چله شهد و شکر- دهم.mp3
23.81M
🔸 روز دهم
🔹 دعوت
در خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعيت از آن زلف پريشان کردم
نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست
آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
#حافظ
🌟زلف پریشان⬅️نماد حرکت از کثرت به وحدت
🌟ارزشمند بودن حرکت گروهی
🌟همدلی ⬅️انرژی بسیار زیادی دارد.
🌟مولا علی(ع):"يَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ"
🌟هر کسی میتواند فریاد حق باشد.
🌟بزرگترین لطف در حق دیگران⬅️آگاهی رساندن به آنهاست.
🌟سرعت زیاد انتشار آگاهی در فضای مجازی
🌟چه چیزی مانع دریافت روزی فراوان میشود؟
"در خرابات طریقت مابههم منزل شویم
کاینچنین رفتهست درعهد ازل تقدیرِما"
#حافظ
🌟شکر امروز⬅️شکر که در جمع شکرگزاران هستیم.
💫 همه چیز را همگان دانند
و همگان هنوز از مادر زاییده نشده اند. 💫
#بزرگمهر
🙏درخواست:
🌟حمایت عاشقانه معنوی از دیگران
👌پیشنهاد:
🌟ارسال فایلهای چله به چهل نفر
🔑نکته ی اساسی⬅️دیگرانی که در مسیر ما نیستند را قضاوت نکنیم.
🌟چه رسانه هایی سالم هستند؟
🙏فقط برای معبود حرکت کنیم.
😍 منتظر جمع مستانتان هستیم. 😍
در پناه نور و عشق الهی باشید. 🙏❤️💫
🆔@baranbaranbb
♥️🍃
یه وقتایی لازمه بشینی گوشه ی اتاق
فارغ از هر چیزی ...
بگی خدا، یکم باهم حرف بزنیم !!
ذکر و عبادت فقط پای سجاده و
تسبیح نیستاااااا ...
یه وقتایی همین کنج اتاق ، بهشتت میشه ...
ذکر یعنی چی؟ یعنی خدا یجوری به یادتم ...
تو دلی با خدا حرف میزنی و
خدا اونقدر عاشقه که
به فرشته هاش میگه
براش ذکر ثبت کنید ...!
,
4_5938509541963466559.mp3
24.04M
👀در این سلسله وویسها نگاهی جدید به خونه تکونی خواهیم داشت👀
🔛 خونه تکونی«مقدمه» 🔛
🎙اشرف ملکوتی خواه
☑️لطفا بشنوید و بر مطالب گفته شده تامل و تفکر کنید و پس از درک فلسفه آن در عمل اجرا کنید🙏
#خودشناسی_پاکسازی_خودسازی
#خودشناسی_مقدمه_خداشناسی
#باخدا_همه_چیز_امکانپذیر_است
🆔@baranbaranbb
لطفا برای عزیزانتون هم ارسالش کنید🖐😍
کدوم دوره؟.mp3
15.97M
پاسخ به یک سوال پرتکرار....
از کجا شروع کنم؟!!
اشرف ملکوتی خواه
بشنوید و تصمیم بگیرید
🆔@baranbaranbb
هیچ نیرویی خارج از تو نمیتواند
بر روی زندگی ات تأثیر بگذارد،
مگر آنکه تو با افکارت به
آن نیرو و قوت ببخشی...
بزرگترین قدرت در درون توست
از قدرت درونی خود استفاده کن،
و بدان که برای زندگی ات
هیچ چیزی در این دنیا
از آن قدرتمندتر نیست.....
🆔@baranbaranbb
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﻠﻮﯼ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ ﺭﺍ
ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ!
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽﺍﺵ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﭘﻠﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺳﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻏﺬﺍ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺑﺶ!
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﭘﻠﻮ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ
ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ...
ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﺶ
ﺭﺍ
ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﺪ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ..
ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ!
ﻫﻤﻪﯼ ﺧﻮﺷﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍﻫﺎ؛
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ؛
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺍﺳﺖ.
ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﯿﻢ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭘُﻠﻮی ﺧﺎﻟﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎ، ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺏ...!
🆔@baranbaranbb