پام سر خورد افتادم پام گیر کرد بین این آهنا
یه ماشینم زارت همون موقع داشت میپیچید تو کوچه
منم دقیق سر کوچه بودم.
خدا منو بهتون برگردوند
حالا هی قدر ندونید.
حالا من پاشدم وایسادم میخندیدم میگفتم بخدا خوبم.
چند نفر همراهم بودن میگفتن نه حرف نزن تو الان حالیت نیست.
صحنه فانی بود خلاصه
جاتون خالی
ولی اون تایمی که پاهام نمیتونستم دربیارم خیلی استرس زا بود.
به شکل سمی ای جفت پام تو میله ها بود.
تا زانو تقریبا
در هم نمیومد
خیلی خنده دار بوده قطعا ولی خدارو شکر همه ترسیده بودن کسی نمیتونست بخنده.
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید
💬https://eitaa.com/basedontrue/1099
وای من اینجا دارم از خنده گسسته میشم
اونا چجوری پاره نشدن
#دایگو
محکوم
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/basedontrue/1099 وای من اینجا دارم از خنده گسسته میشم اونا چجوری
حالا من نمیتونم خیلی توضیح بدم وگرنه کبود میشدی
بعد فکررر کن یه ماشین تو فاصله کمی از صورتم یه لنگه پا وایساده من در بیام دنده عقب بپیچه تو کوچه
محکوم
بعد فکررر کن یه ماشین تو فاصله کمی از صورتم یه لنگه پا وایساده من در بیام دنده عقب بپیچه تو کوچه
منی که دارم عربده میکشم پاهام گیر کردههههه