تا اومدم از غم ادواریای که بر من چیره شده بود رها شم، غروب جمعه از پشت پرده پرید بیرون و گفت مگه من مرده باشم قربونت برم.
بعد بغلم کرد.
محکوم
تا اومدم از غم ادواریای که بر من چیره شده بود رها شم، غروب جمعه از پشت پرده پرید بیرون و گفت مگه من
روز به روز دارم ادایی تر میشم.
محکوم
تا اومدم از غم ادواریای که بر من چیره شده بود رها شم، غروب جمعه از پشت پرده پرید بیرون و گفت مگه من
یه جوریم شد اصلا خودم خوندمش.
خوبه شماها لفت ندادین حالا
محکوم
چندی پیش فهمیدم یکی از پسرای کلاس به رفیقم پیشنهاد دوستی داده دایه دایه وقت جنگه
اقتدارمو از دست دادم
قبلا جرئت نمیکردن باهاش حرف بزنن.
یه چیزی که همیشه اینجا برام مهم بوده برای اینکه هر چیزی رو نگم همینه.
کار غلط قشر مذهبی، علاوه بر اینکه یه کار غلطه، قبح شکنی میکنه.
وقتی من یه کار غلط رو انجام میدم و میام راحت ازش حرف میزنم؛ کسی که من رو یه انسان مذهبی میدونه پیش خودش میگه فلانیام کرده پس انقدرام کار بدی نیست.
فلذاست که احتمالا اون آدم هم اون کار رو انجام میده حتی اگر قبلش براش خیلی کار بدی بوده.
یکی از نمونههاش، کمرنگ شدن قباحت فحاشیه، چون تو قشر مذهبی و حتی تو کتابای مذهبی رایج شده.
فلذاست که من میگم خب فلانی تو فلان کتاب مذهبی این فحش زشت رو داده مجوز چاپم گرفته پس اونقدارم بد نیست دیگه.
خودم دیدم فلانی با جنس مخالف راحت چت میکنه پس اوکیه دیگه
و این چرخه همینجوری ادامه داره.
یعنی من با نگاه به کار غلط یه مذهبی دیگه یه کار اشتباه رو انجام میدم، یه مذهبی دیگه با نگاه به کار غلط من و یه مذهبی دیگه با نگاه به کار غلط اون.
و این چرخه تا جایی که یکنفر دست از الگوها برداره و اصول فکر کنه ادامه پیدا میکنه.
چه بسا برای همینه علنی کردن گناه خودش گناهه.
پس مواظب اعمالمون و خیلی بیشتر از اون مواظب نمود اعمالمون باشیم.
#بی_شوخی
استاد برگشت گفت خشونت علیه مردان همیشه هم روانی نیست و ممکنه جسمی هم باشه
بغل دستیم: تو رو میگهها قراره شوهرتو با نانچیکو بزنی.