#سلام_مولایمن
🍂زمانه بر سرِ جنگ است یا اباصالح
مدد زغیر تو ننگ است یا اباصالح
🍂گشاده کار دو عالم با ظهور شماست
دگر چه جای درنگ است یا اباصالح...
#العجلمولایغریبم
تعجیل در فرج مولایمان صلوات
#ٵݪݪہم_عجݪ_ݪۅݪێڪ_ٵݪفࢪج
•✾࿐༅🍃❀🌸❀🍃༅࿐
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
امشب و فردا(بیست و پنجم ماه رجب)سالروز شهادت غریبانه و مظلومانه باب الحوائج آقا موسی بن جعفر علیه السلام بر امام زمان ارواحنافداه و همه شیعیان و محبین حضرتش تسلیت باد🏴🏴
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
🖤🏴🏴🖤🏴🏴🖤
امشب رضا ز سوز جگر گریه مىکند
مانند سیل ز ابر بصر گریه مىکند
تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم
از داغ جانگداز پدر گریه مىکند
شهادت باب الحوائج علیه السّلام 🥀
تسلیٺ باد🥀
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
مداحی_آنلاین_سخاوت_امام_کاظم_استاد_رفیعی.mp3
4.68M
#پیشنهاد_دانلود
سخاوت امام کاظم علیه السلام
#حجت_الإسلام_رفیعی🎙
#شهادت_امام_کاظم(ع)🏴
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
4_5809996136122952918.mp3
4.84M
چه تک و تنها چه غریبونه
#زمینه
#حاج_محمود_کریمی
#شهادت_حضرت_موسی_بن_جعفر
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
#سلام_امام_زمانم🌹
#صبحت_بخیر_امام_مهربانم💓
🌷 گل نرگس چه شود بوسه به پایت بزنیم
🌺 تا به کی خسته دل از دور صدایت بزنیم
🌷 گل نرگس نکند مهر ز ما برداری
🌺 داغ دیدار رخت را به دلمان بگذاری
#صبحتون_مهدوی🌹
💐 وقتی بسان خورشید، از گوشه ای برآیی
روشن شود جهانی، وقتی که تو بیایی 💐
🌺🌷🌹
🌷 اَللّهُــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــکَ الفَـــرَج 🌷
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
🖤 شهادت باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام تسلیت باد.
❇️ آشنایی مختصر با زندگی امام کاظم علیه السلام:
امام کاظم علیه السلام در سال ۱۲۸ق، همزمان با شروع قیام ابومسلم خراسانی، بهدنیا آمد و در سال ۱۴۸ق به امامت رسید. دوران ۳۵ ساله امامت ایشان با خلافت منصور، هادی، مهدی و هارون عباسی همزمان بود و در سال ۱۸۳ق در زندان سِندی بن شاهک به شهادت رسید.
امام کاظم علیه السلام بسیار اهل عبادت بود؛ حتی ایشان آن قدر عبادت میکرد که زندانبانان نیز تحت تأثیر قرار میگرفتند.
گزارشهای مختلفی درباره بردباری و سخاوت امام کاظم علیه السلام وجود دارد. شیخ مفید او را بخشندهترین مردم زمان خودش دانسته که شبها برای فقیران مدینه آذوقه میبرد. حتی ایشان به کسانی که به او آزار میرساندند نیز بخشش میکرد و وقتی به او خبر میدادند فردی در صدد اذیت او بوده، برایش هدیه میفرستاد.
امام کاظم علیه السلام، در طول دوران امامتش چندین بار از سوی خلفای عباسی احضار و زندانی شد.
در زیارتنامه امام کاظم علیه السلام با عبارت الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُون؛ کسی که در سیاهچالها شکنجه میشد به او سلام داده شده است. در زیارتنامه امام از زندان او به ظُلَمالمطامیر نیز یاد شده است. مطموره به زندانی گفته میشود که دراز کردن پا و خوابیدن در آن ممکن نباشد. همچنین زندانهای زیرزمینی بغداد به دلیل مجاورت با دجله، مرطوب و نمناک بوده است.
🔰 دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor
🌸🍃🌸🍃
این داستان را «ابن جوزی» نقل میکند که:
در بلخ مردی علوی (از سادات منتسب به امیرالمؤمنین علی ع) زندگی میکرد تا اینکه بیمار شد و بعد از دنیا رفت.
همسرش گفت:
با دخترانم به سمرقند رفتم، تا مردم کمتر ما را سرزنش کنند و در سرمای شدید وارد این شهر شدم و دخترانم را به مسجد بردم و خودم برای تهیّه چیزی بیرون آمدم.
دیدم مردم در اطراف شیخی اجتماع کرده اند، پرسیدم: او کیست؟
گفتند: شیخ شهر است.
من نیز نزد او رفتم و حال و روزم را شرح دادم ولی او گفت: دلیلی بر سیادتت بیاور؟ و توجّهی به من نکرد و من هم به مسجد بازگشتم.
در راه پیر مردی را در مغازه ای دیدم که تعدادی در اطرافش جمع اند،
پرسیدم: او کیست؟ گفتند: او شخصی مجوسی است،
با خود گفتم: نزد او بروم شاید فرجی شود؟ لذا نزد وی رفته و جریان را شرح دادم.
او خادم را صدا زد و گفت: برو و همسرم را خبر کن، تا به اینجا بیاید،
پس از چند لحظه بانویی با چند کنیز بیرون آمد. شوهرش به او گفت: با این زن به فلان مسجد برو و دخترانش را به خانه بیاور.
سیده میگوید :همراه این زن به منزل او آمدیم و جایی را در خانه اش به ما اختصاص داد و به حمام برد و لباسهای فاخر بر ما پوشاند
و انواع خوراکها را به ما داد و آن شب را به راحتی سپری کردیم.
در نیمه های شب شیخ مسلمان شهر در خواب دید، قیامت برپاست و پرچم پیامبر(ص) بر بالای سرش بلند شد.
در آنجا قصری سبز را دید و پرسید: این قصر از آن کیست؟ پیامبر(ص)فرمود: از آن یک مسلمان است. شیخ جلو میرود و پیامبر(ص) از او روی میگرداند
عرض میکند: یا رسول اللَّه(ص) من مسلمانم چرا از من اعراض میکنی؟
فرمود: دلیل بیاور که مسلمانی؟ شیخ سرگردان شد، و نتوانست چیزی بگوید.
پیامبر(ص)فرمود: فراموش کردی، آن کلامی را که به آن زن علوی گفتی؟ این قصر از آن آن مردی است که این زن در خانه او ساکن شده؟
در این موقع شیخ از خواب بیدار شد و بر سر و صورت خود میزد و میگریست. آنگاه خود و غلامانش برای یافتن زن علوی در سطح شهر به تجسّس پرداختند، تا اینکه فهمیدند، او در خانه یک مجوسی است.
شیخ نزد مجوسی رفت و تقاضای دیدن وی را نمود، مجوسی گفت:
نمیگذارم او را ببینی؟ شیخ گفت: میخواهم این هزار دینار را به او بدهم
گفت نه اگر صد هزار دینار هم بدهی نمیپذیرم. وقتی اصرار شیخ را دید، گفت: همان خوابی را که دیشب تو دیده ای من هم دیده ام من رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که فرمود: این قصر منزل آینده تو است.
سوگند به خدا من و همه اهل خانه به دست او مسلمان شدهایم.
#ارشادالقلوب_الی_الصواب_ج2ص445
#کانون_هیئات_مذهبی_نور_بخش_بلده
@baladeh_e_noor