✨چرا مذاکرات به رفع واقعی تحریمها منجر نمیشود؟
@barsakht
طی دو دهه اخیر، مذاکرات هستهای ایران با آمریکا، همواره با هدف رفع تحریمها آغاز شده، اما در عمل، چنین نتیجهای بهدست نیامده است. پرسش این است که چرا راهبرد مذاکراتی ایران، علیرغم امضای توافقاتی مانند برجام، نتوانسته به لغو پایدار و واقعی تحریمها بینجامد؟
پاسخ این پرسش را باید در یک ناهماهنگی ساختاری و مفهومی میان اهداف اعلامی و ابزارهای عملیاتی ایران جستوجو کرد؛ ناهماهنگیای که ریشه در فقدان نگاه نهادی به سیاستگذاری تحریمی آمریکا و بیتوجهی به منطق قدرت در نظام بینالملل دارد.
۱- آمریکا با بهرهگیری از منطق واقعگرایانه، هدفی روشن را در مذاکرات دنبال میکند: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای. این هدف با ابزارهایی ملموس و قابل راستیآزمایی نظیر محدودسازی سطح و ظرفیت غنیسازی اورانیوم، کاهش ذخایر هستهای و حضور مداوم بازرسان آژانس انرژی اتمی پیگیری میشود. این تطابق میان هدف و ابزار، به آمریکا قدرت چانهزنی و سازوکارهای راستیآزمایی مؤثر میدهد.
در مقابل، ایران نیز خواستهای روشن دارد: رفع تحریمها. اما این هدف در سطح اجرای سیاست، فاقد تعریف مصداقی، شاخصهای ارزیابی و ابزارهای پیگیری است. ایران نه تنها هیچ تعریفی از «رفع تحریم» ارائه نمیدهد، بلکه تعیین نحوه تحقق آن را نیز به طرف مقابل واگذار میکند! چنین رویکردی، از منظر مذاکره، به معنای تسلیم در برابر چارچوب ذهنی و ساختاری حریف است.
۲- تحریمهای آمریکا، برخلاف تصور رایج، صرفاً ابزار فشار سیاسی نیستند، بلکه بخشی از یک معماری نهادی و حقوقی پیچیدهاند که در همتنیدگی عمیقی با ساختار حکمرانی این کشور دارند. بسیاری از تحریمها نه با فرمان اجرایی رئیسجمهور، بلکه با مصوبات قانونی کنگره اعمال شدهاند. در نتیجه، لغو این تحریمها مستلزم فرآیندی پیچیده، چندلایه و در اغلب موارد، مستلزم اجماع میان دولت و قوه مقننه است.
در حالیکه ایران رفع تحریم را گاه بهمثابه یک تصمیم اجرایی تصور میکند که میتواند صرفاً از طریق توافق با دولت وقت آمریکا حاصل شود، واقعیت این است که بسیاری از مؤلفههای کلیدی این نظام تحریمی، خارج از اختیار مستقیم رئیسجمهور قرار دارند. برای نمونه، لغو تحریمهایی که بر مبنای قانونهایی چون IFCA یا ISA یا CISADA تصویب شدهاند، نیازمند تصویب قانونی جدید در کنگره است.
تجربه سوریه نیز نشان داد که حتی اعلام عمومی رئیسجمهور برای لغو تحریمها، بدون همراهی و اجرای مؤثر از سوی این نهادها، ضمانت اجرایی ندارد. چند روز پس از جشن و پایکوبی در دمشق بابت اعلام لغو تحریمها توسط ترامپ، وزارت خارجه آمریکا رسما گفت که این کار «زمانبر» است چون یک پروژه بیننهادی است.
این واقعیتها نشان میدهد ایران در طراحی راهبرد رفع تحریم، علاوه بر اینکه فهم صحیحی از ریشههای وضع تحریم ندارد و آن را ناشی از یک سوء تفاهم درباره سلاح هستهای میداند، فاقد درک نهادی و حقوقی کافی از ساختار قدرت در آمریکاست و همین امر، موجب ناکارآمدی جدی در تحقق هدف اصلی مذاکرات شده است.
۳- یکی از عوامل مهم ناکامی ایران در تحقق رفع تحریمها، فقدان سازوکار راستیآزمایی متقارن است. در حالیکه آژانس انرژی اتمی بهعنوان بازوی نظارتی غرب، اجرای تعهدات ایران را با دقت ثبت و گزارش میکند، ایران هیچ نهاد، شاخص یا سازوکار مشابهی برای ارزیابی اجرای تعهدات طرف مقابل ندارد. بدین ترتیب، ایران عملاً از امکان اعتراض رسمی یا ترک توافق در صورت نقض تعهدات آمریکا محروم میشود و صرفاً به «اعتماد سیاسی» اتکا میکند؛ امری که در منطق قدرت، خطرناک و فاقد کارایی است.
۴- در ادبیات راهبردی، مذاکره زمانی اثربخش است که هر طرف، علاوه بر مشوق، ابزارهای فشار متقابل نیز داشته باشد. آمریکا با بهرهگیری از تحریمهای ثانویه، شبکه SWIFT، و ترس شرکتها از جریمههای کلان، تهدیدات خود را قابل باور کرده است. اما ایران در مقابل، فاقد ابزار فشار متقارن است. نه از ظرفیتسازی در عرصه مالی بینالمللی بهره گرفته، نه جایگزینی برای سازوکارهای وابسته به دلار ایجاد کرده، و نه حتی در مذاکرات، شاخصهای قابل اندازهگیری برای رفع تحریمها تعریف کرده است.
در غیاب راهبردی جامع، که ترکیبی از درک مناسبات قدرت در محیط آنارشیک بینالملل، فهم نهادی، تعریف شاخصهای اجرایی، سازوکارهای راستیآزمایی متقارن، و ابزارهای فشار متقابل باشد، مذاکرات هستهای صرفاً به تکرار «چانهزنی از موضع ضعف» خواهد انجامید. این نه تنها به رفع تحریمها کمکی نمیکند، بلکه بهتدریج ساختار تحریمی آمریکا را تثبیت و عادیسازی میکند.
سید یاسر جبرائیلی
@barsakht
هدایت شده از برساخت
.
شاهکار دیگری در متن برجام!
@barsakht
🔹وزیر امور خارجه در گفت و گوی ویژه خبری: "در اکتبر 2025 (مهر 1404) زمان پایان قطعنامه 2231 شورای امنیت خواهد بود. زمانی که آن قطعنامه به شکل خودکار منحل شود، مکانیسم هایی چون اسنپ بک کارآیی نخواهند داشت. لذا احتمالا قبل از آن، اگر توافق جدیدی میان طرفین حاصل نشود، ما با شرایط بحرانی روبه رو خواهیم بود و ممکن است کشورهای اروپایی که هنوز در برجام هستند، به دنبال استفاده از مکانیسم اسنپ بک باشند".
🔻ساز و کار اسنپ بک یا همان ماشه به طرف اروپایی این اجازه را می دهد که به صرف بهانه جویی بتواند تحریم های جمع شده ذیل قطعنامه 2231 را یکجا و بدون نیاز به جلب نظر دیگر اعضای شورای امنیت برگرداند!
@barsakht
🔻طبق مکانیسم ماشه (Snapback) در برجام، اگر یکی از طرفها به این جمعبندی برسد که طرف دیگر به تعهداتش پایبند نیست، میتواند به کمیسیون مشترک شکایت کند.
🔻اگر در بازه زمانی ۳۵ روزه، موضوع شکایت آنگونه که شاکی میخواهد حل و بررسی نشود، شاکی میتواند موضوع حل نشده را به عنوان دلیلی برای توقف اجرای تعهدات برجام در نظر بگیرد و شورای امنیت را مطلع کند. پس از آن، شورای ۳۰ روز فرصت دارد تا درباره استمرار تعلیق تحریمها یا بازگرداندن آنها، قطعنامه صادر کند.
🔻اگر در این مدت، شورا نتواند قطعنامه ای صادر کند، تمام تحریمهای قبل از برجام، به طور خودکار بازمیگردند و قابل وتو از سوی اعضای دائمی شورا (چین و روسیه) نیست بلکه «عدم بازگشت تحریم ها» قابلیت وتو دارد.
🔻یعنی رای گیری برای «بازگشت تحریم ها» انجام نمی شود بلکه برای «ادامه تعلیق تحریم ها» انجام می شود که حتی اگر شورا به آن رای ندهد، یک عضو دارای حق وتو می تواند رای را وتو کرده و عملا تحریم ها بازگردند..
✓محمد ایمانی
@barsakht
هدایت شده از خبرگزاری فارس
پدر شرطیسازی اقتصاد ایران را بشناسید
🔹تئورسین اقتصادی دولت روحانی معتقد است توسعه ایران کاملاً وابسته به تصمیم آمریکاست؛ یا باید تسلیم شد و به تکنولوژی خارجی دل بست، یا منتظر جنگ ماند!
🔹او حتی راهحلهای داخلی برای مشکلات انرژی را بیاثر میداند و معتقد است بدون سرمایۀ خارجی، اصلاحات ممکن نیست.
🖼 دوست دارید بدانید او کیست؟
اینجا را بخوانید
@Farsna
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 واکنش جان مرشایمر به سخن نماینده پیشین پارلمان اسرائیل مبنی بر لزوم کشتار کودکان غزه؛ اسرائیلیها هر روز بیشتر به آلمان نازی شبیه میشوند!
@barsakht
با توجه به اعلام انحلال گروهک پ.ک.ک، آیا خطر پیوستن اعضای این گروهک به سایر گروهکهای تجزیهطلب مانند پژاک وجود دارد؟
@barsakht
بر اساس گزارشهای اخیر، پکک در مه 2025 به طور رسمی انحلال خود را اعلام کرد، تصمیمی که پس از فراخوان عبدالله اوجالان، رهبر زندانی این گروه، برای زمین گذاشتن سلاحها و پایان مبارزه مسلحانه گرفته شد.
در پاسخ به سئوال و از جنبه احتیاط میتوان این سناریو را مطرح کرد که پژاک بهعنوان شاخه ایرانی پ.ک.ک، از نظر ایدئولوژیک(مارکسیسم- لنینیسم با تمرکز بر خودمختاری کردی) و سازمانی به پکک وابسته است. این نزدیکی میتواند اعضای پکک را به پیوستن به پژاک ترغیب کند. برخی منابع ادعا میکنند که قدرتهای غربی ممکن است از انتقال نیروهای پکک به پژاک حمایت کنند تا در صورت ضعف یا بیثباتی در ایران، از این نیروها بهرهبرداری کنند.
از سویی انحلال پکک ممکن است باعث سردرگمی در میان کادرهای این گروه شود. اعضای جوانتر یا تندروتر که به مبارزه مسلحانه اعتقاد دارند، ممکن است به گروههایی مانند پژاک بپیوندند که همچنان به فعالیتهای نظامی علیه ایران ادامه میدهند.
فقدان برنامههای بازپروری یا ادغام اجتماعی برای اعضای سابق پکک در ترکیه یا عراق میتواند آنها را به سمت گروههای دیگر سوق دهد.
هر چند احتیاط در محیط پرآشوب و پیچیده غربآسیا یک امر ضروری است اما لازم است به چند نکته سلبی در پاسخ به این سوال توجه داشت:
1-پژاک در مقایسه با پکک از نظر منابع مالی، تسلیحاتی و تعداد نیروها ضعیفتر است. ممکن است این امر جذابیت آن را برای اعضای پکک کاهش دهد.
2-انحلال پکک بهعنوان یک شکست نمادین برای پروژههای تجزیهطلبانه تلقی میشود و از این رو، احتمال کاهش انگیزه برخی اعضا برای ادامه مبارزه در گروههایی مانند پژاک وجود دارد.
3-فراخوان اوجالان برای صلح و انحلال ممکن است بخشی از اعضا را به سمت راهحلهای سیاسی و غیرنظامی سوق دهد.
4- دولتهای ایران، عراق، و ترکیه هماهنگی بیشتری برای مقابله با گروههای تجزیهطلب مسلح نشان دادهاند. این همکاری میتواند تحرکات اعضای سابق پکک برای پیوستن به پژاک را محدود کند.
@barsakht
5-ایران از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهویژه قرارگاه حمزه سیدالشهدا (ع)، دستگاههای اطلاعاتی و نیروهای انتظامی، کنترل شدیدی بر مناطق غربی کشور اعمال میکند.
6- عملیاتهای متعدد علیه پایگاههای پژاک در مرزهای ایران و عراق نشاندهنده توان نظامی بالای ایران است. برای مثال، حملات موشکی و پهپادی به مواضع گروههای تجزیه طلب در اقلیم کردستان عراق در سالهای اخیر، پیام روشنی از اقتدار ایران ارسال کرده است.
7-ایران با فشار بر دولت اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق، توانسته فعالیت گروههای کردی مخالف ایران را محدود کند. توافقنامه امنیتی 2023 بین ایران و عراق، که به خلع سلاح گروههای کردی در مرزها متعهد است، نمونهای از این تلاشهاست.
8-اقلیم کردستان به دلیل وابستگی اقتصادی به ایران و ترکیه، از انگیزه بالایی برای محدود کردن فعالیت گروههای کردی مخالف این دو کشور برخوردار است. ایران یکی از شرکای تجاری اصلی اقلیم است، و هرگونه حمایت از پژاک میتواند این روابط را به خطر بیندازد.
9- احزاب اصلی اقلیم به دلیل رقابتهای داخلی و نیاز به حفظ مشروعیت، تمایلی به حمایت از گروههای تجزیهطلب ندارند.
@barsakht
سازمان امنیت اوکراین SBU اعلام کرد که در یک عملیات هماهنگشده به چهار فرودگاه نظامی روسیه حمله کرده و ۴۰ فروند هواپیمای نظامی را از بین برده است. این حمله بیش از همه علیه پایگاه نظامی بِلایا در شرق سیبری و حدود ۴۲۰۰ کیلومتری مرز اوکراین انجام شده است.
دیگر هدف این حملات پایگاههای نیروی هوایی روسیه در دیاگیلِوو، ایوانووو و اولنیا در منطقه مورمانسک در سرزمینهای روسیه در قطب شمال بوده است.
در اثر این عملیات جتهای جنگی "توپولف تو۹۵" و تو۲۲ و نیز هواپیماهای هشدار زودرس نوع "برییف آ۵۰" تخریب شدهاند. به گفته مقامات امنیتی اوکراین این عملیات از یک سال و نیم پیش تدارک دیده شده بوده است.
@barsakht
جزئیاتی از پیشنهادات جدید هستهای آمریکا به ایران در نامه ترامپ
@barsakht
روزنامه نیویورک تایمز ادعا کرد:
🔹طرحی از دولت ترامپ به ایران اجازه میدهد تا غنیسازی اورانیوم را در سطوح پایین ادامه دهد
🔹دولت ترامپ پیشنهادی ارائه کرده است که به ایران اجازه میدهد غنیسازی اورانیوم را در سطوح پایین ادامه دهد، در حالی که ایالات متحده و سایر کشورها برنامهای دقیقتر برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هستهای اما تأمین سوخت برای نیروگاههای هستهای جدید تدوین میکنند.
🔹این پیشنهاد پلی است بین وضعیت کنونی که ایران به سرعت اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی تولید میکند و هدف ایالات متحده که ایران هیچ اورانیومی را در خاک خود غنیسازی نکند.
🔹بر اساس این پیشنهاد، ایالات متحده ساخت رآکتورهای هستهای برای ایران را تسهیل میکند و مذاکره برای ساخت تأسیسات غنیسازی تحت مدیریت کنسرسیومی از کشورهای منطقهای را انجام میدهد. هنگامی که ایران از مزایای این وعدهها بهرهمند شود، باید تمام فعالیتهای غنیسازی در کشور را متوقف کند.
🔹حداقل در سالهای ابتدایی این ترتیب پیشنهادی، زمانی که تأسیسات غنیسازی جدید برای تولید سوخت نیروگاهها با همکاری کشورهای عربی ساخته میشود، به ایران اجازه داده خواهد شد که غنیسازی اورانیوم را در سطوح پایین ادامه دهد، با وجود پست رسانهای ترامپ که گفته بود ایالات متحده «اجازه هیچگونه غنیسازی اورانیوم» را نمیدهد. (ممکن است او به آنچه در مرحله نهایی توافق بالقوه مجاز خواهد بود اشاره کرده باشد، نه در طول ترتیب موقت.)
🔹ایده کنسرسیوم منطقهای اساساً ایران را در آغوش کشورهای دیگر، که ممکن است شامل ایالات متحده، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگران باشد، قرار میدهد تا سوخت هستهای با درجه پایین برای نیروگاهها تولید شود و در عین حال اطمینان حاصل شود که ایران به تنهایی سوخت را برای بمب غنیسازی نمیکند.
🔹پیشنهاد دولت ترامپ دقیقاً مشخص نمیکند که چه چیزی برای برچیدن برنامه هستهای این کشور مورد نیاز است.
@barsakht
در کتاب جامعهشناسی نخبهکشی، نمونهها و تحلیلهای متعددی درباره علتهای دور ماندن نخبگان از روند توسعه در کشور مطرح شدهاند. به طور کلی، علل اصلی که باعث میشود نخبگان از فرآیند توسعه کنار گذاشته شوند یا در آن مشارکت نکنند، عبارتند از:
1. فضای سیاسی بسته و سرکوب نخبگان
نخبگان به دلیل برخوردهای امنیتی، سیاسی و محدودیتهای آزادی بیان، نمیتوانند نقش فعال خود را ایفا کنند.
حذف یا منزوی شدن نخبگان به دلیل دیدگاههای متفاوت سیاسی، باعث کاهش نقش آنان در تصمیمسازیها میشود.
2. فساد ساختاری و بیاعتمادی نخبگان به سیستم حکومتی
فساد و رانتخواری در ساختارهای اداری و اقتصادی باعث میشود نخبگان نتوانند در مسیر توسعه مؤثر باشند.
نخبگان به دلیل عدم شفافیت و عدالت در فرصتها، انگیزه خود را از دست میدهند و یا مهاجرت میکنند.
3. نقش فرهنگ و نگرشهای جامعه
جامعه ممکن است نسبت به نخبگان بدبین باشد و یا از توانمندیهای آنان استفاده نکند.
فرهنگ نخبهستیزی یا مقاومت در برابر تغییرات از سوی نخبگان میتواند مانع مشارکت آنان شود.
4. ضعف نهادهای مدنی و آموزشی
نهادهای آموزشی و پژوهشی که باید بستری برای پرورش و بهکارگیری نخبگان باشند، به دلیل کمبود منابع یا مدیریت نامناسب، نمیتوانند نقش خود را به درستی ایفا کنند.
فقدان نهادهای موثر برای ارتباط نخبگان با ساختارهای تصمیمگیری.
5. مهاجرت نخبگان (فرار مغزها)
به دلیل نبود فرصتهای شغلی و رشد در داخل کشور، نخبگان به خارج مهاجرت میکنند و این امر باعث کاهش سرمایه انسانی ارزشمند میشود.
@barsakht
Makinder-The geographical pivot of history.pdf
حجم:
918.1K
Makinder-The geographical pivot of history.pdf
مقاله محور جغرافیای تاریخ
@barsakht
این فایل دریرگیرنده مقالۀ مهمی از هافورد مکیندر با عنوان «محور جغرافیایی تاریخ» است. او در این مقاله که به سال 1904 ارائه شده، ضمن آنکه جغرافیای سیاسی را به عنوان درکی ضروری در هر تحلیل سیاسی مطرح میکند، انگلستان را بر آن میدارد تا استراتژی دریاپایه خود را متناسب با آنچه «هارتلند جهان» مینامد تغییر دهد.
جدا از محتوای تحلیل سیاسی مکیندر، شیوۀ او در توجه به حدود جغرافیایی در سیاست مهم است؛ اینکه چگونه نیروهای سیاسی در کشاکش خودشان جغرافیا را میسازند و از جغرافیا متاثر میشوند. هرچند در تحلیل مکیندر تاثیر عناصر اقتصادی کمرنگ است اما شیوۀ تحلیل او جا را برای توجه عمیق به اقتصاد باز گذاشته است.
همچنین مهم است که با تاکیدی که او بر روی اوراسیا و خطر اتحاد آن برای انگلستان دارد یکبار اتفاقات اخیر در اوکراین را دوباره مورد تحلیل قرار دهیم
@barsakht
🟥 پایانِ عصر طولانیِ آمریکا؛ ترامپ و منابع قدرت ایالات متحده
⚫ فارن افرز
✍🏻 رابرت کوهِن و جوزف نای
🔸دولت ترامپ در سیاست خارجی خود دوگانگی عجیبی از خود نشان داده است. از یکسو، با خروج از نهادهای بینالمللی گرایش آشکاری به انزواگرایی داشته و از سوی دیگر، با استفاده از ابزارهایی مانند تعرفههای گمرکی و تهدید نظامی، نشان داده که به قدرت سخت علاقهمند است. این تناقضات باعث شده همپیمانان سنتی آمریکا اعتماد خود به واشنگتن را از دست بدهند و جایگاه رهبری آمریکا در نظام جهانی به مخاطره افتد.
💢وابستگی متقارن بهعنوان ابزار فشار
🔹روابط اقتصادی میان کشورها اغلب نامتقارن است؛ به این معنا که یک کشور بیشتر از کشور دیگر به این رابطه نیاز دارد. در چنین حالتی، کشوری مانند آمریکا که بازار مصرف بزرگی دارد، میتواند از این عدم تقارن بهعنوان ابزار فشار بهره ببرد.
💢ترامپ و تخریب زیرساختهای قدرت نرم
🔹یکی از ارکان اصلی قدرت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، قدرت نرم بوده است. ترامپ با کاهش بودجه نهادهای فرهنگی، حمله به رسانههای آزاد، و بیاعتنایی به ارزشهای دموکراتیک، به این زیرساختهای قدرت نرم ضربه جدی وارد کرده است.
💢تضعیف سه رکن نظم بینالمللی
🔹نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم بر سه پایه توازن قدرت، نهادهای بینالمللی، و هنجارهای مشروعیتبخش به رفتار کشورها استوار بوده است. اقدامات ترامپ در خروج از نهادهای بینالمللی، بیاعتنایی به هنجارهای بینالمللی، و اتخاذ سیاستهای یکجانبهگرایانه، موجب تزلزل در هر سه رکن شده است.
💢چین؛ بازیگر جایگزین؟
🔹در شرایطی که آمریکا در حال عقبنشینی از نقش رهبری جهانی است، چین تلاش میکند تا خلأ ایجادشده را با طرحهایی مانند «کمربند و جاده» و سرمایهگذاری در کشورهای در حال توسعه پر کند و جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تثبیت نماید. هرچند قدرت نرم چین هنوز محدود است، اما جاهطلبیهای اقتصادی و زیرساختی آن میتواند موقعیت آمریکا را به چالش بکشد.
💢آسیب به قدرت علمی آمریکا
🔹یکی از منابع قدرت نرم، سیستم آموزش عالی و نوآوری علمی است. دولت ترامپ با محدود کردن بودجههای تحقیقاتی، کاهش حمایت از دانشگاهها، و محدودیتهای مهاجرتی برای دانشجویان خارجی، به این منبع ارزشمند ضربه وارد کرد. این روند نهتنها جایگاه علمی آمریکا را تضعیف میکند، بلکه مانع از جذب نخبگان بینالمللی میشود که در گذشته به رشد علمی و اقتصادی آمریکا کمک کرده اند.
💢جهانیسازی؛ قربانی سیاستهای پوپولیستی
🔹ترامپ جهانیسازی را عامل بیکاری و رکود اقتصادی در آمریکا معرفی کرده و بر مبنای این گفتمان، سیاستهای حمایتگرایانه و تعرفهگذاری را در پیش گرفته است. در حالی که جهانیسازی، با همه چالشهایش، نقش مهمی در تقویت اقتصاد آمریکا و توسعه نوآوری ایفا کرده است. کنار گذاشتن جهانیسازی به نفع سیاستهای ملیگرایانه، در بلندمدت به ضرر آمریکا تمام خواهد شد.
💢مهاجرت و پوپولیسم
🔹ترامپ مهاجرت را تهدیدی برای امنیت و اشتغال آمریکاییها معرفی کرده و سیاستهای سختگیرانهای علیه مهاجران اعمال نمود. در صورتی که علت اصلی مشکلات اقتصادی آمریکا نه مهاجران، بلکه تغییرات فناورانه و ساختارهای سرمایهداری است. در واقع، مهاجران همواره نقش مهمی در اقتصاد و فرهنگ آمریکا داشتهاند و محدود کردن مهاجرت، ضربهای به مزیت رقابتی آمریکا است.
💢بیتوجهی به بحرانهای جهانی مانند تغییرات اقلیمی
🔹در شرایطی که جهان با بحرانهایی مانند تغییرات اقلیمی مواجه است ترامپ با خروج از توافق پاریس و بیتوجهی به همکاریهای جهانی، آمریکا را از این صحنهها کنار کشیده است. این سیاستها نهتنها وجهه اخلاقی آمریکا را تضعیف کرده بلکه توانایی آن را برای شکل دادن به آینده جهان کاهش داده است.
💢قدرت نرم پایدارتر از قدرت سخت
🔹قدرت سخت – شامل استفاده از زور و تهدید – در کوتاهمدت ممکن است نتیجه بدهد، اما در بلندمدت این قدرت نرم است که تعیینکننده جایگاه یک کشور در نظام بینالملل خواهد بود. آمریکا در دهههای گذشته از طریق ارزشها، فرهنگ، دانشگاهها، و مشارکت در نهادهای جهانی، نفوذ گستردهای پیدا کرده بود.
💢قمار بر ضعف بهجای سرمایهگذاری بر قدرت
✅سیاستهای دولت ترامپ بیش از آنکه نوعی بازسازی قدرت آمریکا باشد، نوعی قمار بر روی تضعیف عناصر مؤثر قدرت این کشور بوده است. تخریب نهادهای داخلی و بیاعتنایی به قدرت نرم، همه باعث کاهش اعتماد بینالمللی به ایالات متحده شدهاند. اگر این روند ادامه یابد، احتمال دارد که قرن آمریکایی به پایان خود نزدیک شود و بازیگران دیگری مانند چین یا حتی اتحادیه اروپا وارد صحنه رهبری جهانی شوند.
@barsakht
چرا غنیسازی خط قرمز است؟
@barsakht
🔻 در طول دو دهه مذاکره هستهای میان ایران و غرب، یکی از مهمترین نقاط مورد اختلاف در موضوع «غنیسازی اورانیوم» بوده است، اما غنیسازی چرا تا این اندازه مورد مناقشه طرفین است؟
🔸در فناوری هستهای که سالها است موردتوجه بشر قرار گرفته است، «چرخه تولید سوخت اتمی» رکن کلیدی تلقی میشود و به کشوری بهمعنای واقعی هستهای گفته میشود که صفرتاصد این فرایند را در اختیار داشته باشد. در این چرخه که از استخراج عنصر اورانیوم از معادن آغاز میشود و حتی تا بازفرآوری آن استمرار مییابد، مهمترین مرحله «افزایش غنای اورانیوم» بهمنظور آمادهسازی آن برای تولید انرژی است. بهبیاندیگر هستهای بودن در گرو داشتن چرخه کامل سوخت هستهای و چرخه کامل سوخت هستهای منوط به توان غنیسازی صنعتی است.
▫️یکی از دلایل این موضوع سطح پیشرفته بودن سانتریفیوژهای غنیسازی است که برای رسیدن به محصول باید از دقت و کیفیت خاصی برخوردار باشند و در واقع پیچیدهترین قطعه زنجیره تولید سوخت هستهای، غنیسازی است. البته غنیسازی با سطوح و درصدهای مختلفی انجام میگیرد که محصول هر سطح کاربردهای مختلفی دارد. غنای پایین (تا ۵ درصد) عمدتاً بهمنظور تولید برق اتمی، غنای متوسط (تا ۲۰ درصد) با کاربری تولید رادیوایزوتوپها در پزشکی و کشاورزی، غنای بالاتر (تا ۶۰ درصد) قابل بهرهبرداری در وسایل پیشرفتهای، چون زیردریایی و غنای ۹۰ درصد به بالا با کاربریهای نظامی است.
⁉️ اما دلیل اصرار ایران بر حفظ حق غنیسازی و تلاش امریکاییها برای انکار آن چیست؟
🔸اصلیترین دلیل در واقع همان نقش کلیدی این قطعه در زنجیره گسترده تولید سوخت است. اگر کشوری قدرت و امکان غنیسازی نداشته باشد، عملاً به این معناست که کل این چرخه را در اختیار ندارد. خصوصاً کشور مستقلی، چون ایران که در مدار وابستگی به قدرتهای بزرگ قرار ندارد و طبیعتاً ممکن است به دلایل سیاسی از دریافت سوخت اتمی آماده مصرف محروم بماند. در این صورت حتی ساخت نیروگاههای متعدد اتمی هم کمکی به کشور نخواهد کرد و حتی ممکن است به دلیل خلف وعده تأمینکنندگان خارجی سوخت، کلی فرایندهای هستهای کشور حتی در زمینههایی، چون پزشکی هستهای و کشاورزی بلااستفاده بماند.
▫️از منظری دیگر قدرت غنیسازی اتمی، نوعی ابزار موازنهساز برای ارتقای قدرت ملی نیز به شمار میآید. هرچند جمهوری اسلامی ایران متکی به مبانی دینی خود کاربرد تسلیحات کشتار جمعی و از جمله آن سلاح هستهای را ممنوع میداند، اما دلیلی ندارد از فناوری هستهای بهعنوان یک رکن بازدارنده و اقتدارآفرین برای خود بهره نگیرد. اگر فناوری هستهای بهعنوان یک مؤلفه قدرت ملی تلقی شود که در دنیای امروز اینگونه هست، غنیسازی بهعنوان دال مرکزی آن، به ابزاری اساسی برای تنظیمگری سطح این قدرت و مواجهه با دشمنان و رقبای سیاسی تبدیل شده است.
🔸برای مثال امریکا از قدرت اقتصادی و سیاسی خود برای اعمال تحریمهای مختلف علیه ایران استفاده میکند و حتی کشورهای دیگر را نیز وادار به تبعیت از این تحریمها میکند. جمهوری اسلامی ایران برای به چالش کشیدن این تحریمها و منصرف کردن عامل وضعکننده آنها به ابزاری، چون غنیسازی نیاز دارد. این ابزار در عین حال، رفتار طرف مقابل را نیز تنظیم میکند. اصلاً یکی از دلایل اصرار امریکاییها برای محروم کردن ایران از این حق آن است که در صورت خلف وعده مجدد امریکاییها، دست ایران برای اقدام متقابل مؤثر خالی باشد.
🔸امریکاییها دنبال توافق بدی هستند که هر وقت لازم باشد بدون هزینه از آن عبور کنند، اما توافقی خوب است که زمینههای التزام طرفین در درون آن پیشبینی شده باشد. پسازآنکه ترامپ برجام را پاره کرد، آنچه دست ایران را پر نگاه میداشت، قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از حقوق ملت ایران» بود که با دو ابزار افزایش سطح غنیسازی و تنظیم سطح و نوع همکاری ایران با آژانس، به سود ایران موازنه ایجاد کرد و همین امر امریکاییها را چه در دوره بایدن و چه اکنون ناچار به مذاکره کرده است.
▫️بنابراین غنیسازی علاوه بر آنکه حق طبیعی هر یک از کشورها است، تضمینکننده تأمین اطمینانبخش سوخت هستهای برای ما و درعینحال تضمینکننده بقای هر نوع توافقی نیز است. اگر فرضاً توافقی شکل بگیرد، این توافق برای بقا نیازمند تصریح بر حق غنیسازی در آن است، چراکه با توجه به خلف وعده سابق در طرف غربی، بدون غنیسازی، موازنهای شکل نخواهد گرفت که ضامن بقای تفاهم و توافق باشد.
@barsakht