منتظر نیست تفاوت پیدا میکند. انتظار وقتی وارد ذهن و زندگی انسان میشود، به تمام زندگی رنگ میدهد؛ حتی دکوراسیون خانه انسان منتظر، فضای ذهنی او و نوع نگاهش به مسائل روزمره نیز تحت تأثیر این تفکر قرار میگیرد.
🔺بنابراین انتظار یک حالت تزئینی کنار زندگی نیست؛ یک دستگاه فکری است که وقتی وارد زندگی شد، همه اجزای آن را شکل میدهد.
👌نخستین و مهمترین وظیفهای که از نظر سخنران از اینجا آغاز میشد، «معرفت نسبت به ولی خدا» بود. او در ادامه همان مثال فوتبال گفت اگر بازیکنی به مربی خود اعتقاد نداشته باشد و بگوید این مربی چیزی بلد نیست و به درد نمیخورد، حتی اگر مربی از روی نیمکت فرمان بدهد، او در زمین به دستورات مربی عمل نخواهد کرد.
🔷بنابراین تا زمانی که بازیکن به علم و جایگاه مربی معرفت پیدا نکند، فرمانپذیری اتفاق نمیافتد. رابطه انسان منتظر با امام نیز چنین است: هرچه انسان امام مهربانش را بیشتر بشناسد و نسبت به احاطه و نظارت حضرت باور عمیقتری پیدا کند، بیشتر مراقب رفتار خود خواهد بود.
🔺سخنران برای نشان دادن اثر عملی معرفت، بیپرده از خودش مثال زد: اینکه انسان وقتی جایی است که کسی او را نمیبیند احساس کند آزاد است هر کاری دلش میخواهد انجام دهد؛ وقتی عصبانی میشود، هر حرفی را بر زبان بیاورد؛ یا اگر موقعیتی فراهم شد، خدای ناکرده مال دیگری را بردارد، همه اینها نشانه کمبود معرفت نسبت به ناظر حقیقی است.
👌اگر انسان یقین کند خداوند ناظر اوست و حتی در خلوت نیز او را میبیند، رفتار تغییر میکند. در همین زمینه به آیه ۱۰۵ سوره توبه اشاره شد: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛ «بگو عمل کنید، پس خدا و پیامبر او و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید.»
⁉️پرسش اصلی اینجاست: اگر کسی خودش را در مرآ و منظر امام زمان ببیند، آیا میتواند بهسادگی مرتکب خطا شود؟ از نگاه سخنران، بسیاری از خطاهای ما ریشه در کمبود همین معرفت دارد.
🔷او سپس از زاویهای دیگر به ارزش معرفت نگاه کرد و گفت قیمت عبادتهای ما، نمازهای ما، تلاوتها، تجمعات و همه اعمال ما با میزان معرفت ما تعریف میشود. همه کسانی که در یک تجمع شرکت میکنند لزوماً ثواب یکسانی نمیبرند؛ زیرا سطح معرفت همه یکسان نیست.
🔺برای توضیح، از شهید بزرگوار صیاد شیرازی مثال زد. نقل او این بود که صیاد شیرازی در حالی که با هلیکوپتر از منطقه به پایگاه بازمیگشت، به ساعت نگاه کرد و دید زمان نماز اول وقت نزدیک است. به خلبان گفت فرود بیایید تا نماز بخوانیم. خلبان گفت ده دقیقه، یک ربع یا بیست دقیقه دیگر به پایگاه میرسیم. پاسخ صیاد این بود که آن زمان دیگر اول وقت نیست؛ همانجا بنشینید.
وقتی خلبان گفت اینجا خطرناک است، صیاد گفت نگران نباش، بنشین. به این ترتیب، در همان شرایط خطرناک هلیکوپتر نشست، وضو گرفته شد و نماز اول وقت اقامه شد.
⁉️سخنران سپس پرسید: اگر در همان شرایط، فرد دیگری نیز نماز اول وقت بخواند، آیا نماز این دو نفر دقیقاً یک ارزش دارد؟ از نگاه او پاسخ منفی است، زیرا تفاوت در «معرفت» است؛ در اینکه یک نفر در شرایطی پرخطر، اهمیت نماز و فرمان الهی را بهگونهای فهمیده که حاضر شده خطر را بپذیرد.
🔺برای توضیح همین تفاوت، به تعبیر مشهور درباره نبرد امیرالمؤمنین علیهالسلام در خندق نیز اشاره کرد: «ضربة علی یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین.» / مبارزه علی علیهالسلام با عمرو بن عبدود در روز خندق از اعمال امت تا روز قیامت برتر دانسته شده است.
💢 برای قسمت پنجم روایت اینجا کلیک کنید