eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 از ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۱) 📌موضوع: وظایف منتظران در عصر حاضر و دفاع مقدس 👤مهمان: حجت‌الاسلام والمسلمین باقری دماوندی 🔶نود و نهمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی، در فضایی با حال‌وهوای انتظار و با استقبال بسیار خوب مردم برگزار شد و مثل شب‌های گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره مبارکه فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها قرائت شد. 🔷هر ربع ساعت نیز یک دسته عزاداری و خون‌خواهی امام شهید از مقابل موکب عبور می‌کرد و حضار و سخنران، ایستاده و همراه با شعارهای دسته‌ها، با آنان همصدا می‌شدند. همین رفت‌وآمد مستمر دسته‌های عزاداری، در کنار فضای موکب، جلسه را از یک نشست صرفاً سخنرانی خارج کرده و به صحنه‌ای زنده از پیوند میان معرفت، انتظار، یاد شهید و احساس مسئولیت تبدیل کرده بود. 🔷مجری حجت‌الاسلام بهرمن در آغاز، با سلام و عرض ادب به محضر اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، فضای معنوی مجلس را با این فرازهایی از زیارت عاشورا آغاز کرد و پس از آن، ابیاتی از شاعر، آقای خرسندی، قرائت شد؛ ابیاتی که از عمق دلبستگی به سیدالشهدا سخن می‌گفت: «گرچه عمریست دلم در تب و تاب است حسین زندگی بی‌غم تو مرگ حساب است حسین گشتم و گشتم و گشتم همه جا را اما دیدم آخر که فقط عشق ناب است حسین دل من بی‌غم تو میل ندارد به بهشت که عذاب است، عذاب است، عذاب است حسین دل من کبوتر جلدی است که بر بام حرم شده از روز ازل یکسره پابست حسین دل من کودک خسته است که بعد از روضه در حسینیه تو تشنه خواب است حسین» 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین باقری دماوندی سخنان خود را با یک دعا آغاز کرد که از ابتدا مسیر بحث را روشن می‌کرد: اینکه مجاهدت‌ها، خلوت‌ها، عبادت‌ها و همه لحظات زندگی انسان، باید در منظومه‌ای معنا پیدا کند که رضایت و عنایت حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه در مرکز آن قرار دارد. او برای خود و حاضران دعا کرد که در شمار زمینه‌سازان ظهور قرار بگیرند و آن‌قدر شایستگی پیدا کنند که امام زمان حتی برای کارهای کوچک و دم‌دستی خود نیز بتواند روی نصرت و یاری آنان حساب باز کند. 🔶اما دلیل شکل‌گیری این جلسه، پرسشی بود که در پایان جلسه گذشته مطرح شده بود که به اعتقاد سخنران، پاسخ دو یا سه دقیقه‌ای نداشت: «وظیفه ما در این زمان و در این شرایط چیست؟» او توضیح داد که در جلسه قبل، به مقتضای زمان تنها یکی دو نکته کوتاه گفته بود، اما آن پاسخ بسیار ناقص بوده است و همین پرسش موجب شد جلسه حاضر شکل بگیرد تا مسئله «وظایف ما در این زمانه» به‌صورت مبسوط بررسی شود. 🔶نقطه آغاز سخن، وضعیت ویژه زمانه حاضر بود. سخنران تصریح کرد که انسان در شرایط کنونی، وقتی وقایع پیرامون خود را می‌بیند، واقعاً احساس می‌کند که نسبت به ظهور حضرت ولی‌عصر ارواحنا فداه بسیار نزدیک شده است و دعا کرد که این احساس درست باشد. اما درست به همان اندازه که در چنین شرایطی «رویش» رخ می‌دهد، «ریزش» نیز ممکن است رخ دهد. 🔺او برای توضیح این دو سویه، به تجربه‌ای از تاریخ کربلا بازگشت: عبیدالله بن حُرّ جُعفی کسی بود که بر پیشانی‌اش جای مهر وجود داشت، اما نتوانست به یاری امام حسین علیه‌السلام برود؛ در مقابل، وهب نصرانی تنها پانزده روز بود که مسلمان شده بود، اما نامش در زمره شهدای کربلا ثبت شد. 🔸از نگاه سخنران، این مسئله صرفاً متعلق به تاریخ نیست و می‌تواند در روزگار ما نیز تکرار شود؛ ممکن است انسانی با سابقه‌ای بسیار تاریک، چه‌بسا نصرانی، یهودی یا زرتشتی، در یک بزنگاه تاریخی در نصرت ولی خدا از برخی مسلمانانی که سال‌ها اهل نماز، هیئت، روضه و مناسک دینی بوده‌اند، جلو بیفتد. همین احتمال، واقعاً نگران‌کننده است؛ زیرا نشان می‌دهد صرف برخورداری از سابقه مذهبی، بدون آمادگی حقیقی برای لحظه امتحان، تضمین‌کننده نجات نیست. 🔻در ادامه برای توضیح همین دغدغه، به دعایی از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام اشاره کرد: « وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدينِکَ، وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِيِّکَ، وَلاتَسْتَبْدِلْ بِنا غَيْرَنا، فَإِنَّ اسْتِبْدالَکَ بِنا غَيْرَنا عَلَيْکَ يَسيرٌ، وَهُوَ عَلَيْنا عَسيرٌ.» 🔺مضمون این دعا بسیار تکان‌دهنده است: برای خداوند دشوار نیست که انسانی را کنار بگذارد و دیگری را جایگزین او کند؛ دشواری واقعی برای خود انسان است که در لحظه حساس، با وجود نماز و عبادت و ادعای بندگی، از قافله نصرت ولی خدا عقب بماند. این دعا در منابع دعایی و روایی با تعابیر نزدیک نقل شده است. ⁉️از همین‌جا سخنران وارد پرسش اصلی شد: «ما منتظریم؟» پاسخ طبیعی همه این است که بله؛ همه می‌گوییم چشم‌انتظار حضرتیم. اما او معتقد بود که وقتی تعریفی که اهل‌بیت از «منتظر واقعی» داده‌اند را کنار خودمان بگذاریم، دیگر پاسخ به این پرسش به سادگی قبل نخواهد بود. 💢 برای قسمت دوم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۲) 🔰 قسمت دوم 🔷برای روشن شدن این موضوع، چهار محور برای بحث انتظار در نظر گرفت: نخست، مفهوم‌شناسی انتظار؛ دوم، فضائل منتظران؛ سوم، وظایف منتظران؛ و چهارم، در ادامه بحث، چگونگی پیاده کردن این وظایف در زندگی واقعی. 🔺با این حال، او ترجیح داد به‌جای آغاز از مفهوم لغوی و اصطلاحی انتظار، از فضائل منتظران شروع کند؛ زیرا وقتی انسان بفهمد منتظر واقعی چه جایگاه بلندی دارد، مفهوم انتظار نیز بهتر فهمیده می‌شود. 🔺او به یکی از مهم‌ترین روایات در این زمینه از امام سجاد علیه‌السلام استناد کرد که خطاب به ابوخالد کابلی فرمود: «یا ابا خالد، إنّ أهل زمان غیبته، القائلین بإمامته، المنتظرین لظهوره، أفضل أهل کل زمان؛ لأنّ الله تبارک و تعالی أعطاهم من العقول و الأفهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله بالسّیف، أولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة إلی دین الله سراً و جهراً.» 🔘ترجمه: اهل زمان غیبت، کسانی که به امامت امام زمان باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از اهل هر زمان برترند؛ زیرا خداوند به آنان عقل، فهم و معرفتی داده که غیبت برایشان به منزله مشاهده شده است. در ادامه روایت نیز آنان در آن زمان همانند مجاهدانی معرفی می‌شوند که در برابر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با شمشیر جهاد می‌کنند. 🔺سخنران در برابر این تعبیر بزرگ، خود حاضران را مخاطب قرار داد: آیا واقعاً ما از اهل همه زمان‌ها برتریم؟ و بعد خود پاسخ داد که اگر با خودمان صادق باشیم، هنوز چنین نیست. زیرا اگر انسان واقعاً به درجه‌ای از معرفت برسد که غیبت برایش همچون مشاهده باشد، دیگر بسیاری از رفتارهای او در خلوت و جلوت تغییر می‌کند. ‼️اگر امام زمان در همین مجلس حضور داشت، انسان حتی افکار خود را نیز مدیریت می‌کرد؛ پس اگر اکنون بدون دیدن ظاهری حضرت، همچنان مراقب خود باشیم، آن‌گاه می‌توان گفت به بخشی از آن معرفتی که روایت از آن سخن می‌گوید نزدیک شده‌ایم. 🔷روایت دیگری که سخنران برای ترسیم عظمت مقام منتظر به آن اشاره کرد، تعبیری است از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره کسانی که پیش از قیام قائم آل‌محمد به او اقتدا می‌کنند و او را در غیبت می‌پذیرند؛ در این نقل، آنان «رفقائی» و از گرامی‌ترین افراد نزد پیامبر معرفی شده‌اند. 🔷بنابراین سخنران می‌خواست نشان دهد که ادبیات روایی درباره منتظر، ادبیات معمولی و کم‌اهمیتی نیست؛ سخن از منزلتی است که منتظر حقیقی را در شمار نزدیکان و رفیقان پیامبر قرار می‌دهد. 🔷در روایت دیگری از امام باقر علیه‌السلام آمده است: «واعلموا أنّ المنتظر لهذا الأمر له مثل أجر الصائم القائم.» یعنی منتظر این امر، پاداشی همانند پاداش روزه‌دارِ شب‌زنده‌دار دارد. سخنران در برابر این تعبیر نیز مکث کرد و گفت ما معمولاً وقتی می‌شنویم «ثواب روزه‌دار نمازگزار»، تنها یک عنوان عبادی را تصور می‌کنیم؛ علت این است که اساساً عظمت نماز را آن‌گونه که باید نشناخته‌ایم. 🔺او برای اثبات این مدعا، وارد بحث نماز شد و از حاضران خواست با خودشان فکر کنند: اگر از ما بپرسند ترک نماز بدتر است یا خوردن مال یتیم به زور، بسیاری پاسخ می‌دهند خوردن مال یتیم، چون حق‌الناس است و نماز را حق‌الله می‌دانند. ❗️اما به تعبیر سخنران، چنین پاسخی دقیق نیست. او به روایتی از کافی استناد کرد که در آن عبید بن زراره از امام صادق علیه‌السلام درباره گناهان کبیره پرسید. در فهرست گناهان، مواردی همچون کفر، قتل نفس، عقوق والدین، خوردن ربا پس از روشن شدن حرمت آن، خوردن مال یتیم، فرار از جنگ و تعرب بعد از هجرت ذکر شد. 🔺وقتی عبید بن زراره پرسید خوردن یک درهم از مال یتیم به ظلم بزرگ‌تر است یا ترک نماز، پاسخ امام صادق علیه‌السلام این بود که ترک نماز بزرگ‌تر است. سپس وقتی پرسید چرا ترک نماز در فهرست جداگانه نیامده، امام فرمود: «فما عددت ترک الصلاة في الكبائر؟» و بعد توضیح داد که در همان مورد اول، یعنی کفر، ترک نماز عمدی قرار می‌گیرد. در نقل دیگری از الکافی نیز آمده است: «منه الذي يدع الصلاة متعمداً، لا من سُكر ولا من عِلّة.» 🔺سخنران نتیجه‌ای را که از این روایت می‌خواست بگیرد روشن کرد: شیطان دقیقاً همان نقطه‌ای را می‌زند که زیرساخت است. اگر نماز زیرساخت رابطه انسان با خدا باشد، حمله به جایگاه نماز، حمله به یکی از اصلی‌ترین پایه‌های حیات معنوی انسان است. 💢 برای قسمت سوم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۳) 🔰 قسمت سوم 🔺از همین منظر، او با انتقاد از تلقی‌ای که ممکن است در جامعه شکل گرفته باشد و بگوید «هر چه می‌خواهی بکن، مردم‌آزاری نکن»، تأکید کرد که نماز چیزی نیست که بتوان آن را در حاشیه قرار داد. امام صادق علیه‌السلام نیز در روایتی صریح فرموده است: «إنّ شفاعتنا لا تنال مستخفّاً بالصلاة.» / شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی‌رسد. ❇️در نتیجه، وقتی روایت می‌گوید منتظر واقعی پاداش روزه‌دار و شب‌زنده‌دار دارد، این تعبیر نباید ساده فهمیده شود؛ سخنران تأکید داشت که عظمت پاداش، در گرو فهم عظمت عبادت نیز هست. او همچنین به روایتی اشاره کرد که بر عظمت دو رکعت نماز مقبول تأکید می‌کند و مضمون آن را چنین بیان کرد که اگر انسانی در پرونده ابدی خود دو رکعت نماز خالص و مقبول داشته باشد، همین می‌تواند برای نجات او کافی باشد. 🔺آنچه در منابع درباره این مضمون آمده، بر نقش نماز خالص و مقبول در سرنوشت اخروی تأکید می‌کند؛ بنابراین مقصود سخنران، نشان دادن فاصله عظیم میان «نماز خواندن» و «شناخت حقیقت نماز» بود. 🔶بعد از این مقدمات، سخنران به روایت دیگری از امام باقر علیه‌السلام اشاره کرد و گفت وجود انسان‌های منتظر می‌تواند منشأ دفع بلا از یک جامعه باشد و رحمت و نعمت الهی به واسطه آنان بر مردم نازل شود؛ یعنی حضور یک انسان منتظر صرفاً یک فضیلت شخصی و فردی نیست، بلکه می‌تواند آثار اجتماعی نیز داشته باشد. به این ترتیب، «منتظر بودن» از یک احساس شخصی درباره آینده خارج شده و به یک عنصر اثرگذار در سرنوشت جامعه تبدیل می‌شود. 🔷پس از ترسیم این جایگاه، نوبت به تعریف انتظار رسید. از نظر لغوی، انتظار همان چشم‌به‌راه بودن است، اما در معنای اصطلاحی مورد نظر سخنران، انتظار دست‌کم دو رکن اساسی دارد: نخست اینکه انسان از وضع موجود ناراضی باشد و دوم اینکه برای رسیدن به وضع مطلوب، هر کاری را که از دستش برمی‌آید انجام دهد. 🔺او برای روشن شدن رکن نخست به سخنی از رهبری انقلاب استناد کرد که انسان منتظر هیچ‌وقت به وضع موجود قانع نیست؛ علت نیز روشن است، زیرا انسان منتظر، وضعیتی آرمانی از عدالت و صلاح در زمان ظهور را پیش چشم خود دارد و در برابر آن، نمی‌تواند هر وضع موجودی را وضعیت مطلوب نهایی بداند. البته هر ناراضی‌ای منتظر نیست؛ ممکن است انسانی از شرایط موجود ناراضی باشد، نق بزند و اعتراض کند، اما چون برای تغییر آن کاری نمی‌کند، هنوز به معنای دقیق کلمه «منتظر» نیست. 🔷رکن دوم، همان نقطه‌ای است که به عمل پیوند می‌خورد: «هر کاری که از دستت برمی‌آید انجام بده.» سخنران تأکید کرد که انسان گاهی کار خودش را بسیار کوچک و بی‌ارزش تصور می‌کند، در حالی که در نسبت با یک حادثه عظیم مانند ظهور، حتی کار کوچک نیز می‌تواند ارزش متفاوتی پیدا کند. برای توضیح این مطلب، مثالی اقتصادی زد: 🔹 اگر چهار نفر با هم پنج میلیون تومان سرمایه بگذارند، روشن است که سود آن مشارکت متناسب با همان سرمایه خواهد بود؛ اما اگر همین پنج میلیون تومان وارد مشارکتی با مقیاس چند صد هزار میلیارد دلار شود، ارزش کل آن سرمایه‌گذاری به دلیل اندازه پروژه، قابل مقایسه با حالت نخست نیست. 🔺بنابراین یک کار کوچک، اگر در خدمت حادثه‌ای به بزرگی ظهور باشد، می‌تواند سود و اثر غیرقابل تصوری داشته باشد. به تعبیر او، مسئله این نیست که کار شما برای خودش چقدر بزرگ است؛ مسئله این است که در چه پروژه‌ای قرار گرفته است. 🔶از همین‌جا سخنران یک مقدمه مهم برای ورود به وظایف منتظران مطرح کرد: انسان باید طوری برای امام زمان زندگی کند که هنگام اجرای دستورات حضرت، دچار «تعارض منافع» نشود. مثال او روشن بود. انسان ممکن است امروز بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی را نقد کند و حتی برخی نقدها کاملاً درست باشند و بعضی مسئولان را فاصله‌گرفته از تراز مطلوب جمهوری اسلامی بداند؛ اما سؤال دشوارتر این است که اگر خود ما در همان جایگاه قرار بگیریم، با همان ایمان، معرفت و شرایطی که امروز داریم، چه خواهیم کرد؟ 🔺او برای توضیح تعارض منافع به مسئله حقوق‌های نجومی اشاره کرد: ممکن است امروز فردی را نقد کنیم که حقوق بسیار بالایی دریافت می‌کند و در پاسخ بگوید این حق من است، من زحمت کشیده‌ام، استعداد دارم، توان دارم و تلاش کرده‌ام. اما وقتی نوبت به خود ما برسد، آیا اگر اختیار گرفتن همان مقدار را پیدا کنیم، واقعاً از آن صرف‌نظر خواهیم کرد؟ تعارض منافع دقیقاً همین‌جاست: یک سو فرمان امامت و وظیفه قرار دارد و سوی دیگر منفعت شخصی. 🔺برای ملموس‌تر شدن این مفهوم، سخنران دوباره سراغ فوتبال رفت. بازیکنی را تصور کنید که از نظر تکنیک و تاکتیک فوق‌العاده است؛ آن‌قدر که به او لقب «جادوگر» داده‌اند و در زمین، با توپ کارهایی می‌کند که دیگران از انجام آن عاجزند. 💢 برای قسمت چهارم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۴) 🔰 قسمت چهارم 🔺اما همین بازیکن وقتی به هجده‌قدم می‌رسد و تنها با یک پاس می‌تواند گل بسازد، گاهی پاس نمی‌دهد. چرا؟ چون در یک لحظه، منافع شخصی بر منافع تیم غلبه می‌کند: «بگذار خودم گل بزنم، اسم من در فهرست بهترین گلزنان لیگ بیاید.» عقل حرفه‌ای به او می‌گوید پاس بده تا تیم جلو بیفتد، اما «خود» نمی‌گذارد. به تعبیر سخنران، بسیاری از ما نیز نمی‌توانیم «تیم» را ببینیم، چون هنوز نمی‌توانیم از «خود» عبور کنیم. 👌با این مقدمات، سخنران تأکید کرد که انتظار صرفاً یک عمل در کنار مجموعه‌ای از اعمال عبادی نیست. البته انتظار با نماز، روزه، خمس، خوش‌اخلاقی، دوری از مال حرام و دیگر تکالیف ارتباط دارد، اما فراتر از فهرست این اعمال است: «انتظار یک تفکر است.» ‼️انسانی که منتظر است، قرآن خواندنش، نماز خواندنش، روزه‌اش، عبادتش و حتی سبک زندگی‌اش با انسانی که منتظر نیست تفاوت پیدا می‌کند. انتظار وقتی وارد ذهن و زندگی انسان می‌شود، به تمام زندگی رنگ می‌دهد؛ حتی دکوراسیون خانه انسان منتظر، فضای ذهنی او و نوع نگاهش به مسائل روزمره نیز تحت تأثیر این تفکر قرار می‌گیرد. 🔺بنابراین انتظار یک حالت تزئینی کنار زندگی نیست؛ یک دستگاه فکری است که وقتی وارد زندگی شد، همه اجزای آن را شکل می‌دهد. 👌نخستین و مهم‌ترین وظیفه‌ای که از نظر سخنران از اینجا آغاز می‌شد، «معرفت نسبت به ولی خدا» بود. او در ادامه همان مثال فوتبال گفت اگر بازیکنی به مربی خود اعتقاد نداشته باشد و بگوید این مربی چیزی بلد نیست و به درد نمی‌خورد، حتی اگر مربی از روی نیمکت فرمان بدهد، او در زمین به دستورات مربی عمل نخواهد کرد. 🔷بنابراین تا زمانی که بازیکن به علم و جایگاه مربی معرفت پیدا نکند، فرمان‌پذیری اتفاق نمی‌افتد. رابطه انسان منتظر با امام نیز چنین است: هرچه انسان امام مهربانش را بیشتر بشناسد و نسبت به احاطه و نظارت حضرت باور عمیق‌تری پیدا کند، بیشتر مراقب رفتار خود خواهد بود. 🔺سخنران برای نشان دادن اثر عملی معرفت، بی‌پرده از خودش مثال زد: اینکه انسان وقتی جایی است که کسی او را نمی‌بیند احساس کند آزاد است هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد؛ وقتی عصبانی می‌شود، هر حرفی را بر زبان بیاورد؛ یا اگر موقعیتی فراهم شد، خدای ناکرده مال دیگری را بردارد، همه اینها نشانه کمبود معرفت نسبت به ناظر حقیقی است. 👌اگر انسان یقین کند خداوند ناظر اوست و حتی در خلوت نیز او را می‌بیند، رفتار تغییر می‌کند. در همین زمینه به آیه ۱۰۵ سوره توبه اشاره شد: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛ «بگو عمل کنید، پس خدا و پیامبر او و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید.» ⁉️پرسش اصلی اینجاست: اگر کسی خودش را در مرآ و منظر امام زمان ببیند، آیا می‌تواند به‌سادگی مرتکب خطا شود؟ از نگاه سخنران، بسیاری از خطاهای ما ریشه در کمبود همین معرفت دارد. 🔷او سپس از زاویه‌ای دیگر به ارزش معرفت نگاه کرد و گفت قیمت عبادت‌های ما، نمازهای ما، تلاوت‌ها، تجمعات و همه اعمال ما با میزان معرفت ما تعریف می‌شود. همه کسانی که در یک تجمع شرکت می‌کنند لزوماً ثواب یکسانی نمی‌برند؛ زیرا سطح معرفت همه یکسان نیست. 🔺برای توضیح، از شهید بزرگوار صیاد شیرازی مثال زد. نقل او این بود که صیاد شیرازی در حالی که با هلیکوپتر از منطقه به پایگاه بازمی‌گشت، به ساعت نگاه کرد و دید زمان نماز اول وقت نزدیک است. به خلبان گفت فرود بیایید تا نماز بخوانیم. خلبان گفت ده دقیقه، یک ربع یا بیست دقیقه دیگر به پایگاه می‌رسیم. پاسخ صیاد این بود که آن زمان دیگر اول وقت نیست؛ همان‌جا بنشینید. وقتی خلبان گفت اینجا خطرناک است، صیاد گفت نگران نباش، بنشین. به این ترتیب، در همان شرایط خطرناک هلیکوپتر نشست، وضو گرفته شد و نماز اول وقت اقامه شد. ⁉️سخنران سپس پرسید: اگر در همان شرایط، فرد دیگری نیز نماز اول وقت بخواند، آیا نماز این دو نفر دقیقاً یک ارزش دارد؟ از نگاه او پاسخ منفی است، زیرا تفاوت در «معرفت» است؛ در اینکه یک نفر در شرایطی پرخطر، اهمیت نماز و فرمان الهی را به‌گونه‌ای فهمیده که حاضر شده خطر را بپذیرد. 🔺برای توضیح همین تفاوت، به تعبیر مشهور درباره نبرد امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خندق نیز اشاره کرد: «ضربة علی یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین.» / مبارزه علی علیه‌السلام با عمرو بن عبدود در روز خندق از اعمال امت تا روز قیامت برتر دانسته شده است. 💢 برای قسمت پنجم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۵) 🔰 قسمت پنجم 🔺از این منظر، ارزش عمل فقط به ظاهر آن نیست؛ معرفت، اخلاص و جایگاه فاعل در نسبت با خدا و ولی خدا نیز در ارزش عمل مؤثر است. سخنران معرفت را به ارتقای رتبه بندگی تشبیه کرد. همان‌طور که یک کارمند ممکن است سال اول ورودش به اداره همان ساعات و همان کار را داشته باشد، اما با گذشت سال‌ها و افزایش سنوات، رتبه و دریافتی او بیشتر شود، انسان مؤمن نیز نباید فقط سنش بالا برود؛ باید معرفتش نیز رشد کند. 🔸اگر کسی در پانزده‌سالگی نماز می‌خواند، در بیست‌سالگی باید معرفت بیشتری داشته باشد و در بیست‌وپنج‌سالگی این رشد باید تصاعدی شود. نباید فقط عدد سن بالا برود؛ باید از سرچشمه نماز، معرفت بیشتری به دست آمده باشد. 🔷او به تفکر نیز به‌عنوان یکی از راه‌های کسب معرفت اشاره کرد و گفت در روایات، برای یک لحظه تفکر ارزش بسیار بزرگی در برابر سال‌ها عبادت بیان شده است؛ چرا که تفکر می‌تواند رتبه بندگی انسان را تغییر دهد، در حالی که اصل نماز همان نماز است: همان حمد و سوره و همان رکوع و سجود، اما درجه معرفت انسان بالاتر رفته و در نتیجه بهره او از همان عبادت نیز بیشتر می‌شود. ♦️پس نخستین وظیفه منتظر، از نگاه سخنران، کسب معرفت نسبت به امام زمان، واسطه فیض و ولی‌نعمت الهی است. 🔶وظیفه دوم، «همدلی و دوستی با همه» بود؛ وظیفه‌ای که سخنران تأکید کرد فهرست آن بسیار طولانی‌تر است، اما خود امام زمان علیه‌السلام به‌صراحت بر این مؤلفه تأکید کرده است. 🔺در توقیعی مشهور از حضرت آمده است: «ولو أنّ أشیاعنا، وفّقهم الله لطاعته، على اجتماع من القلوب، لما تأخّر عنهم الیُمن بلقائنا، ولتعجّلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حقّ المعرفة وصدقها منهم بنا.» / اگر شیعیان ما، که خداوند آنان را بر طاعت خود موفق کند، دل‌هایشان با یکدیگر متحد می‌شد، سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد. 🔺سخنران از این روایت چنین نتیجه گرفت که در میان وظایف متعدد منتظر، یک مسئله بسیار مهم این است که «دل‌مان برای همدیگر بسوزد». سپس دوباره به سوره فتح برگشت که هر شب در فضای موکب قرائت می‌شود. در آیه پایانی سوره می‌خوانیم: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...»؛ پیروان واقعی پیامبر در برابر دشمنان سخت و در میان خود اهل رحمت‌اند. 🔺اما رحما بینهم چگونه تحقق پیدا می‌کند؟ سخنران اینجا به یک عادت فرهنگی اشاره کرد: اینکه برخی از کودکی به ما می‌گویند به هیچ‌کس اعتماد نکن و همه را گرگ تصور کن. اگر همه انسان‌ها را گرگ ببینیم، چگونه می‌توانیم «رحماء بینهم» باشیم؟ چگونه می‌توانیم اجتماع قلوب ایجاد کنیم؟ 🔺درست در مقابل این نگاه، فضای همین موکب قرار داشت که انسان‌ها زیر یک پرچم یکدیگر را می‌دیدند و با دیدن پرچم و عکس شهید، احساس تعلق مشترکی پیدا می‌کردند؛ حتی در خیابان، پشت سر ماشینی که پرچم یا تصویر شهید داشت، احساس نزدیک بودن شکل می‌گرفت. به تعبیر سخنران، همین علاقه و محبت، برای امام زمان بسیار مهم است. ‼️او البته میان «اعتماد» و «محبت» تفکیک گذاشت: همه را دوست داشته باش، اما لازم نیست به همه اعتماد کنی. در معامله باید دقیق بود و حواس جمع داشت، اما محبت انسانی را نباید به دلیل بی‌اعتمادی از بین برد. 👆در همین چارچوب، سخنران به شهید سلیمانی اشاره کرد و گفت نگاه شهید به جامعه، نگاهی بود که افراد را صرفاً بر اساس ظاهر و دسته‌بندی‌های رایج تقسیم نمی‌کرد. اینکه یکی باحجاب است و دیگری بی‌حجاب، یکی اصلاح‌طلب است و دیگری اصولگرا، نباید باعث شود اصلِ ضرورت وحدت در مسیر حق فراموش شود. 🔷او سپس به تعبیری از «رهبر شهید» اشاره کرد که اگر کسی در یک جبهه قرار گرفته باشد اما در مسئله حجاب نقص داشته باشد، عیب او ممکن است در ظاهر باشد، اما عیب کسی که خود را متشرع می‌داند و در باطن گرفتار مشکل است، می‌تواند پنهان‌تر و عمیق‌تر باشد. سخنران نتیجه گرفت که برای ظهور، جامعه باید بتواند افراد را در یک افق بزرگ‌تر ببیند، نه اینکه هر اختلاف ظاهری را به مرز جدایی تبدیل کند. 🔷برای اثبات عملی اهمیت شاد کردن دل دیگران، داستانی از امام صادق علیه‌السلام را نقل کرد که در الکافی آمده است. مردی از اهواز نزد امام آمد و گفت والی اهواز، نجاشی، که از دوستان امام است، از او مالیات طلب دارد و او توان پرداخت ندارد. از امام درخواست کرد نامه‌ای برای نجاشی بنویسد تا در پرداخت مالیات با او مدارا کند. امام قلم و کاغذ خواست و نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم، سُرَّ أخاک یَسُرَّک الله.» یعنی برادرت را شاد کن تا خدا تو را شاد کند. 💢 برای قسمت ششم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۶) 🔰 قسمت ششم 🔺...مرد نامه را نزد نجاشی برد. نجاشی نامه را بوسید و بر چشم گذاشت و پرسید چه می‌خواهی؟ وقتی فهمید بدهی او ده هزار درهم است، دستور داد آن را از جانب خودش پرداخت کنند، او را از بدهی خارج کنند و حتی برای سال آینده نیز آن را ثبت کنند؛ سپس برایش مرکب، کنیز، غلام و لباس فرستاد و هر بار می‌پرسید: «سَرَرْتُک؟» آیا تو را شاد کردم؟ ⁉️سخنران بر همین اساس پرسید: اگر شاد کردن دل یک انسان معمولی این اندازه اثر دارد، شاد کردن دل امام زمان چه اثری خواهد داشت؟ سپس دو راه برای شاد کردن دل حضرت مطرح کرد. نخست، هر دل غمدیده‌ای که در اطراف انسان است، اگر شاد شود، انسان در حقیقت دل امام زمان را نیز شاد کرده است. دوم، موضع‌گیری‌ها و رفتارهایی است که انسان در نسبت با ولی جامعه و در شرایط حساس نشان می‌دهد. 🔷در همین زمینه، او به نقش «مالک اشتر» اشاره کرد و گفت مالک اشتر تنها با نماز و روزه‌اش مالک اشتر نشد؛ بلکه به دلیل موضع‌گیری‌های دقیق، به‌جا و درست خود در نسبت با ولی جامعه بود که به چنین جایگاهی رسید. او به تعبیر مشهور امیرالمؤمنین علیه‌السلام هنگام شنیدن خبر شهادت مالک «مالک و ما مالک» اشاره کرد و سپس آن را با سخنی که درباره استمرار حضور جمعیت در برنامه‌های موکب در دویست شب مطرح شد پیوند زد: این حجم عظیم از جمعیتی که بدون خستگی مسیر را ادامه داده‌اند، نمونه‌ای از همان نوع حضور اجتماعی و موضع‌گیری‌ای است که در ادبیات انتظار اهمیت پیدا می‌کند. 🔷به این ترتیب، دو وظیفه اصلی یعنی «افزایش معرفت» و «دوستی و همدلی با یکدیگر»، به یک توصیه عملی دیگر منتهی شد: در عبادت کوتاهی نکنید. به‌ویژه در چنین روزهایی، باید مراقبت معنوی افزایش پیدا کند. 🔷او برای توضیح این وضعیت، دوران کرونا را مثال زد. در آن دوران، مردم مرتب دست‌هایشان را می‌شستند، مراقبت‌های بهداشتی را افزایش می‌دادند و حساسیت بیشتری نسبت به احتمال آلودگی داشتند. اکنون مسئله‌ای را باید مانند «کرونای معنوی» جدی گرفت؛ یعنی همان‌طور که در بحران جسمانی میزان مراقبت را بالا می‌بریم، در شرایط فتنه و بحران معنوی نیز باید مراقبت خودمان را افزایش دهیم. ‼️اگر پیش از این روزی نیم صفحه قرآن می‌خواندیم، امروز باید آن را به دو صفحه برسانیم. اگر پیش از این تنها نمازهای واجب را می‌خواندیم، اکنون باید مقدمات نماز، تعقیبات و مستحبات را نیز جدی‌تر بگیریم. هدف از این افزایش مراقبت، این است که انسان در لحظه امتحان، از قافله نصرت ولی خدا جا نماند. 🔸سخنران در پایان این بخش، به وعده قطعی الهی درباره پیروزی دین اشاره کرد و مضمون آیه 9 سوره صف را یادآور شد که خداوند دین خود را به ظهور و غلبه می‌رساند، هرچند مشرکان خوش نداشته باشند: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.» ⚠️از نگاه سخنران، این آیه هم یک هشدار به دشمنان است و هم تلنگری به مؤمنان: تحقق وعده الهی متوقف بر آن نیست که ما حتماً در آن نقشی داشته باشیم. خداوند دین خود را پیش خواهد برد، اما مسئله انسان این است که آیا در شمار کسانی قرار خواهد گرفت که خداوند این مأموریت را به دست آنان محقق می‌کند یا نه. بنابراین دعای اصلی باید این باشد که خداوند انسان را در این صف ثابت‌قدم نگه دارد و توفیق دهد که زمینه‌ساز ظهور باشد. 🔶بخش پرسش و پاسخ ⁉️ نخستین سؤال به مسئله «کار و تلاش» مربوط بود. پرسشگر با استناد به موارد متعدد قرآنی با تعابیری مانند «بما کنتم تعملون»، بر این نکته تأکید داشت که اساس دین بر کار و تلاش است و در منابر کمتر از کار و تولید و تلاش سخن گفته می‌شود. او عدد «۳۸۹ مورد» را برای تعابیر مربوط به عمل و «۱۱۵ مورد» را برای تعبیر «الحیاة الدنیا» مطرح کرد. همچنین با اشاره به وضعیت جوانان، رقم دوازده میلیون جوان را مطرح کرد و گفت امروز خانواده‌ها گاه فرزندی لیسانس یا فوق‌لیسانس‌دار دارند که بیکار است؛ در حالی که در گذشته، خانواده‌ها حتی گاو روستا را می‌فروختند تا فرزندشان درس بخواند و به لیسانس یا فوق‌لیسانس برسد. پرسشگر سپس از منظری اجتماعی، به نسبت مردم با دنیا پرداخت و گفت ادبیاتی وارد فرهنگ دینی شده که دنیا را تحقیر می‌کند و همین مسئله ممکن است در جوان بیکار، هنگامی که می‌بیند یک روحانی یا شخص دیگری خودروی گران‌قیمت سوار شده، احساس تضاد ایجاد کند و او را به واکنش‌های افراطی بکشاند. 💢 برای قسمت هفتم روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۷) 🔰 قسمت هفتم ⁉️سؤال دیگر او این بود که اگر قرار است از «معرفت» و «تقوا» سخن بگوییم، اصلاً معرفت چیست؟ تفاوت علم و معرفت چیست؟ و چگونه باید معرفت را به‌صورت حسی و ملموس فهمید؟ در همین بخش نیز او به تعبیر مشهور «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» اشاره کرد و مسئله نسبت علم، معرفت، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را پیش کشید. 🔺پاسخ نخست سخنران به استناد قرآنی پرسشگر این بود که تعابیری مانند «بما کنتم تعملون» در بسیاری از موارد در قرآن، در زمینه عمل و بندگی و اعمال دینی به کار رفته است، نه اینکه هر موردی الزاماً به معنای اشتغال و فعالیت اقتصادی باشد. او اصل فرمایش پرسشگر درباره اهمیت کار و تلاش را تأیید کرد، اما گفت این آیات را نباید برای معنایی بیش از سیاق آنها به کار برد. ⁉️پرسشگر در ادامه، مسئله را به بحث «حسن فعلی و حسن فاعلی» کشاند و گفت مثلاً اگر کسی شکم ده نفر را سیر کند، ممکن است جهنم برود؛ از سوی دیگر، هر عملی مشاعی است و پدر، مادر، جامعه، زمان و مکان در شکل‌گیری و تحقق یک عمل سهم دارند. حتی در ساختار عبادت، وقتی کسی نماز می‌خواند، افراد زیادی که زیرساخت آن را فراهم کرده‌اند، به‌نوعی در آن نقش دارند. از نگاه او، کمتر درباره این زیرساخت‌ها، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و زمینه‌های اجتماعی عمل سخن گفته می‌شود. 🔺سخنران در پاسخ، بحث را دوباره به موضوع اصلی برگرداند: «موضوع بحث ما وظایف منتظر است.» او گفت طبیعی است که وقتی درباره وظایف منتظر حرف می‌زنیم، باید به وظایف مهم و ریشه‌ای برویم. کسی که معرفت پیدا می‌کند، علی‌القاعده نمی‌تواند انسانی عاطل و باطل باشد. معرفت یعنی انسان بداند در قبال امام زمان چه وظیفه‌ای دارد و همان وظیفه را به نحو احسن انجام دهد. 🔷برای روشن شدن این مفهوم، مثال شاگرد و استاد را آورد: ممکن است شاگردی از نام معلم، محل زندگی و ویژگی‌های شخصی او اطلاعی نداشته باشد، اما چون درس‌خوان است، وظیفه‌اش را در کلاس به‌خوبی انجام دهد. بنابراین معرفت مورد نظر، صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات ذهنی نیست؛ معرفتی است که به تشخیص وظیفه و انجام درست آن منجر می‌شود. ⁉️اما در بخش دیگری از سؤال، سخنران درباره دنیا موضع خود را روشن کرد: هیچ‌کس نمی‌گوید دنیا را نداشته باشید. اگر دیگران، دشمنان دین و یهود دنیا را داشته باشند، چرا ما نداشته باشیم؟ از نگاه او، اشکال در داشتن دنیا نیست؛ اشکال آن است که انسان اسیر و کوچک‌تر از دنیای خود شود. 👌او توصیه‌ای را که بارها بر منابر گفته می‌شود تکرار کرد: تمام تلاش خود را برای به دست آوردن دنیا انجام دهید، همان‌گونه که امام صادق علیه‌السلام در عرصه‌های اقتصادی نیز سرمایه‌گذاری‌هایی داشته است؛ اما مسئله اصلی این است که وقتی مال در اختیار انسان قرار گرفت، او مالک مال باشد نه اینکه مال مالک انسان شود. 🔷در همین زمینه، حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها به‌عنوان الگویی مطرح شد که دارایی داشت، اما در جای لازم می‌توانست در یک چشم برهم‌زدن از مال خود بگذرد. بنابراین از نگاه سخنران، مسئله در تضاد میان دنیا و دین خلاصه نمی‌شود؛ مسئله نسبت انسان با دنیاست. دنیا اگر در اختیار انسان باشد، ابزار است؛ اما اگر انسان در اختیار دنیا قرار بگیرد، به مانع تبدیل می‌شود. 🔺در اینجا پرسشگر عملاً بحث را از موضوع جلسه خارج کرد و وارد مسائل دیگری شد. مجری برای حفظ چارچوب جلسه، محترمانه تذکر داد که چون این بحث از موضوع اصلی فاصله گرفته، اگر مایل است می‌تواند پس از پایان رسمی جلسه نزد استاد بیاید و در آنجا گفتگو را ادامه دهد. 💢 برای قسمت جمع‌بندی روایت اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۹ | ۲۶ شهریورماه (۸/۸) 🔰 قسمت پایانی 🔶جمع‌بندی امشب 🔷در مجموع، سخنرانی نود و نهمین جلسه موکب، انتظار را از یک احساس عاطفی و صرفاً ذهنی به یک دستگاه فکری و عملی تبدیل می‌کند. نقطه عزیمت این نگاه، هشدار درباره دو امکان هم‌زمان در عصر غیبت است: رویش و ریزش. ممکن است فردی با سابقه‌ای کوتاه یا حتی بیرون از ساختار معمول دینداری، در لحظه نصرت ولی خدا از انسان‌های باسابقه جلو بیفتد؛ همان‌گونه که در کربلا وهب نصرانی تنها پانزده روز پس از اسلام آوردن به شهادت رسید و در مقابل، فردی مانند عبیدالله بن حُرّ جُعفی با وجود نشانه‌های ظاهری عبادت نتوانست در صف یاری امام حسین علیه‌السلام قرار گیرد. 🔷بنابراین معیار نهایی، صرفاً سابقه، ظاهر یا ادعا نیست؛ مسئله این است که انسان در بزنگاه، چه نسبتی با وظیفه خود پیدا می‌کند. روایت امام سجاد علیه‌السلام درباره برتری اهل زمان غیبت نیز دقیقاً همین نقطه را برجسته می‌کند: منتظر حقیقی کسی است که غیبت برای او به منزله مشاهده شود، یعنی معرفت او آن‌قدر رشد کرده باشد که حضور نیافتن ظاهری امام، به معنای فراموش کردن حضور و نظارت او نباشد. 🔻از سوی دیگر، سخنرانی نشان می‌دهد که وظایف منتظر در دو سطح فردی و اجتماعی به هم پیوند خورده‌اند. در سطح فردی، معرفت، مراقبت از نماز، عبادت، تفکر و پرهیز از تعارض منافع قرار دارد؛ در سطح اجتماعی نیز اجتماع قلوب، محبت متقابل، شاد کردن دل مؤمنان، همدلی و حفظ پیوند انسان‌ها با یکدیگر اهمیت پیدا می‌کند. ‼️منتظر کسی نیست که صرفاً چشم به آینده داشته باشد؛ انسانی است که وضع موجود را کافی نمی‌داند و برای رسیدن به وضع مطلوب، هر اندازه که از دستش برمی‌آید انجام می‌دهد. به همین دلیل حتی کار کوچک او نیز هنگامی که در مسیر یک هدف بزرگ قرار می‌گیرد، معنایی متفاوت پیدا می‌کند. ‼️در نهایت، مسئله اصلی این نیست که آیا وعده الهی محقق خواهد شد یا نه؛ وعده الهی قطعی است. پرسش تعیین‌کننده برای هر انسان این است که هنگام تحقق آن وعده، آیا خودش در شمار کسانی خواهد بود که خداوند آنان را برای نصرت دین و ولی خدا برگزیده است یا اینکه این فرصت به دیگری واگذار خواهد شد. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🌙 روایت‌ها، مسیر یک جامعه را شکل می‌دهند... 🔶 در روزگاری که گاهاً غبار روایت‌های نادرست، حقیقت را پنهان می‌کند، رسالت ما ساختن، شنیدن و گفتن روایت درست است؛ روایتی که بر پایه بصیرت، وحدت و اندیشه شکل می‌گیرد. 🔰 موکب تبیینی بصیرتی 📖 موضوع امشب: «سناریوهای جنگ ترکیبی و راهبردهای بسیج مردمی در مواجهه با آنها» 🎙 سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین رحیم کارگر 🗓 امشب ۳۱ شهریورماه 🕙 ساعت ۲۲ 📍 قم، خیابان شهید صدوقی، روبروی کوچه ۴۱ حضور همه علاقه‌مندان، اساتید، طلاب، دانشجویان و عموم مردم در این نشست آزاد و موجب افتخار است. ✅ «وحدت کلمه و اتحاد مقدس، از اصولی‌ترین نیازهای امروز کشور است.» مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) ــــــــــــــــــــــــــــ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
▪️جزئیات تشییع و تدفین آیت‌الله العظمی شبیری‌زنجانی(ره) اعلام شد؛ 🔶مراسم تشییع پیکر مرحوم آیت الله العظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی (ره) روز چهارشنبه ساعت ۹ صبح همزمان با سومین روز عزای عمومی، از مسجد امام حسن عسکری (ع) به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (ع) برگزار خواهد شد و پیکر پاک ایشان در حرم مطهر بانوی کرامت به خاک سپرده می‌شود. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🇮🇷 دفاع مقدس، مکتب جاودانه مقاومت؛ طلاب و روحانیون بسیجی تا پای جان در میدان‌اند 🔰سازمان بسیج اساتید، طلاب و روحانیون کشور در بیانیه‌ای به مناسبت هفته دفاع مقدس، با گرامیداشت یاد و نام شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، بر استمرار مکتب مقاومت تأکید کرد و شهدای طلبه و روحانی را پیشگامان جهاد و شهادت در دفاع از اسلام، انقلاب و میهن اسلامی دانست. 💠 در این بیانیه با تأکید بر اینکه دشمن همچنان در کمین ضربه به ایران اسلامی است، تصریح شده است: «خرمشهرها در پیش است» و فتح این سنگرها، حضور و مجاهدت همه‌جانبه ملت را می‌طلبد؛ از این رو طلاب و روحانیون بسیجی در عهدی دوباره با رهبر معظم انقلاب، تا آخرین قطره خون پای انقلاب اسلامی و ایران عزیز ایستاده و در دفاع از کیان، امنیت و تمامیت ارضی کشور، میدان را به دشمن واگذار نخواهند کرد. 🔗متن کامل بیانیه
📝 | بازخوانی راهبردی «وحدت مقدس» در برابر «دکترینِ فشار»؛ گذار از تهدید به اقتدار ✍🏼عابدین غفاری 🔶در شرایط حساس کنونی، تحلیلِ رفتارهای نظام سلطه در قبال جمهوری اسلامی ایران، مستلزم نگاهی فراتر از وقایع روزمره است. دشمن، در حال اجرای یک سناریوی چندلایه است که شناخت دقیق آن، نه تنها برای مسئولان، بلکه برای جامعه نخبگانی یک ضرورتِ استراتژیک محسوب می‌شود. 🔶۱. منطقِ حمله: چرا دشمن به دنبال بی‌ثبات‌سازی است؟ بررسیِ اتاق‌های فکر جریان سلطه نشان می‌دهد که دشمن در طراحیِ حملات خود علیه ایران، یک مثلثِ راهبردی را دنبال می‌کند که هدف نهایی آن شکستنِ اراده‌ی ملی است: 🔹ضعیف‌سازی ساختاری: تلاش برای کاهشِ مولفه‌های قدرتِ ایران (نظامی، منطقه‌ای و سیاسی) تا کشور از جایگاهِ مقتدرِ خود در معادلات جهانی عقب‌نشینی کند. 🔹فشار اقتصادی بر مردم: دامن زدن به معضلات معیشتی با هدفِ گسستِ میان ملت و حاکمیت. دشمن می‌خواهد نارضایتی اقتصادی را به سوختِ اصلیِ پروژه‌های براندازانه تبدیل کند. 🔹اختلال در تسلط دولت بر امور: این رکنِ اصلی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دشمن به شدت از آن هراس دارد که دولتِ مستقر، با اقتدارِ کامل و اشرافِ اجرایی، بر چالش‌ها فائق آید. 🔺محاسباتِ آن‌ها بر این است که اگر دولت بر امور مسلط شود، تمامیِ بهانه‌ها و اهرم‌های فشارِ آن‌ها علیه نظامِ اسلامی خنثی خواهد شد. لذا، آن‌ها با تمام قوا می‌کوشند تا دولت را درگیرِ حواشی کنند و مانعِ تسلطِ کاملِ مدیریتِ اجرایی کشور بر امور شوند. 🔶 ۲. وحدت مقدس؛ سپری در برابر نقشه‌های شوم آنچه این نقشه‌ها را در نطفه خفه می‌کند، تدبیرِ حکیمانه و راهبردی قائد شهید امت است. تأکیدِ ایشان بر لزوم در آغوش گرفتن دولت توسط همه ارکان نظام و نیروهای انقلاب، یک توصیه‌ی اخلاقیِ ساده نیست؛ بلکه یک فرمانِ راهبردی برای شکل‌دهی به یک اتحاد مقدس است. 🔸تجلی این وحدت در هم‌افزاییِ تمام‌عیارِ نهادهای حاکمیتی و انقلابی دیده می‌شود: 🔹همگامیِ قوا و نهادها: همراهیِ بدنه مجلس شورای اسلامی با دولت، نقش‌آفرینیِ فعالِ مدیریتِ شهری در کلان‌شهرها برای گره‌گشایی از مسائل اقتصادی، و حضور میدانی و بی‌ادعای بسیج و نیروهای مسلح در بازسازی و خدمت‌رسانی، پیامی قاطع به دشمن است. 🔺این هم‌افزایی، نشان می‌دهد که کلِ پیکره‌ی نظام برای موفقیتِ دولتِ مستقر، هم‌قسم شده است تا کوچک‌ترین شکافی برای نفوذ دشمن باقی نماند. 🔶 ۳. رسالتِ جامعه نخبگانی؛ جهاد در مسیرِ تبیین در این میان، نقشِ جامعه نخبگانی (اعم از اساتید، فعالان فرهنگی و حوزوی) بی‌بدیل است. وظیفه نخبگان در شرایط فعلی، فراتر از نظاره‌گری است: 🔹 تبیینِ منطقِ وحدت: نخبگان باید برای افکار عمومی تشریح کنند که این اتحاد، نه یک بازیِ سیاسی، بلکه یک ضرورتِ امنیتی برای عبور از گردنه‌های سختِ اقتصادی است. 🔹مبارزه با حاشیه‌سازی‌ها: هر صدایی که به دنبالِ ایجادِ دوقطبی‌های کاذب (مانند تقابل دولت با نهادهای انقلابی) باشد، دانسته یا نادانسته، در پازلِ دشمن بازی می‌کند. تقوای سیاسی حکم می‌کند که نخبگان در برابرِ این موج‌های تفرقه‌افکن بایستند و بر همدلیِ ساختاری تأکید کنند. 🔹امیدآفرینیِ واقع‌بینانه: نخبگان باید با تحلیلِ دستاوردهای هم‌افزاییِ دستگاه‌ها، به جامعه نشان دهند که مسیرِ غلبه بر مشکلات، از طریقِ همین اتحاد مقدس می‌گذرد و این راه، بن‌بستی ندارد. 🔶 نتیجه‌گیری؛ دشمن در محاسبات خود دچار خطای استراتژیک شده است؛ چرا که قدرتِ وحدتِ ایمانی و انقلابی ما را دست‌کم گرفته است. 🔺اگر این اتحادِ مقدس که برخاسته از هدایت‌های حکیمانه امام سید مجتبی خامنه ای مدظله العالی است، با همتِ دولت و حمایتِ شبانه‌روزیِ سایر ارکان و نهادهای انقلابی حفظ شود، دولت نه تنها بر چالش‌ها مسلط خواهد شد، بلکه نقشه دشمن برای تضعیفِ ایران اسلامی، به کلی نقش‌برآب گشته و فصلِ جدیدی از اقتدار و کارآمدیِ نظامِ مقدس جمهوری اسلامی آغاز خواهد شد. 👌حفظِ این وحدت، نه یک انتخاب، که یک تکلیفِ شرعی و ملی بر دوشِ همه ماست. ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات