🔵 عاقبت ابراهیم مالک اشتر
🔻حضور او در جنگ صفین
🔻زمان کربلا کجا بود؟
🔻چرا به یاری مختار نیامد
🔻آیا ابراهیم با مصعب بیعت کرد؟ 😱
🔻 عاقبت ابراهیم و آنچه در سریال مختار نیامد.
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
دیدار با شهید همیشه زنده سردار سرتیپ پاسدار سید نورخدا موسوی در محله شصت متری خرم آباد سال ۱۳۹۴
سردار سرتیپ پاسدار شهید سید نورخدا موسوی مفرد تکاور نیروی انتظامی و فرمانده یگان تکاوری زاهدان بود که در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ هنگام درگیری با گروه جندالشیطان به رهبری ملعون عبدالمالک ریگی بر اثر اصابت یک گلوله دو زمانه به سرش در منطقه پل شکسته لار شدیداً مجروح شد. همرزمانش وی را به بیمارستان زاهدان منتقل کردند ولی بعد از عمل در وضعیت درمان وی بهبودی حاصل نشد و او با عنوان جانباز ۱۰۰ درصد بدون هیچ حرکت فیزیکی با زندگی نباتی ۱۰ سال را در کما گذراند و درشامگاه ۱۵ آبان ۱۳۹۷ به شهادت رسید.
شادی روح شهدا صلوات💔
#امام_زمان
#شهیدانه
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥تعریف حجاب از نظر رهبری: #حجاب مایه ی تشخص زن است...
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
#تلنگر⚠️
هرگناهی🔥یهاثرخاصدارھ..
مثلابعضیگناههانعمتهارو
اَزمون میگیرن..
حالِخوبرومیگیرن..
اشڪبرایسیدالشھدارومیگیرن..
آدمایخوبرواَزمونمیگیرن..
رفیقایِخوب..
جاهایِخوب..
ودرعینِحالهمحواسموننیست!!
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
🔴مهم ترین حربه های تئوریسین های غربی برای شکست ایران
🔺به جای بمب دامن کوتاه بریزید
🔺چادر از سرشان بردارید
🔺موسیقی ممنوع و کت های کوتاه در بین ایرانیان رایج شده است
🔺مهم ترین عامل سرنگونی، تغییر فرهنگ ایران است
🔺پخش سریال با بازیگران برهنه انقلابی بر علیه ایران است
🔺زنان چادری نفوذ ناپذیر هستند به هر طریقی باید انها را به فساد کشید تا فساد در خانواده ها رخنه کند
🔺ما توانستیم چادر را به چادری توری تبدیل کنیم ...
🔺با عقیده بجنگید ودشمن ما مذهب است
✍عالیه سادات
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
🥀فضیلت زنده نگهداشتن نام و یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
با انتشار انبوه تصاویر شهدا یاد آنها را زنده نگهداریم...
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
8.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨آیا زنها ناقص العقل هستند؟!
✅ پاسخ بسیار جالب حجتالاسلام والمسلمین قرائتی به شبهه معروف درباره ناقص بودن عقل زنان👌👌
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
مرحوم آیت الله حاج سیداحمدامامی(ره) یکی ازعلمای برجسته اصفهان در یاداشتهای خودچنین آورده اند:شبی از طریقی به من الهام شدکه مبلغ چهل وپنج هزارتومان به مغازه آقای..که مردمحترمی ازاهالی اصفهان است،ببرم.صبح که ازخواب برخاستم،متحیربودم که چه بایدبکنم.آیاآنچه فهمیدهام صحیح است؟ ازطرفی نمی دانستم که چقدرپول دارم وقتی به موجودیام نگاه کردم،دیدم دقیقا چهل وپنج هزا تومان است.به همین دلیل یقین پیداکردم که این الهامی صادق بوده است.صبح اول وقت،رفتم درب مغازه آن آقایی که نشانی اش رابه من داده بودند.
من ازقبل با آن شخص آشنایی داشتم، ولی مدتها بودکه ازحال وکار او بی خبر بودم.او ازمحترمین شهراصفهان بود و مغازه کوچکی داشت. وقتی به مغازه او رسیدم،دیدم ۲ نفردرمغازه اوایستاده اند.
به آن آقاگفتم: من باشماکاری دارم،اگر لطف کنیدچنددقیقه ای میخواهم باهم برویم جایی وبرگردیم.گفت:بسیارخوب
باهم به مسجد النبی(در خیابان جی) رفتیم.کارگران مشغول انجام کارهای ساختمانی مسجدبودند.لب ایوان و روبه قبله نشستیم.رو به صاحب مغازه کردم وبه ایشان گفتم:من مأمورهستم گرفتاری
شما را برطرف سازم، اگرمشکلی داریدبه من بگویید.ولی آن شخص هیچ حرفی نزد.اصرارکردم،ولی فایده نداشت.
بالاخره دست درجیب خود کردم وآن مبلغ رابه ایشان دادم.آن مردبی اختیاربه گریه افتادوگفت:من چهل وپنج هزارتومان قرض داشتم.
نذرکرده بودم که ۴۰ مرتبه زیارت عاشورابخوانم تااین مشکل برطرف شود.امروزبعدازاذان صبح،آخرین زیارت راخواندم وحالا میبینم که مشکل من به این زودی مرتفع گردید.
زیارت عاشورا وآثارشگفت(ص۸۵)
#اربعین
🥀@bardsir_reyhaneh_shou
حکایت عبدالله دیوونه
🌹اسمش عبدالله بود . .
تو شهر معروف بود به عبدالله دیوونه
همه میشناختنش!
مشکل ذهنی داشت
خانمش هم مثل خودش بود ... وضع مالی درست و حسابی نداشت
زوری خرج شکم خودش و خانمش رو میداد
تو شهر این آقا عبدالله دیوونه، یه هیئتی بود
هر هفته خونه یکی از خادمای هیئت بود
نمیدونم کجا و چطور ولی هرجا هیئت بود عبدالله دیوونه هم میومد . .
یه شب بعد هیئت مسئول هیئت اعلام کرد که هرکی میخواد هفته بعد هیئت خونه اش باشه بیاد اعلام کنه
دیدن عبدالله دیوونه رفت پیش مسئول هیئت
نمیتونست درست صحبت کنه
به زبون خودش میگفت . . . حسین حسین خونه ما💔
مسئول هیئت با خادما تعجب کرده بودن
گفتن آخه عبدالله تو خرج خودتو خانمت رو زوری میدی
هیئت تو خونه گرفتن کجا بود این وسط . . !'
عبدالله دیوونه ناراحت شد
به پهنای صورت اشک میریخت میگفت آقا ؛ حسین حسین خونه ما💔. .
خونه ما 💔💔
بعد کلی گریه و اصرار قبول کردن
حسین حسین خونه عبدالله باشه . .
اومد خونه
به خانمش گفت ، خانمش عصبانی شد گفت عبدالله تو پول یه چایی نداری
خونه هم که اجاره ست ... !!
چجوری حسین حسین خونه ما باشه
کتکش زد . .
گفت عبدالله من نمیدونم
تا هفته دیگه میری کار میکنی پول هیئت رو در میاری . .
واِلا خودتم میندازم بیرون از خونه
عبدالله قبول کرد
معروف بود تو شهر ، کسی کار بهش نمیداد هرجا میرفت قبول نمیکردن که
هی میگفت آقا حسین حسین قراره خونه ما باشه💔 . .
روز اول گذشت ، روز دوم گذشت ... تا روز آخر
خانمش گفت عبدالله وقتت تموم شد هیچی هم که پول نیاوردی
تا شب فقط وقت داری پول آوردی آوردی نیاوردی درو به رو خودت و هیئتیا باز نمی کنم . .
عبدالله دیوونه راه افتاد تو شهر هی گریه میکرد میگفت حسین حسین خونه ما💔💔💔
رفت ؛ از شهر خارج شد
بیرون از شهر یه آقایی رو دید
آقا سلام کرد گفت عبدالله کجا ؟ مگه قرار نبود حسین حسین خونه شما باشه ؟!
عبدالله دیوونه گریش گرفت
تعریف کرد برا اون آقا که چی شد و . . .
آقا بهش گفت برو پیش حاج اکبر تو بازار فرش فروشا
بگو یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بهت بده ، بفروش خرج حسین حسین خونه رو بده💔
عبدالله خندش گرفت دوید به سمت بازار فرش فروشا
به هرکی میرسید میخندید میگفت حسین حسین خونه ما . . خونه ما💔
رسید به مغازه حاج اکبر
گفت یابن الحسن سلام رسوند گفت امانتی منو بده !
حاج اکبر برق از سرش پرید عبدالله دیوونه رو میشناخت
گریش گرفت چشمای عبدالله رو بوسید عبدالله ... !!!
امانتی یابن الحسن رو داد بهش
رفت تو بازار فروخت با پولش میشد خرج ۱۰۰ تا حسین حسین دیگه رو هم داد . .
با خنده دوید سمت خونه نمیدونم گریه میکرد ، میخندید میگفت حسین حسین خونه ما 💔
رسید به خونه شب شده بود . .
دید خادمای هیئت خونه رو آماده کردن
خانم عبدالله رفت چایی و شیرینی گرفت
چه هیئتی شد اون شب 💔
آره یابن الحسن خرج هیئت اون شب خونه عبدالله دیوونه رو داد🚶🏻♂
عبدالله خودش که متوجه نشد
ولی دیگه عبدالله دیوونه نبود ، خیلی خوب صحبت میکرد
آخه یابن الحسن رو دیده بود💔😍
میخوام بگم حسین تو حواست به عبدالله بود
حواست بود خرج هیئتت رو نداره
اینجوری هواشو داشتی
آقا حتما حواست هست نوکرات دلشون برات تنگه💔 ...
*میشه یه شب حسین حسین بین الحرمین باشه؟!*🚶🏿♂
میشه درد منم دوا کنی بیام حرم💔😔
یا امام حسین خیلی ها دلشون میخواد بیان کربلا اما......ندارند خودت مثل عبدالله دیوونه براشون درست کن...بحق مادرت .
💔😭😭
هر کس خوند ودلش شکست برا فرج امام زمان عج دعا کنه وثوابش رو هدیه کنه نثار اموات همه مومنین
*کپی با ذکر صلوات*
🍃 *اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم🍁*
🌴🌴این داستان زیبا را حتما بخونید و هر کجا دلتون شکست برای بنده حقیرم دعا کنید🌴🌴🙏
✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج✨
#امام حسین
🥀@bardsir_reyhaneh_shou