گزارشی از آمار میدانی و میزان کشتهها در اغتشاشات دیماه
@barsakht
🔹در پی رخدادهای اخیر، براساس مستندات و برآوردهای میدانی، وقایع دیماه در چهار مرحله قابل تقسیمبندی است. این گزارش، روایتی مبتنی بر دادههای موجود است:
مرحلۀ نخست: آغاز ناآرامیها (۷ تا ۱۰ دیماه)
🔹در روز هفتم دی، تجمعی صنفی و محدود در بازار تهران شکل گرفت. این حرکت در روزهای بعد به شهرهایی چون همدان، شیراز، کرمان، اصفهان و ایلام گسترش یافت. برآوردهای اولیه حاکی از حضور کمتر از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بود. دانشجویان در برخی دانشگاههای این شهرها به تجمعات پیوستند. اگرچه شعارهایی با مضامین تند و ساختارشکنانه شنیده میشد، اما در این مرحله خشونت فیزیکی قابل توجهی گزارش نشد. با این حال، در شهرهایی مانند فسا، کوهدشت و درود، حملاتی پراکنده علیه اماکن نظامی و دولتی رخ داد. همچنین در ایلام، یک عملیات تروریستی ثبت شد که گفته شده تلفات جانی در پی نداشت.
مرحلۀ دوم: گسترش و تشدید (۱۱ تا ۱۷ دیماه)
🔹همزمان با اجرای طرحهای جدید اقتصادی، افزایش قیمتها و طراحی سرویسهای جاسوسی دشمن، ناآرامیها ابعاد گستردهتری یافت. در این مرحله، درگیریها به ۱۰۳ شهرستان کشیده شد و خشونت، هرچند در سطحی محدود، آغاز گردید. تجمعات عمدتاً در قالب گروههای ۵۰ تا ۲۰۰ نفره و در حدود ۶۰۰ نقطه مختلف برگزار میشد. شعارها تندتر شد و نخستین نشانههای خشونت جدی و سازماندهیشده پدیدار گشت. حملات به برخی پایگاههای نظامی و آغاز «عملیات کشتهسازی» توسط هستههای ترور از ویژگیهای این دوره ذکر شده است. برآورد جمعیت حاضر در این مرحله در کل کشور حدود ۷۰ هزار نفر بود. متأسفانه، اغتشاشات در این بازه زمانی با ۳۶ کشته و شهید همراه شد.
مرحلۀ سوم: نقطۀ اوج خشونت (۱۸ و ۱۹ دیماه)
🔹وضعیت در این مرحله به طور کامل تغییر کرد و خشونت به سطح بیسابقهای رسید. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، شاهد درگیریهای بسیار شدید و سازماندهی شده بودیم. در این شب، پلیس و نیروهای حافظ امنیت هنوز مسلح نبودند. بیشترین تعداد کشتهها و عملیاتهای تروریستی در همین شب رخ داد که قربانیان آن شامل مردم عادی، نیروهای انتظامی، بسیج و حافظان امنیت بودند. نحوه کشتهسازیها در گزارشهای میدانی به عنوان «دلخراش و قسیالقلبانه» توصیف شده است. در ساعت ۱۱ شب ۱۸ دی، با هدف قطع بستر سازماندهی اغتشاش، دستور محدودیت اینترنت صادر شد.
🔹آمار تلفات این مرحله «چند هزار نفر» کشته و زخمی برآورد شده که بیشترین آن در شامگاه ۱۸ دی متمرکز بود و در روز بعد نیز ادامه داشت اما میزان آن کاهش یافت. از عصر ۱۹ دی، پلیس مجهز به سلاح شد، اما تنها در موارد حمله به اماکن حساس مجوز استفاده از سلاح داشت. برآورد میشود در این دو شب، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در تجمعات کل کشور حضور داشتهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از آتشزدن اموال عمومی و خصوصی، بانکها، مساجد، کلیسا، امامزادهها و خودروهای عمومی و شخصی ثبت شده است.
مرحلۀ چهارم: فروکش تدریجی (۲۰ تا ۲۲ دیماه)
🔹از روز ۲۰ دی، شدت درگیریها به شکل محسوسی کاهش یافت. در این دو روز پایانی، حدود ۴۵ کشته و شهید گزارش شده است.
🔹بررسی دقیق و نهایی آمار شهدا، کشتهشدگان و قربانیان ترور، مستلزم انجام پروژهای کارشناسی با در نظر گرفتن جزئیاتی چون نوع سلاح به کار رفته (سرد یا گرم)، محل کشف اجساد، سوابق افراد و تحلیل اطلاعاتی نحوه شلیکها است.
🔹این فرآیندی زمانبر است. در طول این دوره، رسانههای معاند به تولید و انتشار روایتها و آمارهای جعلی دست زدند. بر اساس اطلاعات موجود، مراحل پایانی شناسایی و تدقیق آمار در حال انجام است و انتظار میرود در آینده نزدیک، آمار دقیق و رسمی اعلام گردد.
@barsakht
چرا چکش آمریکا هر بار به سنگ میخورد؟
@barsakht
نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایهاش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور سادهانگارانه که اگر ضربهها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو میریزد.
فارس - خط رهبری: هیچ دیواری تا به حال با کوبیدن یک میخ فرو نریخته است. حتی اگر تمام زور بازو پشت چکش باشد. میخ، هرقدر هم فولادی، نهایتاً یا کج میشود یا دست صاحب چکش را خسته میکند. مثل آب در هاون کوبیدن است؛ تلاش کسی که بخواهد با میخ کوچکی، دیوار استواری را خم کند و پایین بریزد. اما کسانی سالهاست هستند که گمان میکنند میتوانند با همان میخ، دیواری را پایین بکشند که روی تاریخ ایستاده است. نزدیک به پنج دهه است که آمریکا، با تمام توان و و زمان و سرمایهاش، مشغول کوبیدن میخ بر دیواری است که نامش جمهوری اسلامی ایران است؛ با این تصور سادهانگارانه که اگر ضربهها ادامه پیدا کند، بالاخره دیوار فرو میریزد. مسئله اما نه اندازهی میخ است و نه قدرت چکش؛ مسئله، خطای محاسباتی کسی است که هنوز متوجه نشده با چه دیوار طرف است. همین خطای محاسباتی است که باعث شده تحریم، تهدید نظامی، جنگ روانی و حتی قمار روی آشوبهای داخلی، بارها در دستور کار آمریکا قرار بگیرد؛ بیآنکه نتیجهای جز بازتولید همان دیوار قبلی داشته باشد. دیواری که هر بار ترک برنداشته، بلکه لایههای تازهای به آن اضافه شده است.
چند روز مانده به ۲۲ بهمن ماه 1357
اولین جایی که این خطای محاسباتی خود را نشان داد، هنوز انقلاب نشده بود. دولت آمریکا خیال میکرد ارتش هنوز توانایی مقاومت دارد و میتواند در مقابل خشم عمومی مردم علیه حکومت پهلوی بایستد. آنها هیچ ابایی از این نداشتند که ارتش در خیابان، مردم را به رگبار ببندد، برای آنها مهم این بود که به هر قیمتی مانع سقوط رژیم پهلوی شوند، تا مبادا آمریکا کنترل منابع و ثروتهای ایران را از دست بدهد.
به همین دلیل بود که دولت آمریکا برای افزایش قدرت ارتش و نیروی هوایی شاهنشاهی بیشترین تلاش را میکرد: «آمریکاییها تا لحظهی آخر به ارتش امیدوار بودند؛ تصوّر آنها این بود که ارتش میتواند بِایستد و یک کودتایی را طرّاحی کرده بودند که در ماه بهمن باید اتّفاق میافتاد؛ این کودتا بایستی سران و پیشروان انقلاب را دستگیر میکرد و با مردم با خشونتی دهها برابرِ [کودتای] بیستوهشتم مرداد برخورد میکرد و همهی موانع انسانیای را که در مقابلش بود از سر راه برمیداشت؛ این طرح آمریکا بود.» ۱۳۹۹/۱۱/۱۹در نهایت آنچه رقم خورد خلاف برنامهریزیهای دقیق سران آمریکایی بود. نیروهای ارتش به مردم پیوستند و با امام خمینی (ره) بیعت کردند. سد محکمی که قرار بود به دستور کارفرمایانش در خیابانها مردم را به رگبار ببندند حالا کنار مردم ایستاده و پناه مردم شده بودند.
آغاز فشارهای سیاسی و اقتصادی حداکثری از دهه ۹۰
آمریکاییها در ایران مرتکب اشتباهات محاسباتی متعددی شدهاند. نمونهای دیگر آن، تحریمهای مختلف آمریکا برای محدودسازی ایران است: «اقتصاد کشور ما در سال ۹۰ دچار یک جنگ بسیار مهم و بزرگی بود؛ یعنی ما جنگ اقتصادی داشتیم. کسی که نقطهی مقابل ما قرار داشت، عمدتاً دولت آمریکا بود و بعضی از همراهانش در اروپا و در نقاط دیگر؛ رسماً اینها با جمهوری اسلامی جنگ شروع کردند، اعلان جنگ هم کردند که البتّه از سال ۹۷ این معارضه و مبارزه از طرف دشمن شدیدتر شد. هدف آنها از این جنگ، فروپاشی اقتصاد ایران بود؛ قصدشان این بود. البتّه حالا فروپاشی اقتصاد یک مقدّمه بود برای اینکه با نابود کردن اقتصاد ایران، مردم را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار بدهند و مقاصد سیاسی خباثتآمیز خودشان را از این طریق عملی کنند.» ۱۴۰۰/۱۱/۱۰
آمریکا سالهاست تحریم را نه بهعنوان ابزار فشار اقتصادی و سیاسی، بلکه به عنوان ابزار فروپاشی اجتماعی میبیند. تصورش ساده است؛ اقتصاد که تحت فشار قرار بگیرد، کشور ثبات نخواهد داشت و پرنوسان خواهد بود. در این حالت مردم در مقابل حاکمیت میایستند و ثبات اقتصادی را از حاکمیت مطالبه میکنند. حالا رسانههای مختلف نیز به جای آنکه به واقعیت مسئله که تحریمهای شدید باشد بپردازند، تلاش میکنند تا مطالبات را منحرف کرده و آن را تبدیل به اغتشاش علیه امنیت ملی ایران بکنند. در حقیقت آنها متزلزل ساختن اقتصاد ایران را مقدمهای برای از بین بردن جمهوری اسلامی ایران میدیدند. حال آنکه این محاسبات نیز نتیجهی مطلوب آمریکاییها را به دنبال نداشت. آمریکاییها در این محاسبه نیز مردم ایران را با ملتهای دیگر اشتباه گرفتند. درست است که وضعیت اقتصادی کشور به دلیل تحریمهای آمریکا و برخی سومدیریت داخلی دشوار شده، اما مردم ایران هرگز در زمین بازی طراحیشده دشمن که هدفش تجزیه کشور است، مشارکت نخواهند کرد.
به شهادت رساندن سردار سلیمانی، خطای شناختی دیگر آمریکا
یک نمونه دیگر از خطاهای محاسباتی آمریکا که بر خلاف پیشبینیهای سیاستمداران آمریکایی در حافظه تاریخی ملت ایران به قدرت باقی خواهد ماند، شهادت سردار سلیمانی است. اقدامی با محاسبات سرد و تاکتیکی که در محاسبات پیش از اقدام، تصور میشد حذف سردار سلیمانی پس از مدتی به فراموشی سپرده خواهد شد: «[آمریکاییها] فکر میکردند که با از بین بردن شهید سلیمانی، نهضت و حرکت عظیمی که او نمایندهاش بود، نمودارش بود و نمادش بود خاموش خواهد شد؛ میبینید که بیشتر شده.» ۱۴۰۰/۱۰/۱۹
این تحلیل بر یک خطای شناختی استوار بود. خطایی که میپنداشت ملت ایران به این اتفاق واکنشی لحظهای خواهند داشت و محور مقاومت نیز قدرت خود را از دست خواهد داد و دچار انفعال خواهد شد. ضعف تحلیل آمریکا این بود که حافظه تاریخی و عاطفه جمعی ملت ایران را نادیده گرفته بودند.
نبرد ۱۲ روزه، عیانترین اشتباه
خطای محاسباتی دشمن فقط در تحریم و جنگ روانی متوقف نماند؛ جاهایی خودش را عریانتر نشان داد که پای اقدام مستقیم وسط آمد. یکی از روشنترین نمونهها، همان جنگ دوازدهروزه و محاسبهای بود که بر پایهی ناتوانی پاسخ ایران بسته شده بود. تصور این بود که میتوان ضربه زد، هزینهای نداد و معادله را یکطرفه بست و در نهایت نیز با ایجاد کسری عرضه مواد غذایی، مردم را به خیابانها بکشانند. اما نتیجه، دقیقاً خلاف انتظار طراحان رقم خورد؛ دشمن هم در مقابل مردم شکست خورد و هم در میدان نظامی. دشمن در این نقطه نه به فرماندهی رهبری در میدان و میان مردم توجه کرده بود و نه به بصیرت مردم در برهههای حساس و نه به اقتدار نظامی جمهوری اسلامی ایران.
قمار بر سر آشوبهای داخلی
یکی دیگر از تکرارشوندهترین خطاهای شناختی آمریکا، شرطبندی مداوم بر آشوبهای داخلی است. فتنه ۸۸، آشوبهای ۱۴۰۱ و فتنهی اخیر که با نفوذ عناصر تروریستی آمریکایی-صهیونیستی به خیابانها ایجاد شد و با هوشیاری مردم به اتمام رسید. همه این موارد نمونههایی از تلاشهای آمریکا برای تولید ناآرامی و آشوب در کشور است که نتیجهی مطلوب را برای سیاستمداران آمریکایی رقم نزد. آنها قصد داشتند عناصر نفوذی داخلی نقشهی آنها را در کوچه پس کوچههای شهر پیادهسازی کنند.
دشمن هر بار با این تصور جلو آمد که جامعه ایران آماده فروپاشی است و فقط به یک جرقه نیاز دارد. اما این تحلیل سطحی و گمراهکننده بود: «دشمن با همهی برنامهریزیهایش، مردم ما را نشناخته، ملّت ایران را نشناخته؛ اشتباه میکنند. دیدید در سال ۸۸ خطا کردند و آن فتنه را راه انداختند و کار را به جاهایی رساندند که به خیال خودشان جاهای بسیار باریک و حسّاس و دقیقی بود، [امّا] ناگهان حرکت عمومی نهم دی همه را مبهوت کرد.» ۱۳۹۵/۱۰/۱۹دستگاه محاسباتی دشمن هنوز فهم نکرده است که آنچه از بیرون میان ملت «شکاف» دیده میشود، در بزنگاهها اغلب به بازتعریف صفها، عاملی برای ترمیم انسجام ملی میگردد.
خطای محاسباتی آمریکا
اگر این خطای محاسباتی بارها تکرار شده و هر بار هم اصلاح نشده، علتش را باید عمیقتر از تصمیمهای روزمره و اتاقهای فکر جستوجو کرد. مسئله اصلا ابزارهای دشمن نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد و مبنای خطاهای محاسباتی وشناختی دشمن است، به دستگاه محاسباتی مادی آمریکا برمیگردد؛ دستگاهی که اساسا عالم را فقط با عدد، قدرت سخت، فشار اقتصادی و واکنشهای قابل پیشبینی میسنجد. در چنین محاسبهای، جایی برای سنتهای الهی، نقش ایمان، پیوندهای عمیق اجتماعی و نیروهایی که در لحظههای حساس فعال میشوند، وجود ندارد. دشمن، ملت ایران را با همان معیاری میسنجد که جوامع مصرفمحور را میسنجد؛ غافل از اینکه در جامعه ایرانی، مؤلفههایی وجود دارد که در هیچ معادلهی مادیای جا نمیگیرد.
دشمن حتی به اینکه چنین مشکل بزرگی در دستگاه محاسباتی خود دارد آگاه نیست و هر بار صرفا با تغییر ابزار خود به دنبال آن است تا به همان هدف قبلی خود برسد. دریغ از آنکه ملت ایران مناسبات را مادی نمیبینند که دشمن کنشهای آنها را با مناسباتی مادی محاسبه میکند: «مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد؛ نمیتواند بفهمد که چرا، علّت چیست که جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند، راه خودش را ادامه بدهد؛ این را نمیفهمد. اینها نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنّتهای الهی است.» ۱۴۰۱/۰۴/۰۷
شاید به همین دلیل است که آمریکا و همپیمانانش با وجود تغییر روشها، همچنان در همان نقطهی قبلی میایستند. از این نقطه به بعد، دیگر بحث استعاره نیست. بحث یک الگوی تکرارشونده است. هر بار آمریکا با نسخهای تازه میآید، و هر بار همان نتیجه قدیمی تکرار میشود. نه چون دیوار ترکناپذیر است، بلکه چون کسی که چکش دست گرفته، هنوز نفهمیده با چه جنسی از دیوار طرف است.
@barsakht
@barsakht
کوبیدن میخ بر دیوار جمهوری اسلامی!
چرا چکش آمریکا هر بار به سنگ میخورد؟
مروری بر فتنه انگیزیها و خطاهای محاسباتی امپریالیسم غربی بر علیه ایران
متن کامل مطلب در کانال تحلیلی #برساخت
https://eitaa.com/barsakht
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ به مثابه مسؤل مسؤل کارگاه آمریکا شناسی
@barsakht
شاید وقتی امام روشن ضمیر ما عبارت"جهانخوران" را وارد ادبیات سیاسی و بین المللی جهان معاصر کرد ادراک عینی آن برای برخی ملموس نبود.وقتی می فرمود همه بدبختی های ما از آمریکا و یا وقتی می گفت اگر رئیس جمهور آمریکا کره دیگری را هم سراغ داشته باشد، می گوید آن را هم می خواهم، برخی فکر می کردند این حرف برچسب و اتهامی در میانه منازعه است.
ترامپ خدمت بزرگی به ادراک آمریکا شناسانه جهانیان -خصوصا ایرانیان -کرد.او مسؤل شناساندن بدون روتوش و بدون زرق و برق آمریکا به نسلی در ایران است که امام، جنگ، و انقلاب اسلامی را درک نکرده بودند و عبارت"دشمن" نوعی دل زدگی ذهنی را برایشان به همراه داشت.ترامپ به عنوان مسؤل نمایشگاه آمریکا شناسایی به فهم این نسل کمک شایانی کرد.
ترامپ ذهنیتی که:چرا فقط ما(ایران)با آمریکا مشکل داریم را اصلاح کرد و جهان خواری را قابل فهم تر کرد.گریلند را می خواهم، ایسلند را دوست دارم.پاناما از ماست.نفت ونزوئلا از ماست.بگرام افغانستان را ندهند باز زور می گیریم.ایران باید تسلیم شود.کوبا، کواتمالا و سومالی اصلا کشور نیستند.ممکن است مکرون دیگر رئیس جمهور فرانسه نباشد.می خواستم نام خلیخ مکزیک را بگذارم خلیخ ترامپ، چون صلح نوبل را به من ندادید صلح دیگر برایم اهمیت ندارد...
ترامپ در این نمایشگاه مشغول مستند سازی سخنران امام و رهبر ماست.گویی جز معتبر کردن سخنان آنان وظیفه ای ندارد.او بلد نیست جهانخواری را زر اندوده کند.او بدون لباس زیر در وسط میدان ایستاده است و دستکش مخملین امثال اوباما را پاره کرده است.او روشنفکر غرب گرای ما را نیز زمین گیر و شرمنده کرده است.چون این روشنفکر می دانند که او بعد از کشتار ٧٠ فلسطینی و هزار و اندی ایرانی، اکنون نگران خون دماغ ایرانیان است و ریاکاری عریان او سرریز کرده است.ترامپ عینیت بخش به مفهوم شیطان بزرگ است.شیطانی که هم پیمانان غربی را نیز کلافه کرده است.
اگر جمهوری اسلامی میلیارد ها دلار در ایران و جهان هزینه می کرد تا آمریکا را معرفی کند هرگز نمی توانست به اندازه ترامپ موثر باشد.ترامپ انسجام بخش ما نیز شد.تنفر از آمریکای او وحدت ساز است، بسیج گر است و به تعبیر قرآنی آن "فرقان" است.
ترامپ در صدد اثبات این مهم است که تشخیص ایرانیان در این ۴۶ سال درست بود است و جهان نیز اذعان می کند که مسیر ایرانیان درست بوده است .ترامپ گویا کننده ابعاد ناپیدای آمریکا است.او لخت نمای تمام عیار است.او به کمک حقانیت انقلاب اسلامی در جهان آمده است.ما او را به مثابه آینه در مقابل آمریکا گرفته ایم و ملت ما نظارگره حیرت این زمانی راس جهانخواران است.معادل هر ضربه نظامی-اقتصادی که به ما زده است، سرمایه آمریکا شناسی برای ما تولید کرده است.
اکنون پول و خودشیفتگی و"من"چهره پرداز اصلی آمریکا است.ترامپ حتی مسؤل تحقیر روشنفکران آمریکا هم هست.چه دهان هایی که در آمریکا بسته شده و چه اندیشمندان بزرگی در آن کشور احساس کوچکی می کند. چه کسانی که اکنون در آمریکا کنار ما ایستاده اند.او دمکراسی لیبرالی و مشمئزکننده غرب را یک رتبه ارتقا داد و به سلطنت تبدیل کرد.ما به این ترامپ نیاز داریم تا حقانیت خود برافراشته تر ببینیم.او در صدد اثبات حقانیت انقلاب اسلامی اسلامی است و چون یک کنش گر رسانه ای هم هست این مهم را سهل تر به انجام می رساند.
ادعاهای ما نسبت به آمریکا امروز در حد بهت جهانیان ارتقا یافته است.ترامپ مسؤل نگه داری این بهت در اذهان است.او جنگلبان بان است.به قول دبیر کل سازمان ملل، دیگر سازمان ملل و شورای امنیت هم فاقد صلاحیت و خاصیت است.این حرف ۴۶ ساله ماست که امروز به واسطه ترامپ اثبات می شود. ترامپ هم برای بی اعتبار کردن آمریکا "یا خمینی"می گوید.گر چه خود نمی فهمند و عده ای باور نمی کنند.
✍️دکتر عبدالله گنجی- روزنامه جوان
@barsakht
«قحطی بزرگ مصنوعی» در ایران:
برنامه چه بود؟
@barsakht
🔹درحالیکه بسیاری فکر میکنند، مأموران حفظ امنیت کشور در ناآرامیهای اخیر تنها در خیابانها مشغول بودند اما بخش بزرگی از اقدامات در قالب عملیاتهای پیچیده خارج از شهرها در جریان بود.
🔹طبق گزارشها، هستههای تروریستی با هدف قراردادن انبارها و مراکز توزیع کالاهای اساسی تلاش داشتند شبکۀ تأمین کشور را مختل کنند.
🔸آتشزدن ۴۱۹ فروشگاه زنجیرهای در نقاط مختلف کشور بخشی از این پروژه بود. این فروشگاهها که نقش اصلی در توزیع کالابرگ داشتند.
🔸نکته قابلتوجه اینکه مهاجمان به دنبال غارت نبودند، بلکه نابودی کالاها را هدف گرفته بودند.
🔹در این میان برخی از سلبریتیها و اینفلوئنسرهای فضای مجازی این اقدامات را مردمی و نشانه اعتراض به تصمیم دولت مبنی بر پرداخت کالابرگ جلوه دادند و عملا نقش پوشش رسانهای این عملیات تروریستی را خواسته یا ناخواسته پیش بردند.
🔹همزمان دستگاههای امنیتی، بسیاری از عملیاتهای طراحیشده علیه انبارهای کالا را خنثی کردند و با اسکورت کامیونهای حمل اقلام اساسی، مانع اخلال در توزیع شدند.
نتیجه چه شد؟
🔸با پایان دیماه، نزدیک به ۷۰ میلیون نفر از طریق ۳۵۰ هزار فروشگاه در سراسر کشور مایحتاج خود را با کالابرگ تأمین کردند و سناریوی «قحطی مصنوعی» شکست خورد.
@barsakht
خسارتهای جانی و مالی اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴:
@barsakht
۱. ۳۱۱۷ کشته که ۲۴۲۷ نفر آنها جزو شهدا هستند. (۶۹۰ نفر اغتشاشگر)
۲. ۷۰۴ ملک خصوصی تخریب و ۳۸۴ ملک آتش گرفت!
۳. ۳۱۴ اماکن دولتی مورد حمله قرار گرفت تخریب شد. ۱۵۵ اماکن دولتی نیز به آتش کشیده شد.
۴. ۳۹۹ بانک تخریب و ۳۰۳ بانک نیز به آتش کشیده شد.
۵. ۷۰۴ مورد حمله و تخریب اماکن خصوصی متعلق به مردم عادی رخ داده است. همچنین ۳۸۴ مورد اماکن مردم آتش زده شده است.
۶. ۴۱۹ شعبه فروشگاه های زنجیرهای در ۸ استان غارت، تخریب و به آتش کشیده شد.
۷. ۲۵۳ ایستگاه اتوبوس تخریب و یا به آتش کشیده شد.
۸. ۲۴ پمپ بنزین که متعلق به مردم عادی بود، تخریب یا به آتش کشیده شد.
۹. ۲۲۰ موتور سیکلت مردم عادی تخریب شد و در آتش سوخت.
۱۰. ۳۰۵ خودروی عمومی مانند اتوبوس و آمبولانس تخریب و در ۹۳ مورد به آتش کشیده شد.
۱۱. ۷۴۹ خودروی متعلق به پلیس تخریب شد و ۹۰ دستگاه خودرو نیز آتش کشیده شد.
۱۲. ۳۵۰ مسجد خسارت دیده و ۱۳۴ مسجد نیز دچار آتشسوزی شد.
۱۳. درباره سایر اماکن مذهبی مانند حسینیهها و امامزادهها نیز، ۳۶ مکان مورد تخریب و ۴۸ مکان مورد آتشسوزی قرار گرفت.
۱۴. ۸۹ حوزه علمیه نیز در نقاط مختلف کشور تخریب و یا به آتش کشیده شد.
@barsakht
آشوب داخلی، مداخله نظامی و تحرک گروهکهای معاند؛
برنامهریزی ۱۰ سرویس اطلاعاتی متخاصم علیه ایران
@barsakht
🔹سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه سوم خود درباره ترسیم صحنه سرنوشتساز مبارزه با دشمن شرور در فتنه آمریکایی - صهیونی نوشت:
🔹حوادث تروریستی دیماه بخشی از طرح کلان آمریکایی - صهیونی برای تجزیه یکپارچگی هویتی و جغرافیایی ایران بود.
🔹بخشی از طرح کلان آمریکایی - صهیونی که با آمادگی نهادهای امنیتی و انتظامی و هوشیاری مردم عزیز ناکام ماند؛ «اتاق فرماندهی دشمن» برای انجام اقدامات تروریستی در ایران از ۱۰ سرویس اطلاعاتی متخاصم و رقیب و بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه تشکیل شد.
🔹بررسی اسناد و اطلاعات به دست آمده از این اتاق فرماندهی نشان میدهد «آشوب داخلی، مداخله نظامی و تحرک گروهکی» اضلاع عملیات آنها برای خلق لحظه تهدید موجودیتی علیه ایران بزرگ به شمار میرفته است.
🔹اقدامات سربازان گمنام امام زمان(عج) در برخورد قاطع و هدفمند با عوامل دشمن به شرح ذیل است:
۱) بازداشت و احضار ۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضد امنیتی
۲) دعوت و ارشاد ۱۱ هزار نفر از عناصر آسیب پذیر
۳) آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید
۴) کشف ۷۴۳ قبض سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز
۵)شناسایی و به کارگیری ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه
🔹آشوب اخیر، شکل ضعیف و باز طراحی شده عملیات ترکیبی دشمن علیه نظام اسلامی و تجزیه یکپارچگی هویتی و جغرافیایی ایران عزیز بوده است.
🔹در همین حال روند میدانی این آشوب که با رمز «عملیات برق آسا» اعلام شده بود با اقداماتی مانند:
۱) اختلاط و سوء استفاده آشوبگران تروریسم از صفوف مردم معترض
۲) حمایت و ورود مستقیم مقامات سیاسی - امنیتی دشمن در فراخوان پیاده نظام آشوبگر
۳) دستکاری الگوریتم شبکههای اجتماعی و تامین محتوای شبکههای ماهوارهای برای تحریک به اقدام خشونت بار، مکانمند کردن فراخوانها، آموزش و ترویج انجام اقدامات هرج و مرج طلبانه
۴) استفاده از محکومان جرایم سازمان یافته نظیر اراذل و اوباش، محکومین سرقتهای مسلحانه، قاچاقچیان
۵) اقدام به کشتهگیری از مردم، نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیجیان به صورت خشن و خونین شد.
🔹در ادامه گزارشدهی به محضر مردم بصیر ایران و علاوه بر محورهای مورد اشاره در بیانیه شماره ۲، اقدامات زیر در دستور کار سربازان گمنام امام زمان (عج) در سازمان اطلاعات سپاه قرار دارد:
۱) رهگیری و نفوذ در زیرساختهای ارتباطی آشوبگران با سر شبکههای خارجی
۲)اشراف عملیاتی بر روی عناصر کلیدی شبکه تروریست دشمن در جدار مرز
۳) به کارگیری عوامل فریب خورده در آشوبهای اخیر درون شبکههای دشمن
۴) دستکاری شناختی در لایه طراحان و مجریان عملیات ترکیبی دشمن توسط عوامل نفوذی
۵)تداوم شناسایی و برخورد قاطع با شبکه تامین نیروی خیابانی با همکاری مردم و اقشار مختلف
🔹رجایی واثق داریم که با عنایت حضرت صاحب الزمان (عج) و تحت رهبری فرمانده معظم کل قوا و با هم افزایی جامعه اطلاعاتی کشور و نیز همیاری مجدانه مردم عزیز، همانگونه که دشمن را از پیروزی در نبرد نظامی مأیوس کردیم، بر نقشه شیطانی آن در نبرد تروریستی و تجزیه طلبانه علیه اسلام و ایران عزیز فایق خواهیم آمد به اذن الله.
@barsakht
۲ کوتاه، مهم و خواندنی:
در کانال #برساخت
@barsakht
🇮🇷جزئیات برنامه ریزی ۱۰ سرویس اطلاعاتی بر علیه ایران
🇮🇷برنامه ای برای قحطی بزرگ مصنوعی در ایران
با ما همراه باشید:👇🎙️✍️
https://eitaa.com/barsakht
راز عدد ٨٣٧ نفر اعدامی ترامپ چيست!
@barsakht
بعد از لفاظی اولیه ترامپ که در صورت کشتهشدن معترضان! به ایران حمله نظامی خواهد کرد، راهپیمایی دهها میلیونی ایرانیان اتفاق افتاد و عقبنشینی کرد.با جمعشدن جنگ شهری ١٨ و ١٩ دیماه، ناگهان دو روایت ٨٠٠ و ٨٣٧ نفری که قرار است ایران آنها را یکشبه اعدام کند را رسانهای کرد و تهدید خود را به آينده این موضوع منوط و مشروط کرد.
این عدد از کجا آمده؟ صرفاً به روش تصادفی ساخته شده است؟آیا این عدد از سوی حکومت ایران و دستگاه قضایی و رسانههای ایران اعلام شده است؟ حتماً خیر!آيا این عدد معادل دستگیریهای آن دو روز است؟
حتماً خیر زیرا دستگیریها چند هزارنفری است.پاسخ همچنان باقی میماند که این عدد را چگونه محاسبه کردهاند و چه کسانی به او دادهاند؟ چرا عدد جزئی است (٨٣٧ نفر) و گرد هم نشده است؟
آنچه در تحلیل این مهم باید رازگشایی کرد اینکه این عدد تعداد وصل بودگان است که سرویس اطلاعاتی آمریکا و صهیونیستها از دستگیری آنان مطلع هستند و ترامپ را به میدان آورده اند تا از محاکمه سرپلهای اصلی و عناصر سازماندهی شده و آموزشدیده پیشگیری کنند. این عدد باید سرشبکههای سلطنتطلب و منافقین و تجزیهطلبان مسلح باشد که اربابان نگران حذف آنان هستند و درعینحال خود این افراد هم ناراحتاند که برآورد اربابان در اتمام جمهوری اسلامی خیالی بیش نبوده است.بنابراین سیستم امنیتی و قضایی باید متوجه باشند که بهاحتمال زیاد بیش از ٨٠٠ نفر از دستگیرشدگان وصل و بقیه پیرو یا عناصر فریبخورده و هیجانی هستند.
اعدام در ایران یکشبه اتفاق نمیافتد که ترامپ روز آن را (پنجشنبه) هم اعلام میکند. اما نشان میدهد آنان نگران نابودی شبکهاند. ٨٣٧ نفر یا کمی بیشتر را باید در بین دستگیرشدگان غربال کرد.
مدل همان مدل کودتای ۲۸ مرداد ١٣٣٢ است با این تفاوت که آن روز مردم غایب بودند و کودتا پیروز و سرپلها و سرشبکهها با آن پولها حال کردند اما امروز مردم بودند و کودتا شکست خورد و سرپلها گرفتار شدند و برای اربابان هم گرفتاری درست شد.
✍️دکتر عبدالله گنجی
@barsakht