eitaa logo
برساخت
531 دنبال‌کننده
306 عکس
142 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰ماجرای ونزوئلا قسمت سوم @barsakht 🔸به زبان دقیق‌تر، این رخداد برای ایران حامل پیام سیاسی و نه نظامی بود؛ آمریکا از طریق طراحی این نمایش حرفه‌ای، در واقع در حال بازسازی مفهوم قدرت آمریکایی مبتنی بر نظم تک قطبی و مقابله با هرگونه تغییر نظم جهانی است؛ این اقدام پیام صریح است به بازیگران اصلی تحقق نظم نوین جهانی یعنی ایران، روسیه، چین و هر بازیگر بالقوه‌ای که در سر برای خود نقشی تعریف کرده و قصد برهم زدن نظم هژمونیک آمریکایی دارد! 🔻 سوال اساسی دیگر اینجاست که راهبرد عملیاتی جمهوری اسلامی در برخورد با این اتفاق مهم چه باید باشد؟! در استراتژی کلان باید این‌گونه متصور بود که واکنش ایران فراتر از محکومیت‌های منفعل دیپلماتیک باید شامل اقدامات عملی برای خنثی‌سازی الگوی بازدارندگی جدید آمریکا باشد. 🔷 در این مسیر اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود: ۱.پیام آمریکا این بود: ما می‌توانیم حلقه‌های مقاومت منطقه‌ای را یکی‌یکی از بین ببریم. واکنش کلیدی ایران در این سطح از یک طرف، تثبیت و تعمیق ائتلاف‌های منطقه‌ای و گسترش عمق استراتژیک مقاومت در برابر هرگونه تهدید سخت از طریق تقویت پیوندهای خود با محور مقاومت به ویژه حزب الله، انصارالله و گروه‌های مقاومت عراقی است. 🔸از طرفی دیگر در پاسخ به پیام آمریکا مبنی بر خنثی‌سازی نفوذ روسیه و چین، ایران باید با سرعت بیشتری، همکاری‌های استراتژیک خود با این دو قدرت را از مرحله اعلامیه به مرحله اجرای عملیاتی برساند (مثلاً در حوزه انرژی، تسلیحات، و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی). این امر سیگنال می‌دهد که تلاش آمریکا برای منزوی‌سازی ایران با تقویت جبهه شرق خنثی خواهد شد. ۲. آمریکا با حذف مادورو به‌دنبال بازگرداندن جریان نفت به مدار غرب بود. پیام این است که: ما ابزارهای مدیریت جهانی انرژی را دوباره در دست می‌گیریم و به واسطه این تسلط اقدام به فشارهای اقتصادی کمرشکن به جمهوری اسلامی ایران میکنیم. 🔹واکنش ایران باید بر استقلال اقتصادی تمرکز کند. در این مقطع، تمرکز بر تنوع‌بخشی در بازارهای فروش نفت و دور زدن مکانیزم‌های نظارتی غرب حیاتی‌تر می‌شود. هرگونه اقدام برای ایجاد یک سامانه مالی موازی یا استفاده از ارزهای ملی در مبادلات نفتی، باید سرعت بگیرد تا وابستگی به کانال‌های تحت کنترل آمریکا به حداقل برسد! 🔸از طرفی دیگر طراحی بسته‌های عملیاتی هوشمندانه و قابل اجرا برای کنترل انتظارات کوتاه مدت مردم در حوزه معیشت و مسکن سبب شده که تاب آوری داخلی به شدت افزایش یابد. ۳.آمریکا با استفاده از کیفرخواست مادورو، یک سپر مشروعیت حقوقی بر عملیات خود کشید. این حرکت برای ایران یک هشدار جدی است، زیرا ابزارهای جنگ هیبریدی غرب اکنون بیشتر بر محور مشروعیت‌زدایی دیپلماتیک و قضایی متمرکز شده‌اند. تقویت روایت حقوقی و بین‌المللی؛ ایران باید در مجامع بین‌المللی، به‌ویژه کشورهای جنوب جهانی، فعال‌تر شود و مداخله آمریکا در ونزوئلا را به‌عنوان نقض فاحش منشور ملل متحد و نقض حاکمیت ملی برجسته سازد. هدف این است که هرگونه اقدام مشابه علیه ایران، از نظر بین‌المللی بی‌اعتبار شود. 🔻سیاست‌ورزی در میان متحدین آمریکای لاتین؛ تلاش برای تقویت روابط با کشورهای منطقه مانند برزیل، مکزیک و... که ممکن است از مداخله سخت آمریکا نگران شوند، برای ایجاد یک جبهه دیپلماتیک علیه دکترین مونرویی تقویت‌شده ضروری است. @barsakht
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 هفت دقیقه ارائه جالب و شنیدنی سردبیر اقتصادی Sky News درباره پشت پرده ماجراجویی آمریکا در ونزوئلا مدیران رسانه‌های داخلی ببینند بلکه یاد بگیرند با زیرنویس فارسی @barsakht
📌«امپریالیسم عریان»؛ بازگشت آمریکا به قرن نوزدهم در ونزوئلا @barsakht 🔹️حمله مستقیم نظامی ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو در نیویورک، نه‌تنها یک شوک ژئوپلیتیکی برای غرب آسیاست، بلکه نقطه عطفی در تاریخ مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین محسوب می‌شود. این نخستین حمله مستقیم نظامی آمریکا به یک کشور آمریکای جنوبی است؛ اقدامی که دونالد ترامپ آن را «بازگرداندن سلطه آمریکا بر نیمکره غربی» توصیف کرده است. 🔹️ترامپ پس از بازداشت مادورو صراحتاً اعلام کرد: «سلطه آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز به چالش کشیده نخواهد شد.» 🔹️این گزاره، بازخوانی آشکار دکترین مونرو (1823) با قرائتی خشن‌تر است؛ چیزی که در اسناد جدید امنیت ملی آمریکا از آن به‌عنوان «همبست ترامپ» یاد می‌شود؛ یعنی گسترش حضور نظامی برای تحمیل اراده سیاسی. 🔹️این حمله یک استثنا نیست؛ یک الگوست. به‌گفته «آلن مک‌فرسون» استاد تاریخ دانشگاه تمپل، دوران «امپریالیسم عریان» تصور می‌شد به پایان رسیده، اما حمله به ونزوئلا نشان داد آمریکا همچنان برای رسیدن به نتیجه سیاسی مطلوب، از زور نظامی استفاده می‌کند. 🔹آخرین نمونه مشابه، حمله آمریکا به پاناما و بازداشت مانوئل نوریگا در سال ۱۹۸۹ بود؛ عملیاتی که با صدها کشته غیرنظامی همراه شد و به بی‌ثباتی بلندمدت انجامید. 🔹تجربه تاریخی می‌گوید: دموکراسی از دهانه سلاح بیرون نمی‌آید. تقریباً تمام کشورهای آمریکای لاتین طعم مداخله مستقیم یا پنهان آمریکا را چشیده‌اند؛ از کودتا در برزیل (۱۹۶۴) و شیلی تا اشغال هائیتی و کوبا. نتیجه؟ بی‌ثباتی، دیکتاتوری، و بحران جانشینی. 🕰خط زمانی مداخلات شاخص آمریکا (نمونه‌ها) 🔹️۱۸۴۷ | مکزیک: اشغال مکزیکوسیتی و تصاحب ۵۵٪ خاک مکزیک 🔹️۱۸۹۸–۱۹۲۲ | کوبا: اشغال نظامی و کنترل دائمی گوانتانامو 🔹️۱۹۱۵–۱۹۳۴ | هائیتی: کنترل خزانه و بانک مرکزی 🔹️۱۹۶۴ | برزیل: حمایت از کودتای نظامی علیه دولت منتخب 🔹️۱۹۸۹ | پاناما: حمله نظامی و بازداشت نوریگا 🔹️۲۰۲۶ | ونزوئلا: حمله مستقیم و بازداشت رئیس‌جمهور مستقر 🔹️آنچه در کاراکاس رخ داد، نه «صدور دموکراسی» بلکه اعلان رسمی بازگشت سیاست زور است. تجربه دو قرن اخیر نشان می‌دهد که مداخله آمریکا در آمریکای لاتین تقریباً هرگز به «ثبات، آرامش و دموکراسی» منجر نشده، بلکه بحران جانشینی و وابستگی مزمن ایجاد کرده است./ گاردین @barsakht
با ما در کانال تحلیلی سیاسی همراه باشید https://eitaa.com/barsakht با موضوعات تحلیلی کوتاه و مفید: - امپریالیسم عریان! - ماجرای کامل ونزوئلا - اردوغان در تنگنا ؛ تل آویو یا واشنگتن - چرا صهیونیست با صراحت به میدان اغتشاشات ایران آمده‌اند!؟ @barsakht
1_19067775361.pdf
حجم: 3.9M
📔 " جامعه شناسی ایران " جامعه شناسی مناسبات بین نسلی ✍ : تقی آزاد ارمکی @barsakht
آخرین وضعیت اغتشاشات در ایران 1404/10/15 @barsakht در تمامی برآوردهای دستگاه های مرتبط با امنیت، تعداد تجمعات، تعداد نفرات، گستردگی و پراکندی آنها حتی از سال ۱۴۰۱ هم کمتر است. ۱. خشونت و حرکت سازمان دهی شده به ویژه در برخی از استان های غرب کشور به سمت مراکز نظامی که اسلحه دارند،عامدانه به سمت عملیاتی کردن پروژه کشته سازی حرکت می‌کند. ۲. علت خشونت تند و ورود مسلحانه گروهک ها و فرقه ها از جمله منافقین و رجوی به دلیل عدم همراهی میدانی مردمبا اغتشاشات است. ۳. احتمال افزایش خشونت‌ها توسط گروهک ها در شمال غرب کشور و استفاده از ظرفیت ها و چالش های قومی بسیار زیاد است. ۴. عدم حضور گسترده مردم در تجمعات بزرگ، ممکن است منجر به عجله ضد انقلاب برای انجام پروژه های امنیتی و اجتماعی گردد. ۵. در بسیاری از مناطق کشور حتی نیاز به ورود و حتی آماده باش نیرو بسیج و راهپیمایی مردمی نبوده است. تعداد اندک آشوبگران، عدم همراهی مردم با آنها و اتمام سریع تجمعات از جمله علت ها است. ۶. به نسبت سال ۱۴۰۱، آنلاین شاپ ها و بلاگرهای خارج از ایران در ایجاد فضاسازی در شرایط فعلی نقش اساسی دارند. ۷. برخلاف گذشته این بار بیش از توییتر و تلگرام، تولیدات احساسی و تحریک کننده عمدتا در اینستاگرام بوده است. @barsakht
گرینلند کجاست؟اختلافات بر سر چیست؟ @barsakht اظهار نظرهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در خصوص گرینلند و تهدید به الحاق این منطقه به خاک ایالات متحده، بار دیگر نام گرینلند را بر سر زبانها انداخته است.  نخست وزیر گرینلند نیز در واکنش به اظهارات ترامپ اعلام کرده که ترامپ بایستی از خیال‌پردازی در خصوص گرینلند دست بردارد.  «دریک نیلسن»، نخست وزیر گرینلند با اعلام مخالفت با اظهارات ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را متهم کرد که لحنی کاملا غیرقابل قبول دارد و خطاب به وی با لحنی تند گفت: دیگر بس است!  اما گرینلد که این روزها به میدان مناقشه ترامپ و دانمارک بدل شده، کجاست و از تاریخچه آن چه می‌دانیم؟  گرینلند کجاست؟  گرینلند بزرگترین جزیره در جهان به شمار می‌رود. این جزیره در شمال اقیانوس اطلس واقع شده و به توندراهای عظیم و یخچالهای طبیعی که دارد، معروف است.  «توندرا» یا «سرد دشت» در جغرافیا به مناطق بدون درخت و درختچه‌ای گفته می‌شود که در مجاورت یک منطقه قطبی قرار دارند.  گرینلند به اندازه سه برابر ایالت تگزاس آمریکا وسعت دارد. این جزیره بزرگ از شمال تا به جنوب آن، برابر است با ۱۶۶۰ مایل یا دو هزار و ۶۷۰ کیلومتر است. همچنین از شرق به غرب آن حدود ۶۵۰ مایل یا ۱۰۵۰ کیلومتر وسعت دارد. دو سوم این جزیره در دایره قطب شمال قرار می‌گیرد. نزدیک‌ترین کشور اروپایی به این جزیره ایسلند است که در ۳۲۰ کیلومتری در آن سوی تنگه دانمارک قرار دارد.  حاکمیت گرینلند به چگونه است؟  گرینلند اگرچه بخشی از «پادشاهی دانمارک» به شمار می‌رود؛ اما دولت خودمختاری که در این منطقه ساکن است، مسئول بیشتر امور داخلی را بر عهده دارد. .  مردم گرینلند در درجه نخست از «اینوئیت» ها به حساب می‌آیند. اینوئیت‌ها نامی است که اسکیموهای کانادا و گرینلند برای اشاره به قوم خود از آن استفاده می‌کنند.  تاریخچه گرینلند @barsakht بنابر آنچه که در دانشنامه بریتانیکا آمده، باور عمومی این است که اینوئیت‌ها از مجمع الجزایر قطبی کانادا به عنوان سنگ بنای مهاجرت خود استفاده کرده و در سلسله مهاجراتهایی که از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد تا هزاره دوم میلادی ادامه یافت، از آمریکای شمالی به شمال غربی گرینلد کوچ کرده و در هر موجی از مهاجرت، فرهنگهای مختلفی از اینوئیت‌ها کوچ کردند.  اریک سرخ در سال ۹۸۲ میلادی، اریک سرخ نروژی که به دلیل قتل غیر عمد از ایسلند تبعید شده بود، به این جزیره که امروزه به نام گرینلند می‌شناسیم آمد. او سه سال بعد یعنی در سال ۹۸۵ به ایسلند بازگشت و شروع به تعریف و تمجید از مزایای این جزیره تازه کشف شده کرده و آن را «گرینلند» نامید.  سپس مسیحیت در قرن ۱۱ بوسیله پسر اریک به نام «لیف اریکسون» که تازه از نروژ تازه مسیحی شده بازگشته بود، به این منطقه وارد شد.  حاکمیت دانمارک  در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی، شکارچیان نهنگ که هلندی و انگلیسی بودند، به اطراف دریاهای گرینلند سفر می‌کردند و گهگاهی نیز با مردم محلی تعاملی داشتند؛ اما تا سال ۱۷۲۱ تلاشی برای استعمار این جزیره صورت نگرفت. در سال ۱۷۲۱ «هانس اگدا» با اجازه پادشاهی دانمارک- نروژ یک شرکت تجاری تأسیس کرد و بدین ترتیتب آغاز اولیه دوران استعماری گرینلند را کلید زد. در سال ۱۷۷۶ دولت دانمارک انحصار کامل تجارت با گرینلند را در دست گرفت و سواحل گرینلند به روی دسترسی خارجی‌ها بسته شده و تا سال ۱۹۵۰ بازگشایی نشد. پس از این تاریخ دولت دانمارک تلاش کرد تا آرام آرام گرینلندی‌ها را با دنیای خارج آشنا کند؛ بی‌آنکه آن‌ها در معرض استثمار اقتصادی قرار گیرند.  گرینلند در زمان جنگ جهانی دوم گرینلند در زمانی که دانمارک از سوی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم اشغال شد، تحت الحمایه آمریکا قرار گرفت و بعد از خاتمه جنگ در سال ۱۹۴۵ بار دیگر از سوی آمریکا به دانمارک بازگردانده شد. گرینلند سپس در سال ۱۹۵۳ به بخش جدایی ناپذیر پادشاهی دانمارک بدل شد. @barsakht
Greenland island, North Atlantic Ocean @barsakht
تنش بین عربستان و امارات در یمن! @barsakht  تنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن، با بمباران بندر المکلا توسط جنگنده‌های عربستان و هدف قراردادن محموله تسلیحاتی اماراتی همراه با اولتیماتوم ۲۴ ساعته برای خروج نیرو‌های ابوظبی از خاک یمن، زنگ خطر رقابت پنهان دیرینه دو متحد سابق را به صدا درآورده است. در واقع این نزاع کنترل‌شده دقیقاً همان آرزویی است که قدرت‌های غربی برای تضمین فروش پایدار تسلیحات به دو کشور ثروتمند خلیج‌فارس دارند. عربستان و امارات در ۱۳۹۴ یعنی حدود 10 سال پیش در قالب یک ائتلاف چندکشوری وارد جنگ یمن شدند و عملیات نظامی علیه انصارالله را آغاز کردند. این ائتلاف ابتدا شامل 9 کشور بود، اما به‌تدریج دیگر کشور‌ها کنار کشیدند و تنها عربستان و امارات باقی ماندند. چند سالی این دو کشور در کنار هم عملیات نظامی مشترک در یمن انجام دادند، اما هیچ‌کدام به اهداف اصلی خود، یعنی تصرف صنعا و بازگرداندن دولت مورد حمایتشان دست نیافتند. به‌مرور، تمرکز هر دو کشور از شمال یمن و صنعا به جنوب یمن منتقل شد؛ منطقه‌ای که پیش‌تر در دوران جنگ سرد جدا شده بود و به‌عنوان «یمن جنوبی» شناخته می‌شد. در جنوب یمن هر دو کشور از گروه‌های رقیب حمایت می‌کنند. عربستان از نیرو‌های دولت شورای ریاستی حمایت می‌کند و امارات از شورای انتقالی جنوبی که خواهان جدایی جنوب است. این حمایت‌ها به‌صورت نیابتی، با پول و سلاح انجام می‌شود و گاهی به درگیری‌های نظامی محدود منجر شده، اما تاکنون به خصومت همه‌جانبه و جنگ مستقیم بین عربستان و امارات نینجامیده بود. جلوه‌های دیگری از تقابل دو کشور نمونه‌های بارز دیگری از مواجهه عربستان و امارات، رقابت در لیبی و سودان است. در سودان دو گروه نظامی رقیب با هم می‌جنگند. نیرو‌های واکنش سریع به رهبری محمد حمدان دقلو (حمیدتی) از حمایت امارات برخوردارند، درحالی‌که ارتش رسمی به رهبری عبدالفتاح البرهان از عربستان حمایت می‌گیرد. ریشه این رقابت‌ها عمدتاً بر سر منابع ارزشمند مانند نفت و طلا همچنین کنترل مناطق استراتژیک است. امارات در سال‌های اخیر به دومین صادرکننده بزرگ طلا در جهان تبدیل شده، درحالی‌که هیچ معدن طلای قابل‌توجهی ندارد. این امر عمدتاً به کنترل معادن طلا در سودان از طریق قاچاق و پیش‌دستی بر عربستان بازمی‌گردد. خود سودان هم اکنون سومین صادرکننده طلا در جهان است. همچنین استان‌های مهم یمن مانند حضرموت و المهره و تا حدی شبوه دارای منابع نفت و گاز و همچنین سواحل طولانی در اقیانوس هند هستند که کنترل آن‌ها می‌تواند تسلط بر آبراه‌های کلیدی را افزایش دهد. نقش قدرت‌های غربی در تقابل دو کشور به نظر می‌رسد آنچه اکنون رخ می‌دهد دقیقاً همان چیزی است که قدرت‌های غربی به‌ویژه آمریکا و بریتانیا خواهان آن هستند تا دو کشور منطقه با درآمد‌های نفتی بالا پول‌های خود را صرف خرید سلاح کنند. هر دو کشور امنیت خارجی وابسته دارند و تولید سلاح داخلی ندارند، بنابراین بهترین مشتریان صنعت تسلیحات هستند. حتی اگر به جنگ همه‌جانبه نینجامد، چنین حوادثی مانند هدف قراردادن محموله تسلیحاتی باعث می‌شود طرف هدف‌قرارگرفته مجدداً سلاح بخرد و چرخه ادامه یابد. بزرگ‌ترین درآمد آمریکا، بریتانیا و کشور‌های اروپایی از فروش تسلیحات است و تقابل عربستان و امارات فرصتی عالی برای فروش بیشتر سلاح فراهم می‌کند بدون اینکه واکنش سیاسی شدیدی در پی داشته باشد. غربی‌ها پیش‌تر علاقه‌مند به آغاز جنگ مستقیم بین ایران و عربستان بودند، اما این سناریو برایشان بسیار خطرناک بود، زیرا ایران می‌تواند تهدید جدی برای خود آن‌ها هم ایجاد کند. در عوض رقابت بین عربستان و امارات گزینه‌ای کم‌خطرتر است و هر دو طرف ناگزیر به خرید سلاح بیشتر و پذیرش مشاوران نظامی خارجی می‌شوند. البته، پیش‌تر تحلیل‌هایی وجود داشت که این دو کشور در حال اجرای یک طرح مشترک برای تسلط بر شبه‌جزیره عربستان هستند، اما اکنون به نظر می‌رسد رقابت واقعی و جدی است. در پشت صحنه، اختلافات بین آمریکا و بریتانیا نیز نقش دارد. بریتانیا بیشتر به امارات نزدیک است و محمد بن سلمان با آمریکا همخوانی بیشتری دارد. هر دو قدرت غربی ترجیح می‌دهند این رقابت ادامه یابد تا سود فروش سلاحشان تأمین شود. @barsakht
ادامه: نزدیکی امارات به سیاست‌های امنیتی اسرائیل در منطقه عربستان سعودی در سال‌های اخیر به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل حرکت کرده است. هرچند این حرکت نسبت به امارات آهسته‌تر و با شرط‌هایی مانند پیشرفت در مسئله فلسطین بوده است. محمد بن سلمان علناً از همکاری‌های اقتصادی و امنیتی با اسرائیل سخن گفته است. غربی‌ها علاقه‌مندند هر دو کشور با اسرائیل روابط نزدیک داشته باشند. بنابراین بعید است اسرائیل مستقیماً در ایجاد این تنش نقش داشته باشد، زیرا درگیری عربستان با امارات می‌تواند عربستان را از تمرکز بر عادی‌سازی روابط دور کند و حتی ریاض را به بسیج افکار عمومی علیه اسرائیل وادار سازد. آینده تنش‌های دو کشور در یمن شورای ریاستی یمن به ریاست رشاد العلیمی که موردحمایت عربستان است پس از حمله هوایی به بندر المکلا اعلام کرد که توافق دفاعی با امارات را لغو کرده و همه نیرو‌های اماراتی باید ظرف ۲۴ ساعت از خاک یمن خارج شوند و وزارت خارجه عربستان نیز همین موضع را تکرار کرد. امارات البته این درخواست را رد کرد و گفته پشت نیرو‌های نیابتی خود را خالی نمی‌کند. اگر امارات کوتاه بیاید، اعتبار نفوذش در جنوب یمن و دیگر مناطق تحت نفوذش مانند سودان و لیبی خدشه‌دار می‌شود و غربی‌ها نیز از کاهش تنش خوشحال نخواهند شد، زیرا رقابت سودآور فروش سلاح را کاهش می‌دهد. بنابراین، احتمالاً تنش به سمت تشدید کنترل‌شده می‌رود. عربستان کنترل هوایی دارد و می‌تواند محموله‌های بعدی را هدف قرار دهد، اما جنگ همه‌جانبه مستقیم بعید است. امارات نیرو‌های محدودی در جنوب یمن به‌ویژه در جزایر استراتژیک مانند سقطری و مناطق ساحلی دارد. امارات ارتش بزرگ داخلی در یمن ندارد و بیشتر از نیرو‌های نیابتی و پیمانکاران خصوصی بین‌المللی استفاده می‌کند تا تلفات داخلی نداشته باشد و شکست‌ها به نام پرچم ملی‌شان ثبت نشود. گفتگوی فرهیختگان با جعفر قنادباشی در مورد تحولات یمن @barsakht
اغتشاش در خط پایان @barsakht آشوب‌هایی که در روزهای اخیر در برخی از شهرهای ایران رخ نمود، واجد ویژگی‌هایی متمایز بود. با الگویی تکامل‌یافته از اغتشاش و درگیری مواجه بودیم؛ به بیان صریح‌تر، نقش هدایت‌گر و فرماندهی بیرونی در این حوادث، به‌وضوح آشکار بود.  ۱- آشوب‌هایی که در روزهای اخیر در برخی از شهرهای تهران رخ نمود، واجد ویژگی‌هایی متمایز بود. نخست آن‌که با الگویی تکامل‌یافته از اغتشاش و درگیری مواجه بودیم؛ به بیان صریح‌تر، نقش هدایت‌گر و فرماندهی بیرونی در این حوادث، به‌وضوح آشکار بود. این در حالی است که در اغتشاشات پیشین، عناصر خارجی عمدتاً در جایگاه موج‌سوار و در حاشیه تحولات ایفای نقش می‌کردند؛ اما این بار، دستِ بیگانه در سامان‌دهی و جهت‌دهی به درگیری‌ها عریان شد و مردم نیز با درک روشن این واقعیت، آن را به‌خوبی دریافتند. ۲- نکته قابل تأمل دیگر آن است که دشمن دریافته بدنه عمومی جامعه ایران حاضر نیست در زمین طراحی‌شده آنان بازی کند؛ چه آن‌که اگر بنا بود مردم اقدامی علیه جمهوری اسلامی انجام دهند، این امر می‌بایست در همان جنگ دوازده‌روزه رخ می‌داد. از همین رو، سناریویی دیگر را به میدان آوردند و این‌بار تیم‌های حرفه‌ای و سازمان‌یافته خرابکارانه را فعال ساختند تا از این مسیر، اهداف ضدامنیتی خود را پی بگیرند. این شیوه پیش‌تر در سال ۱۴۰۱ به‌صورت آزمایشی آزموده شده بود و با جدیتی افزون در دستور کار قرار گرفت تا با تکیه بر گروهک‌های مسلح، دامنه آشوب را در شهرها گسترش دهند. ۳- با این همه، همان‌گونه که دشمن در مسیر اغتشاش‌آفرینی به زعم خود به مرحله‌ای تازه رسیده است، مردم نیز در مواجهه با این طراحی‌ها به سطحی بالاتر از آگاهی و بصیرت دست یافته‌اند و مسیر ایستادگی ما نیز تکامل پیدا کرده است. با کمال مسرّت می‌توان گفت که دشمن از سوار شدن بر موج مردم ایران مأیوس شده است. در رخدادهای اخیر، هم مردم عملکردی سنجیده و مسئولانه داشتند و هم جریان رسانه‌ای کشور توانست در بسیاری از مقاطع، مرجعیت خبری خود را حفظ کند؛ تا آنجا که حتی برخی شبکه‌های معاند، ناگزیر رسانه‌های داخلی را به‌عنوان منبع خبری خود برگزیدند. رهبر معظم انقلاب پیش‌تر از «آرایش جنگی» سخن گفته بودند و به نظر می‌رسد رسانه‌های ما این هشدار راهبردی را به‌درستی فهم کرده و متناسب با آن عمل نمودند/ محسن ردادی @barsakht
🔰 ترامپ کمی تاریخ بخواند! @barsakht 🔸جمهوری‌خواهان آمریکا برای تغییر تاریخ و بازگرداندن این کشور به جایگاه ابرقدرتی در طول حدود ۳۰ سال اخیر تلاش زیادی کرده‌اند. یکی از کلیدواژه‌های آنان در این بین تغییر اساسی خاورمیانه و به تعبیر خودشان تشکیل خاورمیانه جدید بوده است. 🔸مقامات این کشور برای بازگرداندن آمریکا به‌موقعیت پیشین از سال ۱۳۷۳ دست به‌کار شدند. خروجی هفت سال تلاش آنان دست زدن به چندین جنگ در حدفاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ بود؛ اشغال افغانستان‌، اشغال عراق و جنگ لبنان در این راستا شکل گرفتند. در جریان دو جنگ اول و دوم بنا به نقل منابع آمریکایی نزدیک به ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی به همراه صدها فروند هواپیما و ده‌ها ناو جنگی به‌کار گرفته شدند و در مدت چهار سال نزدیک به یک میلیون نفر شهروند افغان و عراقی را کشتند و البته در این بین بنا به اعلام خودشان حدود ۵۰۰۰ افسر ارتش آمریکا هم کشته شدند. 🔸در نهایت در هر دو جنگ ارتش آمریکا که با یک ائتلاف نظامی غربی هم حمایت می‌شد‌، شکست خورد و این شکست را اعلام رسانه‌ای هم کرد. از جمله دونالد ترامپ ده‌ها بار به شکست ارتش آمریکا تصریح کرد و از جمله گفت آمریکا علی‌رغم هفت تریلیون دلار هزینه نتوانست به اهداف خود برسد و با افتضاح از منطقه خاورمیانه خارج گردید. در همین هفته‌های اخیر هم که سند ۲۰۲۵ امنیت ملی آمریکا منتشر گردید به شکست مطلق آمریکا در این جنگ‌ها تصریح شد. جالب این است که جرج بوش و ترامپ هر دو از حزب جمهوری‌خواه هستند. 🔸اگر خوب دقت کنیم درمی‌یابیم که جرج بوش برای بازگرداندن آمریکا به جایگاه سابق خود از ترامپ خیلی مصمم‌تر بود. نشانه آن توسل او به جنگ سنگین در طول چند سال بود و حال آنکه شعار ترامپ این است که اولاً آمریکا مسئول امنیت جهان نیست یعنی بحث اعاده ابرقدرتی ندارد و ثانیاً به عملیات سنگین نظامی و درگیری زمان‌بر اعتقاد ندارد. پس واضح است که آمریکای ترامپ تلاش می‌کند از طریق یک سری اقدامات نمادین کم هزینه و با تعریف نُرم‌های خاص مثل اتهام‌پراکنی و سپس عملیات محدود اطلاعات پایه مثل ربایش یک رئیس‌جمهور‌، موفقیت‌های نمادین بسازد و از طریق آن مدعی اقتدار آمریکا شود؛ اما انسان‌های فهیم می‌دانند عملیات‌هایی مثل ربایش یک رئیس‌جمهور قانونی یا حمله به تأسیسات هسته‌ای تحت کنترل آژانس بین‌المللی قدرت نمی‌خواهد‌، وقاحت و ریسک پذیری می‌خواهد. 🔸اما این موضوع تا آنجا که به ما باز می‌گردد روشن است. برای درک دقیق کمی مطالعه تاریخ نیاز دارد و ترامپ بیش از هر فرد دیگری نیازمند مطالعه تاریخ است. آمریکا و ایران چند بار مصاف داشته‌اند. یکی ازآن‌ها مصاف بسیار سنگین حد فاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ می‌باشد. 🔸مقامات آن وقت آمریکا و انگلیس بعد از حمله به دو سوی ایران یعنی افغانستان و عراق با صراحت از امکان تکرار آن‌ها علیه ایران صحبت کردند. در آن زمان وضع داخلی ایران از حیث دولت و مجلس و احزاب و روزنامه‌ها خوب نبود. دولت وقت شعارش کنار آمدن با آمریکا بود و عناصر دولت در داخل هم به آشوب دعوت می‌کردند. ۱۲۳ نماینده مجلس در آن مقطع و در بحبوحه تهدیدات آشکار عوامل دولت‌های بوش و بلر، نامه تسلیم منتشر کردند و برای واداشتن نظام به آن دست به تحصن زدند که حتماً یادتان است. روزنامه‌ها هم آن‌قدر صحنه آشوب بود که وزیر ارشاد آن دولت که خود نقش مهمی در لجام‌گسیختگی مطبوعات داشت در‌باره یکی از این روزنامه‌ها گفت واقعاً این دیگر صدای اسرائیل در ایران است. 🔸وضع آشوب‌ها و تجمعات افراطی هر روزه در میادین و دانشگاه‌ها هم که فراموش نکرده‌اید. نارضایتی اجتماعی از دولت و طیف حاکم هم به‌گونه‌ای بود که مردم در جریان انتخابات با وجود کاندیداتوری افراد سرشناسی مثل مرحوم آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی‌، به فرد ‌کمتر شناخته‌شده‌ای رأی دادند و او در دور دوم با نزدیک به ۲۵ میلیون رأی رکورد انتخابات ریاست جمهوری را زد. خب پس در آن مقطع، وضع دشمن این بود که با حدود ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی‌، عملاً دو سوی مرز ما را در اختیار گرفته بود و سرمست از سرنگونی دو دولت مسلمان در دو سوی ایران از قریب‌الوقوع بودن حمله نظامی و تغییر دولت در ایران حرف می‌زد. از این سو وضع داخلی ایران هم به‌گونه‌ای بود که شرح آن رفت. اما با این وصف همه چیز برخلاف تحلیل‌ها جلو رفت. در پایان سه جنگ سنگین‌، قوای ائتلاف غربی از هم پاشید تا جایی که حتی انگلیس هم بعد از حدود دو سال قوای نظامی خود را از افغانستان و عراق خارج کرد و بدین ترتیب ائتلاف نظامی غرب از هم پاشید. آمریکا ناگزیر شد زودتر از افغانستان‌، قوای خود را از عراق خارج کندکه خود جای تحلیل دارد.