1_21222881701.pdf
حجم:
6M
فایل کتاب «نبرد تمدنی ما»
تبیین ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونسیتی
@barsakht
نفت ونزوئلا، سپر آمریکا در برابر ایران و روسیه
حمله نظامی ایالات متحده به ونزوئلا که شامل بمباران کاراکاس ظاهراً با توجیه مبارزه با قاچاق مواد مخدر انجام شد، اما شواهد نشان میدهند که انگیزه اصلی، تسلط بر منابع نفتی ونزوئلا و کنترل قیمتهای جهانی نفت در صورت بحران یا جنگ احتمالی با ایران یا روسیه است.این عملیات بخشی از استراتژی گستردهتر آمریکا برای تضمین امنیت انرژی و کاهش وابستگی به رقبای ژئوپلیتیکی است. انگیزههای نفتی و معدنی ، نه مواد مخدر، بلکه کنترل منابعونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر نفت جهان است، اما تحت تحریمهای آمریکا، تولید آن به شدت کاهش یافته.ترامپ علناً اعتراف کرده که جنگ نه فقط برای مواد مخدر، بلکه برای نفت و مواد معدنی کمیاب مانند لیتیوم و کولتان است منابعی که برای صنایع فناوری و انرژی حیاتی هستند.این حمله میتواند راهی برای تغییر رژیم و دسترسی شرکتهای آمریکایی به این منابع باشد، مشابه آنچه در عراق رخ داد.اتفاقات نشان میدهند که آمریکا با این عملیات، قصد دارد زنجیره تأمین جهانی نفت را تحت کنترل خود درآورد، به ویژه در شرایطی که قیمتها تحت تأثیر حملات اوکراین به تأسیسات روسیه قرار گرفته.در واقع، تأثیر حمله بر قیمت نفت محدود بوده، اما در بلندمدت میتواند قیمتها را پایین نگه دارد و سود اقتصادی برای آمریکا ایجاد کند.ارتباط با بحران احتمالی با روسیه ضربه به نفوذ مسکوروسیه یکی از متحدان کلیدی ونزوئلا است و از طریق شرکت روسنفت در صنعت نفت آن سرمایهگذاری کرده.حمله آمریکا میتواند ضربهای استراتژیک به روسیه باشد، به خصوص در میان تنشهای جاری بر سر اوکراین.
روسیه حمله را محکوم کرده و آن را بدون توجیه دانسته، و حتی پیش از حمله، از آمریکا خواسته بود تعقیب تانکرهای نفتی ونزوئلا را متوقف کند نشانهای از رقابت مستقیم بر سر منابع انرژی.در صورت تشدید بحران با روسیه مانند جنگ گستردهتر در اروپا، کنترل نفت ونزوئلا میتواند وابستگی غرب به گاز و نفت روسیه را کاهش دهد و قیمتها را تثبیت کند.این عملیات بخشی از تلاش آمریکا برای تضعیف نفوذ روسیه در آمریکای لاتین است، که میتواند به افزایش تنشهای جهانی منجر شود.نقش ایران قطع زنجیره تحریمها و آمادگی برای درگیریایران نیز با ونزوئلا همکاری نزدیکی دارد، از جمله در دور زدن تحریمهای نفتی آمریکا.حمله به ونزوئلا میتواند زنجیره تأمین نفت ایران را مختل کند و فشار حداکثری بر کشور را افزایش دهد.مسئولین کشورمان حمله را نقض فاحش حاکمیت محکوم کرده و آن را با اقدامات آمریکا در خاورمیانه مقایسه کرده. در آینده اگر جنگی با ایران رخ دهد مانند تنش در خلیج فارس یا بستن تنگه هرمز کنترل منابع ونزوئلا میتواند جایگزینی برای نفت خاورمیانه فراهم کند و قیمتهای جهانی را کنترل کند.این استراتژی، آمریکا را در موقعیت برتر قرار میدهد، اما خطر واکنشهای متقابل از سوی کشورها را افزایش میدهد.عواقب اقتصادی و ژئوپلیتیکیاز دیدگاه اقتصادی، این حمله میتواند قیمت نفت را در کوتاهمدت تحت تأثیر قرار دهد، اما تحلیلها پیشبینی میکنند تأثیر محدود باشد، زیرا ونزوئلا در حال حاضر تولید کمی دارد.با این حال، در بلندمدت، تغییر رژیم میتواند تولید را افزایش دهد و آمریکا را به عنوان کنترلکننده اصلی بازار انرژی تقویت کند.از سوی دیگر، این اقدام استاندارد دوگانه آمریکا را برجسته میکند، حمله به ونزوئلا برای منابع،
در حالی که روسیه را برای اقدامات مشابه محکوم میکند.عواقب انسانی شامل تلفات غیرنظامی و بحران پناهندگان است، و واکنشهای جهانی مانند محکومیت از سوی روسیه و ایران و چین میتواند به تنشهای بیشتر منجر شود.حمله آمریکا به ونزوئلا بیش از آنکه پاسخی به مواد مخدر باشد، یک حرکت استراتژیک برای تسلط بر نفت و مواد معدنی است، با هدف کنترل قیمتها در بحرانهای احتمالی با روسیه یا ایران.این عملیات نشاندهنده ادامه سیاست امپریالیسم انرژی آمریکا است، اما ریسکهای بالایی مانند تشدید تنشهای جهانی و هزینههای انسانی دارد.
مرتضی امیری
@barsakht
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥دم خروس تجزیه هم بیرون زد
کیدار، افسر سابق اطلاعاتی اسرائیل:
🔺سقوط حکومت یک هدف است، اما بسیاری از کسانی که امروز در خیابانها حضور دارند فقط به سرنگونی حکومت فکر نمیکنند؛ آنها میخواهند خودِ کشور را تجزیه کنند و به استقلال برسند، زیرا اینها اساساً واحدهای قومی غیر فارس هستند: آذریها در شمال، کردها در شمالغرب، ترکمنها در شمالشرق، بلوچها در جنوبشرق، عربها در اهواز در جنوبغرب، و دهها واحد قومی دیگر در سراسر ایران. چون چیزی به نام «ملت واحد ایرانی» وجود ندارد، آنها هرگز به یک ملت منسجم تبدیل نشدهاند، حتی از طریق ازدواج یا همزیستی هم چنین اتحادی شکل نگرفته است؛ چنین چیزی وجود ندارد.
🔺بنابراین روزی خواهد رسید که نهتنها حکومت سقوط میکند، بلکه خودِ کشور هم فرو میپاشد؛ همانطور که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، همانطور که یوگسلاوی از هم پاشید، همانطور که چکسلواکی تجزیه شد، همان سرنوشت برای ایران نیز رقم خواهد خورد.
@barsakht
هدف از ایجاد اغتشاش در ایران
@barsakht
۱. بازیگران اصلی آشوبها بیگانگان معارض اعم از آمریکا، رژیم صهیونیستی و اذناب منطقهای آنها هستند که هدفی جزء براندازی نظام اسلامی و مانعسازی بر مسیر رشد و پیشرفت سریع کشور ندارند.
۲. آمریکایی ها بارها اعلام کرده اند که سه تهدید اصلی علیه آنها وجود دارد: اول؛ کشورهای تجدیدنظر طلب همچون چین و روسیه؛ دوم؛ کشورهای سرکش همچون ایران و کرهشمالی؛ سوم؛ گروه های فراملی همچون حزب الله. براساس اذعان خود آمریکایی ها نقش ایران در دو گروه کاملا محرز است و هم اکنون ایران بر روی گروه اول نیز تاثیرگذار است.
۳. به اذعان آمریکایی ها باتوجه به نقش ایران و بی اعتبارکردن آمریکا در سطح جهانی، سه حالت برای واشنگتن ایجاد شده است:
-رقبای شان به آنها احترام نمی گذارند؛
-کشورهای دوست واشنگتن به آنها اعتماد ندارند؛
-قدرت ایران در ابعاد منطقه ای و بین المللی توسعه پیدا کرده است.
این روند منجر به این شده که آمریکایی ها اعلام کنند که نقش ایران در هرسه گروه واضح و آشکار است.
۴. آمریکایی ها برای این تهدید به اذعان خودشان دو راهبرد را اتخاذ کرده اند: الف) براندازی که به اذعان خودشان غیرممکن است؛ ب) مهار ایران با دو گزاره: بی ثباتی در منطقه و تضعیف گروه های مقاومت و اغتشاشات در ایران.
@barsakht
۵. بازیگران دیگر، ضدانقلاب داخلی اعم از گروههای مختلف سلطنتطلب، منافقین، نهضت آزادی و... هستند که در بستر رسانهها و برخی حوزه های دیگر نفوذ کردند.
۶. این امر برای آمریکایی ها محرز شده که براندازی جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر نیست و باید به دنبال راهبرد مهار ایران رفت. در راهبرد مهار نیز تمرکز بر روی دو موضوع قرار گرفته است: اول؛ بی ثبات سازی در سطح منطقه ای در جهت تضعیف گروه های مقاومت و درگیرکردن ایران در این بحران ها، دوم؛ آشوب و اغتشاش در داخل ایران.
۷. آمریکایی ها برای ایجاد اغتشاش و آشوب در کشور که به عنوان دستورالعمل اصلی مهار ایران مطرح شده است، دستورکار کاهش بازه زمانی بحران ها را در داخل کشور در دستورکار قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که سطح بحران ها را در داخل کشور از بازه زمانی ۱۰ ساله به ۲ ساله کاهش دهند.
۸. آمریکایی ها برای رسیدن به کاهش سطح بحران، دو راهکار را اتخاذ کردند:
- تغییر مطالبات مردم از مطالبات تحول گرایانه یعنی سیاسی به مطالبات اقتصادی و فرهنگی؛
- توسعه روزافزون شبکه های اجتماعی در داخل ایران در جهت تغییر این مطالبات و تغییر ذائقه مردم.
۹. آمریکایی ها و هم پیمانان آن یک طرح چندوجهی را علیه ایران در ابعاد داخلی و بین المللی دنبال می کنند که گزاره های آن موارد ذیل است:
الف) ادامه دارشدن اغتشاش ها و افزایش دامنه آن در کشور که نمود آن را می توان در فراخوان های متعدد، جوسازی های مختلف با مرگ افراد نوجوان و افزایش مسائل امنیتی مشاهده کرد.
ب) استفاده از ظرفیت های رسانه ای خارجی و برخی عناصر داخلی برای ایجاد موج های جدیدی از اغتشاش ها در کشور؛
ج) تسری بحران از بعُد اقتصادی به بعُد آموزشی، سپس بعُد فرهنگی و نهایتاً بعُد امنیتی و این در واقع همان جنگ ترکیبی مبتنی بر جنگ شناختی است که در آن تمرکز اصلی بر روی افکار عمومی قرار گرفته که رهبری معظم انقلاب اسلامی از آن به عنوان جنگ نرم یاد کردند.
🖊محمدرضا فرهادی
@barsakht
آشوب از درون ، ضربه از بیرون
تغییر در استراتژی جنگی دشمن در ایران
@barsakht
یکی از اشتباهات آمریکا و رژیم صهیونسیتی در جنگ ۱۲ روزه این بود که مبدا شروع سناریوی براندازی نظام را از خارج تعیین کرده بودند.
بدین صورت که آنها انتظار داشتند که ابتدا با تهاجم نظامی هوایی و موشکی و کشتار فرماندهان نظامی و به اصطلاح «سیاست زامبی سازی»، ایران را از توان مدیریت کشور خالی و ناتوان کنند و سپس نیروهای نیابتی خود در منطقه را وارد جغرافیای سرزمینی ایران نموده و در نقطه پایان نیز مردم ایران از درون کشور اقدام به اغتشاشات و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی کنند.
چندین عامل و از جمله مدیریت داهیانهی مقام معظم رهبری و عدم همراهی مردم با برنامه دشمن در جنگ ۱۲ روزه و همچنین توان تهاجمی و موشکی ایران در پاسخدهی به امریکا و رژیم، مانع از تحقق این استراتژی شد.
با گذشت زمان دشمن به این نتیجه رسید که برای براندازی یک نظام سیاسی تاریخدار مانند ایران، ابتدا لازم است که از درون کشور آشوبها اعتراضات و یا ساختارشکنیهای متعددی صورت گرفته و رژیم از درون دچار نوعی آشفتگی و پراکندگی در سطح مدیریتی شود و در آخر نیز با وارد کردن قوای نظامی و زمینی از بیرون از مرزها بتواند ایران را حداقل تجزیه کرده و یا نظام سیاسی ایران را با تغییر رفتار و حتی با براندازی مواجه کنند.
امروزه این استراتژی رژیم تبدیل به یک راهبرد در شرایط سخت اقتصادی و استفاده از این شرایط برای ایجاد بحران شده است.
علت اینکه علی رغم وجود تعداد بسیار اندکی از آشوبگران در خیابانها و محلههای برخی از شهرها، ما شاهد سطح بسیار عمیقی از رفتارهای وندالیستی و خشونت بار و یا حداقل ساختارشکن مانند حمله به پاسگاه انتظامی و یا آتش زدن مسجد و یا مقابله با نیروهای نظامی در خیابان هستیم نیز در همین نکته نهفته است.
به عبارت دیگر، نتانیاهو و رژیم صهیونسیتی راهبرد 'تداوم ساختگی آشوب تا زمان ضربه نعایی نظامی' را در هماهنگی با ترامپ در ایران در پیش گرفته است.
به نظر میرسد روندهای فعلی در برخی از شهرهای درگیر و مخصوصا در ایلام و با کرمانشاه و تهران در روزهای آینده به سطح بالایی از خشونت و درگیری خواهد انجامید.
هشدار اخیر فرماندهان نتظامی کشور نیز دقیقاً در همین راستا قابل ارزیابی میباشد.
✍️ محمد رضوی قره قشلاق
@barsakht
موازنه فراگیر؛
راهبرد نظام سلطه برای واداشتن ایران به امتیازدهی ژئوپلیتیکی
@barsakht
❇️ اغتشاش اخیر در ایران را میتوان در چارچوب نظریه «موازنه فراگیر» استیون دیوید آمریکایی، تحلیل کرد؛ نظریهای که بر تقدم تهدیدهای داخلی بر تهدیدهای خارجی در محاسبات رهبران کشورهای جهان سوم تأکید دارد. دیوید تصریح میکند که برای جلوگیری از تمرکز قدرت این کشورها بر مقابله با آمریکا و همپیمانانش، باید در درون آنها ناامنی و بحران ایجاد شود تا از درون مشغول گردند و نتوانند بر دشمن خارجی تمرکز کنند. در چنین شرایطی کشورهای جهان سوم ناگزیرند ابتدا بحرانهای داخلی را مهار کنند، تا ملزم به اعطای امتیاز در عرصه سیاست خارجی شوند.
❇️ بر این اساس، اغتشاش اخیر را نباید صرفاً واکنشی اجتماعی دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی طراحیشده تلقی کرد. هدف اصلی این راهبرد، مشغولسازی ایران به بحرانهای درونی و کاستن از ظرفیت تمرکز بر دشمنان خارجی (یعنی ایالات متحده، اسرائیل و دیگر همپیمانانش) است.
فشارهای اقتصادی، رسانهای و تحریمهای ساختاری عملاً تهدید داخلی را تشدید کرده و رهبران ایران را در موقعیتی قرار میدهد که برای مهار بحران، انرژی و منابع خود را صرف مدیریت داخلی کنند. همانگونه که دیوید توضیح میدهد، این وضعیت با هدف سوق دادن ایران به سمت سازش یا امتیازدهی ژئوپلیتیکی طراحی شده است.
❇️ این راهبرد آمریکایی سالهاست جهت مشغول سازی کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا مثل سوریه و عراق در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار دارد و اغتشاشات روزهای اخیر، نمونه روشن دیگری از کاربست این نظریه در بستر ژئوپلیتیکی امروز ایران است.
@barsakht
هدف از تشدید خشونت چیست؟
@barsakht
❇️ در کلان پروژه دشمن برای تداوم ناامنی در ایران، بر قرمز کردن شرایط امنیتی برای تحریک قشر خاکستری برای حضور در خیابان و آشوب سازی به صورت ویژهای سرمایه گذاری شده است. در این برنامه، از مدل رژی دبره برای روشن نگه داشتن تنور اغتشاش استفاده شده است. این نظریه میگوید که موتور کوچک اقدامات مسلحانه و تروریستی میتواند موتور بزرگ حرکت توده را به حرکت درآورده و نیروی محرکهای برای آن باشد. در این سناریو که در مرکز مطالعات تروریسم و امنیت بینالملل در دانشگاه جورج تاون طراحی شده است، اگر عامل تروریستی یا تهدید به خشونت، موجود نباشد، فردی که پیگیر تغییر سیاسی است، ممکن است همچنان نظرهای رادیکال داشته باشد اما یک تروریست به حساب نمیآید. از طرفی اگر انگیزه سیاسی در میان نباشد، یک حمله میتواند بیشتر به شکلهای سنتی جرم و جنایت یا نهایتا خشونت سازمان یافته نزدیک شود. به عبارت دیگر استفاده از نیروی تروریستی سنتی در یک کشور میتواند نیروهای بالقوه معترض را به ماشین ترور بالفعل تبدیل کند.
❇️ تمرکز این مدل تروریستی بر نکات زیر است:
⬅️۱. هدف درجه یک در عملیات: پرسنل نظامی.
⬅️۲. در حالی که در سایر کشورها آدمدزدی، گروگان گیری و بمب گذاری شیوه مرسوم است اما در این مدل استفاده از اسلحه رواج بیشتری دارد.
⬅️۳. در فرایند رادیکالیزه کردن به میزان زیادی از اینترنت، رسانههای افراطی و اماکن غیرنظامی استفاده میشود.
⬅️۴. عامل تروریستی عامل تهی است( ایدئولوژی ندارد) و کمتر عامل گروه سازمان یافته است.
@barsakht
با ما همراه باشید؛
مقالات تحلیلی کوتاه از اغتشاشات برای جامعه نخبگانی در کانال تحلیلی #برساخت
✍️هدف از ایجاد اغتشاش در ایران
✍️آشوب از درون ، ضربه از بیرون
✍️موازنه فراگیر: امتیازدهی ژئوپلیتیک
✍️هدف از تشدید خشونت در ایران
https://eitaa.com/barsakht
🎙️✍️🇮🇷🎙️☝️
اقدامات الزامی دولت در قبال اعتراضات اخیر
@barsakht
در روزهای اخیر، شاهد تجمعات و اعتراضهای گسترده کسبه و بازاریان تهران هستیم؛ اعتراضاتی که عمدتاً ناشی از افزایش بیسابقه نرخ ارز و نوسانات شدید اقتصادی است. عبور نرخ دلار آزاد از مرز ۱۴۰ هزار تومان، باعث افزایش ناگهانی قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید مردم و فشار مستقیم برکسبه شده است. در چنین شرایطی، بیثباتی اقتصادی و نبود پیشبینیپذیری اعتماد مردم و فعالان اقتصادی را کاهش داده و زمینه بروز اعتراضات اجتماعی را فراهم کرده است. بنابراین ضروری است که دولت، اقدامات زیر را بهصورت سریع، دقیق و هماهنگ در دستور کار قرار دهد:
تثبیت نرخ ارز و مدیریت بازار پولی:
ایجاد شفافیت در عرضه ارز: شفافسازی مکانیزمهای عرضه ارز، اعلام دقیق منابع ارزی در دسترس و حذف رانتها میتواند از شکلگیری انتظار تورمی و رفتارهای هیجانی جلوگیری کند. هرچه اطلاعات شفافتر باشد، امکان سوءاستفاده و شایعهسازی کمتر میشود.
استفاده از ابزارهای مالی و ارزی برای کنترل سفتهبازی: با کنترل معاملات غیرواقعی، محدودسازی خریدهای غیرضروری و مدیریت فاصله نرخ رسمی و آزاد، میتوان جلوی موجهای کوتاهمدت و مخرب بازار ارز را گرفت و ثبات نسبی ایجاد کرد.
فشار اقتصادی، قضایی و امنیتی بر دارندگان ارز و شرکتهای تراستی: بازگشت ارزهای حاصل از صادرات به چرخه رسمی اقتصاد کشور ضروری است. اعمال مشوقهای اقتصادی در کنار الزامهای قانونی و نظارتی، موجب میشود ارز به جای احتکار و خروج غیرقانونی، به بازار برگردد و التهاب کاهش یابد. البته این اقدام باید هدفمند و هوشمندانه باشد تا به تولیدکننده واقعی آسیب نزند.
نظارت و کنترل بهتر بر بازار و حمایت از کسبه:
اجرای سیاستهای حمایتی برای فروشندگان کوچک و متوسط: یارانههای هدفمند، کاهش هزینههای بیمه و مالیات، و ارائه تسهیلات اعتباری کوتاهمدت میتواند به کسبهای که در معرض تعطیلی قرار گرفته کمک کند تا دوران بحران را پشت سر بگذارد.
پیشبینی مکانیسمهای تنظیم بازار: ایجاد ذخایر کالایی، تقویت نظارت بر زنجیره تأمین و برخورد با احتکار و گرانفروشی، کمک میکند تا از شوکهای ناگهانی قیمتها جلوگیری شود و بازار آرامتر رفتار کند.
گفتگوی مداوم و صمیمانه با مردم:
برقراری کانالهای مستقیم و شفاف ارتباط: گفتوگو با مردم و کسبه، شنیدن مشکلات و پاسخگویی روشن، از تبدیل نارضایتی اقتصادی به بیاعتمادی اجتماعی جلوگیری میکند.
اطلاعرسانی بهموقع درباره اقدامات دولت: شفافسازی روند تصمیمگیریها، انتشار گزارشهای منظم و توضیح سیاستها، زمینه شایعهسازی را کم کرده و ضمن ایجاد احساس امنیت روانی، آن را افزایش میدهد.
نشستها و میزگردهای محلی: حضور میدانی مسئولان در کنار مردم و شنیدن دغدغهها از زبان خودشان، پیام مهمی دارد: "مردم دیده میشوند و حرفشان اثر دارد."
گفتوگو با اتحادیهها و اتاقهای بازرگانی: تعامل مستقیم با نمایندگان صنوف میتواند به راهحلهایکوتاهمدت و قابل اجرا منجر شود و از گسترش اعتراضات جلوگیری کند.
اهمیت توضیح دادن و پرهیز از سکوت: بابد مواظب بود تا مردم و عاملان بازار احساس نکنند که راهحلی وجود ندارد. لذا مسئولان باید مسائل را توضیح دهند و راهحل ارائه کنند. سکوت نباشد. توضیح ندادن، معضل را بدتر میکند. وقتی قیمتها میدوند و مسئولان نمیدوند، دل مردم جا میماند. لذا باید مردم حسکنندکه مسئولان در تلاش برای رفع مشکل هستند. به هر حال بیتصمیمی، از هرگرانی سوزانتر است.
به رسمیت شناختن نگرانی مردم، بخشی از حل مسئله است.
کاهش فشار اقتصادی و تأمین نقدینگی بنگاهها:
ارائه وامهای کمبهره و اعتبارات کوتاهمدت: حمایت مالی هدفمند به کسبوکارهایی که زیان دیدهاند، به آنها فرصت میدهد تا فعالیت خود را ادامه دهند و از تعطیلیهای زنجیرهای جلوگیری شود.
تسهیل وارداتکالاهای ضروری: کاهش بروکراسی، حذف مقررات زائد و فراهمسازی دسترسی به مواد اولیه و کالاهای ضروری، به کنترل قیمتها و ثبات بازار کمک میکند.
پیشگیری از تشدید اعتراضات و مدیریت میدانی آرام: حضور مسئولانه و آرام نیروهای انتظامی و مدیریتی، همراه با گفتوگو و شنیدن مطالبات، میتواند از تبدیل اعتراض صنفی به بحران اجتماعی جلوگیری کند.
هماهنگی با دستگاههای امنیتی بدون خشونت: حفظ امنیت عمومی ضروری است. اما شیوه مدیریت باید محاسبهشده،آرام و غیرتنشزا باشد تا احساس بیعدالتی و خشم اجتماعی بیشتر نشود.
جداسازی صف معترضان واقعی از برهمزنندگان نظم: کار اطلاعاتی دقیق لازم است تا میان معترض واقعیِ نگران معیشت و افراد سوءاستفادهگر و آشوبطلب تفاوت گذاشته شود. این تفکیک، هم امنیت مردم را حفظ میکند و هم حق اعتراض قانونی را محترم میشمارد.
@barsakht
مهندسی «واقعیت مجازی»: راهی برای زنده ماندن در جنگ شناختی
@barsakht
این روزها، بینندگان اینستاگرام و شبکههای اجتماعی معاند به این نتیجه قطعی میرسند که کشور در آستانه فروپاشی است، خیابانها یکپارچه آتش است و نظام تا ساعاتی دیگر سقوط خواهد کرد.
تمام استوریها یک پیام واحد دارند: «نزنید! نکشید!» و تصویری یکطرفه از ظلمی بیانتها را به نمایش میگذارند.
به این «احساس» تبریک میگویم؛ شما همین الان، قربانی موفق یک عملیات پیچیده «جنگ شناختی» شدهاید.
❇️ این یک تحلیل توهم توطئه نیست؛ این بررسی یک «استراتژی مهندسی ادراک» است که با هوشمندی تمام در حال اجراست. هدف این استراتژی، نه «نشان دادن واقعیت»، که «ساختن یک واقعیت جایگزین» و تحمیل آن به ذهن مخاطب است. این فرآیند، سه مرحله کلیدی دارد:
⬅️ ۱. مرحله اول: «سیل اطلاعات» و «اشغال ۲۴ ساعته ذهن»
اولین تکنیک، بمباران بیوقفه مخاطب با حجم عظیمی از محتوای یکسویه و هیجانی است. هزاران کلیپ کوتاه، تصاویر تکاندهنده و روایتهای احساسی، مانند یک سونامی، تمام کانالهای ورودی ذهن شما را اشغال میکنند. این کار، دو نتیجه راهبردی دارد: اولاً، دیگر «فرصتی برای فکر کردن» و راستیآزمایی باقی نمیگذارد. دوم و مهمتر، یک «واقعیت مجازی» خلق میکند که در آن، به نظر میرسد «همه» مخالف هستند و «کل» کشور در آتش میسوزد. این یک خطای شناختی مهندسیشده است.
⬅️ ۲. مرحله دوم: «تمرکز بر یک قاب» و «حذف سیستماتیک قابهای دیگر»
هنر اصلی این عملیات، نه دروغگویی، که «برش حقیقت» است. آنها قاب دوربین خود را فقط روی یک صحنه متمرکز میکنند: صحنه برخورد. اما قابهای دیگر را به صورت سیستماتیک حذف میکنند. قابی که در آن، یک مأمور امنیتی با سنگ و چاقو مجروح میشود، هرگز نمایش داده نمیشود. قابی که در آن، یک زندگی عادی در ۹۹ درصد دیگر شهر در جریان است، هرگز دیده نمیشود. قابی که در آن، ده ها هزار نفر در راهپیمایی حمایت از نظام شرکت میکنند، با برچسب «ساندیسخور» بیاعتبار میشود. با این کار، یک «واقعیت ناقص» به عنوان «تمام واقعیت» به مخاطب فروخته میشود.
⬅️ ۳. مرحله سوم: «ترور عقل» و «فعالسازی هیجان»
و در نهایت، تمام این فرآیند، برای رسیدن به یک هدف طراحی شده است: دور زدن قوه «عقل» و «تحلیل» و فعالسازی مستقیم مرکز «هیجان» و «خشم» در مغز. وقتی شما به صورت مداوم، تصاویر دردناک و روایتهای مظلومنمایانه را میبینید، دیگر از خود نمیپرسید «ریشه ماجرا چیست؟» یا «طرف دیگر چه میگوید؟». شما فقط احساس خشم و نفرت میکنید. در این وضعیت، شما دیگر یک «شهروند تحلیلگر» نیستید؛ شما یک «سرباز هیجانزده» در ارتش رسانهایی دشمن هستید که هر پیامی را بدون فکر، بازنشر میکند.
❇️ضد حمله ما: بازگشت به «واقعیت میدانی»
راه مقابله با این مهندسی پیچیده، نه انکار مشکلات، که «بازگشت به واقعیت میدانی» و «جهاد تبیین» است. باید با همان قدرت رسانهایی، قابهای حذفشده را به نمایش گذاشت. باید مظلومیت نیروهای حافظ امنیت را روایت کرد. باید به مردم یادآوری کرد که اینستاگرام، «تمام ایران» نیست. و مهمتر از همه، باید با آرامش و منطق، این تکنیکهای عملیات روانی را برای افکار عمومی افشا کرد. تنها راه شکستن این «واقعیت مجازی»، اتصال مجدد جامعه به «واقعیت حقیقی» است.
@barsakht
نکته تحلیلی:
با گذشت زمان سطح خشونت و آشوب در اعتراضات فعلی کشور یک روند افزایشی و خشونت بار خواهد داشت.
@barsakht
اساسا رژیم صهیونسیتی و آمریکا ، تلاش می کنند تا عملیات امروزین خود را در ایران برای یک بازه کوتاه مدت و حداکثر چند ماهه طراحی نمایند. چرا که با گذشت زمان و با وارد شدن جبهه انقلابی برای مقابله با اغتشاش و آشوب، افراد و طیف های آشوبگر سریعا سرکوب و یا متفرق می شوند و این روند مانع از موفقیت رژیم برای رسیدن به نکته نهایی براندازی می شود.
به همین منظور اقدام به طراحی اقدامات خشونت بار کوتاه مدت می کنند.
مثلاً اهرم کشته سازی به دلیل تاثیرات احساسی و هیجانی، سریع تر می تواند مردم و یا قشر خاکستری را بر علیه نظام بسیج کند.
ساختار اجتماعی کشور از نظر سنی نیز بدلیل بیشتر بودن طیف جوان و نوجوان، بهتر می تواند با این استراتژی همراهی کند.
برای همین منظور در روزهای اخیر درجه خشونت افزایش یافته و اهداف نیز به سمت جوانان گرایش یافته و خواهد یافت.
در روزهای اخیر نیز با اعزام گسترده تیم های تروریستی به داخل کشور، رژیم اسراییل برنامه وسیعی را برای کشته سازی بویژه از طیف نوجوانان در تجمعات چند روز آینده طراحی کرده است
@barsakht
1_23312482632.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
🔺حذف ارز ترجیحی ؛ دلایل ، مزایا و چالش ها
🎙دکتر علی قاسمی تحلیل گر اقتصادی
@barsakht