حاضرین کلاس ۷/۲
۱_ ابوالفضل تقی بیگی
۲_ علی اصغر بیگدلو
۳_ محمد هادی اسحاق حسینی
۴_ علی اصغر خدادادی
۵_ محمد حسن حیدری
۶_ محمد رضا عبدالله زاده
۷_ محمد مهدی عظیمی
۸_ حیدر علی حیدری
۹_ احسان ضامنی
۱۰_ محمد رضا حسینی
۱۱_ هادی زارعی
جواب خود ارزیابی ص ۱۵۹
همه بنویسند
۱- دانشآموزان چه جملههایی روی برگههای خود مینوشتند؟
جواب: جملههایی که نشان دهنده عدم توانایی آنها در انجام دادن کاری بود مانند: من نمیتوانم به توپ فوتبال ضربه بزنم، من نمیتوانم کاری کنم که مرا دوست داشته باشند و…
۲- چرا دونا از دانشآموزان خواسته بود که «نمیتوانم»های خود را بنویسند؟
جواب: زیرا میخواست به دانش آموزان بفهماند کاری نیست که انسان نتواند انجام دهد و بچهها باید ناتوانی را از زندگی و ذهن خود پاک کنند و باور داشته باشند که برای انجام هر کاری توانا هستند.
۳- منظور بازرس از جمله «فهمیدم که این شاگردان هرگز چنین روزی را فراموش نخواهند کرد» چیست؟
جواب: با این حرکت، دانش آموزان همیشه به یاد این روز و مراسم تدفین «نمیتوانم» میمانند و هرگاه کلمهی «نمیتوانم» را میشنود، یاد مراسم تدفین و ترحیم آن میافتد.
از روی متن روان خوانی صفحه ۱۶۲ یک بار بخونید کامل و سپس معنای کلمات مهم را بنویسید ارسال شده در گروه 👇👇👇
نصیحت : پند و اندرز
رویارویی : روبرو شدن
نو : جدید
ارواح : (جمع روح) روح ها
کاشانه : خانه
شایعه : خبر دروغ گسترش یافته
از یاد نمیبرد : فراموش نمیکرد
دلداری : غم خواری
مغرور : خودپسند، متکبر
عاقلانه : از روی عقل
ارزن : دانهی پرندگان
از کار افتاده : ناتوان
پیشکشی : هدیه به شخص بزرگ و والامقام
جلّاد : مأمور شکنجه
اِنعام : پاداش، عطا و بخشش
شیروانی : سقف شیبدار
وعده گاه : محل قرار
مخفی : پنهان
غلّه : محصول زراعت و کشاورزی مانند گندم، جو و ذرّت
انباری : محل نگهداری بار صادر کرد : ابلاغ کرد
کاهدان : محل نگهداری کاه
لغو : باطل
صفحه اصلی
دانلود برنامه
گزارش مشکل
درباره ما
شعر نیایش فارسی کلاس هفتم
معنی فارسی هفتم / نیایش صفحه ۱۶۶
1- خداوندا، به حقِّ نیک مردان ◈※◈ که احوال بَدَم را نیک گردان
معنی: خدایا تو را به انسان های نیکوکارقسم میدهم که کردار و عاقبت بد مرا خوب و نیکو کن.
نیک مردان: انسان های نیکوکار
نیک: خوب
احوال: رفتار، کردار
آرایه های ادبی:
سه جمله
خداوند: منادا
حق نیک مردان: متمم
احوال بدم: مفعول
آرایه تکرار: نیک
آرایه تضاد: نیک و بد
2- مکن ما را از این درگاه، محروم ◈※◈ چو گنجشکان، مران ما را ازین بوم
معنی: ما را از پیشگاه خود محروم نکن. ما مانند گنجشکانی هستیم که به این سرزمین پناه آورده ایم
بوم: سرزمین، ناحیه
درگاه: پیشگاه
3- زبانی ده که اسرار تو گوید ◈※◈ روانی ده که دیدار تو جوید
معنی: به من و بیانی بده که بتوانم اسرار و رازهای تو را بازگوکنم. و جسم و جانی به من بده تا تو را بیابم
4- دلم در آتش غفلت مسوزان ◈※◈ به معنی، شمع جانم برفروزان
معنی: بی خبری و ناآگاهی مانند آتش است دل مرا در این آتش نسوزان جان مرا با نور حقیقت روشن کن.
غفلت: بی خبری
برفروزان: روشن کن
به معنی: در حقیقت
آرایه های ادبی:
دلم: مفعول
آتش غفلت: متمم و اضافه ی تشبیهی
دل: مجاز از تمام وجود
شمع جان: مفعول و اضافه ی تشبیهی
معنی: متمم
دلم: ضمیر پیوسته
تشبیه: غفلت مانند آتش است ؛ جان مانند شمع است
مراعات نظیر: آتش، مسوزان، شمع، برفروزان
5- کنون، گر دست گیری، جای آن هست ◈※◈ که گر دستم نگیری، رفتم از دست
معنی: اکنون سزاوار است که دستم را بگیری کمکم کنی،اگر دستم را نگیری و حمایتم نکنی،نابود می شوم.
آرایه های ادبی:
دست در مصرع اول: مفعول
دستم در مصرع دوم: مفعول
حرف «م» دستم: ضمیر پیوسته
دست در مصرع دوم: متمم
آرایه تکرار: دست
از دست رفتن: کنایه از نابود شدن
دستگیری: کنایه از اینکه یاری کنی
آرایه تضاد: بین دست گیری و دست نگیری
6- مکن دورم ز نزدیکان درگاه ◈※◈ به راه آور مرا، کافتادم از راه
معنی: مرا از کسانی قرار بده که به تو نزدیک هستند مرا هدایت کن زیرا گمراه شده ام و راه راست را نمی شناسم.
7- تو را خوانم به هر رازی که خوانم ◈※◈ تو را دانم به هر چیزی که دانم
معنی: من هر رازی را که می خوانم، و هر چیزی را که می دانم، وجود تو را درک می کنم.