محکوم
میزان سعه صدری که تو کار گروهی دارم.
دلم میخواد یک یک اعضای این انجمن ابلهانه رو از پا آویزون کنم.
بعد با شلاق بزنمشون
بجز یکیشون البته
محکوم
دلم میخواد یک یک اعضای این انجمن ابلهانه رو از پا آویزون کنم. بعد با شلاق بزنمشون بجز یکیشون البته
با این یه نفری که استثناش کردم صحبت کردم
گف شل کن بذار بهشون بخندیم.
دیدم راس میگه
الان انسان خوشحال تریم.
راستی من میخواستم آخر هفته ها بیشوخی مطرح کنم.
حالا شما که دارین استراحت حین پیاده روی میکنین
شایدم دارین برمیگردین
شایدم بین الحرمینید.
شایدم مثل من یه گوشه تو غربت نشستین خونه هاتون.
ولی آخر شب یه چیزایی مینویسم که هم خودم یکم آروم شم هم شاید کمک شماها بکنه.
برا منم خیلی دعا کنید.
یکمم حرف بزنید خیلی این چند وقت ساکتید.
هدایت شده از افاضات
📪 پیام جدید
💬https://eitaa.com/basedontrue/1853 منم میخوام باش صبت کنم
#دایگو
محکوم
📪 پیام جدید 💬https://eitaa.com/basedontrue/1853 منم میخوام باش صبت کنم #دایگو
نمیدم مال خودمه
بیا با خودم صبت کن
محکوم
📪 پیام جدید 💬قصد ازدباج ندالی؟ #دایگو
حالا تو غذات خوب بخور بزرگ بشی بعد باهم درموردش صحبت میکنیم.
میخوام درمورد حل شدن تو جو صحبت کنم.
امشب داشتیم با دوستم گندکاریا و سبک بازیای این مدت دانشگاه به خودمون یادآوری میکردیم، قشنگ از یه جایی ببعد دوستداشتیم بمیریم انقدر که تعداد گندامون زیاد بود.
مثلا شکستن مرزامون با پسرا، بگو بخندای راحت حتی متاسفااانه اینکه اجازه بدیم یه جاهایی باهامون شوخی کنن و بهمون بخندن.
یادآوری تک تکشون باعث میشه از خودم متنفر شم.
چرا این اتفاق میفته؟
چون این چیزا بین بچه های ما خیلیی عادیه.
دخترا و پسرا حتی از لحاظ تماس فیزیکیم باهم راحتن و مثلا منی که انقدر حال بهم زن بودم تازه آدم مذهبی ای بینشون حساب میشم.
ما تو فضای لجن کلاس حل شدیم.
و این ضعف و سستعنصری داره حال منو از خودم بد میکنه.
تو این دو ماه که از اون جو دور شدم و برگشتم به فضای مذهبی تری که قبلا ها توش بودم، کم کم به خودم میگم پسر چقدرر من تبدیل به موجود عوضی ای شده بودم.
درحالی که ممکنه مثلا دو ماه دیگه خدای نکرده برگردم به همون حالت، چرا؟ چون دوباره وارد اون فضای مسموم میشم.
#بی_شوخی