eitaa logo
باسلام
158هزار دنبال‌کننده
432 عکس
69 ویدیو
0 فایل
این‌جا همه‌چیز از سلام شروع می‌شه🧡 باسلام یه بازاره که علاوه‌بر خرید و فروش، آشنایی هم شکل می‌گیره و کلی جمع جدید ساخته می‌شه باسلام! @Salam_Az_Ma
مشاهده در ایتا
دانلود
آگومبا آگومبا پاپایا! کریستف کلمب: این دیگر چیست؟ چقدر شبیه طالبی‌های خودمان است؟ همکار و مترجم کریستف کلمب: جناب کلمپ به نظر می‌رسد نوعی میوه است! بیایید کمی از آن میل کنیم. کریستف کلمب: اوممم چقدر خوشمزه است! این آمریکا هم عجب چیزهای جالبی دارد. همکار و مترجم کریستف کلمب: قربان یک بومی دارد از این نزدیکی‌ها رد می‌شود؛ می‌خواهید از او سوال کنیم؟ کریستف کلمب: فکر خوبی‌ست. هی بومی آمریکا بیا این‌جا! سلام ببینم این میوه بهشتی چیست؟ و چه خواصی دارد؟ بومی آمریکا: آگومبا آگومبا پاپایا! ایلاندا آگومبا، بالومبا. همکار و مترجم کریستف کلمب: قربان این بومی می‌گوید نام این میوه پاپایا است. پاپایا بومی منطقه مکزیک و آمریکای مرکزی است، ولی امروزه در اکثر نقاط استوایی جهان کشت می‌شود. این داستان ادامه داره...
باسلام
آگومبا آگومبا پاپایا! کریستف کلمب: این دیگر چیست؟ چقدر شبیه طالبی‌های خودمان است؟ همکار و مترجم کر
کریستف کلمب: ویژگی‌های این میوه چیست بومی جان؟ بومی آمریکا: آگومبا، شالومبا کالومبا، کالومبا شالومبا پاپایا پاپایا! یکی از ویژگی‌های برجسته میوه پاپایا، آنزیمی با نام پاپائین است که فقط در پاپایا یافت می‌شود و مزایای زیادی برای بدن دارد. میوه زمانی برداشت می‌شود که رنگ پوست آن سبز مایل به زرد باشد و با رسیدن کامل به رنگ زرد مایل به نارنجی در می‌آید. گوشت داخل میوه پاپایا معمولا نارنجی است، اگرچه برخی از انواع آن زرد یا قرمز است. طعم میوه پاپایا شیرین است و بافتی کره‌ای دارد. میوه پاپایا باید بریده شود تا به گوشت و دانه آن برسید. کریستف کلمب: چه جالب، این بومی با چهارتا آگومبا آگومبا چه اطلاعات جالبی در اختیار ما گذاشت! بومی آمریکا: آگومبا آگومبا، ایرانومبا باسلامونبا! همکار و مترجم کریستف کلمب: عجب! پس این میوه در باسلام هم فروخته می‌شود! ما این‌همه راه آمدیم آمریکا! برویم در باسلام ببینیم این‌جا چه چیزهای دیگری برای کشف کردن هست.
من از عکس‌ها و خنده‌های مصنوعی و شسته‌رفته خوشم نمی‌آید؛ از دیوار سفید پشت آدم‌ها که یعنی ما دل‌مان نمی‌خواهد شما از جزئیات درون عکس به رازهای ما پی ببرید؛ از خانه‌هایی که برای آمدن مهمان، تمیزی اغراق‌شده‌ای دارند، که زیر و روی خانه‌شان با هم متفاوت است. در عوض خانه‌هایی که شلوغ‌پلوغ‌اند را بیشتر دوست دارم؛ خانه‌هایی که در و دیوارشان پر از عکس و یادداشت است. عکس‌ها و یادداشت‌ها رد پای زندگی‌اند بر شانه خانه. آدم‌ها در خانه‌های شلوغ واقعی‌ترند؛ خودشان، عکس‌های‌شان، احساسات‌شان، خنده‌های‌شان. مثل همین عکس که تصویر تمام‌‌قد زندگی‌ست. مثل خنده همین پسرک که نشان از شوق آمدن باسلام به خانه دارد. مثل چشم‌های به زمین دوخته‌شده‌اش که خجالت کمرنگی را در خود جا داده‌اند. خجالتی که از حضور عکاس و فیلم‌بردار نمایان شده است. وقتی مادر گفت پسرکش هر بار با ورود به خانه با صدایی بلند و آهنگین می‌کوید: «باسلااااام»، می‌توانستم شیطنت توی چشم‌ها و صدای خنده وسیعش را تصور کنم. خوب به جزئیات عکس نگاه کنید و بعد چشم‌های‌تان را ببندید. شما هم می‌توانید صدای خنده‌ها را بشنوید؟
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب دوازدهم...
باسلام
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب دوازدهم...
بین کرمونی‌ها رسمه روی جهیزیه عروس‌ها چند تیکه پته‌‌دوزی می‌ذارن ولی من دوست دارم همه ایران از دیدن این اصالت کیف کنه واسه همین غرفه پته‌دوزی دریا رو تو باسلام زدم
تصور این‌که صبحت رو با یه گردوی تازه و پنیر محلی شروع کنی. ☀️باسلام و صبح‌بخیر.
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب سیزدهم...
باسلام
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب سیزدهم...
با یه تابلوی نقاشی ساز بزن! تو شهر شعر و ادب و هنر سازهای آفریقایی می‌سازم. سازهایی که هر کدومش یه تابلوی نقاشیه. 📍 لینک غرفه
رادیو دکان - قسمت اول.mp3
زمان: حجم: 34.8M
«در میان همهمه‌ی موکب‌ها -که تا صدا به صدا برسد، تقریبا هم ما و هم آقایان محمدپور پدر و پسر داد می‌زدیم- گفتگو را سر انداختیم...» 📻پیچ رادیو رو بچرخون و روایت این سنگ نظر کرده رو گوش کن...
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب چهاردهم...
باسلام
📸 یه قاب باحال از اهالی قاب چهاردهم...
بازی با نورها رو دوست دارم واسه همین لاله‌هایی می‌سازم که به همه نور قرض می‌دن! 📍لینک غرفه
گاهی وقت‌ها آدمی در میانه هرج و مرج، در شلوغی ظرف شستن بعد از مهمانی، در گردگیری ظرف‌های ‏ته ‏گنجه وقت خانه‌تکانی، در درست کردن لقمه نان و پنیر فرزند مدرسه‌ای‌اش و یا حتی در پر کردن ‏پاسخ‌نامه ‏آزمون استخدامی‌ یاد نقطه عطف زندگی‌اش می‌افتد. نقطه‌ای که در آن همه چیزهایی که عمری ‏برای‌شان ‏تلاش کرده، فرو می‌ریزد و دوباره باید آجرها را از نو روی هم بچیند.‏ خانم معینی هم احتمالا وقتی مشغول وزن کردن ادویه‌ها، یا جدا کردن سهم گل سرخ مادرشوهر ‏است، ‏بی‌هوا یاد آن دزد خدانشناسی می‌افتد که روزی همه دار و ندارشان را بار زد و او و همسرش را با ‏کارتن خالی شارژرها، فلش‌ها و کابل‌های تایپ سی تنها گذاشت. بعد سری تکان می‌دهد و یاد آن روزها را ‏پرت می‌کند ته گنجه کهنه خاطرات و می‌رود سراغ حساب کردن خریدهای مشتری؛ چون زندگی، تلخ یا ‏شیرین، در جریان است و چسبیدن به شاخه‌ نحیف خاطرات بیهوده.‏