eitaa logo
برساخت
559 دنبال‌کننده
313 عکس
151 ویدیو
76 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از برساخت
مقالات مفید کوتاه تحلیلی سیاسی: 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @barsakht ۱- حضور رهبری در مراسم شب عاشورا: خنثی‌سازی جنگ شناختی و تقویت وحدت ملی ۲- فروش جنگنده‌های جی ۱۰ به تهران مشکل ایران را حل نمی‌کند ۳- ابعاد بحران داخلی رژیم پس از جنگ ۱۲ روزه با ایران ۴-سه پایگاه بزرگ ریز پرنده‌های اسرائیل علیه ایران در ایران با ما همراه باشید: @barsakht
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نشست سیاسی تبیین ابعاد جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@barsakht 🚨چرا بانیان اسرائیل قبل از انقلاب با ایران دشمن بودند؟ ⁉️ تاج‌الملوک چه جمله تحقیرآمیزی را به نقل از شاه در خاطراتش نوشت؟ ⁉️انقلاب اسلامی چطور دشمنی با ایران را کم کرد؟ ⁉️ تاریخ کجای جهان و در چه شرایطی رخ داده؟ ⁉️جواب اراجیف نتانیاهو چیست؟ ⁉️نقش ایرانیان در نجات مسیحیت چیست؟ ⁉️تفاوت یهود و صهیونیسم چیست؟ ⁉️کدام عبارت راهبردی رهبری اعلام جهانی را نويد داد؟ @barsakht
درس‌ها و الزامات جنگ ۱۲ روزه برای ایران و رژیم صهیونسیتی @barsakht ۱. محدودیت‌های اسرائیل با وجود موفقیت‌های اولیه ، از جمله حملات دقیق که با نفوذ عمیق موساد در اطلاعات ایران امکان‌پذیر شد، دولت اشغالگر نتوانست برنامه هسته‌ای ایران را فلج کند. ایران نقاط ضعف دفاع موشکی چندلایه اسرائیل را که بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، آشکار کرد. یک رگبار مداوم موشک، گنبد آهنین و همتایان آن را در هم شکست و ثابت کرد که تل آویو نمی‌تواند بدون مجازات حمله کند. همانطور که موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) اذعان کرد ، ایران می‌تواند «در مقابل، خسارات قابل توجهی به اسرائیل وارد کند»، علیرغم برتری تکنولوژیکی خود. ۲. آسیب‌پذیری‌های ایران تهران نیز نقاط ضعفی را شناسایی کرد - به ویژه در دفاع هوایی و امنیت داخلی. اکنون انتظار می‌رود جمهوری اسلامی خرید سیستم‌های دفاعی پیشرفته روسی یا چینی را تسریع کند ، ضد اطلاعات داخلی را تشدید کند و تاب‌آوری سیستم‌های موشکی خود را تقویت کند. ۳. خطوط قرمز واشنگتن این جنگ به رهبران اسرائیل یادآوری کرد که حمایت سیاسی و نظامی آمریکا - یا قطع آن - می‌تواند تعیین کند که اسرائیل تا چه حد علیه ایران پیش خواهد رفت. دولت ترامپ، در حالی که با اهداف گسترده‌تر اسرائیل همدل بود، آشکارا می‌خواست از یک جنگ طولانی مدت جلوگیری کند. ترامپ پس از کمک به اسرائیل در حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، با اعلام انجام مأموریت و تلاش برای آتش‌بس، عملاً برای خود یک «خروج نرم» خرید. به گفته INSS، این به آن معنا بود که واشنگتن ممکن است برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای از زور استفاده کند، اما نه برای سرنگونی دولت ایران یا آغاز یک جنگ آشکار به نمایندگی از اسرائیل. استراتژی جنگ طولانی مدت تل آویو @barsakht پس از آتش‌بس، هدف استراتژیک اسرائیل ثابت مانده است: تضعیف ظهور ایران، خنثی کردن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای آن، و ایجاد شرایط برای فروپاشی داخلی. اما تل‌آویو می‌داند که یک جنگ بزرگ دیگر می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. بنابراین، عملیات مخفی بار دیگر در اولویت و مرکز توجه قرار گرفته‌اند. ترور بیش از دوازده دانشمند ارشد ایرانی توسط موساد در زمان جنگ، مقیاس و دقت این تلاش‌ها را نشان می‌دهد. خرابکاری سایبری نیز تشدید شده است، و عملیات‌هایی برای ایجاد ترس و عدم اطمینان در نهادهای ایرانی طراحی شده است. سرکوب پس از جنگ تهران - از جمله صدها دستگیری جاسوسی - نشان دهنده آگاهی از تهدید رو به رشد است. حملات هوایی همچنین ممکن است به صورت پراکنده از سر گرفته شوند، که تقلیدی از رویکرد « چمن‌زنی » مورد استفاده علیه حماس و حزب‌الله است. این حملات برای تخریب زیرساخت‌های بازسازی‌شده و در عین حال جلوگیری از جنگ تمام‌عیار طراحی شده‌اند. با این حال، هر حمله خطر تلافی‌جویی و تشدید گسترده‌تر درگیری را به همراه دارد، به خصوص اگر از خطوط قرمز ایالات متحده عبور شود. جنگ سایبری، با قابلیت انکار و قدرت مخربش، به طور فزاینده‌ای به یک ستون مرکزی تبدیل می‌شود. اما این یک شمشیر دولبه است: زرادخانه سایبری رو به رشد ایران، که در طول و پس از جنگ نشان داده شد ، سیستم‌های حیاتی اسرائیل را تهدید می‌کند. تل آویو همچنین ممکن است در دامن زدن به ناآرامی‌های داخلی در داخل ایران سرمایه‌گذاری کند. این شامل تقویت گروه‌های مخالف و بهره‌برداری از تنش‌های قومی در استان‌های ناآرام مانند اهواز، بلوچستان، کردستان غربی و مناطق با اکثریت آذری می‌شود. با این حال، جنگ به طور موقت جامعه ایران را حول محور دولت متحد کرد و اثربخشی این طرح‌ها را محدود ساخت. دولت اشغالگر قصد دارد بدون ایجاد یک آتش‌سوزی منطقه‌ای، رویارویی را طولانی‌تر کند و به آرامی از طریق ترورها، حملات سایبری و جنگ روانی، ایران را به خاک و خون بکشد. هدف، پیروزی از طریق نبرد نیست، بلکه فروپاشی از طریق خستگی و فرسودگی است، چیزی شبیه به « جوشاندن قورباغه »: استحکامات دفاعی ایران را در هم بشکنید، اتحادهای آن را از هم بپاشانید و منتظر بمانید تا فشار، دولت را از درون متلاشی کند. تهران سازگار می‌شود برای ایران، این جنگ به عنوان یک زنگ بیدارباش عمل کرد. مرحله پس از آتش‌بس، صلح نیست، بلکه تجدید تسلیحات و تنظیم مجدد نیروها است. در حالی که تهران فاقد ردپای اطلاعاتی اسرائیل در فلسطین اشغالی است، ابزارهای دیگری دارد. در داخل کشور، جمهوری اسلامی با دستگیری بیش از ۷۰۰ جاسوس، اعدام شش مأمور موساد و وضع قانون جدید که مجازات اعدام را برای کمک به دولت اشغالگر، ایالات متحده و متحدان آنها معادل «افساد فی الارض» تعیین می‌کند، سرکوب نفوذ را تشدید کرده است. ملت ایران در حال تقویت خود است. @barsakht
ادامه... @barsakht در فضای سایبری، زرادخانه ایران در حال قدرتمند شدن است. هزاران سند هک شده اسرائیلی ، نشت اطلاعات سربازان اشغالگر، خرابکاری در سیستم‌های راداری و نظارتی و حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی، یک جهش کیفی را نشان می‌دهد. تهران اکنون می‌تواند بدون شلیک حتی یک موشک، به عمق اسرائیل حمله کند. از نظر منطقه‌ای، ایران به قلمرو آشنای بازدارندگی نامتقارن روی خواهد آورد. این شامل حمایت از متحدان مقاومت در لبنان، عراق و یمن، افزایش دقت موشک‌ها و پدافند هوایی و ادامه فشار سایبری می‌شود. هدف تهران افزایش هزینه تجاوز اسرائیل و در عین حال جلوگیری از تشدید مستقیم تنش است - تا زمانی که آماده باشد. جنگ از رویارویی آشکار به نبردی فرسایشی و اطلاعاتی تغییر شکل داده است. هیچ یک از طرفین پیروز بیرون نیامده‌اند. اما هر دو برای دور بعدی آماده می‌شوند. @barsakht
آنچه در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد! @barsakht با ورود جنگ ایران و اسرائیل به مرحله جدیدی، هر دو طرف در حال ارزیابی مجدد هستند آتش‌بس ماه گذشته نه به معنای پایان خصومت‌ها، بلکه به معنای ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر و مبهم‌تر از درگیری بین تهران و تل‌آویو بود. هر دو طرف در حال بازنگری استراتژی‌های خود هستند، اما جنگ - پنهانی، سایبری و روانی - هنوز به پایان نرسیده است. جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ بین ایران و دولت اشغالگر اسرائیل، دهه‌ها حملات پنهانی، خطوط قرمز و خویشتن‌داری تحت مدیریت خارجی را از هم پاشید. در کمتر از دو هفته، موشک‌های ایران به تل‌آویو رسیدند و جت‌های اسرائیلی به عمق خاک ایران حمله کردند و اساساً آنچه را که مدت‌ها در حال شعله‌ور شدن بود به یک جنگ مستقیم و علنی تبدیل کردند. آتش‌بس به اصطلاحی که پس از آن برقرار شد، نه یک پیشرفت، بلکه یک تنفس بود. هر دو طرف اکنون در حال تغییر موضع برای یک رویارویی طولانی هستند که منطقه را در بر خواهد گرفت، اتحادها را از نو ترسیم خواهد کرد و محدودیت‌های تسلط ایالات متحده در غرب آسیا را آزمایش خواهد کرد. تضاد دستور کارها در واشنگتن با پایان سفر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل به آمریکا ، سیاست ایران همچنان محل اختلاف بین تل آویو و واشنگتن است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که به طور فزاینده‌ای در مورد درگیری‌های منطقه‌ای بیشتر محتاط است، یک استراتژی محدود را ترجیح می‌دهد که بر جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای بدون تعهد به درگیری نظامی عمیق‌تر متمرکز باشد. در همین حال، نتانیاهو از واشنگتن بازگشت و بر رویکردی بسیار تهاجمی‌تر تأکید کرد - رویکردی که به دنبال تسریع فروپاشی داخلی جمهوری اسلامی است. اطلاعات فاش شده از جلسات نتانیاهو و ترامپ به اولویت‌های متفاوت آنها اشاره دارد . این اختلاف بیش از اختلافات تاکتیکی، نشان‌دهنده‌ی اهداف سیاسی متضاد است. برای ترامپ، دیپلماسی ابزاری برای مدیریت تشدید تنش است. برای نتانیاهو، رویارویی خود استراتژی است. تل‌آویو به جای مهار، خواستار تسلیم است. درس‌هایی از جنگ جنگ ۱۲ روزه اولین رویارویی نظامی مستقیم و گسترده بین ایران و دولت اشغالگر بود. در حالی که رویارویی‌های قبلی بر جنگ اطلاعاتی و درگیری‌های نیابتی متکی بود، این درگیری به تبادل موشک و پهپاد در مقیاس کامل تبدیل شد. حملات هوایی اسرائیل تأسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌های حیاتی در عمق خاک ایران را هدف قرار داد. در همین حال، موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایرانی به حریم هوایی اسرائیل نفوذ کرده و به مراکز نظامی و اطلاعاتی ، از جمله در تل‌آویو، اصابت کردند. این جنگ فرضیات دیرینه را در هم شکست. ایران به بزرگترین پایگاه آمریکا در غرب آسیا - پایگاه العدید در قطر - حمله کرد و این نشان دهنده تمایل این کشور برای حمله مستقیم به واشنگتن در پاسخ به حملات آمریکا به چندین تأسیسات هسته‌ای ایران بود. ایالات متحده، به نوبه خود، ظرفیت خود را برای درگیری نظامی با ایران به کار گرفت، اما از درگیری طولانی مدت خودداری کرد. هر دو طرف، با تکیه بر نظریه « ریسک محاسبه‌شده » توماس شلینگ ، قصد داشتند توانایی و عزم خود را بدون عبور از آستانه جنگ تمام‌عیار نشان دهند. با تکیه بر مفهوم «معادل هزینه»، کنت والتز با اشاره به اینکه «با افزایش هزینه‌های جنگ در مقایسه با دستاوردهای احتمالی، احتمال جنگ کمتر می‌شود»، توضیح می‌دهد که چرا ایالات متحده عقب‌نشینی کرد. تهران روشن کرد که حمله گسترده‌تر آمریکا با تلافی منطقه‌ای مواجه خواهد شد و بازارهای انرژی و نیروهای آمریکایی را تهدید خواهد کرد. این واقعیت، بیش از هر انگیزه صلح‌طلبانه‌ای، چرخش ترامپ به سمت دیپلماسی را شکل داد. @barsakht
بررسی جایگاه چین و روسیه در راهبرد ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران: اتحاد واقعی یا همگرایی تاکتیکی؟ @barsakht   جمهوری اسلامی ایران از ابتدای دهه ۱۳۹۰ و در پی فشارهای فزاینده تحریم‌های غرب، به‌ویژه پس از خروج ایالات متحده از برجام، تلاش خود را برای گسترش مناسبات با شرق، به‌ویژه چین و روسیه، افزایش داده است. این چرخش به‌ظاهر استراتژیک، در گفتمان رسمی با عنوان "نگاه به شرق" توصیف شده و بارها از سوی مسئولان عالی‌رتبه کشور مورد تأکید قرار گرفته است. اما آیا این نزدیکی، به معنای یک اتحاد ژئوپلیتیکی واقعی است؟ یا باید آن را در چارچوب الزامات موقتی و ملاحظات اقتصادی و سیاسی محدود ارزیابی کرد؟ ۱. نگاه راهبردی چین به ایران: همکاری مشروط و منفعت‌محور چین طی دو دهه گذشته با گسترش نفوذ اقتصادی خود در غرب آسیا و آسیای میانه، جایگاه مهمی در معادلات منطقه‌ای یافته است. توافق ۲۵ ساله ایران و چین نمونه‌ای از تلاش تهران برای ایجاد پیوند بلندمدت با پکن است. با این حال، تحلیل محتوای این توافق و رفتارهای چین در مجامع بین‌المللی، نشان می‌دهد که روابط پکن با ایران اساساً در چارچوب منافع اقتصادی و تأمین انرژی تعریف می‌شود. چین در مواقع حساس، از جمله در رأی‌گیری‌های شورای امنیت سازمان ملل، رویکردی محافظه‌کارانه اتخاذ کرده و هرگز حمایت بی‌قید و شرطی از مواضع ایران نشان نداده است. همچنین سرمایه‌گذاری‌های چینی در ایران، در مقایسه با سرمایه‌گذاری این کشور در سایر مناطق استراتژیک مانند آفریقا یا آمریکای لاتین، بسیار محدودتر بوده است. ۲. روسیه: از همسویی تاکتیکی تا رقابت پنهان روسیه نیز در سال‌های اخیر به یکی از شرکای مهم ایران در مسائل امنیتی و نظامی، به‌ویژه در سوریه، تبدیل شده است. همکاری راهبردی دو کشور در مبارزه با تروریسم و حفظ نظام بشار اسد، نقطه عطفی در روابط تهران و مسکو بود. با این حال، بررسی تحولات اخیر، از جمله سیاست‌های روسیه در بازار انرژی، رویکرد محتاطانه این کشور در قبال پرونده هسته‌ای ایران و روابط اقتصادی ناهمگون، نشان می‌دهد که مسکو بیش از آنکه متحدی استراتژیک باشد، شریکی مصلحت‌اندیش و انعطاف‌پذیر است. روسیه بارها در بزنگاه‌های بین‌المللی، به‌ویژه در تعامل با اروپا و آمریکا، از کارت ایران برای چانه‌زنی استفاده کرده و هیچ‌گاه حاضر نشده است به‌طور کامل در اردوگاه ایران بایستد. همچنین رقابت پنهانی در حوزه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، نقاط تعارض مهمی میان دو کشور ایجاد کرده است. ۳. مفهوم اتحاد ژئوپلیتیکی و جایگاه ایران برای اینکه بتوان رابطه‌ای را اتحاد ژئوپلیتیکی نامید، باید عناصر زیر در آن وجود داشته باشد: همسویی در منافع راهبردی بلندمدت، تعهد متقابل در برابر تهدیدات مشترک، و اشتراک در اهداف تمدنی یا ایدئولوژیک. بر اساس این شاخص‌ها، نمی‌توان روابط ایران با چین و روسیه را اتحاد ژئوپلیتیکی واقعی نامید. دو کشور مذکور بیش از آنکه در پی هم‌پیمانی بلندمدت با ایران باشند، به دنبال تثبیت نفوذ خود در مناطق کلیدی و استفاده از ظرفیت ایران برای مقابله با نفوذ غرب‌اند. ۴. ایران و ضرورت چندجانبه‌گرایی هوشمند در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران نیازمند بازنگری واقع‌بینانه در برداشت خود از روابط با شرق است. تکیه صرف بر چین و روسیه، بدون داشتن سیاست تنوع‌گرایانه در روابط بین‌المللی، می‌تواند منجر به وابستگی‌های جدید و آسیب‌پذیری بیشتر شود. در واقع، آنچه برای ایران حیاتی است، نه پیوستن به بلوک‌های قدرت، بلکه گسترش "چندجانبه‌گرایی هوشمند" و حفظ استقلال استراتژیک در معادلات پیچیده جهانی است. 🔺روابط ایران با چین و روسیه، هرچند دارای ابعاد مهم سیاسی، اقتصادی و نظامی است، اما در سطح ژئوپلیتیکی هنوز به مرحله یک اتحاد واقعی نرسیده است. هم پکن و هم مسکو، در تعامل با تهران، اولویت را به منافع ملی و معادلات بین‌المللی خود می‌دهند. در نتیجه، ایران باید ضمن حفظ تعاملات سازنده با شرق، به‌دنبال تقویت قدرت چانه‌زنی و متوازن‌سازی سیاست خارجی خود در قبال تمام بازیگران بین‌المللی باشد. ✍🏻 دریا کریم زاده @barsakht
دست رد ارمنستان به نقشۀ آمریکا برای زنگزور آمریکا به بهانه کاهش تنش‌ها میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیشنهاد داده که کنترل کریدور «زنگه‌زور» را به‌عهده بگیرد. @barsakht
فتنه جدید درقفقاز؛ امریکا دنبال اجاره زنگزور است!! @barsakht فتنه‌گری محور ترکی-عبری-غربی برای فشار بر ایران و روسیه وارد مرحله تازه‌ای شده وپس ازسفر سرکرده گروهک تروریستی جبهه النصره به باکو، حالا خبر رسیده که آمریکا دراقدامی کم‌سابقه، پیشنهاد داده که مسیر مورد مناقشه میان ارمنستان و جمهوری باکورا تحت کنترل خود بگیرد؛ طرحی که از سوی ایروان رد شده و به‌زعم بسیاری، تلاشی برای دور زدن حاکمیت ملی کشورهاست. هنوز ابعاد دقیق این موضوع مشخص نیست اما بدون شک ما شاهد اجرای پی‌درپی طرح‌ها و ایده‌های محاصره ایران، روسیه و چین در محورهای مواصلاتی خود هستیم. در طول چند سال گذشته باوجود خیزهای متعددی که رژیم علیف برای اشغال استان سیونیک ارمنستان برداشته، اما هوشیاری ایران و تذکرات متعدد و مکرر کشورمان باعث شده تا دیکتاتور باکو حساب کاردستش بیاید. رسانه انگلیسی درمقاله‌ای به پیشنهاد واشنگتن برای اعمال کنترل بر«دالان زنگزور»پرداخت، منطقه‌ای مورد مناقشه که صلح میان باکو و ارمنستان را غیرممکن کرده است. به گزارش «میدل ایست‌آی»، ایالات متحده پیشنهاد داده است که کنترل دالان مورد اختلاف میان ارمنستان و جمهوری باکو رادردست بگیرد تا به پیشرفت مذاکرات دیپلماتیک متوقف‌شده میان۲کشور کمک کند. با وجود آن‌که ارمنستان وآذربایجان درماه مارس به اجماعی برسر پیش‌نویس توافق صلح دست یافتند، باکو همچنان برای امضای رسمی این توافق، شروط مضاعفی را مطرح کرده است. از جمله، باکو خواستار آن است که ایروان قانون اساسی خود را اصلاح کرده و اشارات به اراضی باکو را از آن حذف کند. @barsakht
📢 شلیک به چشم آمریکا @barsakht 🖼 روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژه‌ی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی 🔹️ هرچند دولت آمریکا سعی داشت حمله موشکی ایران به پایگاه «العدید» در قطر را تا جای ممکن بی‌اهمیت نشان دهد اما درز اطلاعات جدید نشان می‌دهد، واقعیت با آنچه ترامپ و دولتش می‌گویند، تفاوتی اساسی دارد و این حمله از ابعاد مختلف دارای اهمیت است. 🔹️ نخست آن‌که این دومین‌بار است که جمهوری اسلامی ایران به شکل علنی و با پذیرش کامل مسئولیت، یک پایگاه نظامی وابسته به ارتش ایالات متحده را هدف قرار می‌دهد؛ و این‌بار نه در خاک عراق، بلکه در قلب قرارگاه عملیاتی سنتکام در منطقه. پایگاه العدید، نه یک پایگاه فرعی، که به نوعی ستاد مرکزی فرماندهی عملیات‌های ارتش آمریکا در غرب آسیاست؛ پایگاهی که هم‌اکنون بزرگ‌ترین حجم پرسنل، تجهیزات لجستیک، هواگردهای شناسایی و ارتباطات ماهواره‌ای امن را در خود جای داده است. حمله به چنین نقطه‌ای، در واقع حمله به مغز متفکر و مرکز اعصاب سامانه عملیاتی ایالات متحده در منطقه محسوب می‌شود. 🔹️ در لایه تاکتیکی، انتخاب العدید به عنوان هدف، خود حامل پیامی عمیق بود. برخی تحلیلگران کوشیدند با طرح این پرسش که چرا به سایر پایگاه‌های آمریکایی در امارات یا بحرین حمله نشد، اقدام ایران را تخفیف دهند. اما واقعیت این است که حمله به پایگاه مادر، به مراتب سنگین‌تر و پیامدسازتر از هدف قرار دادن پایگاه‌های فرعی است. 🔹️ در لایه راهبردی، این حمله یک قاعده جدید را در توازن قوا تعریف کرد: دیگر نه فاصله جغرافیایی، نه قدرت رسانه‌ای و نه بازدارندگی کلاسیک ایالات متحده، مانع اقدام مستقیم ایران علیه منافع نظامی آمریکا در منطقه نخواهد بود. و از این مهم‌تر، حمله صورت‌گرفته نه نمادین، بلکه دقیق، مؤثر و در نقاط حساسی از شبکه فرماندهی، ارتباطی و عملیاتی این پایگاه انجام شد. تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده – ولو با واسطه رسانه‌های بدنام ضدایرانی – گواهی می‌دهند که ضربه به زیرساخت‌های حیاتی و به‌ویژه شبکه‌های امن تبادل دیتا، هدف این عملیات بوده است. 🔹️ اما در لایه روانی و رسانه‌ای، ماجرا عمق بیشتری می‌یابد. ترامپ که در جنگ مدعی لزوم تسلیم بی‌قیدوشرط ایران شده بود، در برابر این حمله – درست مانند ماجرای عین‌الاسد – سعی کرد با شامورتی‌بازی آن را بی‌اهمیت و حتی نمایشی جلوه دهد اما بعد معلوم شد آنچه او گفته لافی بیش نبوده است. شکستن پرستیژ یک رئیس‌جمهور مستقر، آن هم از سوی کشوری که واشنگتن آن را تحت شدیدترین تحریم‌های ممکن قرار داده، اتفاق کوچکی نیست. 🔹️ در نهایت، پیام مهم این اقدام برای بازیگران منطقه‌ای که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، غیرقابل اغماض است. این حمله نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در صورت تهدید مستقیم، آمادگی دارد از هر نقطه‌ای که محل صدور تهدید علیه امنیتش باشد، واکنش سخت و دقیق نشان دهد. 🔹️ حمله به العدید، یک اقدام نظامی صرف نبود؛ اعلان رسمی ورود به مرحله‌ای از بازدارندگی فعال بود که هم در زمین، هم در سیاست، و هم در جنگ روایت‌ها، پیام خود را روشن، بلند و بی‌ابهام مخابره کرد: اگر امنیت ایران تهدید شود، پاسخ قاطع و در قلب فرماندهی دشمن خواهد بود. @barsakht
مقالات تحلیلی با ما همراه باشید: https://eitaa.com/barsakht ۱ـ فتنه جدید در قفقاز آمریکا دنبال اجاره دالان زنگزور است ۲-درس‌ها و الزامات جنگ ۱۲ روزه برای ایران و رژیم صهیونیستی @barsakht ۳-آنچه در جنگ ۱۲ روز اتفاق افتاد ۴ـجایگاه چین و روسیه در راهبرد ژئوپلوتیکی ایران 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/barsakht