🔰 ترامپ کمی تاریخ بخواند!
@barsakht
🔸جمهوریخواهان آمریکا برای تغییر تاریخ و بازگرداندن این کشور به جایگاه ابرقدرتی در طول حدود ۳۰ سال اخیر تلاش زیادی کردهاند. یکی از کلیدواژههای آنان در این بین تغییر اساسی خاورمیانه و به تعبیر خودشان تشکیل خاورمیانه جدید بوده است.
🔸مقامات این کشور برای بازگرداندن آمریکا بهموقعیت پیشین از سال ۱۳۷۳ دست بهکار شدند. خروجی هفت سال تلاش آنان دست زدن به چندین جنگ در حدفاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ بود؛ اشغال افغانستان، اشغال عراق و جنگ لبنان در این راستا شکل گرفتند. در جریان دو جنگ اول و دوم بنا به نقل منابع آمریکایی نزدیک به ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی به همراه صدها فروند هواپیما و دهها ناو جنگی بهکار گرفته شدند و در مدت چهار سال نزدیک به یک میلیون نفر شهروند افغان و عراقی را کشتند و البته در این بین بنا به اعلام خودشان حدود ۵۰۰۰ افسر ارتش آمریکا هم کشته شدند.
🔸در نهایت در هر دو جنگ ارتش آمریکا که با یک ائتلاف نظامی غربی هم حمایت میشد، شکست خورد و این شکست را اعلام رسانهای هم کرد. از جمله دونالد ترامپ دهها بار به شکست ارتش آمریکا تصریح کرد و از جمله گفت آمریکا علیرغم هفت تریلیون دلار هزینه نتوانست به اهداف خود برسد و با افتضاح از منطقه خاورمیانه خارج گردید. در همین هفتههای اخیر هم که سند ۲۰۲۵ امنیت ملی آمریکا منتشر گردید به شکست مطلق آمریکا در این جنگها تصریح شد. جالب این است که جرج بوش و ترامپ هر دو از حزب جمهوریخواه هستند.
🔸اگر خوب دقت کنیم درمییابیم که جرج بوش برای بازگرداندن آمریکا به جایگاه سابق خود از ترامپ خیلی مصممتر بود. نشانه آن توسل او به جنگ سنگین در طول چند سال بود و حال آنکه شعار ترامپ این است که اولاً آمریکا مسئول امنیت جهان نیست یعنی بحث اعاده ابرقدرتی ندارد و ثانیاً به عملیات سنگین نظامی و درگیری زمانبر اعتقاد ندارد. پس واضح است که آمریکای ترامپ تلاش میکند از طریق یک سری اقدامات نمادین کم هزینه و با تعریف نُرمهای خاص مثل اتهامپراکنی و سپس عملیات محدود اطلاعات پایه مثل ربایش یک رئیسجمهور، موفقیتهای نمادین بسازد و از طریق آن مدعی اقتدار آمریکا شود؛ اما انسانهای فهیم میدانند عملیاتهایی مثل ربایش یک رئیسجمهور قانونی یا حمله به تأسیسات هستهای تحت کنترل آژانس بینالمللی قدرت نمیخواهد، وقاحت و ریسک پذیری میخواهد.
🔸اما این موضوع تا آنجا که به ما باز میگردد روشن است. برای درک دقیق کمی مطالعه تاریخ نیاز دارد و ترامپ بیش از هر فرد دیگری نیازمند مطالعه تاریخ است. آمریکا و ایران چند بار مصاف داشتهاند. یکی ازآنها مصاف بسیار سنگین حد فاصل ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ میباشد.
🔸مقامات آن وقت آمریکا و انگلیس بعد از حمله به دو سوی ایران یعنی افغانستان و عراق با صراحت از امکان تکرار آنها علیه ایران صحبت کردند. در آن زمان وضع داخلی ایران از حیث دولت و مجلس و احزاب و روزنامهها خوب نبود. دولت وقت شعارش کنار آمدن با آمریکا بود و عناصر دولت در داخل هم به آشوب دعوت میکردند. ۱۲۳ نماینده مجلس در آن مقطع و در بحبوحه تهدیدات آشکار عوامل دولتهای بوش و بلر، نامه تسلیم منتشر کردند و برای واداشتن نظام به آن دست به تحصن زدند که حتماً یادتان است. روزنامهها هم آنقدر صحنه آشوب بود که وزیر ارشاد آن دولت که خود نقش مهمی در لجامگسیختگی مطبوعات داشت درباره یکی از این روزنامهها گفت واقعاً این دیگر صدای اسرائیل در ایران است.
🔸وضع آشوبها و تجمعات افراطی
هر روزه در میادین و دانشگاهها هم که فراموش نکردهاید. نارضایتی اجتماعی از دولت و طیف حاکم هم بهگونهای بود که مردم در جریان انتخابات با وجود کاندیداتوری افراد سرشناسی مثل مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی، به فرد کمتر شناختهشدهای رأی دادند و او در دور دوم با نزدیک به ۲۵ میلیون رأی رکورد انتخابات ریاست جمهوری را زد.
خب پس در آن مقطع، وضع دشمن این بود که با حدود ۳۰۰ هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی، عملاً دو سوی مرز ما را در اختیار گرفته بود و سرمست از سرنگونی دو دولت مسلمان در دو سوی ایران از قریبالوقوع بودن حمله نظامی و تغییر دولت در ایران حرف میزد. از این سو وضع داخلی ایران هم بهگونهای بود که شرح آن رفت. اما با این وصف همه چیز برخلاف تحلیلها جلو رفت. در پایان سه جنگ سنگین، قوای ائتلاف غربی از هم پاشید تا جایی که حتی انگلیس هم بعد از حدود دو سال قوای نظامی خود را از افغانستان و عراق خارج کرد و بدین ترتیب ائتلاف نظامی غرب از هم پاشید. آمریکا ناگزیر شد زودتر از افغانستان، قوای خود را از عراق خارج کندکه خود جای تحلیل دارد.
ادامه:
🔸بعد آمریکا در افغانستان به بنبست رسید ولی چون خارج شدن آن به بازگشت قطعی دولت طالبان به قدرت که با حمله آمریکا ساقط شده بود، منجر میشد، چندین سال بصورتی خجولانه در افغانستان باقی ماند اما در نهایت با همان طالبان وارد مذاکره شد و سپس خاک این کشور را پس از بیست سال حضور بیفایده و پرهزینه ترک کرد! از آن طرف ماجرا ایران علیرغم رعبی که در پیرامونش ایجاد کرده بودند و بهرغم فشار غربگراهای داخلی نه تنها گامی به عقب برنداشت، توانست با یک سیاست اصولی و با محوریت دوستان افغان و عراقی، سیاستهای تجاوزکارانه آمریکا در این دو کشور را با شکست مطلق مواجه گرداند و وضع داخلی خود را نیز انسجام ببخشد.
🔸الان و در این زمان وضع ایران را با وضع آن زمان مقایسه کنید و سپس نگاهی به وضع آمریکا در آن زمان و این زمان بیاندازید. در آن زمان قدرت نظامی ایران بهعنوان یک هماورد خطرناک از سوی دشمن به رسمیت شناخته نشده بود، اما امروز کنگره آمریکا در گزارشی که از جنگ ۱۲ روزه ارائه نموده است میگوید ایران ۵۷۴ موشک شلیک کرده که ۲۷۳ عدد آن توسط سامانههای دفاعی آمریکا و اسرائیل رهگیری شدهاند که در این بین سهم سه ابر سامانه آمریکایی ۲۳۰ فروند بوده است. همین گزارش میگوید از روز هشتم جنگ روند رهگیری موشکهای ایران، کاهشی شده در حالی که روند اصابت موشکهای ایران صعودي بوده است. این گزارش سهم رهگیری موشکهای ایران توسط سه سامانه پر خرج اسرائیلی در طول جنگ را تنها ۴۴ فروند ذکر کرده است. ایران حتی درصدی از این قدرت را در دهه ۱۳۸۰ نداشت.
🔸در بحث داخلی ایران هم اگر قیاسی با دهه ۱۳۸۰ نماییم وضع انسجام امروز ما از آن زمان بهتر است. امروز دیگر از وزارت کشور فرمان آشوب صادر نمیشود، از دفتر رئیسجمهور از آشوبطلبان حمایت نمیشود، از وزارت خارجه پیغام تسلیم ایران به سفارت سوئیس تحویل داده نمیشود.
🔸از آن طرف، آمریکا امروز به مسئله و مشکل اول جهان تبدیل شده است و در داخل آمریکا سیاستهای دولت این کشور افراطی با پیامدهای منفی زیاد علیه منافع آمریکا ارزیابی میگردد. آمریکا امروز هم بسیار منفورتر از آن زمان و هم گرفتارتر از آن زمان است. البته الان باید فکر عاجلی برای اقدامات دیوانهوار ترامپ کرد. ضربهای فوری باید تا سر جایش بنشیند و این توان وجود دارد کما اینکه دم و دنبالههای آمریکا در جهان هم میتوانند در معرض قرار بگیرند. امروز همه جهان از چنین پاسخی حمایت میکنند.
🔸بعد آمریکا در افغانستان به بنبست رسید ولی چون خارج شدن آن به بازگشت قطعی دولت طالبان به قدرت که با حمله آمریکا ساقط شده بود، منجر میشد، چندین سال بصورتی خجولانه در افغانستان باقی ماند اما در نهایت با همان طالبان وارد مذاکره شد و سپس خاک این کشور را پس از بیست سال حضور بیفایده و پرهزینه ترک کرد! از آن طرف ماجرا ایران علیرغم رعبی که در پیرامونش ایجاد کرده بودند و بهرغم فشار غربگراهای داخلی نه تنها گامی به عقب برنداشت، توانست با یک سیاست اصولی و با محوریت دوستان افغان و عراقی، سیاستهای تجاوزکارانه آمریکا در این دو کشور را با شکست مطلق مواجه گرداند و وضع داخلی خود را نیز انسجام ببخشد.
🔸الان و در این زمان وضع ایران را با وضع آن زمان مقایسه کنید و سپس نگاهی به وضع آمریکا در آن زمان و این زمان بیاندازید. در آن زمان قدرت نظامی ایران بهعنوان یک هماورد خطرناک از سوی دشمن به رسمیت شناخته نشده بود، اما امروز کنگره آمریکا در گزارشی که از جنگ ۱۲ روزه ارائه نموده است میگوید ایران ۵۷۴ موشک شلیک کرده که ۲۷۳ عدد آن توسط سامانههای دفاعی آمریکا و اسرائیل رهگیری شدهاند که در این بین سهم سه ابر سامانه آمریکایی ۲۳۰ فروند بوده است. همین گزارش میگوید از روز هشتم جنگ روند رهگیری موشکهای ایران، کاهشی شده در حالی که روند اصابت موشکهای ایران صعودي بوده است. این گزارش سهم رهگیری موشکهای ایران توسط سه سامانه پر خرج اسرائیلی در طول جنگ را تنها ۴۴ فروند ذکر کرده است. ایران حتی درصدی از این قدرت را در دهه ۱۳۸۰ نداشت.
🔸در بحث داخلی ایران هم اگر قیاسی با دهه ۱۳۸۰ نماییم وضع انسجام امروز ما از آن زمان بهتر است. امروز دیگر از وزارت کشور فرمان آشوب صادر نمیشود، از دفتر رئیسجمهور از آشوبطلبان حمایت نمیشود، از وزارت خارجه پیغام تسلیم ایران به سفارت سوئیس تحویل داده نمیشود.
🔸از آن طرف، آمریکا امروز به مسئله و مشکل اول جهان تبدیل شده است و در داخل آمریکا سیاستهای دولت این کشور افراطی با پیامدهای منفی زیاد علیه منافع آمریکا ارزیابی میگردد. آمریکا امروز هم بسیار منفورتر از آن زمان و هم گرفتارتر از آن زمان است. البته الان باید فکر عاجلی برای اقدامات دیوانهوار ترامپ کرد.
1_21222881701.pdf
حجم:
6M
فایل کتاب «نبرد تمدنی ما»
تبیین ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونسیتی
@barsakht
نفت ونزوئلا، سپر آمریکا در برابر ایران و روسیه
حمله نظامی ایالات متحده به ونزوئلا که شامل بمباران کاراکاس ظاهراً با توجیه مبارزه با قاچاق مواد مخدر انجام شد، اما شواهد نشان میدهند که انگیزه اصلی، تسلط بر منابع نفتی ونزوئلا و کنترل قیمتهای جهانی نفت در صورت بحران یا جنگ احتمالی با ایران یا روسیه است.این عملیات بخشی از استراتژی گستردهتر آمریکا برای تضمین امنیت انرژی و کاهش وابستگی به رقبای ژئوپلیتیکی است. انگیزههای نفتی و معدنی ، نه مواد مخدر، بلکه کنترل منابعونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر نفت جهان است، اما تحت تحریمهای آمریکا، تولید آن به شدت کاهش یافته.ترامپ علناً اعتراف کرده که جنگ نه فقط برای مواد مخدر، بلکه برای نفت و مواد معدنی کمیاب مانند لیتیوم و کولتان است منابعی که برای صنایع فناوری و انرژی حیاتی هستند.این حمله میتواند راهی برای تغییر رژیم و دسترسی شرکتهای آمریکایی به این منابع باشد، مشابه آنچه در عراق رخ داد.اتفاقات نشان میدهند که آمریکا با این عملیات، قصد دارد زنجیره تأمین جهانی نفت را تحت کنترل خود درآورد، به ویژه در شرایطی که قیمتها تحت تأثیر حملات اوکراین به تأسیسات روسیه قرار گرفته.در واقع، تأثیر حمله بر قیمت نفت محدود بوده، اما در بلندمدت میتواند قیمتها را پایین نگه دارد و سود اقتصادی برای آمریکا ایجاد کند.ارتباط با بحران احتمالی با روسیه ضربه به نفوذ مسکوروسیه یکی از متحدان کلیدی ونزوئلا است و از طریق شرکت روسنفت در صنعت نفت آن سرمایهگذاری کرده.حمله آمریکا میتواند ضربهای استراتژیک به روسیه باشد، به خصوص در میان تنشهای جاری بر سر اوکراین.
روسیه حمله را محکوم کرده و آن را بدون توجیه دانسته، و حتی پیش از حمله، از آمریکا خواسته بود تعقیب تانکرهای نفتی ونزوئلا را متوقف کند نشانهای از رقابت مستقیم بر سر منابع انرژی.در صورت تشدید بحران با روسیه مانند جنگ گستردهتر در اروپا، کنترل نفت ونزوئلا میتواند وابستگی غرب به گاز و نفت روسیه را کاهش دهد و قیمتها را تثبیت کند.این عملیات بخشی از تلاش آمریکا برای تضعیف نفوذ روسیه در آمریکای لاتین است، که میتواند به افزایش تنشهای جهانی منجر شود.نقش ایران قطع زنجیره تحریمها و آمادگی برای درگیریایران نیز با ونزوئلا همکاری نزدیکی دارد، از جمله در دور زدن تحریمهای نفتی آمریکا.حمله به ونزوئلا میتواند زنجیره تأمین نفت ایران را مختل کند و فشار حداکثری بر کشور را افزایش دهد.مسئولین کشورمان حمله را نقض فاحش حاکمیت محکوم کرده و آن را با اقدامات آمریکا در خاورمیانه مقایسه کرده. در آینده اگر جنگی با ایران رخ دهد مانند تنش در خلیج فارس یا بستن تنگه هرمز کنترل منابع ونزوئلا میتواند جایگزینی برای نفت خاورمیانه فراهم کند و قیمتهای جهانی را کنترل کند.این استراتژی، آمریکا را در موقعیت برتر قرار میدهد، اما خطر واکنشهای متقابل از سوی کشورها را افزایش میدهد.عواقب اقتصادی و ژئوپلیتیکیاز دیدگاه اقتصادی، این حمله میتواند قیمت نفت را در کوتاهمدت تحت تأثیر قرار دهد، اما تحلیلها پیشبینی میکنند تأثیر محدود باشد، زیرا ونزوئلا در حال حاضر تولید کمی دارد.با این حال، در بلندمدت، تغییر رژیم میتواند تولید را افزایش دهد و آمریکا را به عنوان کنترلکننده اصلی بازار انرژی تقویت کند.از سوی دیگر، این اقدام استاندارد دوگانه آمریکا را برجسته میکند، حمله به ونزوئلا برای منابع،
در حالی که روسیه را برای اقدامات مشابه محکوم میکند.عواقب انسانی شامل تلفات غیرنظامی و بحران پناهندگان است، و واکنشهای جهانی مانند محکومیت از سوی روسیه و ایران و چین میتواند به تنشهای بیشتر منجر شود.حمله آمریکا به ونزوئلا بیش از آنکه پاسخی به مواد مخدر باشد، یک حرکت استراتژیک برای تسلط بر نفت و مواد معدنی است، با هدف کنترل قیمتها در بحرانهای احتمالی با روسیه یا ایران.این عملیات نشاندهنده ادامه سیاست امپریالیسم انرژی آمریکا است، اما ریسکهای بالایی مانند تشدید تنشهای جهانی و هزینههای انسانی دارد.
مرتضی امیری
@barsakht
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دم خروس تجزیه هم بیرون زد
کیدار، افسر سابق اطلاعاتی اسرائیل:
🔺سقوط حکومت یک هدف است، اما بسیاری از کسانی که امروز در خیابانها حضور دارند فقط به سرنگونی حکومت فکر نمیکنند؛ آنها میخواهند خودِ کشور را تجزیه کنند و به استقلال برسند، زیرا اینها اساساً واحدهای قومی غیر فارس هستند: آذریها در شمال، کردها در شمالغرب، ترکمنها در شمالشرق، بلوچها در جنوبشرق، عربها در اهواز در جنوبغرب، و دهها واحد قومی دیگر در سراسر ایران. چون چیزی به نام «ملت واحد ایرانی» وجود ندارد، آنها هرگز به یک ملت منسجم تبدیل نشدهاند، حتی از طریق ازدواج یا همزیستی هم چنین اتحادی شکل نگرفته است؛ چنین چیزی وجود ندارد.
🔺بنابراین روزی خواهد رسید که نهتنها حکومت سقوط میکند، بلکه خودِ کشور هم فرو میپاشد؛ همانطور که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، همانطور که یوگسلاوی از هم پاشید، همانطور که چکسلواکی تجزیه شد، همان سرنوشت برای ایران نیز رقم خواهد خورد.
@barsakht
هدف از ایجاد اغتشاش در ایران
@barsakht
۱. بازیگران اصلی آشوبها بیگانگان معارض اعم از آمریکا، رژیم صهیونیستی و اذناب منطقهای آنها هستند که هدفی جزء براندازی نظام اسلامی و مانعسازی بر مسیر رشد و پیشرفت سریع کشور ندارند.
۲. آمریکایی ها بارها اعلام کرده اند که سه تهدید اصلی علیه آنها وجود دارد: اول؛ کشورهای تجدیدنظر طلب همچون چین و روسیه؛ دوم؛ کشورهای سرکش همچون ایران و کرهشمالی؛ سوم؛ گروه های فراملی همچون حزب الله. براساس اذعان خود آمریکایی ها نقش ایران در دو گروه کاملا محرز است و هم اکنون ایران بر روی گروه اول نیز تاثیرگذار است.
۳. به اذعان آمریکایی ها باتوجه به نقش ایران و بی اعتبارکردن آمریکا در سطح جهانی، سه حالت برای واشنگتن ایجاد شده است:
-رقبای شان به آنها احترام نمی گذارند؛
-کشورهای دوست واشنگتن به آنها اعتماد ندارند؛
-قدرت ایران در ابعاد منطقه ای و بین المللی توسعه پیدا کرده است.
این روند منجر به این شده که آمریکایی ها اعلام کنند که نقش ایران در هرسه گروه واضح و آشکار است.
۴. آمریکایی ها برای این تهدید به اذعان خودشان دو راهبرد را اتخاذ کرده اند: الف) براندازی که به اذعان خودشان غیرممکن است؛ ب) مهار ایران با دو گزاره: بی ثباتی در منطقه و تضعیف گروه های مقاومت و اغتشاشات در ایران.
@barsakht
۵. بازیگران دیگر، ضدانقلاب داخلی اعم از گروههای مختلف سلطنتطلب، منافقین، نهضت آزادی و... هستند که در بستر رسانهها و برخی حوزه های دیگر نفوذ کردند.
۶. این امر برای آمریکایی ها محرز شده که براندازی جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر نیست و باید به دنبال راهبرد مهار ایران رفت. در راهبرد مهار نیز تمرکز بر روی دو موضوع قرار گرفته است: اول؛ بی ثبات سازی در سطح منطقه ای در جهت تضعیف گروه های مقاومت و درگیرکردن ایران در این بحران ها، دوم؛ آشوب و اغتشاش در داخل ایران.
۷. آمریکایی ها برای ایجاد اغتشاش و آشوب در کشور که به عنوان دستورالعمل اصلی مهار ایران مطرح شده است، دستورکار کاهش بازه زمانی بحران ها را در داخل کشور در دستورکار قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که سطح بحران ها را در داخل کشور از بازه زمانی ۱۰ ساله به ۲ ساله کاهش دهند.
۸. آمریکایی ها برای رسیدن به کاهش سطح بحران، دو راهکار را اتخاذ کردند:
- تغییر مطالبات مردم از مطالبات تحول گرایانه یعنی سیاسی به مطالبات اقتصادی و فرهنگی؛
- توسعه روزافزون شبکه های اجتماعی در داخل ایران در جهت تغییر این مطالبات و تغییر ذائقه مردم.
۹. آمریکایی ها و هم پیمانان آن یک طرح چندوجهی را علیه ایران در ابعاد داخلی و بین المللی دنبال می کنند که گزاره های آن موارد ذیل است:
الف) ادامه دارشدن اغتشاش ها و افزایش دامنه آن در کشور که نمود آن را می توان در فراخوان های متعدد، جوسازی های مختلف با مرگ افراد نوجوان و افزایش مسائل امنیتی مشاهده کرد.
ب) استفاده از ظرفیت های رسانه ای خارجی و برخی عناصر داخلی برای ایجاد موج های جدیدی از اغتشاش ها در کشور؛
ج) تسری بحران از بعُد اقتصادی به بعُد آموزشی، سپس بعُد فرهنگی و نهایتاً بعُد امنیتی و این در واقع همان جنگ ترکیبی مبتنی بر جنگ شناختی است که در آن تمرکز اصلی بر روی افکار عمومی قرار گرفته که رهبری معظم انقلاب اسلامی از آن به عنوان جنگ نرم یاد کردند.
🖊محمدرضا فرهادی
@barsakht
آشوب از درون ، ضربه از بیرون
تغییر در استراتژی جنگی دشمن در ایران
@barsakht
یکی از اشتباهات آمریکا و رژیم صهیونسیتی در جنگ ۱۲ روزه این بود که مبدا شروع سناریوی براندازی نظام را از خارج تعیین کرده بودند.
بدین صورت که آنها انتظار داشتند که ابتدا با تهاجم نظامی هوایی و موشکی و کشتار فرماندهان نظامی و به اصطلاح «سیاست زامبی سازی»، ایران را از توان مدیریت کشور خالی و ناتوان کنند و سپس نیروهای نیابتی خود در منطقه را وارد جغرافیای سرزمینی ایران نموده و در نقطه پایان نیز مردم ایران از درون کشور اقدام به اغتشاشات و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی کنند.
چندین عامل و از جمله مدیریت داهیانهی مقام معظم رهبری و عدم همراهی مردم با برنامه دشمن در جنگ ۱۲ روزه و همچنین توان تهاجمی و موشکی ایران در پاسخدهی به امریکا و رژیم، مانع از تحقق این استراتژی شد.
با گذشت زمان دشمن به این نتیجه رسید که برای براندازی یک نظام سیاسی تاریخدار مانند ایران، ابتدا لازم است که از درون کشور آشوبها اعتراضات و یا ساختارشکنیهای متعددی صورت گرفته و رژیم از درون دچار نوعی آشفتگی و پراکندگی در سطح مدیریتی شود و در آخر نیز با وارد کردن قوای نظامی و زمینی از بیرون از مرزها بتواند ایران را حداقل تجزیه کرده و یا نظام سیاسی ایران را با تغییر رفتار و حتی با براندازی مواجه کنند.
امروزه این استراتژی رژیم تبدیل به یک راهبرد در شرایط سخت اقتصادی و استفاده از این شرایط برای ایجاد بحران شده است.
علت اینکه علی رغم وجود تعداد بسیار اندکی از آشوبگران در خیابانها و محلههای برخی از شهرها، ما شاهد سطح بسیار عمیقی از رفتارهای وندالیستی و خشونت بار و یا حداقل ساختارشکن مانند حمله به پاسگاه انتظامی و یا آتش زدن مسجد و یا مقابله با نیروهای نظامی در خیابان هستیم نیز در همین نکته نهفته است.
به عبارت دیگر، نتانیاهو و رژیم صهیونسیتی راهبرد 'تداوم ساختگی آشوب تا زمان ضربه نعایی نظامی' را در هماهنگی با ترامپ در ایران در پیش گرفته است.
به نظر میرسد روندهای فعلی در برخی از شهرهای درگیر و مخصوصا در ایلام و با کرمانشاه و تهران در روزهای آینده به سطح بالایی از خشونت و درگیری خواهد انجامید.
هشدار اخیر فرماندهان نتظامی کشور نیز دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی میباشد.
✍️ محمد رضوی قره قشلاق
@barsakht
موازنه فراگیر؛
راهبرد نظام سلطه برای واداشتن ایران به امتیازدهی ژئوپلیتیکی
@barsakht
❇️ اغتشاش اخیر در ایران را میتوان در چارچوب نظریه «موازنه فراگیر» استیون دیوید آمریکایی، تحلیل کرد؛ نظریهای که بر تقدم تهدیدهای داخلی بر تهدیدهای خارجی در محاسبات رهبران کشورهای جهان سوم تأکید دارد. دیوید تصریح میکند که برای جلوگیری از تمرکز قدرت این کشورها بر مقابله با آمریکا و همپیمانانش، باید در درون آنها ناامنی و بحران ایجاد شود تا از درون مشغول گردند و نتوانند بر دشمن خارجی تمرکز کنند. در چنین شرایطی کشورهای جهان سوم ناگزیرند ابتدا بحرانهای داخلی را مهار کنند، تا ملزم به اعطای امتیاز در عرصه سیاست خارجی شوند.
❇️ بر این اساس، اغتشاش اخیر را نباید صرفاً واکنشی اجتماعی دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی طراحیشده تلقی کرد. هدف اصلی این راهبرد، مشغولسازی ایران به بحرانهای درونی و کاستن از ظرفیت تمرکز بر دشمنان خارجی (یعنی ایالات متحده، اسرائیل و دیگر همپیمانانش) است.
فشارهای اقتصادی، رسانهای و تحریمهای ساختاری عملاً تهدید داخلی را تشدید کرده و رهبران ایران را در موقعیتی قرار میدهد که برای مهار بحران، انرژی و منابع خود را صرف مدیریت داخلی کنند. همانگونه که دیوید توضیح میدهد، این وضعیت با هدف سوق دادن ایران به سمت سازش یا امتیازدهی ژئوپلیتیکی طراحی شده است.
❇️ این راهبرد آمریکایی سالهاست جهت مشغول سازی کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا مثل سوریه و عراق در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار دارد و اغتشاشات روزهای اخیر، نمونه روشن دیگری از کاربست این نظریه در بستر ژئوپلیتیکی امروز ایران است.
@barsakht
هدف از تشدید خشونت چیست؟
@barsakht
❇️ در کلان پروژه دشمن برای تداوم ناامنی در ایران، بر قرمز کردن شرایط امنیتی برای تحریک قشر خاکستری برای حضور در خیابان و آشوب سازی به صورت ویژهای سرمایه گذاری شده است. در این برنامه، از مدل رژی دبره برای روشن نگه داشتن تنور اغتشاش استفاده شده است. این نظریه میگوید که موتور کوچک اقدامات مسلحانه و تروریستی میتواند موتور بزرگ حرکت توده را به حرکت درآورده و نیروی محرکهای برای آن باشد. در این سناریو که در مرکز مطالعات تروریسم و امنیت بینالملل در دانشگاه جورج تاون طراحی شده است، اگر عامل تروریستی یا تهدید به خشونت، موجود نباشد، فردی که پیگیر تغییر سیاسی است، ممکن است همچنان نظرهای رادیکال داشته باشد اما یک تروریست به حساب نمیآید. از طرفی اگر انگیزه سیاسی در میان نباشد، یک حمله میتواند بیشتر به شکلهای سنتی جرم و جنایت یا نهایتا خشونت سازمان یافته نزدیک شود. به عبارت دیگر استفاده از نیروی تروریستی سنتی در یک کشور میتواند نیروهای بالقوه معترض را به ماشین ترور بالفعل تبدیل کند.
❇️ تمرکز این مدل تروریستی بر نکات زیر است:
⬅️۱. هدف درجه یک در عملیات: پرسنل نظامی.
⬅️۲. در حالی که در سایر کشورها آدمدزدی، گروگان گیری و بمب گذاری شیوه مرسوم است اما در این مدل استفاده از اسلحه رواج بیشتری دارد.
⬅️۳. در فرایند رادیکالیزه کردن به میزان زیادی از اینترنت، رسانههای افراطی و اماکن غیرنظامی استفاده میشود.
⬅️۴. عامل تروریستی عامل تهی است( ایدئولوژی ندارد) و کمتر عامل گروه سازمان یافته است.
@barsakht