سپس برایت مینویسم ؛
و امیدوارم ك نامههای مرا نخوانی . .
بلکه خودم را بخوانی ؛ کلمات نتوانستهاند مرا برایت توضیح دهند .
منِ بی تو .
لطفاً برنگرد ، خب ؟
من قلبم خیلی احمقه .
دوباره یه دلیل برای ِ
بخشیدنت پیدا میکنه : ) .
منِ بی تو .
- دیگه خودتو از چشمم انداختی
دیگه کافیه هر چی صبر و تحمل کردم ،
خودم با پای خودم میرم از زندگیت
میرم و فراموشت میکنم
تو هم بهم میخندی و با خودت میگی
میاد ، دوباره برمیگرده و پا سوز این عشق یه طرفه میشه ولی نه !
احساسات من بازیچه دست تو نیست ، میرم و دیگه برنمیگردم ...!
و اونجاست که تو مفهوم دیر شدن رو متوجه میشی ؛))
منِ بی تو .