eitaa logo
برساخت
528 دنبال‌کننده
306 عکس
142 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
زباله‌دان تاریخ @barsakht 👈 تاریخ مصرف خائنان برای آمریکا چقدر است و چگونه تعیین می‌شود؟ 🔹️ «جهان بدون صدام امن‌تر است.» این را سال ۲۰۰۳ دونالد رامسفلد گفته بود. کسی که وزیر دفاع دولت جرج دبلیو بوش و مجری لشکرکشی نظامی آمریکا به عراق بود. خبرنگار در ادامه از او پرسیده بود شما ۲۰ سال قبل به بغداد رفتید و با کسی که امروز شیطان می‌نامیدش دیدار کردید و دست دادید و در جنگ با ایران حمایتش کردید! رامسفلد گفته بود آن زمان وزیر خارجه و رئیس‌جمهور از من خواستند تا با صدام دیدار و از اهداف وی اطلاع پیدا کنم. او مرد درستکاری نبود، ولی ما با ایران رابطه بسیار بدی داشتیم. این ۹۶ کلمه آینۀ تمام‌نمای به خدمت در آمدن هر غیرآمریکایی است که بنای اعتماد به سیاستمداران کاخ سفید را می‌گذارد. 🔹️ محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران وقتی در دی‌ماه ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد آمریکایی‌‌ها از پذیرش او امتناع کردند. جیمی کارتر درست یک سال قبل در زمستان ۱۳۵۶ کریسمس را در کاخ نیاوران مهمان محمدرضا پهلوی بود. او در آن ضیافت شبانۀ زمستانی در شمال تهران دست در دست شاه زبان به تمجید از پهلوی گشوده بود. صاحب همین زبان اما یک سال بعد در زمستان ۱۳۵۷ بعد از خروج شاه از ایران به دلیل حفظ پرستیژهای حقوق بشری، اقدامات مقدماتی برای برقراری رابطه با دولت موقت ایران و کاهش حساسیت‌ها علیه سفارت آمریکا در تهران از پذیرش شاه خودداری کرد. حتی زمانی که مشخص شد شاه مخلوع، بیماری دارد و مدتی زیادی زنده نخواهد ماند باز هم به صورت علنی اجازه ورود به آمریکا به او ندادند و بلکه به صورت مخفیانه و در پوشش نام مستعار آن هم در قالب درمان یک پروندۀ پزشکی وارد آمریکا شد. 🔹️ در هنگام خروج هم با اینکه در اوج بیماری بود همچون یک زندانی در حال مبادله و از طریق یک پایگاه نظامی از آمریکا خارج شد. اشرف غنی رئیس‌جمهور سابق افغانستان از دیگر قربانیان اعتماد به آمریکاست. رئیس‌جمهور پیشین افغانستان که دل‌خوش به وعده‌های همراهی کاخ سفید بود. او با تمام طرح‌های آمریکا در افغانستان همراهی کرد. کار به جایی رسید که در نهایت او بود و فرار از افغانستان و بعدها هم اعتراف جلوی یکی از رسانه‌های مهم دنیا که من قربانی اعتماد به شرکای بین‌المللی از جمله ایالات متحده شدم. اینها نمونه‌های عینی همراهی و اعتماد به آمریکاست و بریدن از بوم و بر و مردم و جامعۀ خود. آنچه برای سیاستمداران کاخ سفید اهمیت دارد تأمین منافع استعماری لابی سرمایه‌دار است فارغ از آنکه جیمی کارتر دموکرات رئیس‌جمهور باشد یا دونالد ترامپ جمهوری‌خواه. 🔹️ التماس از بیگانه و بخشی از طرح او شدن یعنی مهرۀ تأمین منافع اجنبی در جغرافیای سرزمین مادری. یعنی خیانت پیشه‌کردن و منافع گروه و لابی دیگری در آن سوی کرۀ زمین را بر منافع مردم و جامعه و آب و خاک خود مقدم داشتن. خائن بی‌ریشه است. هیچ‌وقت هم سرانجام نیکی نداشته‌. همیشه هم بوده و هست و خواهد بود، تا زمانی که اجنبی باشد و چشم طمع به دیگران داشته باشد. خائن بی‌ریشه تا زمانی که برای اجنبی کارکرد دارد در صدر است و آنگاه که عمر خدمت خائنانه‌اش به سر آمد به مانند دستمال کاغذی راهی زباله‌دان می‌شود تا در کنار دیگر بدنام‌های تاریخ قرار گیرد. 🔹️ خیانت‌پیشگان و وطن‌فروشانی که به قیمت لبخند کاخ سفید همه شرافت داشته و نداشته‌شان را می‌فروشند صرفاً به اندازۀ یک ابزار برای آمریکا ارزش دارند. فرقی هم نمی‌کند دیکتاتوری باشند به مانند صدام حسین، یا ژاندارم و پاسبان منافع غرب و آمریکا باشند در خاورمیانه به مانند محمدرضا پهلوی، یا دست‌نشانده و مورد حمایت کاخ سفیدِ قرن ۲۱ باشند به مانند اشرف غنی. @barsakht
نکته‌ای راهبردی درباره وضعیت جمهوری اسلامی ایران در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی @barsakht تحولات اخیر نشان می‌دهد که محیط تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله‌ای کیفی و متفاوت شده است. برای سال‌ها، ایران در شرایطی با فشارها و تهدیدات مواجه بود که می‌توان آن را «جهان نسبتاً یکپارچه علیه ایران» نامید؛ وضعیتی که در آن، آمریکا، متحدان غربی، رژیم صهیونیستی و بخش قابل‌توجهی از بازیگران منطقه‌ای، در چارچوبی هماهنگ و هم‌راستا عمل می‌کردند. با این حال، تجربه تاریخی چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی نه‌تنها در چنین شرایطی از هم نپاشید، بلکه توانست تهدیدات را مدیریت، مهار و در مواردی به فرصت تبدیل کند. امروز اما وضعیت تغییر کرده است. جهان و منطقه به‌طور فزاینده‌ای قطبی، چندلایه و پر از شکاف‌های راهبردی شده‌اند. شکاف میان آمریکا و متحدانش، رقابت قدرت‌های بزرگ، اختلاف منافع بازیگران منطقه‌ای، و فرسایش قدرت هژمونیک غرب، باعث شده جبهه واحد علیه ایران عملاً تضعیف شود. برخلاف تصور رایج، این وضعیت نه الزاماً پیچیده‌تر از گذشته است و نه الزاماً تهدیدآمیزتر؛ بلکه در بسیاری از ابعاد، امکان مانور، چانه‌زنی و ابتکار عمل ایران را افزایش داده است. در یک جهان یکپارچه، فشارها متمرکز و هماهنگ بود؛ اما در یک جهان قطبی، تهدیدات پراکنده، بعضاً متعارض و قابل مدیریت‌تر می‌شوند. به بیان دیگر، دشواری غلبه بر تهدیدات در جهان قطبی نه‌تنها بیشتر از گذشته نیست، بلکه به دلیل اختلاف محاسبات دشمنان و تضاد منافع آنان، می‌تواند آسان‌تر نیز باشد؛ مشروط بر آنکه دستگاه محاسباتی داخلی دچار تردید، خودتضعیفی و کاهش اعتمادبه‌نفس نشود. نکته نگران‌کننده آنجاست که بخشی از فرسایش اعتمادبه‌نفس داخلی نه از واقعیت‌های میدانی، بلکه از استدلال‌های سست، تحلیل‌های سطحی و روایت‌های القایی ناشی می‌شود. بزرگ‌نمایی تهدید، نادیده‌گرفتن شکاف‌های دشمن، و تفسیر نادرست تحولات منطقه‌ای، می‌تواند خود به عاملی برای تضعیف اراده ملی تبدیل شود؛ امری که نیازمند بازنگری جدی در حوزه تحلیل، روایت‌سازی و اقناع نخبگانی و عمومی است. در همین چارچوب، تحولات اخیر در روابط ایران و عربستان سعودی حامل پیام‌های معناداری است. پذیرش هیئت نظامی ایران توسط عربستان، آن هم در بحبوحه آشوب‌ها و تهدیدات، صرفاً یک رویداد تشریفاتی یا تاکتیکی نیست. این اقدام، نشانه‌ای از تغییر در محاسبات امنیتی ریاض است. سخنان خالد بن سلمان – وزیر دفاع و نفر دوم ساختار قدرت سعودی – مبنی بر آمادگی عربستان برای همکاری با ایران در پرونده‌های منطقه‌ای، به‌روشنی بیانگر این واقعیت است که عربستان، تضعیف موقعیت ایران را نه به نفع خود، بلکه به سود رژیم صهیونیستی و آمریکا ارزیابی می‌کند. از منظر سعودی، ایرانِ ضعیف‌تر به معنای افزایش بی‌ثباتی منطقه، تقویت دست بالا برای رژیم غاصب، و کاهش نقش بازیگران مستقل منطقه‌ای است؛ وضعیتی که امنیت و منافع بلندمدت عربستان را نیز تهدید می‌کند. بنابراین، تمایل ریاض به تعامل و همکاری، بیش از آنکه نشانه ضعف ایران باشد، نشانه درک بازیگران منطقه‌ای از وزن راهبردی و نقش تثبیت‌کننده جمهوری اسلامی ایران است. جمع‌بندی آنکه، جمهوری اسلامی ایران امروز در شرایطی قرار دارد که علی‌رغم فشارها، از مزیت‌های ساختاری مهمی برخوردار است: جهان غیرهمگن، منطقه چندقطبی، و دشمنانی با محاسبات متعارض. آنچه بیش از هر چیز نیازمند ترمیم و تقویت است، اعتمادبه‌نفس تحلیلی و راهبردی در داخل است؛ اعتمادبه‌نفسی مبتنی بر واقعیت‌های میدانی، تجربه تاریخی و فهم درست از تحولات نظام بین‌الملل. بدون این بازسازی ذهنی، حتی بهترین موقعیت‌های راهبردی نیز ممکن است به‌درستی دیده و بهره‌برداری نشوند. ✍️علی حسن حیدری @barsakht
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️در نظم نوین جهانی، جایگاه ایران و غرب آسیا کجا است؟ ▪️پیش‌بینی رهبر معظم را انقلاب از قدرت افزونی ایران در محیط منازعه‌ی بین المللی. @barsakht
تحلیل خلاصه و مفید از مهمترین وقایع ایران، جهان و منطقه در کانال @barsakht ✓جایگاه ایران در نظم نوین جهانی ✓وضعیت فعلی ایران در منطقه ✓تاریخ مصرف خائنان برای آمریکا در کانال تحلیلی 👇👇 https://eitaa.com/barsakht
✅ کدام سناریوی جنگی آمریکا علیه ایران محتمل‌تر است؟ @barsakht ❇️ در فضای تحلیلی موجود، ارزیابی‌ها درباره رفتار آینده آمریکا به دو اردوگاه اصلی تقسیم می‌شود: گروهی که وقوع حمله نظامی در کوتاه‌مدت را بعید می‌دانند و تحرکات اخیر را در چارچوب عملیات روانی، محاصره تدریجی یا انفعال‌سازی ایران برای ضربه به محور مقاومت تحلیل می‌کنند؛ و گروهی که حمله را کاملاً محتمل دانسته و از سناریوهای «حمله محدود» تا «نبرد گسترده کلاسیک» سخن می‌گویند. بررسی کمیت و کیفیت آرایش نظامی آمریکا نشان می‌دهد که این تحرکات صرفاً روانی نیست، اما در عین حال هنوز نشانه‌های قطعی آغاز یک عملیات فراگیر نیز مشاهده نمی‌شود. ❇️ در میان قائلان به «حمله محدود»، سه سناریو برجسته است: حمله محدود مؤثر (مانند ترور یا عملیات امنیتی خاص)، حمله محدود نمادین با هدف حفظ پرستیژ و فشار سیاسی، و حمله محدود خطرناک در قالب نبرد دریایی یا تصرف نقاط حساس. نقطه اشتراک همه این سناریوها، امید آمریکا به «عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف ایران» و سپس تلاش برای تغییر معادله امنیتی از مسیر تهدید و تطمیع است؛ فرضی که با اعلام صریح ایران درباره پاسخ گسترده و آمادگی محور مقاومت، به‌شدت شکننده شده است. ❇️ در سطح بالاتر، برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا در حال تکمیل زنجیره عملیاتی برای یک حمله گسترده است؛ مدلی که می‌تواند با حذف حلقه تصمیم‌گیری، هدف‌گیری زیرساخت‌های دفاعی و امنیت داخلی و هم‌زمان فعال‌سازی پیوست آشوب داخلی همراه شود. در این چارچوب، الگوی ذهنی دشمن بیش از آنکه لیبی یا شوروی باشد، به «مدل عراق» شباهت دارد: فرسایش همه‌جانبه پس از یک درگیری محدود، تشدید فشار اقتصادی و اجتماعی، و در نهایت تحمیل خلع سلاح. با این حال، تفاوت‌های بنیادین ایران با عراق بعثی—از ساختار سیاسی و سرمایه اجتماعی تا توان بازسازی، عمق راهبردی و آرایش قدرت منطقه‌ای—این قیاس را با خطاهای جدی مواجه می‌کند. ❇️ جمع‌بندی راهبردی آن است که جنگ جاری، نه کپی‌برداری از یک الگوی کلاسیک، بلکه جنگی طراحی‌شده بر اساس «کد جامعه ایرانی» است. در چنین وضعیتی، مهم‌ترین خطر، غافلگیری است و کلید مهار آن در سه مؤلفه خلاصه می‌شود: جمع‌آوری داده معتبر، تحلیل راهبردی مبتنی بر اتصال نقاط، و گردش مستمر تحلیل در جامعه اطلاعاتی. در این معادله، آمریکا نه زمان جنگ فرسایشی بلندمدت عراق را دارد و نه امکان تحمیل خلع سلاح داوطلبانه؛ و همین محدودیت‌ها، دست ایران را برای مدیریت هوشمندانه بحران بازتر می‌کند. @barsakht
آتلانتیک: ترامپ از درک ایران ناتوان است مجله آتلانتیک با انتشار تحلیلی آورده است: 🔷بعد از آنکه ترامپ وعده کمک به معترضان را داد، زمان کوتاهی فرا رسید که این کمک می‌توانست اهمیت داشته باشد. اما او هیچ کاری نکرد. طولی نکشید که حال و هوای افرادی که منتظر کمک او بودند از امید به ناامیدی تغییر کرد؛ زیرا مشخص شد تهدیدهای او توخالی هستند. 🔷و حالا هم علی‌رغم نزدیک شدن ناوهای آمریکا، یک واقعیت بدون تغییر باقی مانده است: حمله به ایران روایت وجودِ دشمن خارجی در پشت صحنه تحولات ایران را تأیید می‌کند. 🔷اتفاقاً مقابله با یک دشمن خارجی برای جمهوری اسلامی بسیار آسان‌‌تر است؛ زیرا موجب انسجام داخلی و اتحاد ملی می‌شود. ایرانیان در طول تاریخ از بیگانگانی که خواسته‌اند سرنوشت آنها را تعیین کنند، نفرت داشته‌اند. 🔷رویارویی با آمریکا یا اسرائیل، سناریویی است که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ خود را برای آن آماده کرده است. @barsakht
خنجر تکراری آمریکا در پهلوی کُرد @barsakht آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه غرب آسیا به پرونده کُردی ورود پیدا کرد. تاریخ روابط کُردها با آمریکا با طول موج های بسیار فاصله داری همراه بوده است. آمریکا بر خلاف انگلیس سابقه چندانی در تعامل با ملل جهان ندارد. به همین دلیل مبنای سیاست استعماری او بیشتر ابزار انگاری ملل در اقدامات تاکتیکی می باشد. اولین ورود آمریکا به پرونده کُردی با دستیاری انگلیس در وقایع ۱۹۴۵ مهاباد بود که در رقابت با روسیه و در تثبیت موقعیت پهلوی دوم که تازه آن را به ایران بازگردانده بودند، حاکمیت یازده ماهه قومی را با اعدام قاضی محمد و چند تن از رهبران جنبش در مهاباد و سقز خاتمه داد. عمدتا این واقعه را متوجه اتحاد جماهیر شوروی می دانند هر چند شوروی پشت جنبش را خالی کرد، اما این آمریکا بود که به عنوان یکی از فاتحان جنگ دوم توسط پهلوی دوم کُردها را سرکوب کرد. دومین خنجر با عقد قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر بر پیکر جنبش کُردی وارد شد به گفته اسدالله علم وزیر دربار وقت ایران، پرونده قیام کُردهای عراق که مناقشه جدی بین ایران و عراق بود را به عنوان سنگینی کفه ترازوی توافق تسلیم دولت عراق کرد تا صدام از مفاد قرارداد راضی باشد. خنجر به قدری کاری بود که جنبش توده ای کردهای عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی در عرض یک نصفه روز از هم فروپاشید و جمعیت زیادی به شهرهای ایران آواره و سرگردان شدند که از آن به واژه معروف «ئاش به تال» به معنای اصطلاحی فروپاشی نام برده می شود. سکوت و بعضاً حمایت از صدام در مقابل حملات شیمیایی به کردهای ایران و عراق در سردشت و حلبچه و نیز انفال هزاران کرد بی پناه در شمال عراق از دیگر خیانت‌های بارز آمریکا به کردها بود. زهر این خنجر با قتل هزاران کرد و غیر کرد همراه بود. روابط آمریکا با کردها با ابهامات و شبهات فراوانی همراه است. اما بارزترین خیانت و خنجری که بر پهلوی کرد فرو کرد باز گذاشتن دست جولانی جلاد و جلادان جولانی در کشتار و قلع قمع کردهای شرق فرات در سوریه می‌باشد زهر خنجر واتش فتنه زمانی شعله ور شد که تام باراک نماینده تام الاختیار امریکا در خاورمیانه اعلام کرد «ما دیگر با کردهای سوریه کاری نداریم ماموریت آنها پایان یافته است!!» این واضح ترین تعبیر استفاده ابزاری از کردهای شرق فرات در سوریه بود. جولانی که با ایده جهادی سوریه را در اختیار گرفته است اینک همان ایده جهادی انحرافی را بر علیه کردهایی که تا چند روز پیش جزو هم پیمانان آمریکا درسوریه محسوب می‌شدند بکار می برد. لازم است به ریشه این هم پیمانی ناپایدار اشاره ای بشود تا هدف این فروپاشی بهتر نمایان گردد. همه چیز از پیدایش جریانات افراطی در سال ۲۰۱۱ در سوریه و ظهور داعش در ۲۰۱۴ در عراق و سوریه شروع شد هرچند هنوز آمریکا نتوانسته دامن سیاست منطقه ای خود را از ننگ تشکیل گروه تروریستی داعش پاک کند زیرا داعش نقش خرگوش شکاری را بازی کرد که تازی آمریکا را وارد معرکه منطقه ای بکند و به بهانه این شکار به سرزمین های اسلامی مسلط شود. اساسا هم پیمانی آمریکا با کردهای سوریه بر پایه مقابله کردهای سوریه با داعش و حمایت آمریکا از کردها در مقابل تهدیدات ترکیه و حاکمیت دمشق علیه کردها شکل گرفت. با پایان یافتن مرحله اول ماموریت داعش عمده مهاجرین و عناصر فعال آن در مناطقی از حوزه استحفاظی قوات سوریه دمکراتیک(قسد) زندانی شدند تعلل و تاخیر در تعیین تکلیف این گروه شورشی از سوی ائتلاف جهانی علیه داعش در زندانهای طولانی کاملا مشکوک بود و اینک با آزادی آنان از زندان و انتشار آنان در مناطق کرد نشین و ایزدی نشین شمال عراق بعنوان زنگیان مسلح و مست از اهداف پنهانی ائتلاف جهانی در مناطق سوریه رو نمایی شد. از ابتدا مشخص بود که آینده هم‌پیمانی کرد -امریکا در سوریه ناپایدار بود زیرا عمق منافع آمریکا با ترکیه و ناتو و حکومت نوپای دمشق بمراتب مهمتر از مجموعه ای مسلح و پراکنده در شرق و شمال سوریه بود حاکمیت نوپایی که از تروریست متواری به هم‌پیمانی سرسپرده تبدیل شد که توانست برخلاف انگیزه های مبارزاتی خود، با اسراییل که در صدر اعتقادات جهادی است رابطه برقرار کند و دست اسرائیل را در مناطقی از سوریه باز بگذارد. @barsakht در این سناریوی خیانت بار نمی توان نقش برخی جریانات کردی در منطقه را نادیده گرفت و با ایجاد جریان موازی کردی در سوریه با اهداف ترکیه و حاکمیت جدید سوریه همراهی کرد یقینا کارنامه افراد و احزاب از حافظه کردها پاک نخواهد شد. ادامه....
ادامه... هرچند از آمریکایی که در شرف ایجاد نظم نوین جهانی و احیای استعمار کهنه در جهان است نباید بیش از این انتظار داشت او که در کوران مبارزه با داعش اهمیت ویژه ای برای کردها قائل بود و علاوه بر تجهیزات پیشرفته نظامی از حمایت‌های مالی دریغ نکرد حتی به فرمانده میدانی آنها لقب ژنرال داد ولی با یک جمله تام باراک بهار وصل کرد-امریکا به پاییز سرد و فروپاشی تبدیل شد. این سرنوشت محتوم هم‌پیمانی با آمریکاست هر کس و هر کشوری برای آمریکا تاریخ مصرفی دارد هیچ تقید و تعهدی بر روابط او حاکم نیست و یقینا نوبت به رهبران کردی که رو به قبله آمریکا نماز میخوانند خواهد رسید این خنجر تکراری یک قاعده در سیاست استعماری آمریکاست و استثنایی در آن وجود ندارد. ✍️محمد هادیفر @barsakht
تحلیل خلاصه و مفید از مهمترین وقایع ایران، جهان و منطقه در کانال @barsakht 🖊️سناریوهای محتمل جنگی آمریکا علیه ایران 🖍️خنجر تکراری آمریکا در پهلوی کردها در کانال تحلیلی 👇👇 https://eitaa.com/barsakht
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسبنا الله و نعم الوکیل آمریکا حمله می‌کند؟! تکلیف چیست؟ @barsakht
دیپلماسی زور @barsakht ✅قابل پیش بینی بود که ترامپ با شکست بازی کثیف اغتشاش آفرینی و کشته سازی به دنبال حفظ فشار نه جنگ نه صلح بر ایران باشد.این شکست و سخنان صریح و روشن رهبر معظم انقلاب در روز مبعث و همچنین راهپیمایی ۲۲ دی ماه سطح رضایت ترامپ از آنچه در غرب آسیا در نظر داشت را دچار افول نمود. او از لشکر کشی به منطقه در پی ارتقای رضایت است.گزارش های متعدد از تقویت قوای نظامی ایران و بروزرسانی فعالیت های هسته، ای او را متوجه ساخته که ایران بیدی نیست که با بادهای چند روزه و ضعیف بلرزد. ❇️اکنون حاصل لشکر کشی او ارتقای رضایت است. او ایران را در تیتر اخبار خود قرار خواهد داد و با یک توافق فرضی که از خود با ایران می‌سازد و تهدیدات بزرگ در پی القای خدمات بزرگ به امنیت در منطقه برای هم پیمانان و خوش خدمتان خود است. ❇️در تاکتیک مد نظر ترامپ شرایط باید با هجمه سنگین و فشار زیاد به نمایش در آید .این حالت در گمان او با بالاترین امتیازدهی همراه است.حفظ سایه جنگ و «اضطراب پیوسته» بهترین دستاورد برای وی است.به همین سبب است که قوای زیادی را راهی منطقه نموده است.اما برای در امان ماندن این نیروها در بیان، گفتار دو وجهی به کار می برد. ❇️او در سابقه کاری خود ضربه زده ولی هیچگاه مرد جنگ نبوده است.قطعا اگر قوای مسلح ایران همچنان «مشت آهنین»و«موضع راسخ » را حفظ نمایند و آنچنان که نیروهای مقاومت اعلام آمادگی نموده اند؛عمل شود، جنگ را به کمترین احتمال آن خواهند رساند.البته دشمن همواره در پی نیش زدن است و ایران پادزهر آن را در دستان رهبری و مردم خود دارد. ✳️ در نتیجه باید دانست که ترامپ خود را حریف ایران قرار نمی‌دهد،چون اولا در سابقه قدرت وی جنگ تمام عیار نیست و علاقه‌ای بدان ندارد؛در حالی که ایران اعلام نموده در صورت جنگ،این جنگ تمام شدنی نیست و همه جا نقطه هدف خواهد بود.ثانیا در صورت حمله به ایران «هزینه و فایده» آن برای ترامپ مبهم است،و این هنر رفتار جمهوری اسلامی ایران است؛یعنی بالابردن تصویر زیان و کاهش تصویر فایده. 🖍️«حامد حق پناه» @barsakht