جنگ خندق.mp3
16.91M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
🔴 ماجرای فوق العاده جذاب و هیجان انگیز جنگ خندق(دلاوری امیرالمؤمنین)
🔵 برای سومین مرتبه امام علی(ع) برخواستند و فرمودند: یا رسول الله من به جنگ با عمرو میروم
#قسمت_بیست_و_سوم
#امیرالمؤمنین_امام_علی(ع)
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
﷽❣ #سلام_امام_زمانم ❣﷽
تا کی نصیب ماست «اَرَی الخَلق» و «لا تُری»
کی میشـود نـوای «اَنـا المَهدی» تـو را ...
از سمت کعبه بشنوم ای جانِ جانِ جان
«عَجّل عَلی ظُهُورِکَ یا صاحِبَ الزّمان»
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#سلام
#روزتونمهدوی
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
⛔️سن قانونی برای حضور کودکان در شبکههای اجتماعی در کشورهای مختلف جهان چقدر است؟
💠 آیا در ایران هم چنین شرطی برای ورود به شبکه های اجتماعی داریم؟
#سواد_رسانه
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
1628249856_1123833969.pdf
191.8K
📍وام فرزندآوری با یک ضامن وسفته
در دستورالعمل ابلاغی بانک مرکزی تاکید شده است که وام فرزندآوری ابتدا با اعتبارسنجی و یارانه😍 و اگر کفایت نمی کرد با یک ضامن وسفته وام پرداخت گردد.👏
لطفا از این دستورالعمل کوتاه نیایید و در صورت هرگونه مشکل به سامانه شکایات بانک مرکزی شکایت و سماجت کنید.(امیدوارم با کمک و استقامت مردم بتوانیم ضمانت های غیرقانونی را در وام فرزندآوری کنترل کنیم ان شاالله)
#قانون_جمعیت
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
7.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مراقب تربیت فرزندانمون باشیم.
🔹نیاز با توقع فرق دارد.
🔹نیاز را برطرف کنید ولی توقع را مدیریت
#تربیت_فرزند
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀
بانوی خاص🌹
#بدون_توهرگز #قسمت_چهل_یکم زنگ زدم ایران و به زبان بي زباني به مادرم گفتم میخوام برگردم... اول که فک
#بدون_توهرگز
#قسمت_چهل_دوم
توي اين دو سال دکتر دایسون جزء معدود افرادي بود که توی اون شرایط سخت ازم حمایت می کرد. از طرفی، هم ارشد من و رئیس تیم جراحي عمومی بيمارستان بود و پاسخم ميتونست من رو در بدترین شرایط قابل تصور قرار بده.
- دکتر حسيني.... مطمئن باشید پیشنهاد من و پاسخ شما کوچکترین ارتباطی به مسائل کاري نخواهد داشت. پیشنهادم صرفا به عنوان یک مرده، نه رئیس تیم جراحی.....
چند لحظه مکث کردم تا ذهنم کمی آرومتر بشه....
- دکتر دایسون من براي شما به عنوان یه جراح حاذق و رئیس تیم جراحی احترام زيادی قائلم علي الخصوص که بیان کردید این پیشنهاد، خارج از مسائل و روابط کاریه؛ اما این رو در نظر داشته باشید که من یه مسلمانم و روابطی که اینجا وجود داره بين ما تعريفي نداره.. اینجا ممکنه دو نفر با هم دوست بشن و سالها زیر یه سقف زندگي کنن؛ حتی بچه دار بشن و این رفتارها هم طبيعی باشه ولی بين مردم من، نه... ما برای خانواده حرمت قائلیم و نسبت به هم احساس مسئولیت میکنیم، با کمال احترامی که برای شما قائلم پاسخ من منفيه.
این رو گفتم و سریع از اونجا دور شدم. در حالی که ته دلم از صمیم قلب به خدا التماس ميکردم یه بلاي جديد سرم نیاد.
روزهاي اولي که درخواستش رو رد کرده بودم دلخوریش از من واضح بود... سعي مي کرد رفتارش رو کنترل کنه و عادی به نظر برسه، مشخص بود تلاش میکنه باهام مواجه نشه. توي جلسات تیم جراحی هم، نگاهش از روی من می پرید و من رو خطاب قرار نمي داد؛ اما همین باعث شد، احترام بیشتری براش قائل بشم، حقیقتا کار و زندگی شخصیش از هم جدا بود.
سه، چهار ماه به همین منوال گذشت. توي سالن استراحت پزشکان نشسته بودم که از در اومد تو، بدون مقدمه و در حالی که اصلا انتظارش رو نداشتم، یهو نشست کنارم و بی مقدمه گفت:
- پس شما چطور با هم همدیگه اشنا میشید؟ اگر دو نفر باهم ارتباط نداشته باشن چطور میتونن همدیگه رو بشناسن و بفهمن به درد هم مي خورن یا نه؟
همه زیرچشمی به ما نگاه میکردن. با دیدن رفتار ناگهانی دایسون، شوک و تعجب توی صورتشون موج مي زد.
هنوز توی شوک بود؛ اما آرامشم رو حفظ کردم و گفتم:
- دکتر دایسون واقعا این ارتباطات به خاطر شناخت پیش از ازدواجه؟ اگر اینطوره چرا آمار خيانت، اينجا اینقدر بالاست؟ یا اینکه حتي بعد از بچه دار شدن به زندگي شون به همين سبک ادامه میدن و وقتی یه مرد بعد از سالها زندگی از اون زن خواستگاري ميکنه اون زن از خوشحالی بالا و پایین می پره و میگن این حقیقتا عشقه؟ يعني تا قبل از اون عشق نبوده؟ یا بوده اما حقیقی نبوده؟
خيلي عادی از جا بلند شدم و وسایلم رو جمع کردم. خیلی عمیق توي فکر فرو رفته بود. منم بي سر و صدا و خيلي آروم در حال فرار و ترک موقعیت بودم. در سالن رو باز کردم و رفتم بیرون، در حالي که با تمام وجود به خدا التماس میکردم که بحث همون جا تموم بشه، توي اون فشار کاری.... که یهو از پشت سر، صدام کرد. دنبالم، توي راهروي بيمارستان راه افتاد... می خواستم گریه کنم چشمهام مملو از التماس بود! تو رو خدا دیگه نیا... که دوباره صدام کرد...
- دکتر حسینی.... دکتر حسيني... پیشنهاد شما براي آشنايي بيشتر چیه؟
─═ई✨🍃🌸🍃✨ई═─
اینجا🔚😍بانـــ🌸ـــوی خــ🎀ـــاص😌باش👇
🎀 @banoye_khaass 🎀