eitaa logo
کانال خبری تحلیلی بصائر
6.4هزار دنبال‌کننده
25.2هزار عکس
10.1هزار ویدیو
941 فایل
@Arsalanmardi ارتباط با ادمین کانال : 🆔پیام رسان ایتا https://eitaa.com/basaer_fa 🆔 پیام رسان تلگرام https://t.me/basaer_fa 🆔 پیام رسان بله https://ble.ir/basaer_fa
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال خبری تحلیلی بصائر
🔵ساعتی پس از اعطای جایزه نوبل به قاضی دیوان کیفری بین المللی، آمریکا تحریم هایی را علیه این نهاد بین
🔵واکنش ۷ کشور به تحریم دیوان بین‌المللی کیفری از سوی آمریکا 🔹کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، هلند، انگلیس، کانادا و دانمارک اعلام کردند: ما تحریم‌ها علیه دیوان بین‌المللی کیفری را رد می‌کنیم. @basaer_fa | بصائر
«ایران جان»؛ روایتِ اقتدار، تمدن و زیبایی‌ها بخش ایران جان در «کانال خبری تحلیلی بصائر»، پنجره‌ای است به سوی تبیینِ دستاوردهای ملی، معرفی ظرفیت‌های پیشرفت و بازتابِ هویت تاریخی-تمدنی کشور. این بخش با پرداختن به پتانسیل‌های غنی گردشگری، معرفی مکان‌های دیدنی، جاذبه‌های طبیعی و میراث فرهنگی ایران، در کنارِ تبیینِ جایگاه علمی و راهبردی کشور، می‌کوشد حسِ افتخار ملی، نشاط و پیوندِ عمیق‌ترِ جامعه با سرزمین مادری را تقویت نماید. هر شب ساعت۲۲👇👇👇👇 @basaer_fa | بصائر
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنگ تامرادی.کهگیلویه بویراحمد😃 جز در ایران جان کجا میشه همچین جایی رو دید؟ @basaer_fa | بصائر
امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شوی! سال ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷؛ خواب دیدم که حضرت امام خمینی وفات یافته و جنازه‌ی ایشان در یکی از خانه‌های مشهد واقع در نزدیکی خانه‌ی پدر من روی زمین است. مردم بسیاری برای تشییع جنازه جمع شدند، که من هم در میان آنها بودم. دردی جانکاه قلبم را میفشرد و غم و اندوه وجودم را گرفته بود. تابوت را از آن خانه بیرون آوردیم و روی دوشها گرفتیم. بعد تشییع‌کنندگان که جمعیّت انبوهی بودند، در پی جنازه به حرکت درآمدند، که در میان آنها شمار بسیاری از علما بودند و من هم با آنها حرکت میکردم. طبق معمول، جنازه در برابر ما میرفت و تشییع‌کنندگان که بیشترشان علما بودند نیز به دنبال آن میرفتند. من با آنها میرفتم، با صدای بلند میگریستم و از شدّت تألّم و تأثّر، با دست روی زانوی خود میزدم. چیزی که بر غم و درد من می‌افزود، این بود که میدیدم برخی از علما ـ که هنوز چهره‌هایشان را در خاطر دارم ـ بدون آنکه توجّهی بکنند و عبرتی بگیرند، و بی‌آنکه احساس اندوهی در آنها مشاهده شود، با هم صحبت میکنند و میخندند! و من کاری از دستم بر‌نمی‌آمد جز این که این درد و اندوه جانکاه را تحمّل کنم. جنازه به آخر شهر رسید، بیشتر تشییع‌کنندگان باز‌گشتند، امّا جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد بیست سی تشییع‌کننده ـ که من هم جزء آنها بودم ـ همچنان در پی جنازه حرکت میکردند. سپس جنازه به تپّه‌ای رسید. بیشتر تشییع‌کنندگان در پائین تپّه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییع‌کننده به سمت بالای تپّه رفت، که من هم با آنها به دنبال جنازه بودم. بالای تپّه‌ها معمولاً از پائین کوچک به نظر می‌آید؛ امّا وقتی انسان بر بالای تپه قرار میگیرد، می‌بیند بزرگ و گسترده است. تپّه‌ای که ما بر بالای آن رفتیم، همچنان که از پائین دیده میشد، قسمت بالای آن کوچک و شبیه یک تختخواب بود. و ما تابوت را آنجا قرار دادیم. من به پائین پا نزدیک شدم تا در حالی که چهره‌ی امام خمینی را می‌بینم، با او وداع کنم. وقتی کنار پا ایستادم، به چهره‌ی امام که در تابوت آرمیده بود، مینگریستم. ناگهان دیدم دست راست امام که انگشت سبّابه‌ی آن به حالت اشاره بود، به سمت بالا حرکت میکند. حیرت شدیدی سراپایم را گرفت. سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن، تا اینکه انگشت اشاره‌اش به پیشانی من رسید و آن را لمس کرد یا نزدیک بود لمس کند. من در این حال با شگفتی و حیرت نگاه میکردم. بعد لبهایش را گشود و دو بار به زبان فارسی گفت: تو یوسف میشوی ... تو یوسف میشوی! از خواب بیدار شدم، در حالی که تمام جزئیّات این خواب در ذهن من بود؛ همچنان که تا به اکنون نیز در ذهنم باقی مانده است. خوابم را برای خیلی از بستگان و دوستان نقل کردم؛ از جمله برای مادرم (رحمة الله علیها)، که فوراً این خواب را چنین تعبیر کرد: ـ بله، یوسف خواهی شد، به این معنی که همواره در زندان خواهی بود! یکی دیگر از کسانی که این خواب را با تفسیر مادر برایش نقل کردم، شیخ جواد حافظیان بود، که سال ۱۳۴۹ در زندان مشهد با هم در یک سلّول بودیم. پس از آنکه من به ریاست جمهوری انتخاب شدم، او نزد من آمد و گفت: روز انتخابات ریاست جمهوری در مکّه بودم ـ چون انتخابات با موسم حج تقارن یافته بود ـ وقتی به سوی صندوق رأی‌گیری بعثه‌ی حج ایران رفتم، به یاد آن خواب و تفسیر مادر شما از آن افتادم و زدم زیر گریه؛ زیرا فهمیدم مسئله فقط در زندان خلاصه نمیشده است. ؛ ۱۷ مهر تنفیذ حکم دوره اول ریاست جمهوری شهید خامنه‌ای شهید خامنه‌ای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش  روبیکا
آمریکا تحریم هایی را علیه دیوان بین المللی اعمال کرد
روبیو: امروز ما تحریم‌هایی را علیه دیوان کیفری بین‌المللی اعمال کردیم ترامپ اجازه نخواهد داد دیوان کیفری بین المللی شهروندان آمریکایی را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. این تحریم‌ها هرگونه معامله با این دادگاه سرکش را ممنوع می‌کند، منابع مالی آن را قطع می‌کند و توانایی آن را برای اقدام علیه ما تضعیف می‌کند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"واکاوی پیوندِ ریشه‌های گذشته با واقعیت‌هایِ جاری" «گاه‌نگار؛ تورقی در دفترِ تاریخ. در این بخش، رخدادهای سرنوشت‌سازِ سیاسی را از غبارِ زمان می‌زداییم تا پیوندِ ریشه‌هایِ گذشته را با تحولاتِ امروزِ میدانِ سیاست، شفاف‌تر بازخوانی کنیم.» هر روز ساعت ۹ صبح @basaer_fa | بصائر
‍ ‍ ‍ ‍ ☘ ☘ گاه نگار برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘ ۱۸ مهر سالروز درگذشت زهرا سعادت (زاده ۱۲ بهمن ۱۳۰۴ شیراز -- درگذشته ۱۸ مهر ۱۴۰۲ شیراز) بانوی نیکوکار دانشجوی حقوق بود، اما به دلیل علاقه‌اش به ادبیات، به تحصیل در آن رشته پرداخت و مدرک کارشناسی گرفت. بعد به معلمی آموزش و پرورش رفت و چندین بار به‌ عنوان معلم نمونه انتخاب شد. متاسفانه وقتی تنها فرزندش مبتلا به بیماری مهلک سرطان شد، چون پزشکان گفتند چاره‌ای جز قطع پایش نیست، برای جراحی به فرانسه رفت و آنجا پای پسرش قطع شد، اما بیماری به قطع پا رضایت نداد تا اینکه در سال ۱۳۶۶ فرزندش را از دست داد. اندوه و افسردگی شدید مادر داغدیده آن‌چنان شد که نزدیک بود وی را نیز از پای بیندازد. خود او در گفتگو با یک منبع خبری درباره آن دوران گفت: «از دنیا بریده و به‌شدت غمگین شده بودم. من فقط همین یک فرزند را داشتم، تمام دلخوشی‌ام او بود. اگر به هر حال با قطع پای او قلبم شکسته بود، درگذشتش کمرم را نیز شکست... اما بلند شدم؛ دست روی زانوانم گذاشتم و برخاستم. گفتم باید حتماً برخیزم و کاری کنم.» او به هر زحمتی که بود در محل زاد و زندگی‌اش، شیراز، بیمارستانی به یاد فرزندش‌ امیر حقایق بنا کرد. این مرکز درمانی اکنون با عنوان «بیمارستان آنکولوژی امیر» شناخته می‌شود و او اداره آنرا به دانشگاه علوم پزشکی شیراز سپرد. این بانوی نیکوکار علاوه بر اینها، اقدامات خیرخواهانه و نوعدوستانه دیگری نیز انجام داده که افتتاح بنیاد فرهنگی زهرا سعادت نیز از جمله آنها بود. این بنیاد که در ساختمانی کنار بیمارستان امیر واقع شده، به مرکزی برای پژوهش درباره سرطان تبدیل شده، تا گامی در جهت درمان این بیماری برداشته شود. هزینه‌های ساختمان این مرکز که آپارتمانی ۱۲ واحدی است، تماما توسط وی پرداخت شد. خانم سعادت به منظور بهره‌برداری صحیح‌تر مالکیت آن را نیز به دانشگاه علوم پزشکی واگذار کرد. خانم سعادت می‌گوید: «من در دوران معلمی، چند بار به‌عنوان معلم نمونه نیز انتخاب شده بودم و آن زمان این‌طور بود که انتخاب معلم نمونه با اختصاص حقوقی جداگانه علاوه بر مدال‌ها و تقدیرنامه‌ها همراه می‌شد. بنابراین اکنون مخارج زندگی‌ام از حقوق بازنشستگی و نمونه شدن تامین می‌شود.» او تاکید می‌کند: «هرکسی در برابر انسان‌های دیگر مسئولیت و وظیفه‌ای دارد و من هم با اقدامات خود فقط به وظیفه انسانی‌ام عمل کرده‌ام». @basaer_fa | بصائر
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵ساعاتی پس از اعلام توافق ترامپ با مسکو اوکراین مخازن ذخیره‌سازی پالایشگاه نفت «نووشاختینسک» روسیه را هدف حمله قرار داد @basaer_fa | بصائر