eitaa logo
برساخت
539 دنبال‌کننده
306 عکس
143 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ کدام سناریوی جنگی آمریکا علیه ایران محتمل‌تر است؟ @barsakht ❇️ در فضای تحلیلی موجود، ارزیابی‌ها درباره رفتار آینده آمریکا به دو اردوگاه اصلی تقسیم می‌شود: گروهی که وقوع حمله نظامی در کوتاه‌مدت را بعید می‌دانند و تحرکات اخیر را در چارچوب عملیات روانی، محاصره تدریجی یا انفعال‌سازی ایران برای ضربه به محور مقاومت تحلیل می‌کنند؛ و گروهی که حمله را کاملاً محتمل دانسته و از سناریوهای «حمله محدود» تا «نبرد گسترده کلاسیک» سخن می‌گویند. بررسی کمیت و کیفیت آرایش نظامی آمریکا نشان می‌دهد که این تحرکات صرفاً روانی نیست، اما در عین حال هنوز نشانه‌های قطعی آغاز یک عملیات فراگیر نیز مشاهده نمی‌شود. ❇️ در میان قائلان به «حمله محدود»، سه سناریو برجسته است: حمله محدود مؤثر (مانند ترور یا عملیات امنیتی خاص)، حمله محدود نمادین با هدف حفظ پرستیژ و فشار سیاسی، و حمله محدود خطرناک در قالب نبرد دریایی یا تصرف نقاط حساس. نقطه اشتراک همه این سناریوها، امید آمریکا به «عدم پاسخ یا پاسخ ضعیف ایران» و سپس تلاش برای تغییر معادله امنیتی از مسیر تهدید و تطمیع است؛ فرضی که با اعلام صریح ایران درباره پاسخ گسترده و آمادگی محور مقاومت، به‌شدت شکننده شده است. ❇️ در سطح بالاتر، برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا در حال تکمیل زنجیره عملیاتی برای یک حمله گسترده است؛ مدلی که می‌تواند با حذف حلقه تصمیم‌گیری، هدف‌گیری زیرساخت‌های دفاعی و امنیت داخلی و هم‌زمان فعال‌سازی پیوست آشوب داخلی همراه شود. در این چارچوب، الگوی ذهنی دشمن بیش از آنکه لیبی یا شوروی باشد، به «مدل عراق» شباهت دارد: فرسایش همه‌جانبه پس از یک درگیری محدود، تشدید فشار اقتصادی و اجتماعی، و در نهایت تحمیل خلع سلاح. با این حال، تفاوت‌های بنیادین ایران با عراق بعثی—از ساختار سیاسی و سرمایه اجتماعی تا توان بازسازی، عمق راهبردی و آرایش قدرت منطقه‌ای—این قیاس را با خطاهای جدی مواجه می‌کند. ❇️ جمع‌بندی راهبردی آن است که جنگ جاری، نه کپی‌برداری از یک الگوی کلاسیک، بلکه جنگی طراحی‌شده بر اساس «کد جامعه ایرانی» است. در چنین وضعیتی، مهم‌ترین خطر، غافلگیری است و کلید مهار آن در سه مؤلفه خلاصه می‌شود: جمع‌آوری داده معتبر، تحلیل راهبردی مبتنی بر اتصال نقاط، و گردش مستمر تحلیل در جامعه اطلاعاتی. در این معادله، آمریکا نه زمان جنگ فرسایشی بلندمدت عراق را دارد و نه امکان تحمیل خلع سلاح داوطلبانه؛ و همین محدودیت‌ها، دست ایران را برای مدیریت هوشمندانه بحران بازتر می‌کند. @barsakht
آتلانتیک: ترامپ از درک ایران ناتوان است مجله آتلانتیک با انتشار تحلیلی آورده است: 🔷بعد از آنکه ترامپ وعده کمک به معترضان را داد، زمان کوتاهی فرا رسید که این کمک می‌توانست اهمیت داشته باشد. اما او هیچ کاری نکرد. طولی نکشید که حال و هوای افرادی که منتظر کمک او بودند از امید به ناامیدی تغییر کرد؛ زیرا مشخص شد تهدیدهای او توخالی هستند. 🔷و حالا هم علی‌رغم نزدیک شدن ناوهای آمریکا، یک واقعیت بدون تغییر باقی مانده است: حمله به ایران روایت وجودِ دشمن خارجی در پشت صحنه تحولات ایران را تأیید می‌کند. 🔷اتفاقاً مقابله با یک دشمن خارجی برای جمهوری اسلامی بسیار آسان‌‌تر است؛ زیرا موجب انسجام داخلی و اتحاد ملی می‌شود. ایرانیان در طول تاریخ از بیگانگانی که خواسته‌اند سرنوشت آنها را تعیین کنند، نفرت داشته‌اند. 🔷رویارویی با آمریکا یا اسرائیل، سناریویی است که جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ خود را برای آن آماده کرده است. @barsakht
خنجر تکراری آمریکا در پهلوی کُرد @barsakht آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه غرب آسیا به پرونده کُردی ورود پیدا کرد. تاریخ روابط کُردها با آمریکا با طول موج های بسیار فاصله داری همراه بوده است. آمریکا بر خلاف انگلیس سابقه چندانی در تعامل با ملل جهان ندارد. به همین دلیل مبنای سیاست استعماری او بیشتر ابزار انگاری ملل در اقدامات تاکتیکی می باشد. اولین ورود آمریکا به پرونده کُردی با دستیاری انگلیس در وقایع ۱۹۴۵ مهاباد بود که در رقابت با روسیه و در تثبیت موقعیت پهلوی دوم که تازه آن را به ایران بازگردانده بودند، حاکمیت یازده ماهه قومی را با اعدام قاضی محمد و چند تن از رهبران جنبش در مهاباد و سقز خاتمه داد. عمدتا این واقعه را متوجه اتحاد جماهیر شوروی می دانند هر چند شوروی پشت جنبش را خالی کرد، اما این آمریکا بود که به عنوان یکی از فاتحان جنگ دوم توسط پهلوی دوم کُردها را سرکوب کرد. دومین خنجر با عقد قرار داد ۱۹۷۵ الجزایر بر پیکر جنبش کُردی وارد شد به گفته اسدالله علم وزیر دربار وقت ایران، پرونده قیام کُردهای عراق که مناقشه جدی بین ایران و عراق بود را به عنوان سنگینی کفه ترازوی توافق تسلیم دولت عراق کرد تا صدام از مفاد قرارداد راضی باشد. خنجر به قدری کاری بود که جنبش توده ای کردهای عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی در عرض یک نصفه روز از هم فروپاشید و جمعیت زیادی به شهرهای ایران آواره و سرگردان شدند که از آن به واژه معروف «ئاش به تال» به معنای اصطلاحی فروپاشی نام برده می شود. سکوت و بعضاً حمایت از صدام در مقابل حملات شیمیایی به کردهای ایران و عراق در سردشت و حلبچه و نیز انفال هزاران کرد بی پناه در شمال عراق از دیگر خیانت‌های بارز آمریکا به کردها بود. زهر این خنجر با قتل هزاران کرد و غیر کرد همراه بود. روابط آمریکا با کردها با ابهامات و شبهات فراوانی همراه است. اما بارزترین خیانت و خنجری که بر پهلوی کرد فرو کرد باز گذاشتن دست جولانی جلاد و جلادان جولانی در کشتار و قلع قمع کردهای شرق فرات در سوریه می‌باشد زهر خنجر واتش فتنه زمانی شعله ور شد که تام باراک نماینده تام الاختیار امریکا در خاورمیانه اعلام کرد «ما دیگر با کردهای سوریه کاری نداریم ماموریت آنها پایان یافته است!!» این واضح ترین تعبیر استفاده ابزاری از کردهای شرق فرات در سوریه بود. جولانی که با ایده جهادی سوریه را در اختیار گرفته است اینک همان ایده جهادی انحرافی را بر علیه کردهایی که تا چند روز پیش جزو هم پیمانان آمریکا درسوریه محسوب می‌شدند بکار می برد. لازم است به ریشه این هم پیمانی ناپایدار اشاره ای بشود تا هدف این فروپاشی بهتر نمایان گردد. همه چیز از پیدایش جریانات افراطی در سال ۲۰۱۱ در سوریه و ظهور داعش در ۲۰۱۴ در عراق و سوریه شروع شد هرچند هنوز آمریکا نتوانسته دامن سیاست منطقه ای خود را از ننگ تشکیل گروه تروریستی داعش پاک کند زیرا داعش نقش خرگوش شکاری را بازی کرد که تازی آمریکا را وارد معرکه منطقه ای بکند و به بهانه این شکار به سرزمین های اسلامی مسلط شود. اساسا هم پیمانی آمریکا با کردهای سوریه بر پایه مقابله کردهای سوریه با داعش و حمایت آمریکا از کردها در مقابل تهدیدات ترکیه و حاکمیت دمشق علیه کردها شکل گرفت. با پایان یافتن مرحله اول ماموریت داعش عمده مهاجرین و عناصر فعال آن در مناطقی از حوزه استحفاظی قوات سوریه دمکراتیک(قسد) زندانی شدند تعلل و تاخیر در تعیین تکلیف این گروه شورشی از سوی ائتلاف جهانی علیه داعش در زندانهای طولانی کاملا مشکوک بود و اینک با آزادی آنان از زندان و انتشار آنان در مناطق کرد نشین و ایزدی نشین شمال عراق بعنوان زنگیان مسلح و مست از اهداف پنهانی ائتلاف جهانی در مناطق سوریه رو نمایی شد. از ابتدا مشخص بود که آینده هم‌پیمانی کرد -امریکا در سوریه ناپایدار بود زیرا عمق منافع آمریکا با ترکیه و ناتو و حکومت نوپای دمشق بمراتب مهمتر از مجموعه ای مسلح و پراکنده در شرق و شمال سوریه بود حاکمیت نوپایی که از تروریست متواری به هم‌پیمانی سرسپرده تبدیل شد که توانست برخلاف انگیزه های مبارزاتی خود، با اسراییل که در صدر اعتقادات جهادی است رابطه برقرار کند و دست اسرائیل را در مناطقی از سوریه باز بگذارد. @barsakht در این سناریوی خیانت بار نمی توان نقش برخی جریانات کردی در منطقه را نادیده گرفت و با ایجاد جریان موازی کردی در سوریه با اهداف ترکیه و حاکمیت جدید سوریه همراهی کرد یقینا کارنامه افراد و احزاب از حافظه کردها پاک نخواهد شد. ادامه....
ادامه... هرچند از آمریکایی که در شرف ایجاد نظم نوین جهانی و احیای استعمار کهنه در جهان است نباید بیش از این انتظار داشت او که در کوران مبارزه با داعش اهمیت ویژه ای برای کردها قائل بود و علاوه بر تجهیزات پیشرفته نظامی از حمایت‌های مالی دریغ نکرد حتی به فرمانده میدانی آنها لقب ژنرال داد ولی با یک جمله تام باراک بهار وصل کرد-امریکا به پاییز سرد و فروپاشی تبدیل شد. این سرنوشت محتوم هم‌پیمانی با آمریکاست هر کس و هر کشوری برای آمریکا تاریخ مصرفی دارد هیچ تقید و تعهدی بر روابط او حاکم نیست و یقینا نوبت به رهبران کردی که رو به قبله آمریکا نماز میخوانند خواهد رسید این خنجر تکراری یک قاعده در سیاست استعماری آمریکاست و استثنایی در آن وجود ندارد. ✍️محمد هادیفر @barsakht
تحلیل خلاصه و مفید از مهمترین وقایع ایران، جهان و منطقه در کانال @barsakht 🖊️سناریوهای محتمل جنگی آمریکا علیه ایران 🖍️خنجر تکراری آمریکا در پهلوی کردها در کانال تحلیلی 👇👇 https://eitaa.com/barsakht
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسبنا الله و نعم الوکیل آمریکا حمله می‌کند؟! تکلیف چیست؟ @barsakht
دیپلماسی زور @barsakht ✅قابل پیش بینی بود که ترامپ با شکست بازی کثیف اغتشاش آفرینی و کشته سازی به دنبال حفظ فشار نه جنگ نه صلح بر ایران باشد.این شکست و سخنان صریح و روشن رهبر معظم انقلاب در روز مبعث و همچنین راهپیمایی ۲۲ دی ماه سطح رضایت ترامپ از آنچه در غرب آسیا در نظر داشت را دچار افول نمود. او از لشکر کشی به منطقه در پی ارتقای رضایت است.گزارش های متعدد از تقویت قوای نظامی ایران و بروزرسانی فعالیت های هسته، ای او را متوجه ساخته که ایران بیدی نیست که با بادهای چند روزه و ضعیف بلرزد. ❇️اکنون حاصل لشکر کشی او ارتقای رضایت است. او ایران را در تیتر اخبار خود قرار خواهد داد و با یک توافق فرضی که از خود با ایران می‌سازد و تهدیدات بزرگ در پی القای خدمات بزرگ به امنیت در منطقه برای هم پیمانان و خوش خدمتان خود است. ❇️در تاکتیک مد نظر ترامپ شرایط باید با هجمه سنگین و فشار زیاد به نمایش در آید .این حالت در گمان او با بالاترین امتیازدهی همراه است.حفظ سایه جنگ و «اضطراب پیوسته» بهترین دستاورد برای وی است.به همین سبب است که قوای زیادی را راهی منطقه نموده است.اما برای در امان ماندن این نیروها در بیان، گفتار دو وجهی به کار می برد. ❇️او در سابقه کاری خود ضربه زده ولی هیچگاه مرد جنگ نبوده است.قطعا اگر قوای مسلح ایران همچنان «مشت آهنین»و«موضع راسخ » را حفظ نمایند و آنچنان که نیروهای مقاومت اعلام آمادگی نموده اند؛عمل شود، جنگ را به کمترین احتمال آن خواهند رساند.البته دشمن همواره در پی نیش زدن است و ایران پادزهر آن را در دستان رهبری و مردم خود دارد. ✳️ در نتیجه باید دانست که ترامپ خود را حریف ایران قرار نمی‌دهد،چون اولا در سابقه قدرت وی جنگ تمام عیار نیست و علاقه‌ای بدان ندارد؛در حالی که ایران اعلام نموده در صورت جنگ،این جنگ تمام شدنی نیست و همه جا نقطه هدف خواهد بود.ثانیا در صورت حمله به ایران «هزینه و فایده» آن برای ترامپ مبهم است،و این هنر رفتار جمهوری اسلامی ایران است؛یعنی بالابردن تصویر زیان و کاهش تصویر فایده. 🖍️«حامد حق پناه» @barsakht
آمریکا با چه چیزی به ایران حمله می‌کند؟ @barsakht 🔹مقامات آمریکا در روزهای اخیر بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند اما یک سوال این است که حمله آمریکا اگر قطعی باشد با چه چیزی بنا است انجام شود؟ 🔹آمریکا سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. به‌صورت مستمر فضای رسانه‌ای را با اخبار تحرکات نظامی‌اش اشباع می‌کند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد. 🔹در این میان، شبکه‌هایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفس‌گیر، مدام از «حمله قریب‌الوقوع» می‌گویند: ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوخت‌گیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت می‌کنند. 🔹اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقب‌نشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً می‌خواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟ 🔹اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن می‌داد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟ 🔹چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟ 🔹واقعیت این است که کافی‌ست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکایی‌ها را دهه‌ها به عقب برمی‌گرداند. آمریکایی که سلطه‌اش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشه‌دار شدن این تصویر، ضربه‌ای حیثیتی و جبران‌ناپذیر خواهد خورد. 🔹یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنی‌ها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقب‌نشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد. 🔹بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتناب‌ناپذیر است، اما باید واقع‌بین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است. 🔹با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ می‌شود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمی‌دارد. 🔸نکته مهم‌تر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسوده‌سازی با ترس و خشم». 🔸هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا می‌خواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بن‌بست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناک‌تر است. جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و به‌مراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود. 🔸راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آماده‌سازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتش‌بس دادند. بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف‌های داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقب‌نشینی آمریکا. 🔸این واقعیت‌ها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایت‌ها و ذهن‌هاست. @barsakht
۸ ویژگی گروهک‌های خشونت‌ورز در دی‌ماه ۱۴۰۴ @barsakht امسال برای اولین بار شاهد گروهک‌های مدرنی بودیم که برخلاف گذشته خانه تیمی نداشتند و عموماً ارتباطات ، حشر و نشر و زیست‌شان در بستر مجازی بود ، اما عملیات نهایی و خشونت‌ورزی عریانی که از آن‌ها دیدیم در بستر واقعیت و کف خیابان اتفاق افتاد. حلقه‌های عموما ۱۵ تا ۵۰ نفره که وقتی رفتار آن‌ها را در شهرهای مختلف مشاهده می‌کردیم و مصاحبه‌هایی که از آن‌ها منتشر شده را نگاه می‌کنیم به حداقل ۸ ویژگی مشترک در آن‌ها دست پیدا می‌کنیم: ۱_به شدت ضددین بودند و به سادگی رفتارهای ضددینی از خودشان بروز می‌دادند. به آتش کشیده شدن مساجد، امامزاده‌ها و آسیب زدن به مردم عادی که ظاهر متدین داشتند را از سوی این جماعت به دفعات و با پراکندگی زیاد در شهرهای مختلف مشاهده کردیم! ۲_ بی‌بندوباری اخلاقی در این گروه‌ها بسیار بالا بود و اعترافات متعددی از سوی آن‌ها منتشر شد که پیش از ورود به خیابان مواد مصرف می‌کردند و یا مشروبات الکلی می‌نوشیدند و ... ۳_ به غایت خشن بودند و انگار برای این موضوع تربیت شده بودند! به محض اینکه فردی غیرخودی را در جایی تنها می‌یافتند به شدیدترین نحو ممکن ، بدترین کارهای غیرانسانی را با او می‌کردند. ۴_ از یک سازماندهی برخوردار بودند و گویی هر کس در این تیم‌ها نقشی داشت. ارتباطات آن‌ها نیز عموما در بستر مجازی بود و با خط‌دهی فعالیت می‌کردند. قطع شدن اینترنت یکی از عوامل اصلی در کُند شدن تیغ آن‌ها در عملیات‌هایشان بود. ۵_ هدف‌شان کاملا تغییر حکومت بود و مشخصاً هیچ گروه سیاسیِ داخل کشور را قبول نداشتند! لذا موضع‌گیری افراد از جناح‌های مختلف هیچ تأثیری در عملکرد آن‌ها نداشت و ندارد. ۶_ مسلح به انواع سلاح گرم و سرد بودند و حجم سلاح قابل توجهی داشتند! ۷_ آموزش‌های عمیقی دیده بودند و کاملا بلد بودند چگونه فرار کنند ، اگر دستگیر شدند چه بگویند و ... به همین دلیل در بسیاری از اعترافات یک همگونی ناشی از بی‌خبری مشاهده میشد که در بسیاری از موارد بیش از آنکه ناشی از غفلت دستگیرشدگان باشد ، ناشی از آموزش‌دیدگی آن‌هاست! ۸_ در اعترافاتی که پخش شد، مشخص گردید عموما با سرویس‌های خارجی ارتباط داشتند و این در رفتارشان نیز تا پیش از قطعی اینترنت عیان بود. ✍حمید کثیری @barsakht
  کابوس جنگ با ایران برای آمریکا @barsakht فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی وابسته به کاخ سفید در روزهای اخیر، بار دیگر بر طبل تهدیدات علیه ایران می‌کوبد. از اعزام ناو و جابه‌جایی نیرو تا مانورهای روانی درباره حمله قریب‌الوقوع به ایران یا انجام دادن عملیات‌های ویژه نظامی در ایران همگی نشان دهنده آن است که سنگین‌ترین هجمه و فشار روانی و سیاسی را ایالات متحده آمریکا بر روی ایران مجددا قرار داده است.  این فشار سنگین تلاش دارد تا به صورت عمده دو هدف اساسی را برای آمریکایی‌ها محقق سازد: اول آن که ذیل این فشار سنگین دامنه اشتباهات و خطاهای ممکن در میان مسئولین جمهوری اسلامی ایران افزایش پیدا کند و در نتیجه شاید دستاوردی بزرگ اما با هزینه کم برای دولت مستأصل ترامپ حاصل گردد و دوم آن که رعب و هراس و عملیات روانی انجام شده باعث شود که اندک گروه‌های معارض تغذیه شده خارجی پیشین مجدداً اعتماد به نفس پیدا کرده و عرصه حکمرانی عاقلانه نظام را تنگ کرده و نهایتاً با خالی کردن ته دل مسئولین و مردم، شاید ایالات متحده بتواند دستاوردی کسب کند. اما در این میان کابوس جنگ با ایران برای آمریکایی‌ها به دلایلی باعث شده است تا محتاطانه و دست به عصا در این بازی شطرنج وار تصمیم گیری و اقدام انجام دهند. اولین دلیل و نخستین و جدی‌ترین کابوس واشینگتن، پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه است. هزاران نیروی آمریکایی در منظقه مستقرند که همگی در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار دارند. تجربه عین‌الاسد و العدید هم نشان داده که این پایگاه‌ها برای ایران هم دست یافتنی است و هم اراده و انگیزه لازم برای هدف قرار دادن را دارد. در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی هم در خلیج فارس بیش از آنکه ابزار تهدید باشد، به پاشنه آشیل آمریکا مبدل شده است. دومین کابوس آمریکایی ها وضعیت متزلزل متحدان منطقه‌ای شان به‌ویژه رژیم منحوس صهیونی است. برخلاف عربده‌کشی‌های رسانه‌ای رژیم، تل‌آویو به‌خوبی می‌داند که در صورت هرگونه تجاوزی به ایران، خود در خط مقدم پاسخ قرار خواهد گرفت و ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه به راحتی توان عبور از سامانه‌های پدافندی رژیم صهیونی را داشته و این بار هم احتمالاً آخرین جنگ رژیم پیش از نابودی حتمی‌اش باشد. سوم، هراس دولت‌های منطقه از کشیده‌شدن به جنگ است. هشدار صریح تهران به کشورهایی که خاک، آسمان یا امکانات خود را ممکن است تا در اختیار آمریکا قرار دهند، باعث شده بسیاری از پایتخت‌های منطقه، به‌جای همراهی با آمریکا به دنبال جلوگیری از هرگونه جنگ و رویارویی آمریکا با ایران باشندو به ویژه آنکه سرمایه گذاری‌های هنگفت میلیارد دلاری آمریکایی‌ها در کشورهای منطقه نیز می‌تواند در ادامه نبرد تبدیل به اهداف مشروع برای پاسخ ایران باشد. ✍رامین نصیری @barsakht
تابوت شناور آبراهام لینکلن @barsakht در بررسی تحولات ژئوپلیتیک اخیر در غرب آسیا، با یک تغییر پارادایم آشکار مواجه هستیم که مبانی سنتی قدرت دریایی و دکترین‌های کلاسیکِ برگرفته از نظریات آلفرد ماهان (مبنی بر سیطره مطلق با ناوگان‌های عظیم) را به چالش کشیده است. اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه، که در نگاه نخست تلاشی برای احیای بازدارندگی ایالات متحده به نظر می‌رسد، در یک تحلیل کلان بیشتر نمایانگر یک اشتباه محاسباتی و پافشاری بر الگوهای منسوخ قرن بیستمی است. واقعیت میدانی این است که خلیج فارس دیگر حیاط خلوت نیروی دریایی آمریکا نیست تا بتواند با نسخه‌های کلاسیک در آن مانور دهد و امروزه به یک تله جغرافیایی و قتلگاه احتمالی برای ماشین جنگی غرب بدل شده است. بررسی داده‌های موجود و اظهارات کارشناسان نظامی بین‌المللی موید این نکته است که دوران مصونیت ناوهای هواپیمابر به سر آمده است. این سازه‌های غول‌پیکر که روزی نماد «پروجکشن قدرت» بودند، اکنون در برابر دکترین دفاع نامتقارن ایران، به اهدافی بزرگ، کند و بسیار آسیب‌پذیر بدل شده‌اند. به طوری که بسیاری از کارشناسان نظامی جهان اذعان دارند که پیشرفت‌های خیره‌کننده ایران در حوزه موشکی و پهپادی، عملاً برتری هوایی این ناوها را خنثی کرده است. در جغرافیای تنگ خلیج فارس، این شناورها قدرت مانور خود را از دست داده و به اهداف پیشانی‌سفید و سیبل‌های متحرکی برای زرادخانه موشکی ایران تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی نیروی دریایی سپاه با رونمایی از سامانه‌های نوین و موشک‌های هایپرسونیک نظیر «فتاح» و توسعه ناوگان پهپادی، معادله وحشت را معکوس کرده است. امروز تمامی پایگاه‌ها و نقاط استراتژیک آمریکا در منطقه، زیر چتر آتش دقیق و ویرانگر ایران قرار دارند. حضور ناو آبراهام لینکلن در این اتمسفر، بیش از آنکه یک تهدید عملیاتی معتبر باشد، یک مانور تبلیغاتی و روانی است که هدفش پنهان کردن ضعف‌های بنیادین ساختار نظامی آمریکا در نبردهای مدرن است. تاریخچه حضور آمریکا در خلیج فارس مملو از شکست‌ها و رسوایی‌هایی است که نشان می‌دهد آن‌ها درک درستی از اراده و توان فنی رقیب ندارند؛ از بازداشت تفنگداران دریایی تا ناتوانی در برابر قایق‌های تندرو، همگی گواهی بر فرسایش اقتدار دریایی واشنگتن است. در نتیجه‌گیری نهایی و با نگاه به کلان‌تصویر منطقه، باید گفت که شبکه بازدارندگی اکنون فراتر از مرزهای ایران عمل می‌کند. همان‌طور که رهبران انصارالله یمن تصریح کرده‌اند، هرگونه ماجراجویی احمقانه علیه ایران، ماشه را در سراسر محور مقاومت خواهد چکاند. آمریکا باید بداند که ورود به فاز نظامی در خلیج فارس، نه یک درگیری کنترل‌شده، بلکه آغاز جهنمی خواهد بود که خروج از آن ناممکن است. هم‌افزایی قدرت دریایی ایران با بازوهای منطقه‌ای، هزینه‌ی هرگونه خصومت را به سطحی غیرقابل تحمل برای غرب می‌رساند و پشیمانی تاریخی را برای متجاوزان رقم خواهد زد. این ناوها نه برای جنگ، که نهایتاً می‌توانند برای تشریفات سیاسی کاربرد داشته باشند، چرا که در لحظه صفر درگیری، چیزی جز آهن‌قراضه‌هایی در قعر خلیج فارس نخواهند بود. مهدی نیک بین http://eitaa.com/barsakht
تحلیل خلاصه و مفید از مهمترین وقایع ایران، جهان و منطقه در کانال @barsakht 🖊️ 🇮🇷آمریکا با چه چیزی به ایران حمله می‌کند؟ 🇮🇷کابوس جنگ با ایران برای آمریکا 🇮🇷تابوت شناور آبراهام لینکلن در کانال تحلیلی 👇👇 https://eitaa.com/barsakht