سیستم دست مرده روسیه را بشناسیم!!
@barsakht
طرح موسوم به «دست مرده» یا Dead Hand که در روسیه به نام «پریمت» Perimeter شناخته میشود، یک سیستم کنترل تسلیحات هستهای خودکار است که در دوران جنگ سرد توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی شد. این سیستم به عنوان یک ابزار بازدارندۀ هستهای نهایی توسعه یافت تا اطمینان حاصل شود که حتی در صورت نابودی کامل فرماندهی نظامی و رهبری سیاسی روسیه در یک حمله هستهای، یک پاسخ هستهای ویرانگر علیه مهاجم انجام شود.
ساختار کلی سیستم «پریمت»
این سیستم از چندین بخش حیاتی تشکیل شده است که به صورت هماهنگ عمل میکنند:
– حسگرها و تجهیزات نظارتی: حسگرهایی که اطلاعات محیطی را جمعآوری میکنند، از جمله
– حسگرهای شتابسنج برای تشخیص انفجارهای هستهای.
– تجهیزات رصد فشار هوا و لرزش زمین برای شناسایی حملات.
– حسگرهای تشعشع برای تشخیص انفجارهای هستهای در محیط.
– واحد کنترل مرکزی: یک سیستم هوش مصنوعی یا رایانه مرکزی که دادههای حسگرها را تجزیه و تحلیل میکند تا مشخص شود آیا یک حمله هستهای گسترده رخ داده است یا خیر.
– سیستم ارتباطی: شبکهای از خطوط ارتباطی که به موشکهای استراتژیک و پایگاههای نظامی متصل است تا فرمانها را ارسال کند.
– موشک فرماندهی: (Command Missiles) موشکهای ویژهای که در صورت فعال شدن سیستم، فرمان پرتاب را به دیگر موشکها و پایگاهها منتقل میکنند.
نحوه فعالسازی سیستم
“دست مرده به طور دائم فعال نیست. فرآیند فعالسازی به این صورت است:
1- فعالسازی اولیه توسط انسان:
– مقامات نظامی روسیه میتوانند در شرایط بحرانی، سیستم پریمت را به صورت دستی در حالت آمادهباش قرار دهند. این حالت زمانی فعال میشود که احساس شود خطر حمله هستهای قریبالوقوع است.
– در این مرحله، سیستم شروع به پایش مداوم شرایط محیطی و زنجیره فرماندهی میکند.
2- جمعآوری و تحلیل دادهها:
– حسگرها اطلاعات مختلفی را بررسی میکنند:
– وقوع انفجارهای هستهای بزرگ در خاک روسیه.
– قطع ارتباط با پایگاههای فرماندهی.
– از بین رفتن نشانههای حیاتی فرماندهی نظامی (مانند سیگنالهای رادیویی).
– اگر سیستم تشخیص دهد که یک حمله هستهای گسترده رخ داده و فرماندهی دیگر فعال نیست، به مرحله بعد میرود.
تصمیمگیری سیستم
واحد کنترل مرکزی، براساس دادههای دریافتی، تصمیم میگیرد که آیا پاسخ هستهای باید آغاز شود یا خیر. این سیستم برای جلوگیری از اشتباه، چندین معیار و لایه ایمنی دارد. تنها زمانی حمله متقابل آغاز میشود که همه شواهد نشان دهد:
– فرماندهی مرکزی نابود شده است.
– حمله هستهای گسترده رخ داده است.
– هیچ راه دیگری برای پاسخگویی انسانی وجود ندارد.
پرتاب موشکهای فرماندهی
– در صورت تصمیمگیری برای حمله متقابل، سیستم پریمت موشکهای خاصی به نام “موشکهای فرماندهی (Command Missiles) را پرتاب میکند.
– این موشکها حامل کلاهک هستهای نیستند، بلکه وظیفه دارند سیگنالهای رادیویی کدگذاریشده را به پایگاهها و موشکهای استراتژیک دیگر ارسال کنند.
– این سیگنالها، دستور پرتاب موشکهای هستهای را به دیگر سامانهها منتقل میکنند.
حمله متقابل کامل
– با دریافت سیگنال از موشکهای فرماندهی، تمامی موشکهای استراتژیک روسیه از سیلوهای زیرزمینی، زیردریاییها، و دیگر پایگاهها پرتاب میشوند.
– این حمله متقابل به گونهای طراحی شده که ویرانی گستردهای را در سرزمین دشمن تضمین کند.
ویژگیهای کلیدی سیستم
– بازدارندگی خودکار: حتی اگر فرماندهی انسانی نابود شود، سیستم پریمت توانایی پاسخگویی دارد.
– لایههای امنیتی: برای جلوگیری از فعال شدن تصادفی، چندین مرحله تأیید و تحلیل وجود دارد.
– انعطافپذیری: پریمت میتواند به سناریوهای مختلف واکنش نشان دهد، از جمله حملات پیشدستانه دشمن.
انتقادات و نگرانیها
۱. خطر اشتباه: اگر سیستم به اشتباه تشخیص دهد که حملهای رخ داده است، میتواند فاجعهای جهانی را رقم بزند.
۲. عدم شفافیت: اطلاعات دقیق در مورد سیستم پریمت محدود است، و این مسئله باعث نگرانی درباره احتمال اشتباهات یا سوءاستفاده میشود.
نتیجهگیری
“دست مرده” یکی از پیشرفتهترین سیستمهای بازدارندگی هستهای است که بازتابدهنده منطق وحشتناک جنگ سرد است: تضمین نابودی متقابل. این سیستم هنوز هم به عنوان نمادی از سیاست بازدارندگی هستهای مطرح است.
@barsakht
1_19504189552.pdf
حجم:
513.1K
چرا روسیه خود را از جنگ ایران و اسرائیل دور نگه داشت؟
بولتن راهبرد نگار
اتاق وضعیت معاونت فضای مجازی صدا و سیما
@barsakht
هدایت شده از برساخت
1_19237328521.pdf
حجم:
1.4M
کتابچه «قیام ققنوس» به مباحث زیر میپردازد:
@barsakht
🔻 چرایی درگیری ایران و اسرائیل؟!
🔻 چرا حماس وارد جنگ با اسرائیل شد؟
🔻 نقشه خاورمیانه جدید چه بود؟
🔻 ماجرای پروژه آیمک چه بود؟
🔻 انقلاب اسلامی: مانعی در برابر توسعهطلبی
🔻 عمق استراتژیک ایران: سپر مقاومت
🔻 آیندهای روشن در سایه مقاومت
مدت زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
@barsakht
هدایت شده از برساخت
1_14307519118.pdf
حجم:
12.3M
@barsakht
📝 امام خامنهای مدظلهالعالی: کتاب پروتکل های دانشوران صهیون را بخوانید و از خواندن آن غفلت نکنید...
🔸کتاب پروتکل های دانشوران صهیون، توسط گروه اتاق تحلیل #برساخت خلاصه شده و در قالب یک فایل PDF، تقدیم عزیزان می شود.
@barsakht
https://eitaa.com/barsakht/738
ده چالش جدی ایران در نبرد با رژیم صهیونسیتی
۱. ساماندهی و نظارت بر مسئله کولبران
۲. غفلت از بودجه تجهیز نظامی
۳. هواپیماهای پیشرفته
۴. عدم انضباط مهاجران افغان
۵. رهاشدگی فضای مجازی و لاابالیگری در حکمرانی فضای مجازی؛
۶. حفاظت از شخصیت های نظامی و سیاسی
۷. تامین امنیت مردم نهاد با استفاده از ظرفیت بسیج مردمی
۸. ارائه سریع و صحیح تحلیلهای مناسب در نبرد روایت ها
۹.حمایت و تامین حداقل معیشت اقشار ضعیف
۱۰. اهمیت پدافند غیرعامل و فعال سازی ظرفیتهای موجود
@barsakht
*سایه بلند منافع بر اخلاق در سیاست*
@barsakht
🔺حمله اسرائیل به ایران و همچنین نبرد اوکراین و روسیه، پرده از واقعیتی تلخ در سیاست بینالملل برمیدارند: اخلاق، که میتوانست بنیان روابط انسانی و دولتی باشد، در برابر منطق سرد منافع و قدرت، اغلب به حاشیه رانده یا کلا نادیده انگاشته میشود. این دو درگیری، هرچند در زمینههای جغرافیایی و تاریخی متفاوت رخ دادهاند، اما در یک نقطه اشتراک دارند: نادیده گرفتن اصول اخلاقی به نفع محاسبات ژئوپولیتیکی.
🔺این یادداشت به بررسی این موضوع
میپردازد که چگونه این جنگها نشاندهنده خط بطلانی بر نگاه اخلاقی در سیاست هستند، بدون آنکه به مصادیق خاص محدود شود.
سیاست بینالملل، بهویژه در بزنگاههای بحران، بیش از آنکه بر ارزشهایی چون عدالت، حقوق بشر یا احترام به حاکمیت ملی استوار باشد، در چنبره منافع ملی و رقابتهای قدرت گرفتار است. جنگها نشان می دهد ملاحظات اخلاقی در تصمیمگیریها جایگاهی ثانویه دارند. هدف غایی، نه رعایت اصول انسانی، بلکه تضمین برتری استراتژیک یا تحمیل اراده بر طرف مقابل است. این پویایی، که در آن ارزشهای اخلاقی قربانی اهداف سیاسی میشوند، نشاندهنده فاصله عمیق میان گفتمان اخلاقی و عمل سیاسی است. به همین ترتیب، در جنگ اوکراین و روسیه، رقابتهای ژئوپولیتیکی و تلاش برای حفظ یا گسترش حوزه نفوذ، محور اصلی تصمیمگیریها بوده است.
@barsakht
🔺دخالت قدرتهای خارجی، چه در قالب حمایت نظامی و چه تحریمهای اقتصادی، بیش از آنکه بر مبنای دفاع از ارزشهای انسانی باشد، به دنبال تأمین منافع استراتژیک است. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که حتی نهادهای بینالمللی، که قرار بود نگهبان اصول اخلاقی و حقوقی باشند، در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی قدرتهای بزرگ، اغلب ناتوان یا جانبدار عمل میکنند. نتیجه آن، تداوم چرخهای از خشونت و رنج انسانی است که در آن ملاحظات اخلاقی به ابزاری برای توجیه اقدامات تبدیل میشوند، نه هدفی اصیل.
🔺این دو جنگ، هرچند زمینههای متفاوتی دارند، اما در یک ویژگی مشترکاند: در هر دو، گفتمان اخلاقی به حاشیه رانده شده و به جای آن، منطق قدرت، رقابت و منافع کوتاهمدت حاکم شده است. تا وقتیکه دولتها و بازیگران بینالمللی در مواجهه با بحران، اولویت را در حفظ نفوذ، منابع یا امنیت خود میدانند، ارزشهایی چون صلح، عدالت و کرامت انسانی به سرعت رنگ میبازند. این روند، خط بطلانی بر این تصور میکشد که سیاست بینالملل میتواند بر پایه اخلاق بنا شود. در عوض، آنچه باقی میماند، جهانی است که در آن قدرت و منافع، قواعد بازی را تعیین میکنند و اخلاق، تنها در حد شعار یا ابزاری برای مشروعیتبخشی باقی میماند. این واقعیت تلخ، پرسشی بنیادین پیش میکشد: آیا در جهانی که سیاست آن بر پایه رقابتهای بیرحمانه قدرت شکل گرفته، جایی برای اخلاق باقی میماند؟ پاسخ شاید ناامیدکننده باشد؛ "جایی که قدرت و سیاست وجود دارد مجالی برای اخلاق نیست".
این جنگها یادآوری کردند که نگاه اخلاقی در سیاست، بیش از آنکه راهنما باشد، آرمانی دستنیافتنی است.
✍🏻هاشم امیری
@barsakht
نظم امنیتی خاورمیانه: از سنت به سوی تحول
@barsakht
خاورمیانه بهطور سنتی صحنهای از نظم امنیتی شکننده و پیچیده بوده است که تحت تأثیر رقابتهای قومی، فرقهای، و ژئوپولیتیک میان قدرتهای منطقهای و دخالتهای خارجی شکل گرفته است. این نظم، که برای دههها توسط توازن قوا میان کشورهای عربی، ایران، اسرائیل، و بازیگران غیردولتی مانند حزبالله و حماس تعریف میشد، با ائتلافهای ناپایدار، منازعات نیابتی، و وابستگی به منابع انرژی، ثبات منطقه را به چالش میکشید.
موقعیت استراتژیک خاورمیانه، بهعنوان پل ارتباطی میان آسیا، آفریقا، و اروپا و میزبان تنگههای کلیدی مانند هرمز و بابالمندب، آن را به میدان رقابت قدرتهای جهانی هم تبدیل کرده است. تحولات اخیر، بهویژه جنگ ایران و اسرائیل در خردادماه ۱۴۰۴، این نظم سنتی را به سمت یک بازآرایی جدید سوق داده و نظم امنیتی خاورمیانه را به سمت تقویت محور اسرائیل-عرب، گسترش نفوذ ترکیه، و بازتعریف استراتژیک نقش ایران برده است. این جنگ، با نمایش انعطافپذیری تهران در بهرهگیری توأمان از ابزارهای نظامی و دیپلماتیک، جایگاه ایران را بهعنوان بازیگری کلیدی در معادلات منطقهای تثبیت کرد.
با این حال، بیثباتی در سوریه، بحرانهای انسانی گسترده در غزه و ایران، و رقابتهای ژئوپولیتیک پیچیده میان اسرائیل، ترکیه، و کشورهای عربی، این نظم را پویا و شکننده ساخته است. تقویت ائتلافهای اسرائیل با کشورهای عربی، تحرکات ترکیه برای پر کردن خلأ قدرت در سوریه، و تلاش ایران برای حفظ نفوذ منطقهای از طریق دیپلماسی با میانجیهای عربی و قدرتهای شرقی مانند چین و روسیه، به پیچیدگی این نظم افزودهاند. آینده خاورمیانه به تحولات داخلی در ایران و اسرائیل، که با فشارهای سیاسی و اقتصادی مواجهاند، تصمیمات استراتژیک آمریکا و چین، که نقش تعیینکنندهای در توازن قدرت جهانی دارند، و توانایی منطقه در مدیریت بحرانهای انسانی، که میتواند احساسات عمومی را ملتهب کند، وابسته است. این نظم نوظهور، اگرچه فرصتهایی برای بازتعریف نفوذ بازیگران منطقهای و بینالمللی فراهم کرده، با چالشهای عمیقی مانند تنشهای فرقهای و بیثباتی اقتصادی مواجه است که میتوانند ثبات خاورمیانه را برای سالهای آینده به خطر اندازند.
مدیریت این پویاییها نیازمند رویکردی متعادل و چندجانبه است تا از تشدید درگیریها و تعمیق بحرانها جلوگیری شود. در این میان، حفظ توازن ژئوپولیتیک در خاورمیانه نهتنها برای بازیگران منطقهای، بلکه برای قدرتهای جهانی نیز حیاتی است، زیرا هرگونه بیثباتی در این منطقه میتواند پیامدهای گستردهای بر اقتصاد جهانی، امنیت انرژی، و معادلات سیاسی بینالمللی داشته باشد.
✍🏻زینب تبریزی
@barsakht