🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۲ | ۲۹ شهریورماه (۶/۳)
🔰قسمت سوم
👆او سپس به صحنههای پس از شهادت قائد شهید اشاره کرد و گفت کسانی تصور میکردند کار را در دو سه روز تمام میکنند؛ از داخل نیز برخی دندان تیز کرده بودند و در خارج از مرزها نیز مخالفان و کشورهایی منتظر بودند تا حملهای صورت بگیرد و شرایط را تغییر دهند. آنچه باعث شد کشور تا امروز دوام بیاورد، حضور مردم بود!
👌او با اشاره به اینکه مردم بیش از دویست شب خیابانها را رها نکردهاند، این حضور را نعمتی دانست که اهمیت آن در همین شرایط بیشتر آشکار میشود.
🔺از نگاه او، حتی تلاشهایی که برای خارج کردن مردم از خیابان و بازگرداندن آنان به خانهها شکل میگیرد، زمانی معنای بیشتری پیدا میکند که نقش تعیینکننده حضور اجتماعی مردم در معادلات سیاسی و امنیتی دیده شود.
🔸برای تبیین این ایمان به مردم، ترخان به آیه ۶۱ سوره توبه استناد کرد: «وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ...» و توضیح داد که برخی پیامبر(ص) را با عنوان «أُذُن» سرزنش میکردند؛ یعنی میگفتند هرکس نزد پیامبر میآید و حرفی میزند، او گوش میدهد.
🔺قرآن پاسخ میدهد اگر او «گوش» است، «گوش خیر» برای شماست؛ زیرا سخنان شما را میشنود، حرمتتان را نگه میدارد و آبرویتان را نمیبرد. اما تعبیر کلیدی در ادامه آیه است: «يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ»؛ یعنی همانگونه که به خدا ایمان دارد، برای مؤمنان نیز ایمان و اعتماد دارد.
👌ترخان بر این بخش تکیه کرد و گفت وقتی قائد شهید با استناد به این آیه از ایمان به مردم سخن میگفت، این حرف صرفاً یک تعبیر شخصی نبود؛ بلکه برای آن مبنای قرآنی وجود داشت. یکی از رموز موفقیت پیامبر(ص)، یکی از ویژگیهای مهم امام راحل و یکی از عناصر برجسته حکمرانی قائد شهید، همین ایمان به مردم بود.
🔶ترخان پس از این بخش بحث را به عنصر چهارم، یعنی «ایمان به پروردگار» منتقل کرد.
🔺ممکن است تصور شود این همه پیروزی، پیشرفت، موشک و توانمندی نظامی صرفاً محصول ابزار و امکانات مادی است. مردم نقش دارند، موشکها نیز نقش دارند، اما در تحلیل حکمرانی قائد شهید، نقش اصلی به ایمان به پروردگار، توحید و باور به سنتهای الهی بازمیگردد.
🔺او گفت اگر سخنان قائد شهید را بررسی کنیم، میبینیم که حتی در مباحث حکمرانی، تصمیمگیریها و توضیح دستاوردها، بارها به امدادهای الهی و سنتهای الهی ارجاع داده شده است.
🔸ترخان از مقالهای که اخیراً پس از شهادت قائد شهید نوشته بود نیز نام برد: «سنتهای الهی در دیدگاه مقام رهبری».
🔺 او گفت در جریان بررسی این موضوع، با «بسامد» قابل توجهی از بحث سنتهای الهی در سخنان او مواجه شده و این مسئله برای خودش نیز تعجبآور بوده است.
🔷سپس مفهوم سنتهای الهی را توضیح داد: خداوند این عالم و جوامع انسانی را بر اساس قوانینی اداره میکند و اگر کسی میخواهد در عرصه اجتماعی و حکمرانی تصمیم بگیرد، باید جهان را بر اساس این سنتها بشناسد.
🔸یکی از این سنتها، سنت برکت است: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»؛ / اگر اهل شهرها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، درهای برکات آسمان و زمین را به روی آنان میگشودیم.
🔸سنت دیگر، سنت نصرت است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.
👆ترخان سپس به سنت ابتلا اشاره کرد و از آیه «وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ...» یاد کرد؛ در این روایت قرآنی، حضرت ابراهیم(ع) پس از پشت سر گذاشتن آزمونها به مقام امامت میرسد.
🔷همچنین آیه «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» را نشانه همین سنت ابتلا دانست.
🔺بر این اساس، به اعتقاد ترخان، نگاه قائد شهید به جهان، نگاه کسی نبود که انتظار داشته باشد مسیر انقلاب همیشه بدون فراز و فرود و بدون شکست طی شود.
🔺او میگفت شما به قله خواهید رسید و هنگامی که عدهای میآمدند و از وضعیت جامعه اظهار نگرانی میکردند، پاسخ میداد: «آرام باشید، آرام باشید؛ اینها اقتضائات رسیدن به قله است.» کسی که میخواهد وارد قله شود و به آن برسد، با «ریزش» و «رویش» روبهرو میشود.
💢 برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۲ | ۲۹ شهریورماه (۶/۴)
🔰قسمت چهارم
🔸استدلال سخنران این بود که تاریخ اسلام نیز همین واقعیت را نشان میدهد:
⁉️مگر مسلمانان در جنگ احد شکست نخوردند؟ قرآن در آیه ۱۴۰ سوره آلعمران میفرماید: «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ...»؛ / اگر به شما زخمی رسیده، به آن قوم نیز زخمی همانند آن رسیده است و این روزها را میان مردم میگردانیم.
👆ترخان با اشاره به جنگ احد گفت مسلمانان در آن مقطع، در واقع بخشی از شکست را با بیتوجهی به فرمان رهبر خود رقم زدند؛ اما قرآن پس از شکست، اصل میدان را شکستخورده و تمامشده نمیداند. «تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» برای سخنران یعنی روزگار همواره یکدست نیست؛ یک روز پیروزی است و یک روز شکست. بنابراین نباید با هر افتوخیزی تصور کرد مسیر به پایان رسیده است.
🔺در کنار سنت مداوله، ترخان از «سنت تمییز» نیز سخن گفت؛ سنتی که بهوسیله آن انسانها در میدان حوادث غربال میشوند.
🔸او دو نوع «تصفیه» و غربال را تفکیک کرد: یک غربال افقی و یک غربال عمودی. در غربال افقی، سنت تمییز الهی موجب میشود مؤمن از کافر و صفها از یکدیگر جدا شوند؛ که آیه «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» بدان اشاره دارد. تصفیه عمودی ناظر به آشکارشدن و خالصشدن صفوف مؤمنان در متن ابتلاها و حوادث است که آیه «وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» بدان میپردازد.
🔺در غربال عمودی اما، سخن از پالایش خود مؤمن است؛ یعنی انسان مؤمن باید در کوره حوادث گداخته شود تا ناخالصیهایش زدوده شود و خالصتر گردد. بسیاری از آدمها در فتنهها باطن خود را آشکار میکنند.
🔸او این تحلیل را به تجربه فتنههای اجتماعی نیز پیوند زد و به اتفاقات مربوط به «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت پیش از آن، عدهای حرفهایی در باطن داشتند که شاید شرایط اجتماعی اجازه نمیداد آشکارا بیان کنند؛ اما وقتی تصور کردند «کار تمام شده»، باطن خود را نشان دادند و روشن کردند در کدام جبهه ایستادهاند.
🔺از این منظر، فتنه فقط یک بحران نیست؛ در منطق سنتهای الهی، میدان غربال و تمییز نیز هست.
🔻در ادامه، سخنران بر این نکته پافشاری کرد که باور قائد شهید چنین نبود که یک جریان یا کشور باید در همه مقاطع پیروز باشد. ممکن است افتوخیز ایجاد شود، حتی چند قدم به عقب بروید، اما دوباره میتوان ایستاد و ادامه داد.
👌اصل ماجرا «ثابتقدمی» و «استقامت» است.
او بارها بر آیه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» تأکید کرد و گفت همین آیه از آیاتی است که در سخنان قائد شهید بسامد فراوان داشت.
🔺ترخان برای توضیح این اعتماد به وعدههای الهی، داستان حضرت موسی(ع) را مثال زد؛ آنجا که بنیاسرائیل از یک سو دریا را پیش روی خود و از سوی دیگر فرعون و لشکرش را پشت سر میدیدند. آیه قرآن صحنه را اینگونه ترسیم میکند: «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ * قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ».
🔺اصحاب موسی میگفتند دیگر کار تمام است؛ دریا پیش رو، دشمن پشت سر و هیچ راهی برای فرار وجود ندارد. اما پاسخ حضرت موسی «کَلَّا» بود؛ «هرگز چنین نیست»، زیرا «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ»؛ پروردگار من با من است و راه را به من نشان خواهد داد. سخنران این آیه را یکی از مصادیق روشن همان «آمن بربه» میدانست.
👌در اینجا ترخان بر یک نکته مهم تأکید کرد: ایمان حضرت موسی(ع) صرفاً یک مسئله فردی نبود. موسی تنها نبود؛ گروه بزرگی از مردم همراه او بودند و تصمیمی که میگرفت، سرنوشت تعداد زیادی انسان را تحت تأثیر قرار میداد.
‼️با این حال، او در برابر دریایی که راه را بسته بود، بر اعتماد به خدا ایستاد. خداوند نیز راه را باز کرد و به موسی فرمان داد عصا را بر دریا بزند. خدای حضرت موسی فقط خدای حضرت موسی نبود؛ همان خدا در عرصههای دیگری نیز میتواند راه را برای مؤمنان باز کند.
🔸در ادامه، ترخان نمونههای طبس و دشت مهیار اصفهان را مطرح کرد. گفت مگر در طبس با آن هواپیماها و تجهیزات نظامی حادثه رخ نداد؟ و مگر طرحی که دشمن برای پایاندادن ماجرا داشت، با شکست مواجه نشد؟ مگر در دشت مهیار اصفهان نیروهایی نیامده بودند تا کار را تمام کنند و در نهایت به فضاحتی که خودشان با آن مواجه شدند نرسیدند؟
🔺مخاطب نباید تصور کند چون راهی در ظاهر بسته است، پس همهچیز پایان یافته است. «شما برو کار خودت را بکن، بقیه را بسپار به خدا؛ خدا بلد است چگونه دفاع کند.» او سپس به آیه «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» استناد کرد؛ یعنی خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند.
💢 برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۲ | ۲۹ شهریورماه (۶/۵)
🔰قسمت پنجم
🔺از این منظر، وظیفه انسان از نگاه سخنران روشن است: اهل ایمان و استقامت و صبوری بودن، مقاومت کردن و وظیفه را انجام دادن؛ اما همه نتیجه را در توانایی مادی و محاسبات ظاهری خلاصه نکردن. «خدا بلد است چطور دفاع کند»؛ این عبارت، در منطق استدلال ترخان، معنای همان ایمان به رب و اعتماد به سنتهای الهی بود.
🔸سخنران در جمعبندی سخنانش گفت اگر بخواهیم عناصر حکمرانی قائد شهید را استخراج کنیم، باید مجموعهای از ویژگیها را ببینیم که به اعتقاد او در امام راحل، در قائد شهید و در رهبر جدید نیز امتداد پیدا کرده است: «ایمان به رب»، استغاثه و توسل به حضرت ولیعصر(عج)، «ایمان به مردم»، مشخص بودن مسیر و مشخص بودن هدف.
🔸این چهار ایمان، از ویژگیهای منحصر به فرد حکمرانی قائد شهید بود؛ حکمرانیای که قرار بود جامعه را به سوی قلهای مشخص حرکت دهد، نه اینکه صرفاً آن را در میان حوادث روزمره مدیریت کند.
🔺ترخان در پایان این بخش، بار دیگر به مسئلهای برگشت که از آغاز بر آن تأکید داشت: روزی که برخی تصور میکردند راه بسته است، همان زمانی بود که قائد شهید مسیری را طی کرد که در ادامه، کشور را به نقطهای رساند که امروز در صنعت موشکی به پیشرفتهای قابل توجهی رسیده است.
👌پس راه بسته نیست. با مقاومت، تلاش، امداد الهی و لطف الهی میتوان مراحل پیشرفت را طی کرد؛ وقتی هدف روشن است، مسیر نیز مشخص است و با استقامت میتوان به سمت قله حرکت کرد.
🔶بخش پرسش و پاسخ
در این بخش یکی از مخاطبان با اشاره به تأکید امام خمینی بر اهمیت جلب نظر مردم، به صحیفه امام، جلد ۱۷، استناد کرد و یادآور شد که امام درباره ضرورت جلب نظر مردم سخن گفته و توضیح داده بود که پیامبر(ص) نیز در مسیر هدایت جامعه، با مردم ارتباط برقرار میکرد و آنان را متوجه حق میساخت.
⁉️پرسش این بود که با توجه به این نگاه و با توجه به سخنان مطرحشده درباره نقش مردم در مشروعیت، اگر حکومتی بدون خواست مردم تشکیل شود، آیا چنین حکومتی مشروعیت دارد یا خیر؟
🔺پاسخ ترخان روشن بود: «از نظر قائد شهیدمون مشروعیت نداره.» او دوباره به مبنای بحث خود بازگشت و گفت از نظر اندیشه قائد شهید، نظر و نگاه مردم در مشروعیت دخیل است، نه اینکه مردم فقط نقش ایجاد مقبولیت داشته باشند.
🔺اما بلافاصله به یک شبهه مهم پرداخت: عدهای از این بحث استفاده کردهاند تا بگویند اکنون مردم ایران چیز دیگری میخواهند و باید با برگزاری رفراندوم درباره مسائل مختلف نظر آنان را سنجید!
🔻سخنران در پاسخ گفت این برداشت، یک خطای در تطبیق است. به اعتقاد او، مردم در برخی از مسائل نظر خود را عملاً اعلام کردهاند. برای نمونه، وقتی حاج قاسم سلیمانی شهید شد و مردم در تشییع و مراسم او حضور گسترده پیدا کردند، آیا این خود نوعی اعلام نظر مردم نیست؟
🔸از نگاه ترخان، رفراندوم لزوماً به صندوق رأی و فرآیند رسمی محدود نمیشود و حضور عمومی مردم در بزنگاههای تاریخی نیز میتواند حاوی پیام سیاسی و اجتماعی باشد. او سپس به حضور مردم در بیش از دویست شب گذشته در خیابانها اشاره کرد و پرسید اگر واقعاً این مردم در اقلیتاند، پس چرا مخالفان و فتنهگران نتوانستهاند کار را تمام کنند و چرا دشمن عقبنشینی کرده است؟
👌ترخان البته تصریح کرد که همه کسانی که در چنین مراسم یا تجمعاتی حضور دارند، الزاماً کسانی نیستند که توان فیزیکی حضور در میدان را دارند. بسیاری از مردم ممکن است شرایط آمدن نداشته باشند، اما دلشان با مردم حاضر در میدان است و آرزو داشتهاند بتوانند در چنین مراسمی شرکت کنند.
🔸بنابراین تقلیل خواست مردم به کسانی که در یک نقطه خاص جمع شدهاند نیز نمیتواند تصویر کاملی از افکار عمومی ارائه دهد.
🔻او در ادامه به یک نمونه دیگر از بحث رفراندوم پرداخت؛ اینکه اخیراً کسانی مطرح کردهاند در شرایطی که کشور مورد حمله قرار گرفته، ابتدا باید اجازه داده شود رفراندومی برگزار شود تا مردم تصمیم بگیرند آیا باید پاسخ بدهند یا نه.
🔺ترخان این استدلال را اساساً ناشی از خطای در تشخیص موقعیت دانست و گفت در شرایطی که حمله صورت گرفته، انتظار برای برگزاری رفراندوم درباره اصل دفاع از کشور، از نظر او حرفی سخیف و فاقد موضوعیت است.
💢 برای مطالعه جمعبندی امشب اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۲ | ۲۹ شهریورماه (۶/۶)
🔰قسمت پایانی (جمعبندی)
🔸اگر بخواهیم منطق اصلی این سخنرانی را یکجا ببینیم، «حکمرانی» در تلقی ارائهشده توسط حجتالاسلام والمسلمین ترخان، مجموعهای از تصمیمهای پراکنده و واکنشهای روزمره نیست؛ بلکه بر یک دستگاه بههمپیوسته استوار است:
🔹نخست، شناخت دقیق مقصد، که در این سخنرانی همان رسیدن انقلاب اسلامی به تمدن نوین اسلامی معرفی شد؛
🔹دوم، شناخت مسیر و پرهیز از حرکت شتابزده در مسیری که به مقصد منتهی نمیشود؛
🔹سوم، ایمان به مردم و پذیرش آنان به عنوان یک عنصر واقعی و مؤثر در حکومت؛
🔹و چهارم، ایمان به خدا، سنتهای الهی و وعده نصرت او.
🔸 در این چارچوب، شکست، فتنه، ریزش، رویش و حتی بستهشدن ظاهری راه، الزاماً نشانه پایان مسیر نیست؛ بخشی از همان میدان ابتلا، تمییز و مداوله است که انسانها و جریانها را آشکار و مسیر را از ناخالصیها عبور میدهد.
🔺به همین دلیل، سخنران برای توضیح یک نظریه حکمرانی، هم به تجربه تاریخی امام خمینی و شهید مطهری رجوع میکند، هم به جنگ احد و داستان حضرت موسی(ع)، هم به طبس و دشت مهیار، و هم به تجربههای سیاسی و اجتماعی معاصر.
🔺در نهایت، تصویری که این روایت از حکمرانی قائد شهید ارائه میدهد، بیش از آنکه بر یک تاکتیک خاص سیاسی یا یک تصمیم مقطعی متمرکز باشد، بر نوعی پیوند میان «هدف، مسیر، مردم و خدا» استوار است.
🔸در این نگاه،
🔹مردم صرفاً مخاطب حکومت نیستند، بلکه بخشی از توان حرکت آناند؛
🔹مسیر صرفاً مجموعهای از ابزارها نیست، بلکه باید با مقصد تناسب داشته باشد؛
🔹و ایمان به خدا نیز صرفاً یک باور فردی نیست، بلکه در سطح حکمرانی به معنای اعتماد به سنتهای الهی، صبر در برابر ابتلاها، فهم فراز و فرودها و حفظ استقامت در شرایطی است که محاسبات ظاهری ممکن است بنبست را نشان دهند.
👌به همین علت، استدلال نهایی سخنران این بود که اگر هدف روشن باشد، مسیر شناخته شود، مردم در میدان بمانند و اعتماد به سنتهای الهی حفظ شود، افتوخیزها به معنای بستهشدن راه نیستند؛ بلکه میتوان با مقاومت و تلاش و با اتکا به امداد الهی، مسیر پیشرفت را ادامه داد و به سوی همان قلهای حرکت کرد که از ابتدا برای آن هدفگذاری شده است.
#ترخان
┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄
روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ | برشی از سخنرانی با موضوع "بررسی عملکرد حکومت پهلوی" در موکب تبیینی-بصیرتی
📌"باج دادن؛ یکی از شیوههای حکومت پهلوی"
🎤 حجتالاسلام والمسلمین مصطفی اسکندری (2️⃣)
💢قسمت اول
#بصیرت #موکب_تبیینی #تحلیل_سیاسی #نشست_های_بصیرتی #حکومت_اسلامی #جنگ_رمضان #یهود #اسکندری
┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄
روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
📝 #یادداشت | از مدرسه تا میدان؛
◀️ضرورت پیوند عمیقتر روحانیت با مردم در منظومه فکری رهبری
✍🏼حجتالاسلام سیدرضا حسینی کوهساری
بسم الله الرحمن الرحیم
🔶در تاریخ پرفراز و نشیب تشیع، روحانیت همیشه با مردم زیسته است؛ از محراب و منبر گرفته تا بازار و میدان. همین پیوند همدلانه، بزرگترین سرمایه اجتماعی حوزههای علمیه بوده است.
⚠️اما رهبر معظم انقلاب در «منشور روحانیت» که یکی از اسناد راهبردی فکری و تمدنی حوزه است، هشداری جدی میدهند: «حوزویان رابطهی خود را با مردم افزایش دهند. برای حضور فضلای حوزه در میان مردم و رابطهی صمیمی میان آنان برنامهریزی شود.»
🔺 این هشدار، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه نشانه یک ضرورت راهبردی در شرایط پیچیده امروز جامعه اسلامی است.
🔶حضور روحانیت در جامعه: یک اصل تمدنساز
رهبر انقلاب، همواره بر نقش «مردمی بودن روحانیت» تأکید داشتهاند. در منظومه فکری ایشان، روحانیت اگر از متن جامعه جدا شود، نهتنها کارکرد تربیتی و روشنگرانهاش را از دست میدهد، بلکه زمینه نفوذ جریانهای سکولار در لایههای اجتماعی فراهم میشود.
🔺واژه «صمیمیت» در تعبیر رهبری، فراتر از ارتباط ظاهری است؛ به معنای درک زندگی مردم، شنیدن دغدغههایشان، و حضور مؤثر در شادی و رنج آنان است. این حضور، نهفقط اعتمادسازی میکند، بلکه به استحکام جبهه فرهنگی انقلاب میانجامد.
🔶وقتی حوزه از مردم دور میشود...
یکی از آسیبهایی که رهبر انقلاب بهصراحت به آن اشاره کردهاند، پدیده «بیخبری از واقعیتها» در میان برخی حوزویان است. انزوای برخی طلاب و فضلا در مدارس و محافل خاص، باعث میشود تحلیلشان از جامعه، خشک و غیرواقعی شود؛ تحلیلهایی که اگر مبنای فتوا یا موضعگیری قرار گیرد، میتواند آسیبهای جدی به دین و دینداری وارد کند.
🔻از سوی دیگر، قطع ارتباط عاطفی و فکری روحانیت با مردم، خلأیی در میدان ایجاد میکند که بلافاصله با چهرههای غیردینی، سطحینگر و رسانهای پُر میشود؛ افرادی که درکی از عمق دین ندارند، اما ادعای روشنفکری دینی میکنند.
🔶چگونه میتوان این پیوند را تقویت کرد؟
نخستین گام، تغییر نگرش طلاب و فضلا نسبت به مردم است. مردم، نه سوژه تبلیغ، که شریک حقیقی دین هستند.
👌از این رو، روحانی باید به محله، هیئت، مسجد، مدرسه، شورا و حتی فضای مجازی، بهعنوان سنگرهای مجاهدت نگاه کند.
✅تجربه موفق برخی علمای میدانی، همچون شهید اندرزگو، شهید باقری، شهید مفتح و علامه مصباح یزدی نشان میدهد که حتی بالاترین مراتب علمی میتواند با پررنگترین حضور اجتماعی توأم شود.
🔺در همین راستا، حوزههای علمیه باید برنامهریزی برای ارتباط صمیمی با مردم را بهصورت نظاممند دنبال کنند:
🔹ایجاد مراکز مردمی، نهادهای پاسخگویی به نیازهای نوپدید، استفاده از ابزارهای نوین برای تبلیغ دین، اصلاح برنامه درسی با رویکرد میدانی، تشویق و ارزیابی طلاب بر مبنای ارتباط مردمی، و تربیت روحانیونی که علاوهبر علم، قدرت ارتباط و فهم اجتماعی نیز داشته باشند.
🔶جمعبندی: راهی جز میدان نیست
اگر حوزه میخواهد همچنان قطب هدایت فکری، اخلاقی و سیاسی جامعه باشد، راهی جز تقویت پیوند با مردم ندارد. معنای دقیق «تبیین» که در کلام رهبری آمده، حضور مؤثر، شجاعانه و فهممحور در میان مردم است.
🔸امروز بیش از هر زمان، نیازمند روحانیونی هستیم که «از مدرسه تا میدان» را پل بزنند؛ نه از سر وظیفه سازمانی، بلکه با ایمان به اینکه بقای دین، با مردمی بودن ممکن است.
#حوزه_و_روحانیت #حوزه_علمیه #تبیین
┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄
روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
📝 #یادداشت | سیدحسن نصرالله؛ تلاقی علم، جهاد، رهبری و اخلاق
✍🏼 حجتالاسلام سیدنواب موسوی
🔸سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، صرفاً یادآور فقدان یک فرمانده یا رهبر سیاسی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی شخصیت انسانی و مکتبی عالمی است که طی بیش از سه دهه، در نقطه تلاقی دانش دینی، سیاستورزی، مدیریت راهبردی، فرماندهی مقاومت و اخلاق اسلامی قرار گرفت.
🔺او از ۱۹۹۲ تا هنگام شهادت (۲۰۲۴) دبیرکل حزبالله لبنان بود؛ دورهای که این جنبش به یکی از بازیگران مهم سیاسی ـ نظامی لبنان و منطقه تبدیل شد.
🔶۱. شخصیت علمی و حوزوی؛
نصرالله، پیش از آنکه چهرهای نظامی یا سیاسی باشد، روحانی و طلبهای بود که مسیر علمی و دینی خود را در حوزههای علمیه شیعی لبنان، عراق و قم گذراند.
🔺این پشتوانه علمی، در سخنرانیها و تحلیلهای او صرفاً به صورت محفوظات حوزوی باقی نماند؛ بلکه با مسائل اجتماعی، سیاسی و تمدنی جهان اسلام پیوند خورد.
🔺در شخصیت او، «عالم بودن» به معنای فاصله گرفتن از میدان عمل نبود؛ بلکه علم را مقدمه تشخیص، بصیرت و مسئولیت میدانست. از همین منظر، میتوان یکی از ویژگیهای برجسته او را پیوند میان معرفت و کنش دانست؛ همان حقیقتی که در منطق اسلامی، علم را زمانی ارزشمند میداند که به هدایت و عمل منتهی شود.
🔶۲. شخصیت سیاسی او؛
نصرالله در سیاست، صرفاً یک کنشگر حزبی نبود؛ او طی بیش از سه دهه درگیر پیچیدهترین تحولات لبنان و منطقه بود.
دوران رهبری او با خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، جنگ ۲۰۰۶، تحولات سیاسی داخلی لبنان و سپس ورود حزبالله به جنگ سوریه و منازعات منطقهای همراه شد و همین موجب شد درباره نقش او ارزیابیهای بسیار متفاوتی وجود داشته باشد؛ برخی او را نماد مقاومت و برخی سیاستهای او و حزبالله را بهشدت نقد میکردند.
🔺فارغ از این اختلافنظرها، یک واقعیت تاریخی قابل مشاهده است: نصرالله توانست برای سالیان طولانی، میان هویت دینی، سیاست، امنیت و تحولات منطقهای پیوندی منسجم ایجاد کند.
🔶۳. شخصیت نظامی و راهبردی؛
یکی از ابعاد برجسته او، توانایی درک راهبردی میدان بود که حزبالله را از یک سازمان مسلح لبنانی به ساختاری با توانمندیهای گستردهتر سیاسی و نظامی تبدیل کرد.
تجربه جنگ ۲۰۰۶ و استمرار تقابل با اسرائیل، جایگاه او را بهعنوان یک فرمانده و تصمیمگیر راهبردی تثبیت کرد.
🔺البته فرماندهی او تنها به طراحی عملیات نظامی محدود نبود؛ ارتباط با افکار عمومی، جنگ روایتها، سخنرانیهای عمومی و حفظ انسجام نیروها نیز بخش مهمی از شیوه رهبری او بود.
🔺سخنرانی برای او نه صرفاً ابزار اطلاعرسانی؛ بلکه وسیلهای برای ایجاد معنا، تقویت روحیه و تبیین اهداف راهبردی محسوب میشد.
🔶۴. مدیریت و رهبری؛
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای مدیریتی نصرالله، تلاش برای تبدیل مقاومت از «شخص» به «ساختار و فرهنگ» بود. رهبر شهید در پیام تسلیت شهادت او، با اشاره به همین ویژگی فرمودند: «سید مقاومت یک راه و یک مکتب بود» و تأکید کردند که بنایی که او در لبنان پایهگذاری کرد و جهتی که به دیگر مراکز مقاومت داد، با شهادتش از بین نخواهد رفت.
🔺این تعبیر، نکته مهمی درباره مفهوم رهبری در اندیشه اسلامی آشکار میکند: رهبر موفق کسی نیست که همه چیز را به حضور خود وابسته کند؛ بلکه کسی است که انسان، اندیشه، سازمان و فرهنگ تربیت کند و پس از خود نیز مسیر را قابل استمرار سازد.
🔶۵. شخصیت اخلاقی؛
در توصیف شخصیت نصرالله، نمیتوان بُعد اخلاقی و معنوی او را نادیده گرفت. بازتاب تصویری او در سخنرانیها و رفتار عمومی او آمیزهای از تواضع، معنویت، عاطفه نسبت به خانواده شهدا، ارتباط با مردم و شجاعت در پذیرش مسئولیت بود.
رهبر شهید در پیام خود پس از شهادت سیدحسن نصرالله، او را با تعابیری چون «مجاهد بزرگ»، «پرچمدار مقاومت» و شخصیتی استثنایی یاد کردند و شهادت او را موجب تقویت جبهه مقاومت دانستند.
🔺این نگاه، در واقع ناظر به مجموعهای از ویژگیهاست که شخصیت او را برای پیروانش فراتر از یک فرمانده سیاسی ـ نظامی قرار میداد.
🔶جمعبندی
سیدحسن نصرالله را نمیتوان تنها با یک عنوان توصیف کرد. او در یک قاب، روحانی و عالم دینی، در قاب دیگر سیاستمدار، در قاب سوم فرمانده و مدیر راهبردی و در لایهای عمیقتر، شخصیتی اخلاقی و مکتبی بود.
راز ماندگاری او را باید در همین ترکیب جستوجو کرد؛ ترکیبی که در آن علم از عمل جدا نبود، سیاست از آرمان فاصله نمیگرفت، مدیریت با تربیت نیروی انسانی همراه بود و فرماندهی با معنویت معنا پیدا میکرد.
🔺از این منظر، سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله بیش از آنکه مراسمی برای سوگ یک شخصیت باشد، فرصتی برای مطالعه یک الگوی رهبری و مدیریت مبتنی بر ایمان، دانش، مقاومت، مسئولیتپذیری و فداکاری است؛ الگویی که رهبر شهید انقلاب نیز در توصیف او، از تعبیر «راه و مکتب» استفاده کردند.
ایتـــا
📸 #گزارش_تصویری موکب تبیینی- بصیرتی ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۵
🔶 موضوع: «مهمترین ویژگیهای حکمرانی قائد شهید»؛
👤 حجتالاسلام والمسلمین مومنی
🔗 متن روایت موکب تبیینی
#مومنی
┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄
روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات