eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
315 دنبال‌کننده
304 عکس
236 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلش را برده‌ای، هر وقت صحبت کرده‌ای بانو! محمد را، چنین غرقِ محبت کرده‌ای بانو! تو پیش از وحی، ایمان داشتی، اعجاز عشق این‌ است به قلبت اقتدا، پیش از نبوت کرده‌ای بانو! به محراب دو ابرویش، تماشا کرده‌ای حق را میان معبد چشمش، عبادت کرده‌ای بانو! اگر زر باختی، بردی دل ماه دو عالم را چه سودی، در میان این تجارت کرده‌ای بانو!.. تمام هستیِ حق: کوثرش، سهم تو شد، زیرا تمام هستی‌ات را، نذرِ اُمّت کرده‌ای بانو!.. نبودی در خُم، اما با علی داماد و مولایت به لطف دست زهرایت، تو بیعت کرده‌ای بانو! چه دُرّی، در دل دلدادگی دیدی، که از دنیا به یک پیراهن کهنه، قناعت کرده‌ای بانو! به آن دست کریمت، دارم امّیدی که در محشر ببینم شاعرت را هم شفاعت کرده‌ای بانو! ✍
هدایت شده از 🕊چکاوک
. 🕊تردید نکن که یار برخواهد گشت آرام دل و قرار برخواهد گشت از آخر جاده های سرد و تاریک آرامش روزگار برخواهد گشت @Chakavak110🕊
تغزل ............. با همین دستان خالی تا خدا پل می زنم چشم در چشمش شده، بر آسمان زل می زنم جمکران در جمکران آکنده از او می شوم بر ردای خادمان، دست توسل می زنم از امام خویش می خواهم شفایت را به اشک می روم تا مشهد و ساز توکل می زنم گاه شعری می سرایم تا کمی بهتر شوم گاه حالش نیست، بر حافظ تفأل می زنم گاه آرامم به لطف گریه های هر شبه گاه اما مثل چای روضه، قل قل می زنم خوب خواهی شد عزیزم، روشن است این مثل روز هر شب از چشمت به غم رنگ تخیل می زنم روبرویت می نشینم با همین چشمان تار یک قلم در دست می گیرم، تغزل می زنم قم المقدسه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گلعُذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن، سایه‌‌ی آن سرو روان ما را بس از درِ خویش خدا را... به بهشتم نفرست که سرِ کوی تو از کَون‌ و مکان ما را بس!
Chavoshi-Divooneh - dobeit .mp3
زمان: حجم: 11M
‌●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ㅤㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤㅤㅤ↻ 🎵 دیوونه 🎙 |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سینه‌ی بی‌تابِ غرق های‌و‌هویم را ندید موبه‌مو گفتم برایش، موبه‌مویم را ندید چشم‌هایش ریخت روی صورت یخ کرده‌ام داغی‌ام را...گونه‌ی بی‌رنگ و رویم را ندید چشم‌هایش راه افتادند در رگ‌های من رد شد از قلبم ولی راز مگویم را ندید نور شد؛ از من گذشت و رفت سمت آینه دید تاریک است دنیا؛ کورسویم را ندید! دردهای نخ‌نمایم را برایم وصله کرد پاره‌های روحِ محتاج رفویم را ندید مُرده بودم از صدای اشک‌های ساکتش پر شدم از بوی اَلرّحمن و بویم را ندید ■ من ولی دلواپسم حال دلش زخمی شود تیزی بغض شکسته در گلویم را ندید
در  مکه چه خوش ستاره ای پیداشد نوری بدمید و قبله ی دلها شد.. از عرش برین رسید انوار خدا.. با نور محمدی جهان زیبا شد..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا