قرار است صبح زود در سرمای سوزناک به مدرسه بروم و خوابم نمی برد و غمگینم و «با هیچکسم میل سخن نیست💔»
باران که بند می آید
خیال می کنم زنی جایی از جهان
گریه هایش تمام شده
موهای افتاده روی گونه اش را
دور انگشت اشاره می پیچد
و به ترکیب سفره ی شام می اندیشد..
#رسول_ادهمی
https://eitaa.com/barayeto_1403
آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته میشوید، شما را دوباره به زندگی برگرداند؟
«و من از تو برایشان گفتم ..»
https://eitaa.com/barayeto_1403
گاهی اوقات، آن میل بدوی در من تشدید میشود که مثل اجداد اولیهام به غار بروم و همهی دستاوردهای تمدن را دور بریزم. کنار آتش بنشینم، شکار کنم، تصویر رؤیاهایم را با خون خرسی که شکار کردهام روی دیوارها بکشم. نه نوشتن بلد باشم و نه زبانی در کار باشد و نه حتی انسانی تا ارتباطی شکل بگیرد.
فقط سکوت باشد و صدای سوختن چوب.صدای آسمانی با ستارههایی عظیم. ...کاملاً مستعدم تا همهچیز را رها کنم و این نباید ربطی به فصل پاییز یا بهار داشته باشد.
من همیشه همینطور بودهام.
https://eitaa.com/barayeto_1403
آفریدند تو را ؛ نام نهادند حسین ..
تا که دلسوز ترین واژه ی دنیا باشی !
https://eitaa.com/barayeto_1403
و در نهایت، آن عشق تمام شد و برای همیشه در وجود من احساسات تلخی مثل کافی نبودن، زیبا نبودن و دوستداشتنی نبودن را به یادگار گذاشت..
https://eitaa.com/barayeto_1403
دستش را به گلویش می زند و میگوید: اینجاست رد نمیشود ..
https://eitaa.com/barayeto_1403
هیچ اتفاق خاصی رخ نداده
تنها
شبی هفت ساله خوابیدم
و بامدادان
هزار ساله برخاستم ..
https://eitaa.com/barayeto_1403
گاهی خوابت را میبینم
بیصدا
بیتصویر
مثلِ ماهی در آبهای تاریک
که لب میزند و
معلوم نیست
حبابها کلمهاند
یا بوسههایی از دلتنگی ..
#توماس_ترانسترومر
https://eitaa.com/barayeto_1403
همه، یک روز به گذشته برمیگردیم؛
و برای کسانی که دوستمان داشتند و ما رهایشان کردیم، سخت خواهیم گریست ..
https://eitaa.com/barayeto_1403