eitaa logo
برساخت
541 دنبال‌کننده
306 عکس
144 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 سه خصوصیت بارز شهید سلیمانی در بیان رهبر انقلاب اسلامی. ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ @barsakht
📂ماجرای ونزوئلا 🏷ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای از ونزوئلا چه واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؟ @barsakht قسمت اول ✏️محمد نائیج حقیقی 🔻باحملات ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو، جهان شاهد یکی از شوک‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم شد. اما ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای، واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؛ واقعیتی که می‌توان آن را حرکت سه‌لایه آمریکا برای بازسازی کنترل انرژی، تحدید نفوذ روسیه و چین، و نمایش اقتدار در نظم نوین جهانی نامید. 🔹با افول دسترسی جهان غرب به نفت روسیه پس از جنگ اوکراین و تحریم‌های فلج‌کننده، ناگهان نقشه انرژی جهان دستخوش خلأ شد. اروپا به صورت بی‌سابقه‌ای محتاج مسیرهای جدید تأمین انرژی گردید. در چنین شرایطی، واشنگتن دریافت که اگر بخواهد نظم انرژی مبتنی بر ایده آمریکا را از فروپاشی نجات دهد، نمی‌تواند از بازیگر ناآرامی چون ونزوئلا چشم بپوشد؛ کشوری که طی دهه گذشته‌اش میدان رقابت شرکت‌های روسی و چینی در حوزه نفت و توسعه زیرساخت بوده است. 🔹بنابراین، حمله به ونزوئلا نه یک حرکت صرفاً نظامی، بلکه بخشی از «بازآرایی زنجیره انرژی جهانی» است؛ تلاشی برای بازگرداندن نفت ونزوئلا به مدار غرب، مشابه آنچه واشنگتن در اوایل قرن بیستم در خاورمیانه رقم زد. به زبان ساده‌تر، این حمله پاسخی است به یک پرسش حیاتی برای آمریکا: چه کسی باید کلید منابع انرژی نیم‌کره غربی را در دست داشته باشد؟ 🔹از طرفی دیگر در دهه گذشته، آمریکای لاتین دیگر حیاط خلوت یک‌دست واشنگتن نبود. همکاری‌های زیرساختی چین از پاناما تا بوئنوس‌آیرس، و حضور مشاوران نظامی روسیه در ونزوئلا و نیکاراگوئه، نشان از شکل‌گیری آرام یک محور شرقی در غرب داشت. در نگاه سیاست‌گذاران آمریکایی، ونزوئلا نه فقط دولت سوسیالیست ناکارآمد با معضلات اقتصادی، بلکه دروازه نفوذ استراتژیک مسکو، پکن و ایران به پشت‌خانه قدرت آمریکا بود. بنابراین، حذف مادورو را باید نوعی «بازپس‌گیری شعاع نفوذ» دانست. 🔹اما سومین لایه‌ی این حرکت، جنبه روانی و نمادین دارد. پس از جنگ اوکراین، شکست‌های مفتضحانه سگ قلادریده آمریکا در منطقه یعنی رژیم غاصب صهیونی پس از طوفان الاقصی و شکست کلان پروژه تغییر در نظم منطقه توسط پیمان ابراهیم، از بین رفتن هیمنه آمریکا و رژیم در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، یمن و... و همچنین شکاف‌های درونی در سیاست داخلی این کشور در کنار نارضایتی مردم ایالات متحده آمریکا، تصویر نظم آمریکایی در جهان خدشه‌دار شده بود. افکار عمومی جهانی در حال عادت به «پسااقتدار آمریکا» بود، جایی که تصمیمات واشنگتن دیگر الزام‌آور تلقی نمی‌شد و اصلی ترین ایده انتخاباتی ترامپ یعنی تحقق آمریکای بزرگ و مقتدر عملا دچار بحران هویتی جدی شده بود. 🔻در چنین شرایطی، حمله به ونزوئلا کاربردی فراتر از مرزها دار: بازسازی تصویر اراده و قدرت تصمیم!(حتی اگر مثل مادورو پیشنهاد مذاکره به آمریکا هم بدهی...) 🔹پیام واشنگتن روشن است: ما هنوز توان مداخله، بازداشت، و مدیریت تغییر رژیم ها را در جای جای جهان داریم. 🔹این حرکت نوعی سیاست تئاترگونه قدرت است؛ همان‌گونه که نمایش سقوط صدام یا بن‌لادن نیز بیش از یک واقعه نظامی، یک احیای اعتمادبه‌نفس ملی برای آمریکا در داخل و پیامی برای رقیبان استراتژیک ایالات متحده آمریکا در نظم نوین جهانی بود. 🔻در صحنه‌ی کنونی جهان پسا طوفان الاقصی و جنگ اوکراین، اقدام آمریکا در ونزوئلا، بازتعریف ساده‌ای از معادله قدرت را بازگو می‌کند: هنوز هم تعیین‌کننده نهایی، کسی است که می‌تواند دست روی منابع قدرت بگذارد و تحت مدیریت خودش درآورد! @barsakht
🔰 ماجرای ونزوئلا قسمت دوم @barsakht 🏷حال سوال اصلی اینجاست که آیا وقایع امروز، نقشی با اتفاقات در حال وقوع در جمهوری اسلامی دارد؟! 🔻بی‌تردید، حمله به ونزوئلا فقط یک واقعه منطقه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از بازی بازتعریف قدرت و حامل پیام‌هایی برای سایر نظام‌های سیاسی است که در مرز تضاد با واشنگتن در تحقق نظم نوین جهانی قرار دارند؛از جمله ایران. 🔷 به این پدیده می شود از زوایای مختلف نگریست: 🔸۱.اقدام علیه مادورو حامل پیامی است برای تمام حکومت‌هایی که بر مدار استقلال سیاسی و مقاومت در برابر نظم تک قطبی آمریکایی حرکت می‌کنند. ایران، در ذهن راهبردی آمریکا، یکی از همان نمادهای مقاومت است که در ادبیات کنونی سیاستمداران آمریکایی به ویژه ترامپ، مشابه ونزوئلا تلقی می‌شود؛ چرا که ایران، حاکمیتی با پشتوانه منابع انرژی عظیم، امکان پیوند عمیق با شرق به ویژه روسیه و چین، و مبدع الگوی مقاومت در برابر فشارهای غربی. 🔸بازداشت مادورو را می‌توان نوعی نمایش قابلیت بازدارندگی و مداخله دانست که با خود یک پیام غیرمستقیم ولی تهدیدآمیز برای تهران دارد که: اگر ساختار قدرت در درون شما شکننده‌تر شود و افکار عمومی داخلی زمینه پذیرش تغییر را بیابد، ما هنوز به اندازه کافی ابزار داریم تا بازی را شخصاً پیش ببریم!! ( موضوعی که در پیام چند شب پیش صراحتا این موضوع بیان شد: حمایت مستقیم از معترضین ایرانی در صورت برخورد حاکمیت ایران!) 🔹به‌عبارت دیگر، آمریکا در ونزوئلا نشان داد که دکترین فشار هوشمند او دیگر فقط تحریم یا تهاجم سایبری نیست، بلکه بازگشت به استفاده از نیروی سخت با توجیهات حقوقی بین‌المللی است؛ چیزی که ممکن است در آینده علیه ایران نه صرفا به‌صورت لشکرکشی سخت بدون پشتوانه داخلی مردم ایران(آنچه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر اتفاق افتاد)، بلکه به‌صورت عملیات ترکیبی امنیتی(حمایت از تشدید ناآرامی های اجتماعی، تصویرسازی پوشالی از اقتدار نیروهای بیرونی برای رساندن معترضین به اهداف، انجام عملیات محدود اما دارای هدف مشخص، نقطه زن و یحتمل موفق نظیر ترورهای در سطوح راهبردی نظام نظیر شخصیت‌های برجسته نظامی و سیاسی و... با استفاده از فرآیندهای توجیه‌ساز نظیر پرونده‌سازی قضایی در محافل بین‌المللی) بازتولید شود. 🔸۲.اگر به نقشه قدرت‌های ضد‌غرب نگاه کنیم، سه نقطه کلیدی می‌بینیم: مسکو، تهران، کاراکاس. چرا که هر سه با دسترسی به منابع عظیم نفت، پیروی از سیاست ضد‌هژمون آمریکایی و قدرت تشکیل ائتلاف‌های متقابل از ظرفیت بی بدیلی برخوردارند! ونزوئلا به عنوان بزرگ‌ترین کشور دارای ذخایر نفت جهان در این جنگ انرژی می‌تواند نقش بی بدیلی در تولید قدرت برای ایالات متحده آمریکا به جهت عدم وابستگی به منابع نفتی منطقه غرب آسیا به ویژه روسیه ایفا کند. تحلیل‌گران معتقدند که هدف نهایی واشنگتن بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی تحت نظارت شرکت‌های آمریکایی است تا جایگزین نفت روسیه شود و وابستگی اروپا و آمریکا به شرق کاهش یابد. این عامل نقش بی بدیلی در قیمت نفت در ماه‌های آینده دارد؛ تعیین قیمتی که به جهت وابستگی اقتصادهای منطقه غرب آسیا به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران و...نقش به سزایی در تحولات آتی خواهد داشت. 🔷اما در عمل، واشنگتن می‌داند که جامعه ایران متفاوت از آمریکای لاتین است؛ عمق تمدنی، پیوند دینی، و مقاومت تاریخی ایران چنین مداخله‌ای را غیرممکن می‌سازد. اما پیام راهبردی‌اش به حاکمیت ایران روشن است: 🔹آمریکا پس از ونزوئلا می‌خواهد نشان دهد که در صورت تضعیف انسجام داخلی یا شکاف شدید اجتماعی، ابزارهای قدرت سخت و نرم را برای به‌چالش‌کشیدن نظام‌های مستقلی چون ایران فعال می‌کند! 🔸۳.در سطح جامعه، حمله به ونزوئلا می‌تواند دو خوانش متضاد در ایران تولید کند: 🔻برای مردم معترض فعال در میدان؛ این عملیات ممکن است به مثابه یک نماد از توان عمومی غرب در پایان دادن به حکومت‌های ناکارآمد تعبیر شود. در ذهن برخی، ونزوئلا نمونه‌ای از دولت‌های مشابه با ایران تلقی می‌شود که مردم در آن از رکود اقتصادی، فساد و فشار تحریم‌ها آسیب دیده‌اند. بنابراین می‌تواند حس امیدِ سیاسی به امکان خیالی تغییر از بیرون را زنده کند.(در واقع اقدام صورت گرفته به نوعی نمونه‌یِ عملیاتی پیام چند روز گذشته ترامپ به مردم ایران بود!) برای حاکمیت و لایه‌های تصمیم‌گیر؛ دقیقاً برعکس. این واقعه زنگ خطر بازگشت دوره مداخله‌های غیرمستقیم آمریکایی است. پیامی برای نخبگان ایران که حفظ انسجام درونی، کنترل روایت‌های رسانه‌ای و پرهیز از شکاف اجتماعی، اکنون اهمیت مضاعف دارد؛ چون اگر گسل‌های داخلی عمیق شود، الگوی ونزوئلایی می‌تواند در ذهن غرب بازتولید گردد! @barsakht
🔰ماجرای ونزوئلا قسمت سوم @barsakht 🔸به زبان دقیق‌تر، این رخداد برای ایران حامل پیام سیاسی و نه نظامی بود؛ آمریکا از طریق طراحی این نمایش حرفه‌ای، در واقع در حال بازسازی مفهوم قدرت آمریکایی مبتنی بر نظم تک قطبی و مقابله با هرگونه تغییر نظم جهانی است؛ این اقدام پیام صریح است به بازیگران اصلی تحقق نظم نوین جهانی یعنی ایران، روسیه، چین و هر بازیگر بالقوه‌ای که در سر برای خود نقشی تعریف کرده و قصد برهم زدن نظم هژمونیک آمریکایی دارد! 🔻 سوال اساسی دیگر اینجاست که راهبرد عملیاتی جمهوری اسلامی در برخورد با این اتفاق مهم چه باید باشد؟! در استراتژی کلان باید این‌گونه متصور بود که واکنش ایران فراتر از محکومیت‌های منفعل دیپلماتیک باید شامل اقدامات عملی برای خنثی‌سازی الگوی بازدارندگی جدید آمریکا باشد. 🔷 در این مسیر اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود: ۱.پیام آمریکا این بود: ما می‌توانیم حلقه‌های مقاومت منطقه‌ای را یکی‌یکی از بین ببریم. واکنش کلیدی ایران در این سطح از یک طرف، تثبیت و تعمیق ائتلاف‌های منطقه‌ای و گسترش عمق استراتژیک مقاومت در برابر هرگونه تهدید سخت از طریق تقویت پیوندهای خود با محور مقاومت به ویژه حزب الله، انصارالله و گروه‌های مقاومت عراقی است. 🔸از طرفی دیگر در پاسخ به پیام آمریکا مبنی بر خنثی‌سازی نفوذ روسیه و چین، ایران باید با سرعت بیشتری، همکاری‌های استراتژیک خود با این دو قدرت را از مرحله اعلامیه به مرحله اجرای عملیاتی برساند (مثلاً در حوزه انرژی، تسلیحات، و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی). این امر سیگنال می‌دهد که تلاش آمریکا برای منزوی‌سازی ایران با تقویت جبهه شرق خنثی خواهد شد. ۲. آمریکا با حذف مادورو به‌دنبال بازگرداندن جریان نفت به مدار غرب بود. پیام این است که: ما ابزارهای مدیریت جهانی انرژی را دوباره در دست می‌گیریم و به واسطه این تسلط اقدام به فشارهای اقتصادی کمرشکن به جمهوری اسلامی ایران میکنیم. 🔹واکنش ایران باید بر استقلال اقتصادی تمرکز کند. در این مقطع، تمرکز بر تنوع‌بخشی در بازارهای فروش نفت و دور زدن مکانیزم‌های نظارتی غرب حیاتی‌تر می‌شود. هرگونه اقدام برای ایجاد یک سامانه مالی موازی یا استفاده از ارزهای ملی در مبادلات نفتی، باید سرعت بگیرد تا وابستگی به کانال‌های تحت کنترل آمریکا به حداقل برسد! 🔸از طرفی دیگر طراحی بسته‌های عملیاتی هوشمندانه و قابل اجرا برای کنترل انتظارات کوتاه مدت مردم در حوزه معیشت و مسکن سبب شده که تاب آوری داخلی به شدت افزایش یابد. ۳.آمریکا با استفاده از کیفرخواست مادورو، یک سپر مشروعیت حقوقی بر عملیات خود کشید. این حرکت برای ایران یک هشدار جدی است، زیرا ابزارهای جنگ هیبریدی غرب اکنون بیشتر بر محور مشروعیت‌زدایی دیپلماتیک و قضایی متمرکز شده‌اند. تقویت روایت حقوقی و بین‌المللی؛ ایران باید در مجامع بین‌المللی، به‌ویژه کشورهای جنوب جهانی، فعال‌تر شود و مداخله آمریکا در ونزوئلا را به‌عنوان نقض فاحش منشور ملل متحد و نقض حاکمیت ملی برجسته سازد. هدف این است که هرگونه اقدام مشابه علیه ایران، از نظر بین‌المللی بی‌اعتبار شود. 🔻سیاست‌ورزی در میان متحدین آمریکای لاتین؛ تلاش برای تقویت روابط با کشورهای منطقه مانند برزیل، مکزیک و... که ممکن است از مداخله سخت آمریکا نگران شوند، برای ایجاد یک جبهه دیپلماتیک علیه دکترین مونرویی تقویت‌شده ضروری است. @barsakht
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 هفت دقیقه ارائه جالب و شنیدنی سردبیر اقتصادی Sky News درباره پشت پرده ماجراجویی آمریکا در ونزوئلا مدیران رسانه‌های داخلی ببینند بلکه یاد بگیرند با زیرنویس فارسی @barsakht
📌«امپریالیسم عریان»؛ بازگشت آمریکا به قرن نوزدهم در ونزوئلا @barsakht 🔹️حمله مستقیم نظامی ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو در نیویورک، نه‌تنها یک شوک ژئوپلیتیکی برای غرب آسیاست، بلکه نقطه عطفی در تاریخ مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین محسوب می‌شود. این نخستین حمله مستقیم نظامی آمریکا به یک کشور آمریکای جنوبی است؛ اقدامی که دونالد ترامپ آن را «بازگرداندن سلطه آمریکا بر نیمکره غربی» توصیف کرده است. 🔹️ترامپ پس از بازداشت مادورو صراحتاً اعلام کرد: «سلطه آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز به چالش کشیده نخواهد شد.» 🔹️این گزاره، بازخوانی آشکار دکترین مونرو (1823) با قرائتی خشن‌تر است؛ چیزی که در اسناد جدید امنیت ملی آمریکا از آن به‌عنوان «همبست ترامپ» یاد می‌شود؛ یعنی گسترش حضور نظامی برای تحمیل اراده سیاسی. 🔹️این حمله یک استثنا نیست؛ یک الگوست. به‌گفته «آلن مک‌فرسون» استاد تاریخ دانشگاه تمپل، دوران «امپریالیسم عریان» تصور می‌شد به پایان رسیده، اما حمله به ونزوئلا نشان داد آمریکا همچنان برای رسیدن به نتیجه سیاسی مطلوب، از زور نظامی استفاده می‌کند. 🔹آخرین نمونه مشابه، حمله آمریکا به پاناما و بازداشت مانوئل نوریگا در سال ۱۹۸۹ بود؛ عملیاتی که با صدها کشته غیرنظامی همراه شد و به بی‌ثباتی بلندمدت انجامید. 🔹تجربه تاریخی می‌گوید: دموکراسی از دهانه سلاح بیرون نمی‌آید. تقریباً تمام کشورهای آمریکای لاتین طعم مداخله مستقیم یا پنهان آمریکا را چشیده‌اند؛ از کودتا در برزیل (۱۹۶۴) و شیلی تا اشغال هائیتی و کوبا. نتیجه؟ بی‌ثباتی، دیکتاتوری، و بحران جانشینی. 🕰خط زمانی مداخلات شاخص آمریکا (نمونه‌ها) 🔹️۱۸۴۷ | مکزیک: اشغال مکزیکوسیتی و تصاحب ۵۵٪ خاک مکزیک 🔹️۱۸۹۸–۱۹۲۲ | کوبا: اشغال نظامی و کنترل دائمی گوانتانامو 🔹️۱۹۱۵–۱۹۳۴ | هائیتی: کنترل خزانه و بانک مرکزی 🔹️۱۹۶۴ | برزیل: حمایت از کودتای نظامی علیه دولت منتخب 🔹️۱۹۸۹ | پاناما: حمله نظامی و بازداشت نوریگا 🔹️۲۰۲۶ | ونزوئلا: حمله مستقیم و بازداشت رئیس‌جمهور مستقر 🔹️آنچه در کاراکاس رخ داد، نه «صدور دموکراسی» بلکه اعلان رسمی بازگشت سیاست زور است. تجربه دو قرن اخیر نشان می‌دهد که مداخله آمریکا در آمریکای لاتین تقریباً هرگز به «ثبات، آرامش و دموکراسی» منجر نشده، بلکه بحران جانشینی و وابستگی مزمن ایجاد کرده است./ گاردین @barsakht
با ما در کانال تحلیلی سیاسی همراه باشید https://eitaa.com/barsakht با موضوعات تحلیلی کوتاه و مفید: - امپریالیسم عریان! - ماجرای کامل ونزوئلا - اردوغان در تنگنا ؛ تل آویو یا واشنگتن - چرا صهیونیست با صراحت به میدان اغتشاشات ایران آمده‌اند!؟ @barsakht
1_19067775361.pdf
حجم: 3.9M
📔 " جامعه شناسی ایران " جامعه شناسی مناسبات بین نسلی ✍ : تقی آزاد ارمکی @barsakht
آخرین وضعیت اغتشاشات در ایران 1404/10/15 @barsakht در تمامی برآوردهای دستگاه های مرتبط با امنیت، تعداد تجمعات، تعداد نفرات، گستردگی و پراکندی آنها حتی از سال ۱۴۰۱ هم کمتر است. ۱. خشونت و حرکت سازمان دهی شده به ویژه در برخی از استان های غرب کشور به سمت مراکز نظامی که اسلحه دارند،عامدانه به سمت عملیاتی کردن پروژه کشته سازی حرکت می‌کند. ۲. علت خشونت تند و ورود مسلحانه گروهک ها و فرقه ها از جمله منافقین و رجوی به دلیل عدم همراهی میدانی مردمبا اغتشاشات است. ۳. احتمال افزایش خشونت‌ها توسط گروهک ها در شمال غرب کشور و استفاده از ظرفیت ها و چالش های قومی بسیار زیاد است. ۴. عدم حضور گسترده مردم در تجمعات بزرگ، ممکن است منجر به عجله ضد انقلاب برای انجام پروژه های امنیتی و اجتماعی گردد. ۵. در بسیاری از مناطق کشور حتی نیاز به ورود و حتی آماده باش نیرو بسیج و راهپیمایی مردمی نبوده است. تعداد اندک آشوبگران، عدم همراهی مردم با آنها و اتمام سریع تجمعات از جمله علت ها است. ۶. به نسبت سال ۱۴۰۱، آنلاین شاپ ها و بلاگرهای خارج از ایران در ایجاد فضاسازی در شرایط فعلی نقش اساسی دارند. ۷. برخلاف گذشته این بار بیش از توییتر و تلگرام، تولیدات احساسی و تحریک کننده عمدتا در اینستاگرام بوده است. @barsakht
گرینلند کجاست؟اختلافات بر سر چیست؟ @barsakht اظهار نظرهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خصوص گرینلند و تهدید به الحاق این منطقه به خاک ایالات متحده، بار دیگر نام گرینلند را بر سر زبانها انداخته است.  نخست وزیر گرینلند نیز در واکنش به اظهارات ترامپ اعلام کرده که ترامپ بایستی از خیال‌پردازی در خصوص گرینلند دست بردارد.  «دریک نیلسن»، نخست وزیر گرینلند با اعلام مخالفت با اظهارات ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را متهم کرد که لحنی کاملا غیرقابل قبول دارد و خطاب به وی با لحنی تند گفت: دیگر بس است!  اما گرینلد که این روزها به میدان مناقشه ترامپ و دانمارک بدل شده، کجاست و از تاریخچه آن چه می‌دانیم؟  گرینلند کجاست؟  گرینلند بزرگترین جزیره در جهان به شمار می‌رود. این جزیره در شمال اقیانوس اطلس واقع شده و به توندراهای عظیم و یخچالهای طبیعی که دارد، معروف است.  «توندرا» یا «سرد دشت» در جغرافیا به مناطق بدون درخت و درختچه‌ای گفته می‌شود که در مجاورت یک منطقه قطبی قرار دارند.  گرینلند به اندازه سه برابر ایالت تگزاس آمریکا وسعت دارد. این جزیره بزرگ از شمال تا به جنوب آن، برابر است با ۱۶۶۰ مایل یا دو هزار و ۶۷۰ کیلومتر است. همچنین از شرق به غرب آن حدود ۶۵۰ مایل یا ۱۰۵۰ کیلومتر وسعت دارد. دو سوم این جزیره در دایره قطب شمال قرار می‌گیرد. نزدیک‌ترین کشور اروپایی به این جزیره ایسلند است که در ۳۲۰ کیلومتری در آن سوی تنگه دانمارک قرار دارد.  حاکمیت گرینلند به چگونه است؟  گرینلند اگرچه بخشی از «پادشاهی دانمارک» به شمار می‌رود؛ اما دولت خودمختاری که در این منطقه ساکن است، مسئول بیشتر امور داخلی را بر عهده دارد. .  مردم گرینلند در درجه نخست از «اینوئیت» ها به حساب می‌آیند. اینوئیت‌ها نامی است که اسکیموهای کانادا و گرینلند برای اشاره به قوم خود از آن استفاده می‌کنند.  تاریخچه گرینلند @barsakht بنابر آنچه که در دانشنامه بریتانیکا آمده، باور عمومی این است که اینوئیت‌ها از مجمع الجزایر قطبی کانادا به عنوان سنگ بنای مهاجرت خود استفاده کرده و در سلسله مهاجراتهایی که از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد تا هزاره دوم میلادی ادامه یافت، از آمریکای شمالی به شمال غربی گرینلد کوچ کرده و در هر موجی از مهاجرت، فرهنگهای مختلفی از اینوئیت‌ها کوچ کردند.  اریک سرخ در سال ۹۸۲ میلادی، اریک سرخ نروژی که به دلیل قتل غیر عمد از ایسلند تبعید شده بود، به این جزیره که امروزه به نام گرینلند می‌شناسیم آمد. او سه سال بعد یعنی در سال ۹۸۵ به ایسلند بازگشت و شروع به تعریف و تمجید از مزایای این جزیره تازه کشف شده کرده و آن را «گرینلند» نامید.  سپس مسیحیت در قرن ۱۱ بوسیله پسر اریک به نام «لیف اریکسون» که تازه از نروژ تازه مسیحی شده بازگشته بود، به این منطقه وارد شد.  حاکمیت دانمارک  در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی، شکارچیان نهنگ که هلندی و انگلیسی بودند، به اطراف دریاهای گرینلند سفر می‌کردند و گهگاهی نیز با مردم محلی تعاملی داشتند؛ اما تا سال ۱۷۲۱ تلاشی برای استعمار این جزیره صورت نگرفت. در سال ۱۷۲۱ «هانس اگدا» با اجازه پادشاهی دانمارک- نروژ یک شرکت تجاری تأسیس کرد و بدین ترتیتب آغاز اولیه دوران استعماری گرینلند را کلید زد. در سال ۱۷۷۶ دولت دانمارک انحصار کامل تجارت با گرینلند را در دست گرفت و سواحل گرینلند به روی دسترسی خارجی‌ها بسته شده و تا سال ۱۹۵۰ بازگشایی نشد. پس از این تاریخ دولت دانمارک تلاش کرد تا آرام آرام گرینلندی‌ها را با دنیای خارج آشنا کند؛ بی‌آنکه آن‌ها در معرض استثمار اقتصادی قرار گیرند.  گرینلند در زمان جنگ جهانی دوم گرینلند در زمانی که دانمارک از سوی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم اشغال شد، تحت الحمایه آمریکا قرار گرفت و بعد از خاتمه جنگ در سال ۱۹۴۵ بار دیگر از سوی آمریکا به دانمارک بازگردانده شد. گرینلند سپس در سال ۱۹۵۳ به بخش جدایی ناپذیر پادشاهی دانمارک بدل شد. @barsakht
Greenland island, North Atlantic Ocean @barsakht
تنش بین عربستان و امارات در یمن! @barsakht  تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن، با بمباران بندر المکلا توسط جنگنده‌های عربستان و هدف قراردادن محموله تسلیحاتی اماراتی همراه با اولتیماتوم ۲۴ ساعته برای خروج نیرو‌های ابوظبی از خاک یمن، زنگ خطر رقابت پنهان دیرینه دو متحد سابق را به صدا درآورده است. در واقع این نزاع کنترل‌شده دقیقاً همان آرزویی است که قدرت‌های غربی برای تضمین فروش پایدار تسلیحات به دو کشور ثروتمند خلیج‌فارس دارند. عربستان و امارات در ۱۳۹۴ یعنی حدود 10 سال پیش در قالب یک ائتلاف چندکشوری وارد جنگ یمن شدند و عملیات نظامی علیه انصارالله را آغاز کردند. این ائتلاف ابتدا شامل 9 کشور بود، اما به‌تدریج دیگر کشور‌ها کنار کشیدند و تنها عربستان و امارات باقی ماندند. چند سالی این دو کشور در کنار هم عملیات نظامی مشترک در یمن انجام دادند، اما هیچ‌کدام به اهداف اصلی خود، یعنی تصرف صنعا و بازگرداندن دولت مورد حمایتشان دست نیافتند. به‌مرور، تمرکز هر دو کشور از شمال یمن و صنعا به جنوب یمن منتقل شد؛ منطقه‌ای که پیش‌تر در دوران جنگ سرد جدا شده بود و به‌عنوان «یمن جنوبی» شناخته می‌شد. در جنوب یمن هر دو کشور از گروه‌های رقیب حمایت می‌کنند. عربستان از نیرو‌های دولت شورای ریاستی حمایت می‌کند و امارات از شورای انتقالی جنوبی که خواهان جدایی جنوب است. این حمایت‌ها به‌صورت نیابتی، با پول و سلاح انجام می‌شود و گاهی به درگیری‌های نظامی محدود منجر شده، اما تاکنون به خصومت همه‌جانبه و جنگ مستقیم بین عربستان و امارات نینجامیده بود. جلوه‌های دیگری از تقابل دو کشور نمونه‌های بارز دیگری از مواجهه عربستان و امارات، رقابت در لیبی و سودان است. در سودان دو گروه نظامی رقیب با هم می‌جنگند. نیرو‌های واکنش سریع به رهبری محمد حمدان دقلو (حمیدتی) از حمایت امارات برخوردارند، درحالی‌که ارتش رسمی به رهبری عبدالفتاح البرهان از عربستان حمایت می‌گیرد. ریشه این رقابت‌ها عمدتاً بر سر منابع ارزشمند مانند نفت و طلا همچنین کنترل مناطق استراتژیک است. امارات در سال‌های اخیر به دومین صادرکننده بزرگ طلا در جهان تبدیل شده، درحالی‌که هیچ معدن طلای قابل‌توجهی ندارد. این امر عمدتاً به کنترل معادن طلا در سودان از طریق قاچاق و پیش‌دستی بر عربستان بازمی‌گردد. خود سودان هم اکنون سومین صادرکننده طلا در جهان است. همچنین استان‌های مهم یمن مانند حضرموت و المهره و تا حدی شبوه دارای منابع نفت و گاز و همچنین سواحل طولانی در اقیانوس هند هستند که کنترل آن‌ها می‌تواند تسلط بر آبراه‌های کلیدی را افزایش دهد. نقش قدرت‌های غربی در تقابل دو کشور به نظر می‌رسد آنچه اکنون رخ می‌دهد دقیقاً همان چیزی است که قدرت‌های غربی به‌ویژه آمریکا و بریتانیا خواهان آن هستند تا دو کشور منطقه با درآمد‌های نفتی بالا پول‌های خود را صرف خرید سلاح کنند. هر دو کشور امنیت خارجی وابسته دارند و تولید سلاح داخلی ندارند، بنابراین بهترین مشتریان صنعت تسلیحات هستند. حتی اگر به جنگ همه‌جانبه نینجامد، چنین حوادثی مانند هدف قراردادن محموله تسلیحاتی باعث می‌شود طرف هدف‌قرارگرفته مجدداً سلاح بخرد و چرخه ادامه یابد. بزرگ‌ترین درآمد آمریکا، بریتانیا و کشور‌های اروپایی از فروش تسلیحات است و تقابل عربستان و امارات فرصتی عالی برای فروش بیشتر سلاح فراهم می‌کند بدون اینکه واکنش سیاسی شدیدی در پی داشته باشد. غربی‌ها پیش‌تر علاقه‌مند به آغاز جنگ مستقیم بین ایران و عربستان بودند، اما این سناریو برایشان بسیار خطرناک بود، زیرا ایران می‌تواند تهدید جدی برای خود آن‌ها هم ایجاد کند. در عوض رقابت بین عربستان و امارات گزینه‌ای کم‌خطرتر است و هر دو طرف ناگزیر به خرید سلاح بیشتر و پذیرش مشاوران نظامی خارجی می‌شوند. البته، پیش‌تر تحلیل‌هایی وجود داشت که این دو کشور در حال اجرای یک طرح مشترک برای تسلط بر شبه‌جزیره عربستان هستند، اما اکنون به نظر می‌رسد رقابت واقعی و جدی است. در پشت صحنه، اختلافات بین آمریکا و بریتانیا نیز نقش دارد. بریتانیا بیشتر به امارات نزدیک است و محمد بن سلمان با آمریکا همخوانی بیشتری دارد. هر دو قدرت غربی ترجیح می‌دهند این رقابت ادامه یابد تا سود فروش سلاحشان تأمین شود. @barsakht