eitaa logo
بانوی مجاهد
9.1هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
3هزار ویدیو
112 فایل
برای حرکت جهادی تبیین، زنان به‌ پا می‌خیزند...🇮🇷 #پیشران_جهاد_تبیین ___________________ 📌تبلیغ و تبادل نداریم ارتباط با ادمین: @s_gheitani @mahjobm
مشاهده در ایتا
دانلود
چادرِ حیا سروی بلند قامت و در هیبت زنم دشمن گرفته اَره به قصد بریدنم من دختر قبیله «سردار مریمم» خون نیست، غیرت است که جاری‌ست در تنم پرواز کرده‌اند و به معراج رفته‌اند صدها هزار قُمری عاشق ز دامنم با شالی از بهار که روی سر من است یک باغ با شکوه پر از یاس و سوسنم با چادر حیا و عفافم میان شهر خاری درست در وسط چشم دشمنم ایرانی‌ام که لایق گردن‌فرازی‌ام با پرچمی که حلقه شده دور گردنم من «زینب کُمایی‌ام» آن دختر غیور چون کوه استوارم و چون چشمه روشنم «ناهید فاتحی‌ام» و با دست بسته هم در گیر و دار معرکه گُردی تهمتنم ای دشمن فلک‌زده! یک روز ناگزیر گور تو را به دست «فرنگیس» می‌کنم زن، زندگی، شهادت... یک روز می‌رسم من هم به خیل پاک شهیدان میهنم ✍🏻 از دیار ـ «بی‌بی مریم بختیاری» معروف به سردار مریم بختیاری یکی از زنان غیور ایران در دوره قاجار است که از سرمایه مادی و معنوی خانواده‌اش استفاده می‌کند و یک هنگ نظامی بختیاری تشکیل می‌دهد برای مبارزه با اشغال‌گران روسی و انگلیسی در خلال جنگ جهانی اول. ـ «زینب کمایی» دختر محجبه آبادانی که هنگام باز گشت از مسجد به دست منافقین کوردل ربوده شد و با چادری که بر سر داشت او را خفه کردند و پیکر بی‌جانش پس از سه روز پیدا شد و با پیکر سیصد و شصت تن از شهدای عملیات فتح المبین در اصفهان تشییع و به خاک سپرده شد. ـ «ناهید فاتحی» دختر محجبه کرد اهل سنندج که هنگام بازگشت از درمانگاه توسط منافقین کوموله ربوده شد. منافقین موهای ناهید را تراشیدند و ناخن‌هایش را کشیدند، اما چون ناهید حاضر به توهین به امام خمینی و انقلاب نشد، سرانجام بعد از یازده ماه اسارت او را در روستایی در کردستان زنده به گور کردند. ـ «فرنگیس» بانویی شجاع اهل گیلان غرب که برای تهیه آذوقه به روستای پدری می‌رود ولی پس از مواجهه با افسر متجاوز عراقی، تبری برداشته و افسر عراقی را از پای در می‌آورد و با شجاعت افسری دیگر را اسیر می‌کند و تحویل نیروهای سپاه می‌دهد. 🏷 | 🇮🇷@banooye_pishro_nkh
در وصف تو از سلاله زهرا(س) تو از تبار غدیری که مثل کوه صبوری که مثل شیر دلیری نه اهل رنگ و ریایی نه اهل جاه و مقامی تو مرد ساده نعلین و بوریا و حصیری دلت قرار ندارد کنار میز ریاست شبی مسافر جنگل ، شبی میان کویری چقدر زخم به تن داری از اهانت سنگی! چقدر درد به دل داری از تمسخر تیری! تو سرو کوهی سبزی ،خدا نخواست بمیری اراده کرد که بر قله ها ،قرار، بگیری اگر چه بر رگ سرخت نشست تیغ اهانت ولی نشسته به دلها غم امیر کبیری اگر که هلهله گله شغال بلند است یقین بدان که زمین خورده است پیکر شیری سفر به باغ شهادت ،شده است قسمتت آخر چه اتفاق قشنگی ! چه جاده ای چه مسیری! @banooye_pishro_nkh