«وحدت ملی»؛ رمز عبور از جنگ شناختی
@barsakht
دشمن در نبرد ارادهها، پس از شکست در تمامی میدانهای سخت (نظامی، اقتصادی، امنیتی)، تمام توان خود را بر روی آخرین و خطرناکترین جبهه متمرکز کرده است: جبهه «اراده ملی». سلاح اصلی دشمن در این میدان، نه موشک و تحریم، که «ویروس تفرقه» و «سم ناامیدی» است. منطق معکوس این استراتژی، بزرگترین بشارت برای ماست: تمرکز مطلق دشمن بر این جبهه، اعتراف رسمی به شکست در تمامی جبهههای دیگر و گواهی بر قدرت بازدارندگی ماست.
عملیات روانی دشمن، یک معماری دقیق دارد:
۱. ایجاد گسلهای مصنوعی: برجسته کردن تفاوتهای سبک زندگی، لهجه، مذهب و گرایش سیاسی برای تبدیل کردن «تفاوتها» به «تضادها».
۲. پمپاژ یأس هدفمند: بزرگنمایی ضعفها و مشکلات داخلی و در عین حال، سانسور کامل دستاوردها و نقاط قوت بیشمار ملی.
۳. تخریب سرمایههای مشترک: حمله به نمادها، قهرمانان و باورهایی که نقطه اتصال مشترک همه ایرانیان است.
هدف نهایی این معماری شیطانی، یک چیز است: «اتمیزه کردن جامعه». یعنی هر فرد احساس تنهایی، بیهویتی و ناامیدی کند و در نهایت، قدرت یک ملت یکپارچه به مجموعهای از جزایر منفصل و ضعیف تبدیل شود.
و این دقیقاً نقطه امید و وحدت ماست. شناخت این دکترین، خود پادزهر آن است. امروز، وظیفه تکتک ما، تبدیل شدن به یک «گرهگاه وحدت» است. هر کنش، کلام و رفتاری که انسجام ملی را تقویت کند، شلیک یک موشک نقطهزن به قلب اتاق فرمان جنگ روانی دشمن است.
وحدت، به معنای حذف سلیقهها و نقدها نیست. وحدت یعنی هوشمندی در تشخیص «اولویتها». امروز، اولویت اصلی، حفظ «قلعه ایران» در برابر دشمنی است که موجودیت همه ما را هدف گرفته است. در این نبرد، هر ایرانی، فارغ از هر گرایشی، یک سرباز مدافع این قلعه است.
بنابراین، امیدآفرینی صرفاً یک شعار احساسی نیست؛ یک «تکلیف مبارزاتی» است. هرکس در دایره خود، با روایت یک پیشرفت، با ترویج یک نگاه منصفانه، با تقویت یک پیوند اجتماعی، در حال خنثیسازی عملیات دشمن و ساختن آجرهای دیوار پیروزی است.
دشمن به دنبال شکستن اراده ماست و این یعنی تا زمانی که اراده ما مستحکم و صفوف ما به هم پیوسته باشد، ما پیروز مطلق این میدان هستیم. این وحدت، نه یک شعار، که آخرین و قطعیترین سلاح ما برای پیروزی نهایی است.
سعید سپاهی
https://eitaa.com/barsakht
🔰 دوران باشکوه پهلوی و سوء تغذیه ۶۴ درصدی شهرنشینان
▪️جان فوران استاد جامعهشناسی دانشگاه کالیفرنیا و از جامعهشناسان و اندیشمندان مطرح در پژوهش در زمینه «انقلابهای اجتماعی» در کتاب خود مینویسد:"۶۴ درصد شهرنشینان در سال 1351-1352ش دچار سوء تغذیه بودند (که 25 درصد اینها وضع تغذیه شان بسیار بد بود)
▪️ آمار و ارقام بهداشتی نشان می دهد که بر تعداد تختهای بیمارستان ، کلینیکها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال 1356 ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایینترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است."
📚کتاب تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ترجمه احمد تدین، انتشارات رسا،ص492
✍️قابل توجه سلطنتطلبان؛ مدعیان پیشرفتهتر بودن ایران از کشورهای منطقه در زمان پهلوی.
@barsakht
چشمانداز جنگ منطقهای
@barsakht
در پی لفاظی مقامات آمریکا و برخی تحرکات نظامی در منطقه، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردمی در حسینیه امام خمینی(ره) به تبیین مواضع راهبردی کشور در برابر این تهدیدات پرداختند. ایشان با اشاره مستقیم به ادعاهای مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر بسیج ناوگان و هواپیماهای جنگی، این گونه سخنان را حرف جدیدی ندانسته و آنها را تکرار کلیشهای رویکردی توصیف کردند که در گذشته نیز با عبارت «همه گزینهها روی میز است» بیان میشد. این تحلیل حاکی از آن است که از منظر تهران، واشنگتن در چارچوب یک بازی روانی آشنا عمل میکند و قصد دارد با نمایش قدرت، اراده ملی ایران را در هم شکند.
🔹رهبر انقلاب با تأکید بر این که ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند، به وضوح نشان دادند که دستگاه تصمیمگیری کشور این تهدیدات را فاقد اثر بازدارندگی لازم میداند. این بیتأثیری ریشه در دو عامل دارد: نخست، تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با فشارها و جنگ هشت ساله و دوم، اطمینان به توانمندیهای دفاعی و بازدارندگی بومی که در سالهای اخیر به طور چشمگیری تقویت شده است. بنابراین هدف از این سخنان، نه تنها قوت قلب دادن به مردم که ارسال پیامی به طرف مقابل مبنی بر شکست استراتژی تهدید و ارعاب است.
🔹در عین حال موضع ایران به طور صریح مبتنی بر خودداری از آغازگری درگیری ترسیم شده است. جمله کلیدی «ما شروعکننده نیستیم و نمیخواهیم به کشوری حمله کنیم» بیانگر سیاست تدافعی جمهوری اسلامی است. این ادعا همسو با ادبیات دیپلماتیک ایران در سطح بینالملل است که همواره بر پایبندی به منشور ملل متحد و عدم تجاوز تأکید کرده است. با این حال این موضع تدافعی منفعل نیست. هشدار بعدی یعنی «ملت ایران در مقابل کسی که حمله و اذیت کند مشت محکمی به او خواهد زد» خط قرمز روشن و هشداری جدی است که هرگونه اقدام متجاوزانه با پاسخی سخت و سریع مواجه خواهد شد. این اصل اساسی بازدارندگی در دکترین نظامی ایران است.
🔹اما مهمترین بخش این بیانات هشدار صریح درباره ماهیت احتمالی درگیری بود: «اگر جنگی راه بیندازند،اینبار جنگ منطقهای خواهد بود.» این گزاره تنها یک تهدید متقابل نیست بلکه تحلیلی ژئوپلیتیک و اعلان تغییر در معادلات امنیتی منطقه است. ایران در صورت مواجهه با حمله، پاسخ خود را محدود به خاک خود یا نیروهای مهاجم نخواهد کرد بلکه عرصه درگیری را به کل منطقه گسترش خواهد داد. این رویکرد هزینههای حمله به ایران را برای آمریکا و متحدانش به طور تصاعدی افزایش میدهد. این جنگ منطقهای میتواند شامل بهرهگیری از تواناییهای نیروهای مقاومت در نقاط مختلف، ایجاد بحران در تنگههای حیاتی، و هدف قرار دادن منافع گسترده دشمن در منطقه باشد. این مواضع در چارچوب نظریه بازدارندگی فراگیر ایران قابل تحلیل است. در شرایط کنونی این پیامها نشان میدهد که تهران معتقد است توازن ترس به نفع آن تغییر کرده و اکنون این آمریکا و متحدانش هستند که باید با احتیاط تمام، هزینه آغاز یک جنگ تمامعیار منطقهای را محاسبه کنند.
✍🏼مصطفی_علیجانزاده
@barsakht
چرا هر جنگی یک جنگ منطقه ای خواهد بود؟
سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در آغاز چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، واجد پیامی فراتر از یک موضعگیری مقطعی یا واکنش احساسی به تهدیدات آمریکا بود. تأکید صریح ایشان بر اینکه «اگر آمریکا جنگی را آغاز کند، با یک جنگ منطقهای روبهرو خواهد شد»، در واقع بیان فشرده دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در شرایط جدید منطقهای است؛ دکترینی که بر واقعیتهای میدانی، توازن قدرت و تجربههای انباشته چند دهه گذشته استوار است.
این هشدار، پیش از آنکه تهدید تلقی شود، توصیف واقعبینانه پیامدهای هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران است. منطقه غرب آسیا امروز یک جغرافیای منفصل و جزیرهای نیست؛ شبکهای درهمتنیده از بازیگران، منافع، ظرفیتهای نظامی و حساسیتهای امنیتی است. در چنین شرایطی، تصور «جنگ محدود»، «ضربه کنترلشده» یا «درگیری یکطرفه» بیش از آنکه یک راهبرد باشد، توهمی خطرناک است که رهبر انقلاب به خوبی و با صراحت، این توهم را هدف قرار دادند.
در بخش دیگری از سخنان، بیاثر دانستن تهدیدات تکراری آمریکا درباره ناوها، پایگاهها و هواپیماهای نظامی، خنثیسازی آگاهانه جنگ روانی دشمن بود. این تهدیدات سالهاست تکرار میشود، اما نهتنها اراده ملت ایران را تضعیف نکرده، بلکه به افزایش تجربه، آمادگی و خودباوری دفاعی کشور انجامیده است. تأکید بر اینکه این نمایشها ملت ایران را مرعوب نمیکند، پیام روشنی به طراحان فشار روانی دارد: ابزار ارعاب، کارایی خود را از دست داده است.
نکته کلیدی دیگر، تأکید همزمان بر عدم آغازگری و آمادگی برای پاسخ قاطع است. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر اعلام کرد که آغازگر هیچ جنگی نیست و قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد؛ اما این موضع دفاعی، بههیچوجه به معنای انفعال یا تسلیم در برابر تجاوز نیست. اعلام «پاسخ سخت و مشت محکم» در برابر هرگونه حمله، ترسیم دقیق خط قرمزهای امنیت ملی و افزایش هزینه تصمیمگیری برای طرف مقابل است.
تحلیل رهبر انقلاب از حوادث داخلی اخیر و تشبیه آن به یک کودتای هدفمند علیه مراکز حساس کشور نیز در همین چارچوب قابل فهم است. این نگاه نشان میدهد که تهدید علیه ایران صرفاً نظامی نیست، بلکه ترکیبی از فشار خارجی، جنگ شناختی، عملیات رسانهای و بیثباتسازی داخلی است. درک این پیوستگی، شرط لازم برای فهم منطق پاسخ ایران در سطح ملی و منطقهای است.
از منظر منطقهای، هشدار به کشورهای همسایه درباره در اختیار گذاشتن خاک یا فضای خود برای تجاوز، بهروشنی پایان فرضیه مصونیت متحدان آمریکا را اعلام میکند. در معادلات جدید، هیچ کشوری نمیتواند هم میزبان تجاوز باشد و هم انتظار مصون ماندن از تبعات آن را داشته باشد. این پیام، نه برای گسترش جنگ، بلکه برای بازداشتن بازیگران منطقهای از ورود به یک درگیری پرهزینه و ناخواسته صادر شده است.
جمعبندی آنکه، سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی را باید بیانیهای راهبردی برای حفظ بازدارندگی و جلوگیری از جنگ دانست. ایشان با ترسیم شفاف پیامدهای هرگونه تجاوز، هم طرف مقابل را از محاسبات غلط برحذر داشتند و هم افکار عمومی منطقه را نسبت به واقعیتهای میدان آگاه کردند. پیام نهایی روشن است: ایران جنگطلب نیست، اما اگر جنگی تحمیل شود، نه محدود خواهد ماند و نه کمهزینه. این هشدار، اگر درست فهم شود، میتواند عامل ثبات باشد؛ و اگر نادیده گرفته شود، مسئولیت تبعات آن بر عهده آغازگر ماجراجویی خواهد بود.
@barsakht
مذاکره ایران و آمریکا؛ صلح نزدیک است یا طوفان در راه؟
@barsakht
🔹اعلام آمادگی آمریکا برای مذاکره مجدد با ایران را باید در چارچوب بازی راهبردی و مدیریت ریسک تحلیل کرد، نه صرفاً یک چرخش سیاسی. دیپلماسی در چنین شرایطی میتواند هم ابزار واقعی کاهش تنش و هم تاکتیک تنظیم زمان و فضا باشد.
🔹قدرتها معمولاً کانال گفتوگو را حتی در اوج فشار باز نگه میدارند.
🔹فرضیه «خرید زمان» برای تکمیل آمادگی تهاجمی یا پدافندی قابل طرح است، اما اجرای عملیات گسترده نیازمند نشانههای میدانی آشکار است که بهسختی پنهان میماند. بدون شواهد عملیاتی، این سناریو فرض غالب محسوب نمیشود. در مقابل، منطق بازدارندگی متقابل وزن بیشتری دارد.
🔹با توجه به اعلام پاسخ گسترده ایران به هر حمله محدود، هزینه اقدام نظامی کنترلشده برای آمریکا بالا و دستاورد آن نامطمئن است. بنابراین مذاکره در شرایط فعلی بیشتر ابزار کنترل تصاعد و مدیریت نااطمینانی است تا پوشش قطعی برای حمله.
https://eitaa.com/barsakht
#برساخت؛ محفل تحلیلی مجازی برای جامعه نخبگانی کشور
@barsakht
1) جان فوران و سوء تغذیه ۶۴ درصد شهرنشینان در زمان پهلوی
2) چشم انداز جنگ منطقهای
3)چرا ایران جنگ را منطقه ای خواهد کرد؟
4) مذاکره ایران و آمریکا؛ صلح نزدیک است یا طوفان؟
👇👇👇به ما بپیوندید ؛
https://eitaa.com/barsakht
📝 انسجام ملت و دولت؛ نیاز امروز
👈 مروری بر دلایل حمایت رهبر انقلاب از دولت و مسئولین
@barsakht
«بگذارید اینها [مسئولان] کارشان را بکنند.» این توصیهی مؤکّد حضرت آیتالله خامنهای در بیانات چند روز اخیر، به مردم و نخبگان جامعه است. حضرت آیتالله خامنهای در این بیانات فرمودند: «من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیسجمهور و دیگران در یک چنین شرایط مهمّ بینالمللی و داخلی اهانت بشود، بشدّت پرهیز میکنم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم... توصیهی مؤکّد من نسبت به شخص رئیسجمهور و مسئولین قوا، رؤسای دیگر قوا و رؤسای فعّال کشور است. بگذارید اینها کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند و خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند.» (۱۴۰۴/۱۰/۲۷) این توصیه مهم در تمام دولتها وجود داشته است و سیره همیشگی معظمله حمایت از مسئولان بوده است. رهبرانقلاب بارها فرمودهاند: «دأب بنده این است که همیشه از همهی دولتها که بر سر کار هستند حمایت میکنم؛ امروز هم همینجور است، بعد از این هم انشاءالله تا زنده هستیم همینجور خواهد بود.» (۱۳۹۶/۳/۲۲)
🔹 انسجام ملّی، نقطه محوری شرایط کشور
نکته مهم اینجاست که در دوران کنونی، شرایط مهم بینالمللی و داخلی اقتضا میکند حمایت از دولت و کمک به مسئولان، ضرورت بیشتری داشته باشد. حال سؤال این است که کشور، امروز با چه شرایطی مواجه است؟ واقعیت این است که شرایط کنونی جامعه، همه بر محور «انسجام ملّی» رقم میخورد. اما انسجام ملّی به این معناست که «دولتها در نظام اسلامی باید مورد حمایت مردم قرار بگیرند؛ حتّی از سوی آن کسانی که به این شخص خاص در دولت رأی ندادند هم باید مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرند. این حرفِ حقیقی و لبّ معنای انسجام اجتماعی و ملّی در کشور اسلامی ما است.» (۱۳۹۴/۰۱/۰۱)
همین اتحاد ملت و دولت، عامل پیروزی ما بر دشمن بود. هدف دشمن در این جنگ، به میدان آوردن مردم علیه نظام بود؛ اما «خداوند نقشهی آنها را باطل کرد، این نقشه را خدای متعال باطل کرد؛ مردم را به پشتیبانی دولت، به پشتیبانی نظام وارد میدان کرد. مردم وارد میدان شدند امّا درست در نقطهی مقابل آن جهتی که دشمن محاسبه کرده بود و نقشه کشیده بود.» (۱۴۰۴/۰۴/۲۵) اتحاد و انسجام ملّی و میان ملت و دولت چنان اهمیتی دارد که حضرت آیتالله خامنهای پس از دوران جنگ دوازدهروزه، هفت تکلیف راهبردی را بر عهده مردم و مسئولان گذاشتند. اولین آنها این بود که «حفظ اتحاد ملّی وظیفهی یکایک ما است.» (۱۴۰۴/۰۵/۰۳)
🔹 ضرورت کمک به دولت در شرایط کنونی
دقت در بیانات حضرت آیتالله خامنهای نشان میدهد ایشان بعد از جنگ دوازدهروزه، از دولت و رؤسای دیگر قوا و مسئولان نظام بیشتر حمایت کردهاند. شرایط بینالمللی حاکم بر جبهه مقاومت مانند غزه و لبنان، وحشیگری و غارتگری آمریکا نسبت به دولتهای جهان از طرفی، و شرایط داخلی مانند مشکلات اقتصادی، جنگ دوازدهروزه، اغتشاشات تروریستی و جنگ تبلیغاتی دشمن، از طرفی دیگر اقتضا میکند انسجام و همبستگی ملّی، روز به روز قویتر شود. به طور کلی باید توجه داشت «علائم زیادی وجود دارد که نظم کنونی جهان دارد تغییر پیدا میکند و نظم جدیدی بر جهان حاکم خواهد شد.» (۱۴۰۱/۰۸/۱۱) اینجا سؤال مهمی پیش میآید که «نقش ما ایرانیها، جایگاه ما ایرانیها در این نظم جدید چیست؟» (۱۴۰۱/۰۸/۱۱) اولین وظیفهای که «شرایط کشور و اهدافی که ما برای خودمان ترسیم کردهایم در جمهوری اسلامی، اقتضا میکند که همه به قوّهی مجریه... کمک کنند؛ رهبری کمک کند، مردم کمک کنند، روشنفکرها کمک کنند، نخبگان کمک کنند؛ قاعدهاش این است.» (۱۴۰۲/۰۶/۰۸)
🔹 در انتقاد از مسئولین تقوا را رعایت کنیم
یکی از الزامات کمک به دولت و مسئولان، شیوه صحیح انتقاد است. کسانی که انتقادات و اعتراضات شدیدی به دولت دارند، به ویژه زمانی که دولت از جناح سیاسی آنها نباشد، باید «تقوای نقد» را درباره دولت رعایت کنند. لذا «اگر به نام عدالتخواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کردهایم؛ از خط امام منحرف شدهایم.» (۱۳۸۹/۰۴/۰۷) این که کسی تصور کند تخریب دولت به خاطر نظام و انقلاب، ناشی از تقوای اوست، تصور نادرستی است. این تقوا نیست. «مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است.» (۱۳۸۹/۰۴/۰۷)
📝 ادامه👇
https://eitaa.com/barsakht
با این توصیف «پشتیبانى و حمایت از قوّهی مجریّه و قوّهی قضائیّه و مسئولین بالاى کشور لازم است و تضعیف آنها حرام است. همه باید این را رعایت کنند.» (۱۳۶۸/۰۷/۱۲) لذا «اگر اعتراضی به بخشی از دولت وجود داشته باشد، نباید دولت را تضعیف کرد.»
@barsakht
(۱۳۸۰/۱۰/۱۲) زیرا «تضعیف این پایهها، تضعیف انقلاب و نظام و به تأخیر انداختن اهداف والای این نظام است. این را همه متوجّه باشند.» (۱۳۸۰/۱۰/۱۲) بنابراین «اینجور نباشد که چون بنده خبر ندارم از کاری که دیگری کرده، همینطور مدام ایراد کنم که آقا چرا چنین و چرا فلان [است].» (۱۴۰۴/۱۰/۲۷) خلاصه اینکه گفتن اعتراض، اشکالی ندارد، «منتها اوّلاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد؛ ثانیاً بعد از تحقیق باشد، بعد از اطّلاعیابی باشد.» (۱۴۰۴/۰۴/۲۵)
🔹 چرا باید به دولت کمک کنیم؟
تصور کنید «شما وقتی سوار اتوبوسی میشوید، طبیعی است که این اتوبوس یک وقت تند میرود، یک وقت کُند میرود... اگر بنا باشد در هریک از این قضایا به راننده بگوییم آقا این دفعه چرا شما پا روی ترمز گذاشتی، چرا رفتی دنده فلان، چرا رفتی این طرف، اینکه اصلاً نمیشود. باید اعتماد کرد. وقتی نشستیم، این آدم را قبول کردیم و گفتیم که در اینجا این مسئولیت را انجام دهد، طبعاً باید اعتماد کرد.» (۱۳۷۷/۱۱/۱۳) این سخن بدان معنا نیست که اعتراض، تذکر و انتقادی نداشته باشیم؛ بلکه «تذکّردادن هیچ اشکالی ندارد امّا این تذکّر بایستی جوری باشد که اعتماد عمومی را از کسانی که مسئولند و مشغول کارند، سلب نکند.» (۱۳۹۴/۰۱/۰۱) منطق این سخن نیز واضح است؛ زیرا «همهی دولتها هم نقاط مثبتی دارند، [هم] نقاط منفیای دارند؛ هیچ دولتی نیست که بگوید من همهی نقاطم مثبت است یا کسی بگوید همهی نقاطش منفی است؛ نه، مثبت و منفی مخلوط است.» (۱۳۹۳/۰۴/۱۶) نکته مهم اینکه «نسبت به دولتهای گذشته، بهتر این است که نقد به صورت کارشناسی انجام بگیرد؛ نقد در منبرهای عمومی خیلی مصلحت نیست.» (۱۳۹۳/۰۴/۱۶)
🔹 در معرض خطر قرار دادن اصل نظام، خیانت است
افراد انقلابی دو نوعند: انقلابی مثبت و انقلابی منفی. «از اوّلِ انقلاب دوگونه انقلابی داشتیم و انقلابیّون ما دو گونه نقش ایفا کردند. بعضی از انقلابیّون، انقلابیّونِ مثبت بودند؛ بعضی از انقلابیّون هم انقلابیّون منفی بودند.» (۱۳۷۹/۱۲/۰۹) «انقلابی مثبت»، کسی است که با «مسئولیتپذیری» اهل «کار و تلاش و حرکتِ امیدوارانه» است و از «یأس و منفیبافی» بهدور است. در این نگاه انقلابیگریِ حقیقی، همراه کردن نقد و اعتراض و مطالبهگری با ارائهی راهحل و کار ایجابی است. اساساً «در اسلام هم نهی از منکر با امر به معروف همراه است، نهی از منکر همان اعتراض است، امر به معروف یعنی ارائهی راه حل... بنابراین مطالبهگری را حتماً با ارائهی راه حل همراه کنید.» (۱۳۹۹/۰۲/۲۸)
بنابراین رفتار انقلابی مثبت باید کاملاً مبتنی بر بصیرت و درک شرایط باشد. «انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگىهاى شرائط زمانه را درک کند. مسئله اینجور ساده نیست که یکى را رد کنیم، یکى را اثبات کنیم، یکى را قبول کنیم؛ اینجورى نمیشود.» (۱۳۸۹/۰۷/۲۹) در تشخیص مصداق دوست و دشمن باید هوشیار بود. «بیدقتی در مصداقها، گاهی اوقات ضررها و لطمات بزرگی خواهد زد.» (۱۳۸۸/۰۹/۰۴) راه این است: «در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.» (۱۴۰۴/۱۰/۲۷)
https://eitaa.com/barsakht