🎞#روایت_تبیینی از #موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۱ | ۲۸ شهریورماه (۶/۱)
📌 موضوع: «راهبرد دشمن در اغتشاشات پیشرو در بحث فضای مجازی»؛
👤مهمان : حجتالاسلام والمسلمین محمودی، کارشناس رسانه و فضای مجازی
🔶صدویکمین جلسه «موکب تبیینی بصیرتی مرکز اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم» با استقبال بسیار خوب مردم از موکب برگزار شد.
🔷پیش از آغاز سخنرانی، سوره فتح قرائت شد، سرود جمهوری اسلامی ایران پخش شد و پس از آن صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه(س) قرائت شد.
🔷تقریباً هر یک ربع، یک دسته عزاداری و خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور میکرد و حضار و سخنران نیز با شعارهای آنان همراه میشدند؛ ترکیبی که فضای جلسه را از یک سخنرانی صرف خارج کرده و به آن حالوهوایی زنده، اجتماعی و در عین حال مطالبهگر داده بود.
🔶موضوع سخنرانی حجتالاسلام محمودی از همان ابتدا با طرح برنامهریزی دشمن برای همزمان کردن عملیات نظامی و یک «فتنه داخلی» وارد مرحلهای جدی شد.
🔺سخنران گفت اخیراً سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، یعنی CIA، نامهای به دونالد ترامپ نوشته و برای موافقت با عملیات نظامی در خاک ایران دو شرط مطرح کرده است:
👌نخست اینکه عملیات نظامی و فتنه داخلی باید همزمان اتفاق بیفتند و دیگر فاصلهای میان این دو وجود نداشته باشد؛ و دوم اینکه برای اجرای این سناریو دو ماه مهلت داده شود.
🔺 به گفته سخنران، پایان این مهلت دوماهه به اوایل مهرماه میرسد و بنابراین دشمن برای اوایل مهر برنامهریزی کرده است.
🔺او برای توضیح اینکه چرا این مسئله را جدی میداند، به نمونههایی از آنچه در همان روزها در قم و تهران دیده میشد اشاره کرد؛ از جمله اهانت به بنرهای رهبر انقلاب در چند نقطه قم و برخی «تستها» در تهران و دیگر مناطق برای فراهم کردن زمینه تحریک افراد.
🔺اما برای محمودی، مسئله اصلی صرفاً احتمال یک عملیات نظامی یا حتی یک آشوب خیابانی نبود؛ نقطه تمرکز سخنرانی جایی بود که «جنگ سخت» به «جنگ شناختی» پیوند میخورد.
🔺او برای اثبات این مسئله، از تجربهای در مجموعه خود سخن گفت که نشان میداد برنامهریزی دشمن در فضای مجازی تا چه اندازه جزئی و هدفمند شده است.
🔺در این روایت، افرادی که در مجموعه او صفحات توییتری فعال داشتند، از سوی جریانهای مخالف پیشنهادی دریافت کرده بودند که در ازای تولید محتوای مشخص پول دریافت کنند.
👌سخنران تأکید داشت که مسئله صرفاً یک شناخت اجمالی از فضای جامعه نیست؛ بلکه طرف مقابل دقیقاً بررسی میکند چه محتوایی، چه دو قطبیای و چه ادبیاتی میتواند بیشترین شکاف اجتماعی را ایجاد کند.
‼️ در یکی از این پیشنهادها، برای هر توییت مبلغ ۵۰۰ تتر پیشنهاد شده بود؛ رقمی که سخنران ارزش آن را در زمان بیان سخنان، حدود ۱۱۷ میلیون تومان اعلام کرد.
🔺یعنی تولیدکننده محتوا کافی بود یک توییت مطلوب سفارشدهنده منتشر کند و در ازای همان یک توییت چنین مبلغی دریافت کند.
🔷 سپس بخشهایی از متن پیشنهادی را برای حاضران توضیح داد: «منصوبین رهبری باید زیر ضرب برن»، درباره اینکه چه کسی مسئول نفتکشهاست سؤال شود، از تعبیرهایی مانند «امت بعثی» استفاده شود، مسئولیت حمله به نفتکشها بهصورت غیرمستقیم متوجه رهبری شود، درباره رفراندوم و ادامه جنگ نوشته شود و پس از انتشار هر توییت، آدرس کیف پول مجازی برای پرداخت ارسال شود.
🔷در اسکرینشات دیگری که سخنران به آن اشاره کرد، پیشنهاد شده بود فرد خود را هوادار یکی از دو چهره سیاسی، سعید جلیلی یا محمدباقر قالیباف، نشان دهد و سپس در حالی که خود را هوادار آن فرد معرفی میکند، به اصل رهبری حمله کند!
🔺 استدلال محمودی در اینجا روشن بود: اگر هدف صرفاً تولید چند محتوای مخالف بود، نیازی به چنین طراحی دقیقی برای انتخاب هویت جعلی، انتخاب موضوع، انتخاب هشتگ، انتخاب مخاطب و حتی انتخاب نقطهای که باید شکاف ایجاد شود وجود نداشت.
🔺از نگاه او، دشمن در جنگ شناختی تلاش میکند در عمیقترین لایههای جامعه نفوذ کند و بداند چه چیزی میتواند نیروهای مختلف را مقابل یکدیگر قرار دهد.
🔸از همین نقطه، سخنران وارد توضیح «محورهای اصلی» جنگ شناختی شد و گفت بر اساس اسنادی که به آنها استناد میکند، دشمن برای ایجاد اغتشاش و بیثباتی روی شش محور اصلی کار میکند. نخستین محور، «عصبانیسازی مردم در حوزه اقتصادی» است.
🔷محمودی گفت در جلسات گذشته نیز به این مسئله پرداخته و تأکید کرد که دشمن روی مشکلات واقعی اقتصادی سوار میشود؛ یعنی لزوماً قرار نیست یک مشکل را از صفر بسازد، بلکه میتواند یک ضعف واقعی را انتخاب کند، آن را برجسته کند، به شکل خاصی بازنمایی کند و سپس آن را به یک هویت یا قشر اجتماعی پیوند بزند.
💢 برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۱ | ۲۸ شهریورماه (۶/۲)
🔰قسمت دوم
🔻او در این زمینه از «مقایسههای نابجا و غلط»، «بازنمایی محدود از سبک زندگی غرب»، «القا کردن رفاه گسترده» و «القای یک ضعف عمیق» سخن گفت.
🔸 راه مقابله با این شیوه، انکار مشکلات نیست، بلکه مقایسه عادلانه و مبتنی بر داده است؛ یعنی اگر قرار است وضعیت اقتصادی ایران با کشورهای دیگر مقایسه شود، باید همه شاخصها و واقعیتهای دو طرف دیده شود.
🔷او به وجود سایتها و منابعی اشاره کرد که مقایسههای اقتصادی عادلانه انجام میدهند و در جلسه قبل یکی از آنهارا معرفی کرد و گفت کلیپهای زیادی نیز در این زمینه وجود دارد.
🔻سپس برای ملموس کردن بحث، نمونهای از کلیپهایی را که درباره ایرانخودرو ساخته شده بود برای مخاطبان بازگو کرد. در این کلیپ، ماجرا با یک گفتوگوی طنز میان مدیر ایرانخودرو و مدیران مرسدسبنز روایت میشد؛ اما نکته اصلی آنجایی بود که سازنده کلیپ برای القای ناکارآمدی، دو روحانی را به جای مدیر ایرانخودرو قرار داده بود.
🔺 در این بازنمایی، مدیر ایرانخودرو با ظاهری کاملاً مذهبی تصویر میشد تا ناکارآمدی صنعت خودرو به یک قشر مذهبی و روحانی نسبت داده شود؛ گویی اگر این افراد نبودند، ایرانخودرو همان مرسدسبنز شده بود.
🔻در ادامه کلیپ، مدیر فرضی مرسدسبنز خطاب به مدیر ایرانخودرو میگفت: «ما در بنز سالی صدها میلیون دلار خرج تبلیغ میکنیم تا محصولاتمان را بخرند، اما شما بدون یک دلار هزینه کاری کردید که یک ملت برای ثبتنام التماس میکنند.»
‼️سپس مجموعهای از پرسشهای طعنهآمیز مطرح میشد:
⁉️چگونه پول کامل خودرو را یک سال پیش از تحویل میگیرید، در حالی که اگر آنها چنین کاری کنند دولت آلمان شرکتشان را پلمب میکند؟
⁉️چگونه مشتری به جای خودروی سفید، خودروی نقرهای تحویل میگیرد و صدایش هم درنمیآید؟
⁉️چگونه برای فروش ۲۰ هزار خودرو از دو میلیون نفر پول میگیرید، در حالی که با همین پول میتوانستند کل شرکت مرسدسبنز را سه بار بخرند و بفروشند؟
🔺و در پایان نیز پیشنهاد میدادند «بیا کشورهایمان را عوض کنیم».
👌محمودی تأکید کرد که مشکل این کلیپ لزوماً در تمام نقدهای اقتصادی آن نیست؛ یعنی ممکن است بخشی از انتقادها به عملکرد صنعت خودرو اساساً قابل بحث باشد، اما مسئلهای که او بر آن دست گذاشت، «گره زدن ناکارآمدی به هویت مذهبی» بود.
🔺انبوه این کلیپها با هدف عصبانیسازی مردم تولید میشوند تا مشکلات واقعی اقتصادی، به جای آنکه موضوعی برای مطالبهگری و اصلاح باشند، به نفرت از یک گروه اجتماعی تبدیل شوند.
🔷او نمونه دیگری را نیز به مقایسه درآمد کارگران ایران و افغانستان مربوط دانست و گفت در صورت مراجعه به آمار معتبر، تصویری که به دست میآید با برخی کلیپهای فضای مجازی تفاوت دارد.
با این حال، وقتی تولید انبوه چنین محتواهایی با مشکلات اقتصادی واقعی که مردم هر روز آن را لمس میکنند ترکیب میشود، ضریب عصبانیت افزایش مییابد.
🔺در این میان، سخنران به برخی اظهارات سیاسی، از جمله سخنان پسر مسعود پزشکیان، نیز اشاره کرد و آنها را «بنزین روی آتش» دانست و گفت برخی افراد باید در مدیریت این فضا دقت بیشتری داشته باشند.
🔶محور بعدی، عصبانیسازی نیروهای انقلابی در موضوع حجاب بود. محمودی هشدار داد که در این حوزه، بخشی از محتواها حتی با هوش مصنوعی تولید میشوند.
🔺مثلا در برخی آنها زنان با پوشش بسیار نامناسب یا حتی تصاویر برهنه در مترو نشان داده میشوند و هدف از انتشار آنها، تحریک نیروهای مذهبی و انقلابی است.
👌نکتهای که او بر آن تأکید کرد این بود که بسیاری از کسانی که این تصاویر را میبینند، بدون بررسی صحت آنها، از شدت خشم اقدام به بازنشر میکنند و خودشان به توزیع محتوایی کمک میکنند که ممکن است اساساً ساختگی باشد.
🔷او برای نمونه به کلیپی اشاره کرد که در آن، هنگام حرکت دست یک زن، انگشتان دست در یک لحظه به شکل غیرطبیعی به هم میریخت و همین خطای تصویری میتوانست نشانهای از تولید مصنوعی محتوا باشد.
🔺در نتیجه دشمن لازم نیست برای ایجاد درگیری، همه افراد جامعه را مستقیماً سازماندهی کند؛ کافی است محتوایی تولید کند که گروهی را عصبانی و گروه دیگری را تحریک کند و سپس منتظر بماند واکنشهای زنجیرهای شکل بگیرد.
🔺او همچنین به ماجرایی در حرم اشاره کرد و گفت چند روز پیش در مقابل یکی از دربهای حرم، دختری "پروژه بگیر" با ظاهری بسیار نامناسب حدود ۴ ساعت حاضر شده بود و وقتی کسی متعرض او نشد، نهایتا خود او تلاش کرد زمینه ایجاد درگیری را فراهم کند!
🔺این مثال برای توضیح همان الگو بود: ایجاد برخورد میان باحجاب و بیحجاب، مذهبی و غیرمذهبی، تندرو و کندرو و سپس انتظار برای اینکه این دو قطبی به مرحله برخورد برسد و از «آب گلآلود» حاصل از آن بهرهبرداری شود.
💢 برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۱ | ۲۸ شهریورماه (۶/۳)
🔰 قسمت سوم
🔻در ادامه، سخنران مجموعه این اقدامات را به مفاهیمی مانند «تفرقهافکنی میان نیروهای انقلابی»، «دو قطبیسازی مذهبی»، «پمپاژ اطلاعاتی»، «فرسایش شناختی»، «انواع دروغ در قالب جعل عمیق» و «القای یأس و ناامیدی» پیوند زد.
♦️سپس چهار لایهای را که در جنگ شناختی هدف قرار میگیرند، چنین برشمرد:
ادراک، فهم، تصمیم و رفتار.
🔺این تقسیمبندی، یکی از محورهای اصلی سخنرانی بود. استدلال محمودی این بود که جنگ شناختی صرفاً جنگ بر سر یک خبر یا یک شایعه نیست؛ دشمن تلاش میکند ابتدا ادراک انسان را تغییر دهد، سپس فهم او از واقعیت را دگرگون کند، این تغییر فهم را به تصمیمهای متفاوت برساند و در نهایت رفتار جدیدی از او بگیرد. اگر این چهار مرحله تغییر کند، ممکن است انسان دست به رفتاری بزند که در شرایط عادی تصورش برای دیگران دشوار باشد.
🔺سخنران برای توضیح این ادعا، به نمونههایی از تغییر سبک زندگی اشاره کرد و گفت وقتی ادراک و فهم جامعه نسبت به برخی مسائل تغییر کند، ممکن است انسان سبک زندگی طبیعی و «طیب و طاهر» را که خداوند در برابر او قرار داده، کنار بگذارد.
🔺او با اشاره به کلیپی که به نمایش گذاشت از فردی که بچهدار نشده بود و حیوان خانگی را جایگزین روابط طبیعی خانوادگی کرده بود و به تمیز کردن نجاست سگ افتخار میکرد.
🔸او حتی به رفتارهای بسیار عجیبتری درباره حیواناتی مانند خر، الاغ، اسب و قاطر اشاره کرد و با این پرسش به موضوع پایان داد که «بنیبشر به کجا میرود؟» مسئله اصلی در اینجا خود یک حیوان یا یک رفتار منفرد نبود، بلکه تغییر هویت و سبک زندگی بود؛ اینکه وقتی سبک زندگی اصیل تغییر میکند، ادراک انسان نیز تغییر خواهد کرد.
🔶از همین جا بحث او درباره شبکههای اجتماعی آغاز شد. محمودی گفت دشمن برای تغییر ادراک، از شبکههای اجتماعی استفاده میکند و یکی از مهمترین ابزارهای این شبکهها، الگوریتمهایی هستند که محتوای مورد مشاهده کاربر را بر اساس رفتار و علایق او تنظیم میکنند.
🔺او برای ملموس کردن این مسئله از مخاطبان خواست همان آزمایشی که در جلسات قبل در خصوص تغییر الگوریتم اینستاگرام طبق علایق هر فرد توضیح داده بود را انجام بدهند که نشان دهد همه کاربران الزاماً با یک تصویر یکسان از جهان مواجه نیستند.
🔺به تعبیر محمودی، بخشی از جوانان در همین الگوریتمها غرق شدهاند و این مسئله باعث میشود تصویری که از جامعه و آینده خود پیدا میکنند، تصویری محدود و تقویتشده توسط همان محیط رسانهای باشد.
🔺برای توضیح این مسئله، او کلیپی را پخش کرد که در آن جوانی ۲۵ ساله از شرایط اقتصادی، نداشتن امکانات و دانش کافی، شکستهای پیاپی در ساخت نمونههای مختلف و احساس افسردگی سخن میگفت که در شرایط جنگ و مشکلات اقتصادی تلاش کرده چیزی بسازد، اما هر بار بخشی از کار با مشکل مواجه شده و حتی به این نتیجه رسیده که ایکاش اصلاً شروع نکرده بود.
🔻اما کلیپ در ادامه، روایت خود را تغییر میداد. جوانهایی با اشاره به شهید حسن تهرانیمقدم، پدر صنعت موشکی ایران، یادآوری میکرد که او نیز بارها شکست خورده بود اما ناامید نشده بود و در نهایت ایران را در حوزه موشکی به جایگاهی رساند که به یک قدرت جهانی تبدیل شد.
🔺نتیجهای که کلیپ میخواست منتقل کند این بود که شرایط سخت نباید انسان را به نقطهای برساند که از تلاش دست بکشد؛ باید به ظرفیت انسان، خلاقیت و ایدههای او اعتماد کرد و حتی در صورت ناامیدی، تلاش را ادامه داد.
‼️محمودی از همین کلیپ به یک دوگانه مهم رسید: یک طرف، روایتی که از جوان ایرانی میخواهد آینده را صرفاً در شکست، مهاجرت و بنبست ببیند؛ و طرف دیگر، «روایت قدرت» که تلاش میکند به او نشان دهد در همین کشور و در همین شرایط دشوار، انسانهایی توانستهاند کارهای بزرگ انجام دهند.
🔺او گفت نمونه تلخ آنجاست که یک جوان در کتابخانهای در همین شهر مقدس قم روی میز تحریر بنویسد: «اگر مهاجرت نشد، خودکشی.» از نگاه او، این جمله صرفاً یک جمله فردی نیست؛ نشانهای از نتیجه جنگ شناختی در مرحلهای است که ناامیدی از یک احساس به یک نگرش درباره تمام آینده تبدیل شده است.
👌بنابراین، یکی از مهمترین راهکارهایی که محمودی بر آن تأکید کرد، «تولید روایت قدرت» بود. به اعتقاد او، نمیتوان فقط از مردم خواست تحت تأثیر روایتهای منفی قرار نگیرند؛ باید در برابر آن روایت، واقعیتهای دیگری را نیز روایت کرد.
⁉️سؤال اساسی این است که «ما چه کردهایم؟» در جنگی که پشت سر گذاشتهایم چه اتفاقی افتاده است؟ چه ظرفیتهایی ایجاد شده؟ چه فناوریهایی به دست آمده؟ چه موانعی پشت سر گذاشته شده است؟ و چرا باید تصویری از ایران ارائه شود که در آن تنها شکست و ناتوانی دیده شود؟
💢 برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید