بررسی جایگاه چین و روسیه در راهبرد ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران:
اتحاد واقعی یا همگرایی تاکتیکی؟
@barsakht
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای دهه ۱۳۹۰ و در پی فشارهای فزاینده تحریمهای غرب، بهویژه پس از خروج ایالات متحده از برجام، تلاش خود را برای گسترش مناسبات با شرق، بهویژه چین و روسیه، افزایش داده است. این چرخش بهظاهر استراتژیک، در گفتمان رسمی با عنوان "نگاه به شرق" توصیف شده و بارها از سوی مسئولان عالیرتبه کشور مورد تأکید قرار گرفته است. اما آیا این نزدیکی، به معنای یک اتحاد ژئوپلیتیکی واقعی است؟ یا باید آن را در چارچوب الزامات موقتی و ملاحظات اقتصادی و سیاسی محدود ارزیابی کرد؟
۱. نگاه راهبردی چین به ایران: همکاری مشروط و منفعتمحور
چین طی دو دهه گذشته با گسترش نفوذ اقتصادی خود در غرب آسیا و آسیای میانه، جایگاه مهمی در معادلات منطقهای یافته است. توافق ۲۵ ساله ایران و چین نمونهای از تلاش تهران برای ایجاد پیوند بلندمدت با پکن است. با این حال، تحلیل محتوای این توافق و رفتارهای چین در مجامع بینالمللی، نشان میدهد که روابط پکن با ایران اساساً در چارچوب منافع اقتصادی و تأمین انرژی تعریف میشود. چین در مواقع حساس، از جمله در رأیگیریهای شورای امنیت سازمان ملل، رویکردی محافظهکارانه اتخاذ کرده و هرگز حمایت بیقید و شرطی از مواضع ایران نشان نداده است. همچنین سرمایهگذاریهای چینی در ایران، در مقایسه با سرمایهگذاری این کشور در سایر مناطق استراتژیک مانند آفریقا یا آمریکای لاتین، بسیار محدودتر بوده است.
۲. روسیه: از همسویی تاکتیکی تا رقابت پنهان
روسیه نیز در سالهای اخیر به یکی از شرکای مهم ایران در مسائل امنیتی و نظامی، بهویژه در سوریه، تبدیل شده است. همکاری راهبردی دو کشور در مبارزه با تروریسم و حفظ نظام بشار اسد، نقطه عطفی در روابط تهران و مسکو بود. با این حال، بررسی تحولات اخیر، از جمله سیاستهای روسیه در بازار انرژی، رویکرد محتاطانه این کشور در قبال پرونده هستهای ایران و روابط اقتصادی ناهمگون، نشان میدهد که مسکو بیش از آنکه متحدی استراتژیک باشد، شریکی مصلحتاندیش و انعطافپذیر است. روسیه بارها در بزنگاههای بینالمللی، بهویژه در تعامل با اروپا و آمریکا، از کارت ایران برای چانهزنی استفاده کرده و هیچگاه حاضر نشده است بهطور کامل در اردوگاه ایران بایستد. همچنین رقابت پنهانی در حوزه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، نقاط تعارض مهمی میان دو کشور ایجاد کرده است.
۳. مفهوم اتحاد ژئوپلیتیکی و جایگاه ایران
برای اینکه بتوان رابطهای را اتحاد ژئوپلیتیکی نامید، باید عناصر زیر در آن وجود داشته باشد: همسویی در منافع راهبردی بلندمدت، تعهد متقابل در برابر تهدیدات مشترک، و اشتراک در اهداف تمدنی یا ایدئولوژیک. بر اساس این شاخصها، نمیتوان روابط ایران با چین و روسیه را اتحاد ژئوپلیتیکی واقعی نامید. دو کشور مذکور بیش از آنکه در پی همپیمانی بلندمدت با ایران باشند، به دنبال تثبیت نفوذ خود در مناطق کلیدی و استفاده از ظرفیت ایران برای مقابله با نفوذ غرباند.
۴. ایران و ضرورت چندجانبهگرایی هوشمند
در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران نیازمند بازنگری واقعبینانه در برداشت خود از روابط با شرق است. تکیه صرف بر چین و روسیه، بدون داشتن سیاست تنوعگرایانه در روابط بینالمللی، میتواند منجر به وابستگیهای جدید و آسیبپذیری بیشتر شود. در واقع، آنچه برای ایران حیاتی است، نه پیوستن به بلوکهای قدرت، بلکه گسترش "چندجانبهگرایی هوشمند" و حفظ استقلال استراتژیک در معادلات پیچیده جهانی است.
🔺روابط ایران با چین و روسیه، هرچند دارای ابعاد مهم سیاسی، اقتصادی و نظامی است، اما در سطح ژئوپلیتیکی هنوز به مرحله یک اتحاد واقعی نرسیده است. هم پکن و هم مسکو، در تعامل با تهران، اولویت را به منافع ملی و معادلات بینالمللی خود میدهند. در نتیجه، ایران باید ضمن حفظ تعاملات سازنده با شرق، بهدنبال تقویت قدرت چانهزنی و متوازنسازی سیاست خارجی خود در قبال تمام بازیگران بینالمللی باشد.
✍🏻 دریا کریم زاده
@barsakht
فتنه جدید درقفقاز؛ امریکا دنبال اجاره زنگزور است!!
@barsakht
فتنهگری محور ترکی-عبری-غربی برای فشار بر ایران و روسیه وارد مرحله تازهای شده وپس ازسفر سرکرده گروهک تروریستی جبهه النصره به باکو، حالا خبر رسیده که آمریکا دراقدامی کمسابقه، پیشنهاد داده که مسیر مورد مناقشه میان ارمنستان و جمهوری باکورا تحت کنترل خود بگیرد؛
طرحی که از سوی ایروان رد شده و بهزعم بسیاری، تلاشی برای دور زدن حاکمیت ملی کشورهاست. هنوز ابعاد دقیق این موضوع مشخص نیست اما بدون شک ما شاهد اجرای پیدرپی طرحها و ایدههای محاصره ایران، روسیه و چین در محورهای مواصلاتی خود هستیم.
در طول چند سال گذشته باوجود خیزهای متعددی که رژیم علیف برای اشغال استان سیونیک ارمنستان برداشته، اما هوشیاری ایران و تذکرات متعدد و مکرر کشورمان باعث شده تا دیکتاتور باکو حساب کاردستش بیاید.
رسانه انگلیسی درمقالهای به پیشنهاد واشنگتن برای اعمال کنترل بر«دالان زنگزور»پرداخت، منطقهای مورد مناقشه که صلح میان باکو و ارمنستان را غیرممکن کرده است. به گزارش «میدل ایستآی»، ایالات متحده پیشنهاد داده است که کنترل دالان مورد اختلاف میان ارمنستان و جمهوری باکو رادردست بگیرد تا به پیشرفت مذاکرات دیپلماتیک متوقفشده میان۲کشور کمک کند. با وجود آنکه ارمنستان وآذربایجان درماه مارس به اجماعی برسر پیشنویس توافق صلح دست یافتند، باکو همچنان برای امضای رسمی این توافق، شروط مضاعفی را مطرح کرده است. از جمله، باکو خواستار آن است که ایروان قانون اساسی خود را اصلاح کرده و اشارات به اراضی باکو را از آن حذف کند.
@barsakht
📢 شلیک به چشم آمریکا
@barsakht
🖼 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
🔹️ هرچند دولت آمریکا سعی داشت حمله موشکی ایران به پایگاه «العدید» در قطر را تا جای ممکن بیاهمیت نشان دهد اما درز اطلاعات جدید نشان میدهد، واقعیت با آنچه ترامپ و دولتش میگویند، تفاوتی اساسی دارد و این حمله از ابعاد مختلف دارای اهمیت است.
🔹️ نخست آنکه این دومینبار است که جمهوری اسلامی ایران به شکل علنی و با پذیرش کامل مسئولیت، یک پایگاه نظامی وابسته به ارتش ایالات متحده را هدف قرار میدهد؛ و اینبار نه در خاک عراق، بلکه در قلب قرارگاه عملیاتی سنتکام در منطقه. پایگاه العدید، نه یک پایگاه فرعی، که به نوعی ستاد مرکزی فرماندهی عملیاتهای ارتش آمریکا در غرب آسیاست؛ پایگاهی که هماکنون بزرگترین حجم پرسنل، تجهیزات لجستیک، هواگردهای شناسایی و ارتباطات ماهوارهای امن را در خود جای داده است. حمله به چنین نقطهای، در واقع حمله به مغز متفکر و مرکز اعصاب سامانه عملیاتی ایالات متحده در منطقه محسوب میشود.
🔹️ در لایه تاکتیکی، انتخاب العدید به عنوان هدف، خود حامل پیامی عمیق بود. برخی تحلیلگران کوشیدند با طرح این پرسش که چرا به سایر پایگاههای آمریکایی در امارات یا بحرین حمله نشد، اقدام ایران را تخفیف دهند. اما واقعیت این است که حمله به پایگاه مادر، به مراتب سنگینتر و پیامدسازتر از هدف قرار دادن پایگاههای فرعی است.
🔹️ در لایه راهبردی، این حمله یک قاعده جدید را در توازن قوا تعریف کرد: دیگر نه فاصله جغرافیایی، نه قدرت رسانهای و نه بازدارندگی کلاسیک ایالات متحده، مانع اقدام مستقیم ایران علیه منافع نظامی آمریکا در منطقه نخواهد بود. و از این مهمتر، حمله صورتگرفته نه نمادین، بلکه دقیق، مؤثر و در نقاط حساسی از شبکه فرماندهی، ارتباطی و عملیاتی این پایگاه انجام شد. تصاویر ماهوارهای منتشر شده – ولو با واسطه رسانههای بدنام ضدایرانی – گواهی میدهند که ضربه به زیرساختهای حیاتی و بهویژه شبکههای امن تبادل دیتا، هدف این عملیات بوده است.
🔹️ اما در لایه روانی و رسانهای، ماجرا عمق بیشتری مییابد. ترامپ که در جنگ مدعی لزوم تسلیم بیقیدوشرط ایران شده بود، در برابر این حمله – درست مانند ماجرای عینالاسد – سعی کرد با شامورتیبازی آن را بیاهمیت و حتی نمایشی جلوه دهد اما بعد معلوم شد آنچه او گفته لافی بیش نبوده است. شکستن پرستیژ یک رئیسجمهور مستقر، آن هم از سوی کشوری که واشنگتن آن را تحت شدیدترین تحریمهای ممکن قرار داده، اتفاق کوچکی نیست.
🔹️ در نهایت، پیام مهم این اقدام برای بازیگران منطقهای که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، غیرقابل اغماض است. این حمله نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در صورت تهدید مستقیم، آمادگی دارد از هر نقطهای که محل صدور تهدید علیه امنیتش باشد، واکنش سخت و دقیق نشان دهد.
🔹️ حمله به العدید، یک اقدام نظامی صرف نبود؛ اعلان رسمی ورود به مرحلهای از بازدارندگی فعال بود که هم در زمین، هم در سیاست، و هم در جنگ روایتها، پیام خود را روشن، بلند و بیابهام مخابره کرد: اگر امنیت ایران تهدید شود، پاسخ قاطع و در قلب فرماندهی دشمن خواهد بود.
@barsakht
مقالات تحلیلی #برساخت
با ما همراه باشید:
https://eitaa.com/barsakht
۱ـ فتنه جدید در قفقاز آمریکا دنبال اجاره دالان زنگزور است
۲-درسها و الزامات جنگ ۱۲ روزه برای ایران و رژیم صهیونیستی
@barsakht
۳-آنچه در جنگ ۱۲ روز اتفاق افتاد
۴ـجایگاه چین و روسیه در راهبرد ژئوپلوتیکی ایران
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/barsakht
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یوسف عزیزی، پژوهشگر دانشگاه ویرجینیاتک در آنتن زنده بیبیسی: اگر مکانیزم ماشه فعال شود راهی جز اتمی شدن ایران وجود ندارد و ایران باید به بازدارندگی اتمی برسد.
@barsakht
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکانیسم ماشه چیست و چه کسانی
میتوانند آن را فعال کنند؟
@barsakht
1_19709581560.pdf
حجم:
17.2M
🔷 دروزیان چه کسانی هستند و چه نسبتی با اسرائیل دارند؟!
@barsakht
۱. دروزیان، گروهی قومی-مذهبی عربزبان با آیینی باطنی، خود را «موحدون» مینامند. این آیین در پنجم هجری از اسماعیلیه منشعب شد و بر یگانگی خداوند و تناسخ ارواح تأکید دارد. آنان، الحاکم بامرالله، خلیفهی فاطمی را تجلی الهی میدانند و کتاب مقدسشان، «رسائل الحکمه» میباشد.
۲. جمعیت دروزیان حدود ۸۰۰ هزار تا یک میلیون نفر برآورد میشود:
▪️ سوریه: حدود ۷۰۰ هزار نفر در سویدا
▪️ لبنان: حدود ۳۵۰ هزار نفر در شوف، عالیه و حاصبیا
▪️ فلسطین اشغالی: حدود ۱۵۰ هزار نفر در جولان اشغالی (تحت اشغال اسرائیل) و منطقهی جلیل
۳. دروزیان فلسطین اشغالی تابعیت اسرائیل دارند و از سال ۱۹۵۶، مردانشان مشمول خدمت اجباری نظامیاند. اسرائیل، این رابطه را «پیمان خون» مینامد. هرچند تصویب قانون ملت-دولت در سال ۲۰۱۸، آنان را به شهروندان درجهی دوم بدل ساخت اما رهبر معنویشان، شیخ موفق طریف، همسویی نزدیکی با سیاستهای تلآویو دارد.
۴. دروزیان سوریه بر هویت عربی و وحدت ملی تأکید میورزند و اغلب در جولان اشغالی، تابعیت اسرائیلی را نپذیرفتند. آنان در ساختارهای حکومتی سابق و فعلی سوریه نقش چندانی نداشتهاند و در جنگ داخلی نیز عمدتاً بیطرف ماندند. بااینحال، رهبران مذهبی ایشان چون شیخ حکمت الهجری، مداخلات اسرائیل را محکوم کردهاند.
۵. در لبنان، دروزیان در ساختار پارلمان و ارتش سهم دارند. جنبلاط، رهبر سیاسی این فرقه، اخیراً با حزبالله علیه تجاوزات اسرائیل همسو شده و نسبت به سیاستهای تلآویو هشدار داده است؛ اگرچه دروزیان لبنان در گذشته، تعاملاتی با رژیم صهیونیستی داشتهاند.
۶. دروزیان سوریه، بهواسطهی انزوای سیاسی از منظر اسرائیل «هدف آسانتری» بهنظر میرسند. در سوی دیگر، دروزیان لبنان بهدلیل پیوستگی عمیقتر با نظام سیاسی کشور، کمتر در معرض تأثیرگذاری مستقیم اسرائیل قرار دارند.
۷. اگر دروزیان سوریه تحت فشار سیاستهای غاصبانهی اسرائیل، به سرنوشت دروزیان فلسطین اشغالی و جولان دچار شوند یعنی الحاق، این وضعیت میتواند دروزیان لبنان را نیز بهسوی آیندهای مشابه سوق دهد زیرا مناطق جغرافیایی آنها نیز با فلسطین اشغالی مرز مشترک دارند. چنین اتفاقی، تغییراتی ژرف در ژئوپلیتیک خاورمیانه پدید میآورد؛ تحولی که شاید تحقق آرزوی دیرینهی نتانیاهو باشد، آنگونه که در کتابش با عنوان جایی زیر آفتاب(۱۹۹۵) نوشت:
«دروزیان سوریه، به دروزیان لبنان و فلسطین میپیوندند.»
@barsakht
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنچه که باید از درگیریهای سوریه و ارتباط دروزیها با اسرائیل بدانیم!
@barsakht
🔰از جولان تا سویدا، اهداف پنهان حملات نتانیاهو به سوریه
@barsakht
1️⃣ اهداف سهگانه نتانیاهو در حمله به سوریه
اسرائیل با بمباران گسترده سوریه، سه هدف راهبردی را همزمان دنبال میکند: نخست، تحکیم کنترل بر جولان و مناطق دروزینشین سویدا تحت پوشش "حمایت امنیتی" که در واقع ایجاد منطقه حائل ضد بازگشت نفوذ ایران است؛ دوم، انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی نتانیاهو شامل محاکمههای فساد و بنبست نظامی در غزه، با ارائه تصویر دفاعی از این عملیات؛ و سوم، توجیه خروج تدریجی نیروها از غزه بدون پذیرش شکست، از طریق انتقال بحران به جبهه جدید. این سه محور، ماهیت تاکتیکی-امنیتی حملات را شکل میدهد.
2️⃣مدل ایدهآل اسرائیل برای سوریه جدید:
نتانیاهو حکومت جولانی (احمد الشرع) را فرصتی تاریخی برای تحقق مدل مطلوب خود میداند: سوریهای ضعیف، غیرمتمرکز و وابسته به غرب که با تجزیه قومی بهویژه در سویدا، فاقد توان بازسازی قدرت مرکزی باشد. اسرائیل با نابودی ۹۰٪ ظرفیت نظامی سوریه و تبدیل جنوب به منطقه حائل، زمینه را برای کشوری فراهم کرده که جولانی پیشتر در مذاکرات محرمانه باکو، آمادگی خود برای عادیسازی روابط، به رسمیتشناسی حاکمیت اسرائیل بر جولان و قطع پیوند با محور مقاومت را نشان داده است.
3️⃣ سناریوهای آینده روابط سوریه و اسرائیل:
آینده روابط به دو مسیر تقسیم میشود: در صورت تثبیت حکومت جولانی و موفقیت مذاکرات باکو، عادیسازی محدود روابط با مشروطیتهایی چون استقرار ناظران بینالمللی در سویدا محتمل است؛ اما با توجه به شکنندگی حکومت جدید، ضعف نظامی عمیق و احتمال بازگشت نفوذ منطقهای بازیگران مخالف، سناریوی تداوم درگیریها و حملات اسرائیل برای حفظ منطقه حائل جنوبی همچنان گزینه غالب به شمار میرود.
4️⃣ترکیه؛ فرصتطلبی در لفافه میانجیگری:
ترکیه در مذاکرات باکو نقشی دوگانه ایفا میکند: از یک سو با محدود کردن پروازها به سوریه و پرهیز از محکومیت صریح حملات اسرائیل، همکاری تاکتیکی با تلآویو را نشان میدهد؛ از سوی دیگر با تمرکز بر حفظ نفوذ در شمال سوریه از طریق شبهنظامیان وابسته و مهار کردها، منافع خود را بدون درگیری مستقیم با محور مقاومت پیش میبرد. این موضع تنها در صورت حمله اسرائیل به متحدان ترکیه در سوریه ممکن است به واکنش سخت تبدیل شود.
5️⃣طرح کلان اسرائیل؛ از تجزیه سوریه تا هدفگیری عراق:
استراتژی منطقهای اسرائیل اجرای گامبهگام "طرح یینون" است که تجزیه سوریه به دولتهای قومی-مذهبی ضعیف (علوی، سنی، دروزی) نخستین گام آن محسوب میشود. عراق به دلیل ضعف ساختاری پس از خروج آمریکا، حضور گروههای مستقل شیعه مانند حشد الشعبی و موقعیت جغرافیایی، هدف بعدی برای ایجاد "حلقه امنیتی" پیرامونی است. تسلط بر منابع آبی رود اردن و ذخایر گاز مدیترانه نیز بخشی از این نقشه بزرگ است.
6️⃣پیشبینی روند تحولات و ریسکهای پیشرو :
در افق کوتاهمدت (۶–۱۲ ماه)، حملات اسرائیل برای تحمیل توافق امنیتی در جنوب سوریه و توسعه مذاکرات باکو ادامه خواهد یافت. در میانمدت (۲–۳ سال)، عادیسازی مشروط روابط با سوریه در کنار تشدید عملیات در عراق محتمل است. اما در بلندمدت، موفقیت این سناریوها به شکنندگی حکومت جولانی، مقاومت ترکیه در برابر تجزیه کامل سوریه و امکان بازگشت نفوذ بازیگران منطقهای مانند ایران وابسته است. هرگونه اختلال در این معادله، طرح هژمونی اسرائیل را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.
✍️ حسین نجفی
@barsakht