عقبنشینی ترامپ از تهاجم نظامی به ایران
@barsakht
پنج تحلیل کوتاه از پشتپرده عقبنشینی رسانهای آمریکا
🔹در روزهای اخیر، رسانههایی مثل آکسیوس و نیویورکتایمز با یک خط خبری هماهنگ از «انصراف ترامپ از حمله نظامی به ایران» سخن میگویند.
اما چرا بعد از آن تهدیدهای تند، ناگهان فضا تغییر کرد؟
۱. شکست نقشۀ ۵ مرحلهای اغتشاش
آمریکا بنا داشت با سناریوی «ارز ⬅️ اعتراض ⬅️ اغتشاش ⬅️ ترور ⬅️ حمله نظامی» پیش برود. اما با هوشیاری نیروهای امنیتی و حضور مردم، این پروژه در مرحله سوم (هستههای ترور) متوقف شد و زیربنای حمله نظامی فروریخت.
۲. سناریوی «طرح فریب»
🔹تجربۀ «جنگ ۱۲ روزه» نشان داد دشمن از فریب مذاکره برای غافلگیری استفاده میکند. این موج خبری میتواند با هدف پایینآوردن سطح آمادگی رزمی ایران و کاهش حساسیت شورای عالی دفاع طراحی شده باشد؛ هرچند نیروهای مسلح ایران همچنان در بالاترین سطح هوشیاری هستند.
۳. کابوس تکرار شکست در جنگ ۱۲ روزه
🔹سیانان فاش کرد که ناتوانی سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل در رهگیری موشکهای ایرانی، نتانیاهو را به شدت نگران کرده است. ترس از پاسخ ویرانگر ایران، تلآویو را ناچار کرد از ترامپ بخواهد فعلاً ترمز حمله را بکشد.
۴. متلاشی شدن «شبکه زیتون» در داخل
🔹ضربۀ سنگین وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه به شاهمهرههای تروریستی وابسته به اسرائیل، «چشم و گوش» عملیاتی دشمن در داخل را کور کرد. بدون شبکه نفوذی برای هدایت میدانی، حمله نظامی ریسک شکست ۱۰۰ درصدی دارد.
۵. هراس پایتختهای عربی از هشدار ایران
🔹کشورهای منطقه پیام صریح ایران را دریافت کردند: «هر پایگاهی که از آن حملهای صورت گیرد، هدف مشروع ایران است.» این ترس باعث شد کشورهای منطقه با نقش میانجی، برای توقف ماجراجویی ترامپ وارد میدان شوند.
@barsakht
اگر روایت صحیح صورت نگیرد ممکن است جای جلاد و شهید عوض شود!
@barsakht
اگر ما روایت نکنیم، دشمن روایت خود را می سازد و با دستگاه های تبلیغاتی خود، روایت جعلی را به جای روایت حقیقی می نشاند.
طبق تحقیقی که در یک موسسه ی معتبر بین جوانان 15 الی 25 سال انجام شده، بسیاری از آنها فکر می کنند رفاه دوره ی پهلوی از بعد از انقلاب اسلامی بیشتر بوده است.
حال آنکه افراد دارای مطالعه و یا افراد تجربه کرده می دانند این به چه معناست. جامعه ای که بهداشت و سواد و راه نداشت و حتی به اندازه ی کافی مدرسه نداشت و کل دانشجویان آن 170هزار نفر در یک کشور 35 میلیون نفری بودند. اما امروز 18 میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی وجود دارد.
کشوری که زیر چکمه ی اجانب بود. کشوری که پزشک عمومی در شهرهای کوچک نداشت و حتی در مراکز استان های آن متخصص به اندازه ی کافی نه، بلکه به اضطرار نیز وجود نداشت.
حال آنکه جوانان 15 تا 25 ساله ی نسل جدید تصور می کنند رفاه دوره ی پهلوی بیشتر از جمهوری اسلامی بوده است. زیرا آنها نبوده اند و ندیده اند که چه اتفاقاتی افتاده است...
@barsakht
✅ جزییات خسارات گسترده اغتشاشات
@barsakht
🔷 ۷۰۴ ملک خصوصی تخریب و ۳۸۴ ملک آتش گرفت!
🔹در جریان آشوبها و اغتشاشات اخیر، خسارات بعضاً گستردهای از سوی تروریستها به بخشهای مختلف وارد شد. این خسارات از نظر تنوع هدف متعدد بودند و از مراکز و خودروهای درمانی و امدادی مانند درمانگاهها، بیمارستان و آمبولانسهای اورژانس و خودروهای آتشنشانی تا بانک و ایستگاه اتوبوس و واحدهای صنفی را در بر گرفته است.
🔹در مواردی حتی این اغتشاشگران به درختان و اماکن ثبتشده تاریخی هم رحم نکردند و آنها را به آتش کشیدند. البته تمام این موارد جدای از تمام جانهای عزیزی است از نیروهای امنیتی تا مردم عادی را قربانی این وحشیگری کرد.
لیست زیر، صرفاً بخشی از خسارات مادی است که اغتشاشگران تروریست در نقاط مختلف کشور بر جا گذاشتهاند:
🔹۳۱۴ اماکن دولتی مورد حمله قرار گرفت تخریب شد. ۱۵۵ اماکن دولتی نیز به آتش کشیده شد.
🔹۳۹۹ بانک تخریب و ۳۰۳ بانک نیز به آتش کشیده شد.
🔹۷۰۴ مورد حمله و تخریب اماکن خصوصی متعلق به مردم عادی رخ داده است. همچنین ۳۸۴ مورد اماکن مردم آتش زده شده است.
🔹۴۱۹ شعبه فروشگاه های زنجیرهای در ۸ استان غارت، تخریب و به آتش کشیده شد.
🔹۲۵۳ ایستگاه اتوبوس تخریب و یا به آتش کشیده شد.
🔹۲۴ پمپ بنزین که متعلق به مردم عادی بود، تخریب یا به آتش کشیده شد.
🔹۲۲۰ موتور سیکلت مردم عادی تخریب شد و در آتش سوخت.
🔹۳۰۵ خودروی عمومی مانند اتوبوس و آمبولانس تخریب و در ۹۳ مورد به آتش کشیده شد.
🔹۷۴۹ خودروی متعلق به پلیس تخریب شد و ۹۰ دستگاه خودرو نیز آتش کشیده شد.
🔹۳۵۰ مسجد خسارت دیده و ۱۳۴ مسجد نیز دچار آتشسوزی شد.
🔹درباره سایر اماکن مذهبی مانند حسینیهها و امامزادهها نیز، ۳۶ مکان مورد تخریب و ۴۸ مکان مورد آتشسوزی قرار گرفت.
🔹۸۹ حوزه علمیه نیز در نقاط مختلف کشور تخریب و یا به آتش کشیده شد.
@barsakht
سهگانههای امنیتآفرین؛ اعتراض، رسانه و مسئولان
@barsakht
جنگ ترکیبی و نرم دشمن، دیگر از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و با «تیر مسموم سهشعبهای» خود، مستقیماً کالبد اجتماعی جامعه را هدف گرفته است. این تیر، سه حیاطخانه حیاتی نظام اجتماعی یعنی «قلب و باور افراد»، «کانون خانواده» و «شبکههای اجتماعی» را نشانه رفته است تا با تخریب سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، زمینههای فروپاشی نرم را فراهم آورد. در این میدان نبرد نامتقارن، دشمن بیش از آنکه به حضور فیزیکی در خیابان امیدوار باشد، بر «تصرف ذهنها» و «مدیریت احساسات» تمرکز کرده است. در چنین شرایطی، تفکیک دقیق میان «اعتراض سازنده» به عنوان یک مکانیسم سلامتبخش سیستم، و «آشوب هدفمند» به عنوان یک ابزار تخریبی دشمن، یک ضرورت راهبردی و خط مقدم دفاع نرم است.
❇️ اعتراض سازنده؛ مطالبهگر اصلاح، نه موتور محرک تخریب
اعتراض سازنده، پدیدهای است که در ذات نظامهای پویا و مردمسالار نهفته است. این نوع از اعتراض، «مطالبهمحور» است و هدفی جز اصلاح امور و احقاق حقوق قانونی ندارد. ویژگی بارز این جریان، پایبندی به چارچوبهای قانونی و مسالمتآمیز بودن آن است. رهبری این جریان در دست بدنه اجتماعی و نخبگان داخلی است، نه شبکههای پیچیده و ناشناس رسانهای بیگانگان. چنین اعتراضی اگرچه ممکن است نقدی به عملکرد مسئولان داشته باشد، اما تهدیدی برای حاکمیت محسوب نمیشود؛ بلکه میتواند به عنوان یک «سنسور هوشمند» برای شناسایی نقاط ضعف حکمرانی و اصلاح آنها عمل کند. شنیدن و پاسخگویی به این اعتراضات، خود ضامن پایداری نظام است.
❇️ آشوب هدفمند؛ مهندسی خشم و دوقطبیسازی کاذب
در سوی مقابل، «آشوب هدفمند» پدیدهایی مهندسیشده است که قصدی جز برهم زدن نظم عمومی و تخریب زیرساختهای حیاتی ندارد. این جریان، از «معترضان واقعی» به عنوان سپر انسانی استفاده کرده و با بهرهگیری از تاکتیکهای خشونتآمیز، تخریب اموال عمومی و ایجاد ناامنی در شهرها، به دنبال مشروعیتزدایی از نظام است. تمرکز اصلی این آشوبها بر «افزایش خشم اجتماعی» و ایجاد دوقطبیهای کاذب است تا جامعه را به سمت یک بحران کنترلناپذیر سوق دهند. تشخیص سریع این جریان و تفکیک آن از بدنه معترضان، کلید طلایی مدیریت بحران است.
❇️ سهگانههای امنیتآفرین؛ مثلث حکمرانی در بحران
برای مدیریت این وضعیت و تبدیل تهدید به فرصت، یک مثلث راهبردی شامل «اعتراض، رسانه و مسئولان» باید شکل بگیرد که هر ضلع آن نقشی حیاتی در حفظ امنیت ملی ایفا میکند:
۱.ضلع اول: اعتراض (شنیدن و به رسمیت شناختن)
اعتراض حق ذاتی مردم است. بهرسمیتشناختن اعتراض سازنده، نخستین گام در مدیریت آن است. اعتراضی که به موقع دیده، شنیده و پاسخ داده شود، از پتانسیل انفجار و تبدیل شدن به تهدید امنیتی کاسته شده و به فرصتی برای اصلاح بدنه اجرایی کشور تبدیل میشود.
۲. ضلع دوم: رسانه (روایتگری و تنظیمگری افکار)
رسانه ملی، چشم بینا، گوش شنوا و زبان گویای جامعه است. رسانه باید در میانه میدان، به عنوان «واسطهگر امین» میان مردم و مسئولین عمل کند. وظیفه رسانه، «تنظیمگری افکار عمومی» و روایتگری دقیق و بهموقع است، نه تماشاگری منفعل یا تحریکگری آتشبهاختیار. سکوت رسانهای یا ارائه پاسخهای کلیشهای، میدان روایت را به رسانههای معارض و بیگانه میسپارد که در آن صورت، امنیت روانی جامعه به خطر میافتد.
۳. ضلع سوم: مسئولان (شنیدن، اقدام و اصلاح)
مسئولان به عنوان ضلع سوم و متولیان امر، نقش کلیدی در حل این معادله دارند. جامعه با شعار و وعده آرام نمیشود، بلکه با «صداقت در گفتار»، «برنامهریزی دقیق» و «اصلاح واقعی در عمل» به آرامش میرسد. تفکیک قاطعانه خط اعتراض از خشونت، خط قرمز امنیت عمومی است. مسئولان باید شجاعت لازم برای پذیرش نقصها و اصلاح عملیاتی را داشته باشند.
❇️ نتیجهگیری راهبردی:
در معادله امنیت ملی امروز، «زمان» متغیری تعیینکننده است. تأخیر در تصمیمگیری، اطلاعرسانی دقیق و پاسخگویی، دشمن را جلوتر میاندازد و فضا را برای آشوبگری مساعد میکند.
اگر مسئولان حقیقت را روایت نکنند، دشمن با دروغ پردازی روایت میسازد. حفظ اتحاد معجزهآفرین ملت، نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با رها کردن میدان به رسانههای معاند؛ بلکه تنها با حکمرانی «شنوا»، پاسخگویی شفاف و شجاعت در «اصلاح عملیاتی» در چارچوب منافع ملی محقق میشود.
@barsakht
گزارشی از آمار میدانی و میزان کشتهها در اغتشاشات دیماه
@barsakht
🔹در پی رخدادهای اخیر، براساس مستندات و برآوردهای میدانی، وقایع دیماه در چهار مرحله قابل تقسیمبندی است. این گزارش، روایتی مبتنی بر دادههای موجود است:
مرحلۀ نخست: آغاز ناآرامیها (۷ تا ۱۰ دیماه)
🔹در روز هفتم دی، تجمعی صنفی و محدود در بازار تهران شکل گرفت. این حرکت در روزهای بعد به شهرهایی چون همدان، شیراز، کرمان، اصفهان و ایلام گسترش یافت. برآوردهای اولیه حاکی از حضور کمتر از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بود. دانشجویان در برخی دانشگاههای این شهرها به تجمعات پیوستند. اگرچه شعارهایی با مضامین تند و ساختارشکنانه شنیده میشد، اما در این مرحله خشونت فیزیکی قابل توجهی گزارش نشد. با این حال، در شهرهایی مانند فسا، کوهدشت و درود، حملاتی پراکنده علیه اماکن نظامی و دولتی رخ داد. همچنین در ایلام، یک عملیات تروریستی ثبت شد که گفته شده تلفات جانی در پی نداشت.
مرحلۀ دوم: گسترش و تشدید (۱۱ تا ۱۷ دیماه)
🔹همزمان با اجرای طرحهای جدید اقتصادی، افزایش قیمتها و طراحی سرویسهای جاسوسی دشمن، ناآرامیها ابعاد گستردهتری یافت. در این مرحله، درگیریها به ۱۰۳ شهرستان کشیده شد و خشونت، هرچند در سطحی محدود، آغاز گردید. تجمعات عمدتاً در قالب گروههای ۵۰ تا ۲۰۰ نفره و در حدود ۶۰۰ نقطه مختلف برگزار میشد. شعارها تندتر شد و نخستین نشانههای خشونت جدی و سازماندهیشده پدیدار گشت. حملات به برخی پایگاههای نظامی و آغاز «عملیات کشتهسازی» توسط هستههای ترور از ویژگیهای این دوره ذکر شده است. برآورد جمعیت حاضر در این مرحله در کل کشور حدود ۷۰ هزار نفر بود. متأسفانه، اغتشاشات در این بازه زمانی با ۳۶ کشته و شهید همراه شد.
مرحلۀ سوم: نقطۀ اوج خشونت (۱۸ و ۱۹ دیماه)
🔹وضعیت در این مرحله به طور کامل تغییر کرد و خشونت به سطح بیسابقهای رسید. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، شاهد درگیریهای بسیار شدید و سازماندهی شده بودیم. در این شب، پلیس و نیروهای حافظ امنیت هنوز مسلح نبودند. بیشترین تعداد کشتهها و عملیاتهای تروریستی در همین شب رخ داد که قربانیان آن شامل مردم عادی، نیروهای انتظامی، بسیج و حافظان امنیت بودند. نحوه کشتهسازیها در گزارشهای میدانی به عنوان «دلخراش و قسیالقلبانه» توصیف شده است. در ساعت ۱۱ شب ۱۸ دی، با هدف قطع بستر سازماندهی اغتشاش، دستور محدودیت اینترنت صادر شد.
🔹آمار تلفات این مرحله «چند هزار نفر» کشته و زخمی برآورد شده که بیشترین آن در شامگاه ۱۸ دی متمرکز بود و در روز بعد نیز ادامه داشت اما میزان آن کاهش یافت. از عصر ۱۹ دی، پلیس مجهز به سلاح شد، اما تنها در موارد حمله به اماکن حساس مجوز استفاده از سلاح داشت. برآورد میشود در این دو شب، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در تجمعات کل کشور حضور داشتهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از آتشزدن اموال عمومی و خصوصی، بانکها، مساجد، کلیسا، امامزادهها و خودروهای عمومی و شخصی ثبت شده است.
مرحلۀ چهارم: فروکش تدریجی (۲۰ تا ۲۲ دیماه)
🔹از روز ۲۰ دی، شدت درگیریها به شکل محسوسی کاهش یافت. در این دو روز پایانی، حدود ۴۵ کشته و شهید گزارش شده است.
🔹بررسی دقیق و نهایی آمار شهدا، کشتهشدگان و قربانیان ترور، مستلزم انجام پروژهای کارشناسی با در نظر گرفتن جزئیاتی چون نوع سلاح به کار رفته (سرد یا گرم)، محل کشف اجساد، سوابق افراد و تحلیل اطلاعاتی نحوه شلیکها است.
🔹این فرآیندی زمانبر است. در طول این دوره، رسانههای معاند به تولید و انتشار روایتها و آمارهای جعلی دست زدند. بر اساس اطلاعات موجود، مراحل پایانی شناسایی و تدقیق آمار در حال انجام است و انتظار میرود در آینده نزدیک، آمار دقیق و رسمی اعلام گردد.
@barsakht
چرا چکش آمریکا هر بار به سنگ میخورد؟
@barsakht
نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایهاش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور سادهانگارانه که اگر ضربهها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو میریزد.
فارس - خط رهبری: هیچ دیواری تا به حال با کوبیدن یک میخ فرو نریخته است. حتی اگر تمام زور بازو پشت چکش باشد. میخ، هرقدر هم فولادی، نهایتاً یا کج میشود یا دست صاحب چکش را خسته میکند. مثل آب در هاون کوبیدن است؛ تلاش کسی که بخواهد با میخ کوچکی، دیوار استواری را خم کند و پایین بریزد. اما کسانی سالهاست هستند که گمان میکنند میتوانند با همان میخ، دیواری را پایین بکشند که روی تاریخ ایستاده است. نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایهاش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور سادهانگارانه که اگر ضربهها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو میریزد. مسئله اما نه اندازهی میخ است و نه قدرت چکش؛ مسئله، خطای محاسباتی کسی است که هنوز متوجه نشده با چه دیوار طرف است. همین خطای محاسباتی است که باعث شده تحریم، تهدید نظامی، جنگ روانی و حتی قمار روی آشوبهای داخلی، بارها در دستور کار آمریکا قرار بگیرد؛ بیآنکه نتیجهای جز بازتولید همان دیوار قبلی داشته باشد. دیواری که هر بار ترک برنداشته، بلکه لایههای تازهای به آن اضافه شده است.
چند روز مانده به ۲۲ بهمن ماه 1357
اولین جایی که این خطای محاسباتی خود را نشان داد، هنوز انقلاب نشده بود. دولت آمریکا خیال میکرد ارتش هنوز توانایی مقاومت دارد و میتواند در مقابل خشم عمومی مردم علیه حکومت پهلوی بایستد. آنها هیچ ابایی از این نداشتند که ارتش در خیابان، مردم را به رگبار ببندد، برای آنها مهم این بود که به هر قیمتی مانع سقوط رژیم پهلوی شوند، تا مبادا آمریکا کنترل منابع و ثروتهای ایران را از دست بدهد.
به همین دلیل بود که دولت آمریکا برای افزایش قدرت ارتش و نیروی هوایی شاهنشاهی بیشترین تلاش را میکرد: «آمریکاییها تا لحظهی آخر به ارتش امیدوار بودند؛ تصوّر آنها این بود که ارتش میتواند بِایستد و یک کودتایی را طرّاحی کرده بودند که در ماه بهمن باید اتّفاق میافتاد؛ این کودتا بایستی سران و پیشروان انقلاب را دستگیر میکرد و با مردم با خشونتی دهها برابرِ [کودتای] بیستوهشتم مرداد برخورد میکرد و همهی موانع انسانیای را که در مقابلش بود از سر راه برمیداشت؛ این طرح آمریکا بود.» ۱۳۹۹/۱۱/۱۹در نهایت آنچه رقم خورد خلاف برنامهریزیهای دقیق سران آمریکایی بود. نیروهای ارتش به مردم پیوستند و با امام خمینی (ره) بیعت کردند. سد محکمی که قرار بود به دستور کارفرمایانش در خیابانها مردم را به رگبار ببندند حالا کنار مردم ایستاده و پناه مردم شده بودند.
آغاز فشارهای سیاسی و اقتصادی حداکثری از دهه ۹۰
آمریکاییها در ایران مرتکب اشتباهات محاسباتی متعددی شدهاند. نمونهای دیگر آن، تحریمهای مختلف آمریکا برای محدودسازی ایران است: «اقتصاد کشور ما در سال ۹۰ دچار یک جنگ بسیار مهم و بزرگی بود؛ یعنی ما جنگ اقتصادی داشتیم. کسی که نقطهی مقابل ما قرار داشت، عمدتاً دولت آمریکا بود و بعضی از همراهانش در اروپا و در نقاط دیگر؛ رسماً اینها با جمهوری اسلامی جنگ شروع کردند، اعلان جنگ هم کردند که البتّه از سال ۹۷ این معارضه و مبارزه از طرف دشمن شدیدتر شد. هدف آنها از این جنگ، فروپاشی اقتصاد ایران بود؛ قصدشان این بود. البتّه حالا فروپاشی اقتصاد یک مقدّمه بود برای اینکه با نابود کردن اقتصاد ایران، مردم را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار بدهند و مقاصد سیاسی خباثتآمیز خودشان را از این طریق عملی کنند.» ۱۴۰۰/۱۱/۱۰
آمریکا سالهاست تحریم را نه بهعنوان ابزار فشار اقتصادی و سیاسی، بلکه به عنوان ابزار فروپاشی اجتماعی میبیند. تصورش ساده است؛ اقتصاد که تحت فشار قرار بگیرد، کشور ثبات نخواهد داشت و پرنوسان خواهد بود. در این حالت مردم در مقابل حاکمیت میایستند و ثبات اقتصادی را از حاکمیت مطالبه میکنند. حالا رسانههای مختلف نیز به جای آنکه به واقعیت مسئله که تحریمهای شدید باشد بپردازند، تلاش میکنند تا مطالبات را منحرف کرده و آن را تبدیل به اغتشاش علیه امنیت ملی ایران بکنند. در حقیقت آنها متزلزل ساختن اقتصاد ایران را مقدمهای برای از بین بردن جمهوری اسلامی ایران میدیدند. حال آنکه این محاسبات نیز نتیجهی مطلوب آمریکاییها را به دنبال نداشت. آمریکاییها در این محاسبه نیز مردم ایران را با ملتهای دیگر اشتباه گرفتند. درست است که وضعیت اقتصادی کشور به دلیل تحریمهای آمریکا و برخی سومدیریت داخلی دشوار شده، اما مردم ایران هرگز در زمین بازی طراحیشده دشمن که هدفش تجزیه کشور است، مشارکت نخواهند کرد.
به شهادت رساندن سردار سلیمانی، خطای شناختی دیگر آمریکا
یک نمونه دیگر از خطاهای محاسباتی آمریکا که بر خلاف پیشبینیهای سیاستمداران آمریکایی در حافظه تاریخی ملت ایران به قدرت باقی خواهد ماند، شهادت سردار سلیمانی است. اقدامی با محاسبات سرد و تاکتیکی که در محاسبات پیش از اقدام، تصور میشد حذف سردار سلیمانی پس از مدتی به فراموشی سپرده خواهد شد: «[آمریکاییها] فکر میکردند که با از بین بردن شهید سلیمانی، نهضت و حرکت عظیمی که او نمایندهاش بود، نمودارش بود و نمادش بود خاموش خواهد شد؛ میبینید که بیشتر شده.» ۱۴۰۰/۱۰/۱۹
این تحلیل بر یک خطای شناختی استوار بود. خطایی که میپنداشت ملت ایران به این اتفاق واکنشی لحظهای خواهند داشت و محور مقاومت نیز قدرت خود را از دست خواهد داد و دچار انفعال خواهد شد. ضعف تحلیل آمریکا این بود که حافظه تاریخی و عاطفه جمعی ملت ایران را نادیده گرفته بودند.
نبرد ۱۲ روزه، عیانترین اشتباه
خطای محاسباتی دشمن فقط در تحریم و جنگ روانی متوقف نماند؛ جاهایی خودش را عریانتر نشان داد که پای اقدام مستقیم وسط آمد. یکی از روشنترین نمونهها، همان جنگ دوازدهروزه و محاسبهای بود که بر پایهی ناتوانی پاسخ ایران بسته شده بود. تصور این بود که میتوان ضربه زد، هزینهای نداد و معادله را یکطرفه بست و در نهایت نیز با ایجاد کسری عرضه مواد غذایی، مردم را به خیابانها بکشانند. اما نتیجه، دقیقاً خلاف انتظار طراحان رقم خورد؛ دشمن هم در مقابل مردم شکست خورد و هم در میدان نظامی. دشمن در این نقطه نه به فرماندهی رهبری در میدان و میان مردم توجه کرده بود و نه به بصیرت مردم در برهههای حساس و نه به اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران.
قمار بر سر آشوبهای داخلی
یکی دیگر از تکرارشوندهترین خطاهای شناختی آمریکا، شرطبندی مداوم بر آشوبهای داخلی است. فتنه ۸۸، آشوبهای ۱۴۰۱ و فتنهی اخیر که با نفوذ عناصر تروریستی آمریکایی-صهیونیستی به خیابانها ایجاد شد و با هوشیاری مردم به اتمام رسید. همه این موارد نمونههایی از تلاشهای آمریکا برای تولید ناآرامی و آشوب در کشور است که نتیجهی مطلوب را برای سیاستمداران آمریکایی رقم نزد. آنها قصد داشتند عناصر نفوذی داخلی نقشهی آنها را در کوچه پس کوچههای شهر پیادهسازی کنند.
دشمن هر بار با این تصور جلو آمد که جامعه ایران آماده فروپاشی است و فقط به یک جرقه نیاز دارد. اما این تحلیل سطحی و گمراهکننده بود: «دشمن با همهی برنامهریزیهایش، مردم ما را نشناخته، ملّت ایران را نشناخته؛ اشتباه میکنند. دیدید در سال ۸۸ خطا کردند و آن فتنه را راه انداختند و کار را به جاهایی رساندند که به خیال خودشان جاهای بسیار باریک و حسّاس و دقیقی بود، [امّا] ناگهان حرکت عمومی نهم دی همه را مبهوت کرد.» ۱۳۹۵/۱۰/۱۹دستگاه محاسباتی دشمن هنوز فهم نکرده است که آنچه از بیرون میان ملت «شکاف» دیده میشود، در بزنگاهها اغلب به بازتعریف صفها، عاملی برای ترمیم انسجام ملی میگردد.
خطای محاسباتی آمریکا
اگر این خطای محاسباتی بارها تکرار شده و هر بار هم اصلاح نشده، علتش را باید عمیقتر از تصمیمهای روزمره و اتاقهای فکر جستوجو کرد. مسئله اصلا ابزارهای دشمن نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد و مبنای خطاهای محاسباتی وشناختی دشمن است، به دستگاه محاسباتی مادی آمریکا برمیگردد؛ دستگاهی که اساسا عالم را فقط با عدد، قدرت سخت، فشار اقتصادی و واکنشهای قابل پیشبینی میسنجد. در چنین محاسبهای، جایی برای سنتهای الهی، نقش ایمان، پیوندهای عمیق اجتماعی و نیروهایی که در لحظههای حساس فعال میشوند، وجود ندارد. دشمن، ملت ایران را با همان معیاری میسنجد که جوامع مصرفمحور را میسنجد؛ غافل از اینکه در جامعه ایرانی، مؤلفههایی وجود دارد که در هیچ معادلهی مادیای جا نمیگیرد.
دشمن حتی به اینکه چنین مشکل بزرگی در دستگاه محاسباتی خود دارد آگاه نیست و هر بار صرفا با تغییر ابزار خود به دنبال آن است تا به همان هدف قبلی خود برسد. دریغ از آنکه ملت ایران مناسبات را مادی نمیبینند که دشمن کنشهای آنها را با مناسباتی مادی محاسبه میکند: «مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد؛ نمیتواند بفهمد که چرا، علّت چیست که جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند، راه خودش را ادامه بدهد؛ این را نمیفهمد. اینها نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنّتهای الهی است.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شاید به همین دلیل است که آمریکا و همپیمانانش با وجود تغییر روشها، همچنان در همان نقطهی قبلی میایستند. از این نقطه به بعد، دیگر بحث استعاره نیست. بحث یک الگوی تکرارشونده است. هر بار آمریکا با نسخهای تازه میآید، و هر بار همان نتیجه قدیمی تکرار میشود. نه چون دیوار ترکناپذیر است، بلکه چون کسی که چکش دست گرفته، هنوز نفهمیده با چه جنسی از دیوار طرف است.
@barsakht
@barsakht
کوبیدن میخ بر دیوار جمهوری اسلامی!
چرا چکش آمریکا هر بار به سنگ میخورد؟
مروری بر فتنه انگیزیها و خطاهای محاسباتی امپریالیسم غربی بر علیه ایران
متن کامل مطلب در کانال تحلیلی #برساخت
https://eitaa.com/barsakht
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ به مثابه مسؤل مسؤل کارگاه آمریکا شناسی
@barsakht
شاید وقتی امام روشن ضمیر ما عبارت"جهانخوران" را وارد ادبیات سیاسی و بین المللی جهان معاصر کرد ادراک عینی آن برای برخی ملموس نبود.وقتی می فرمود همه بدبختی های ما از آمریکا و یا وقتی می گفت اگر رئیس جمهور آمریکا کره دیگری را هم سراغ داشته باشد، می گوید آن را هم می خواهم، برخی فکر می کردند این حرف برچسب و اتهامی در میانه منازعه است.
ترامپ خدمت بزرگی به ادراک آمریکا شناسانه جهانیان -خصوصا ایرانیان -کرد.او مسؤل شناساندن بدون روتوش و بدون زرق و برق آمریکا به نسلی در ایران است که امام، جنگ، و انقلاب اسلامی را درک نکرده بودند و عبارت"دشمن" نوعی دل زدگی ذهنی را برایشان به همراه داشت.ترامپ به عنوان مسؤل نمایشگاه آمریکا شناسایی به فهم این نسل کمک شایانی کرد.
ترامپ ذهنیتی که:چرا فقط ما(ایران)با آمریکا مشکل داریم را اصلاح کرد و جهان خواری را قابل فهم تر کرد.گریلند را می خواهم، ایسلند را دوست دارم.پاناما از ماست.نفت ونزوئلا از ماست.بگرام افغانستان را ندهند باز زور می گیریم.ایران باید تسلیم شود.کوبا، کواتمالا و سومالی اصلا کشور نیستند.ممکن است مکرون دیگر رئیس جمهور فرانسه نباشد.می خواستم نام خلیخ مکزیک را بگذارم خلیخ ترامپ، چون صلح نوبل را به من ندادید صلح دیگر برایم اهمیت ندارد...
ترامپ در این نمایشگاه مشغول مستند سازی سخنران امام و رهبر ماست.گویی جز معتبر کردن سخنان آنان وظیفه ای ندارد.او بلد نیست جهانخواری را زر اندوده کند.او بدون لباس زیر در وسط میدان ایستاده است و دستکش مخملین امثال اوباما را پاره کرده است.او روشنفکر غرب گرای ما را نیز زمین گیر و شرمنده کرده است.چون این روشنفکر می دانند که او بعد از کشتار ٧٠ فلسطینی و هزار و اندی ایرانی، اکنون نگران خون دماغ ایرانیان است و ریاکاری عریان او سرریز کرده است.ترامپ عینیت بخش به مفهوم شیطان بزرگ است.شیطانی که هم پیمانان غربی را نیز کلافه کرده است.
اگر جمهوری اسلامی میلیارد ها دلار در ایران و جهان هزینه می کرد تا آمریکا را معرفی کند هرگز نمی توانست به اندازه ترامپ موثر باشد.ترامپ انسجام بخش ما نیز شد.تنفر از آمریکای او وحدت ساز است، بسیج گر است و به تعبیر قرآنی آن "فرقان" است.
ترامپ در صدد اثبات این مهم است که تشخیص ایرانیان در این ۴۶ سال درست بود است و جهان نیز اذعان می کند که مسیر ایرانیان درست بوده است .ترامپ گویا کننده ابعاد ناپیدای آمریکا است.او لخت نمای تمام عیار است.او به کمک حقانیت انقلاب اسلامی در جهان آمده است.ما او را به مثابه آینه در مقابل آمریکا گرفته ایم و ملت ما نظارگره حیرت این زمانی راس جهانخواران است.معادل هر ضربه نظامی-اقتصادی که به ما زده است، سرمایه آمریکا شناسی برای ما تولید کرده است.
اکنون پول و خودشیفتگی و"من"چهره پرداز اصلی آمریکا است.ترامپ حتی مسؤل تحقیر روشنفکران آمریکا هم هست.چه دهان هایی که در آمریکا بسته شده و چه اندیشمندان بزرگی در آن کشور احساس کوچکی می کند. چه کسانی که اکنون در آمریکا کنار ما ایستاده اند.او دمکراسی لیبرالی و مشمئزکننده غرب را یک رتبه ارتقا داد و به سلطنت تبدیل کرد.ما به این ترامپ نیاز داریم تا حقانیت خود برافراشته تر ببینیم.او در صدد اثبات حقانیت انقلاب اسلامی اسلامی است و چون یک کنش گر رسانه ای هم هست این مهم را سهل تر به انجام می رساند.
ادعاهای ما نسبت به آمریکا امروز در حد بهت جهانیان ارتقا یافته است.ترامپ مسؤل نگه داری این بهت در اذهان است.او جنگلبان بان است.به قول دبیر کل سازمان ملل، دیگر سازمان ملل و شورای امنیت هم فاقد صلاحیت و خاصیت است.این حرف ۴۶ ساله ماست که امروز به واسطه ترامپ اثبات می شود. ترامپ هم برای بی اعتبار کردن آمریکا "یا خمینی"می گوید.گر چه خود نمی فهمند و عده ای باور نمی کنند.
✍️دکتر عبدالله گنجی- روزنامه جوان
@barsakht