بَــرقِنگــاه.
_
بی هیچ سوالی و جوابی بغلـم کن..
خسته تر از آنم که بگویم به چه علّت
به حباب نگران لب یک رود قسم ؛
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت ،
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند ؛
به تنِ لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز ..
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد