محکوم
کاش بعضیا متوجه شن یه وقتایی باید از دستاشون برای تایپ کردن استفاده کنن. ملت علاف نیستن هی ویسای توی
یه نفر لفت داد
فکر کنم زیاد ویس میداد
چند شبه واقعا خوابام از حالت عادی خارج شدن.
پریشب یه بچه کوسه نشسته بود بغلم که عینک زده بود و داشتیم باهم صحبت میکردیم.
حالا اگر صحبت معمولی بود یه چیزی.
داشت بهم میگفت کدوم یکی از اینایی که تو اتاقه جنه و خودشو شبیه آدم کرده.
دیشبم خواب دیدم بالادست اسمش نیماست
یعنی میدونستم که بالادستهها ولی پسر بود و من نیما صداش کردم، کم کم تبدیل به بالادست شد طی خوابم.
محکوم
اینجا جز مجهولات یه کنکوری دیگه داشتیم فقط؟ بیاین ببینم چیکار کردین؟
هیچ توصیه و محتوایی ندارم
میتونم خاطره قبولیمو تعریف کنم.
محکوم
هیچ توصیه و محتوایی ندارم میتونم خاطره قبولیمو تعریف کنم.
نتایج نهایی ما حدود ساعت یک شب اومد، دیگه تا خبرش رسید همه ریختیم تو سایت اینورم منزل خواب بودن.
خودم که تقریبا چیزی که حدس میزدم شد و خیلی براش ناراحت بودم.
از اونورم یکی از دوستام قبول نشده بود ناراحت تر شدم.
دیگه همونو خوابیدم تا صبح که اومدن بیدارم کردن خبر بدن بهم دیدن خودم میدونم،
اگر اشتباه نکنم بازم خوابیدم.
هعب
#فلش_بک
محکوم
نتایج نهایی ما حدود ساعت یک شب اومد، دیگه تا خبرش رسید همه ریختیم تو سایت اینورم منزل خواب بودن. خود
ته دلم امید داشتم که یه چیز بهتر بشه که نشد.
ولی خب از همون موقع بستم رو اینکه حتما یه حکمتی توش بوده.