چه جالب. فهمیدم نصف چیزایی که به خاطرشون سجده سهو رفتم اصلاً سجده سهو نداشت و نماز درست بود🙂😂
@baseer110
بثیر¹¹⁰
آقا مام چُسی🤣 رفته بودم کافه با رفیق که نه داداشم❤️🔥 @baseer110
یه اتفاق جالبم افتاد 😂
بثیر¹¹⁰
یه اتفاق جالبم افتاد 😂
من کلاً یکی دو بار تو عمرم کافه رفتم😂
یعنی تا حالا تو کافه قهوه و اینا سفارش نداده بودم، قبلاً هم که یه بار رفته بودیم برای املت بود 😂
بعد حالا خلاصه رفتیم با رفیقم و از منو داشتیم نگاه میکردیم ببینیم چی سفارش بدیم. رفیقم یه چی سفارش داد منم نگاه کردم به قیمتا و اینا خلاصه نسکافه رو مناسب دیدم😂
بعد آورد و من خوردم دیدم چقدر تلخه🤣
فکر کردم دیگه طبیعیه دیگه همه همینجوری تلخ می خورن.
خلاصه خوردیم و موقع حساب کردن طرف گفت تونستی بخوری؟😂
گفت من خودم که قهوه خورم ولی نسکافه زیادی تلخ نیست و فلان!؟(مضمونش یادمه).
بعد منم گفتم و گفت خب میگفتی شکر میاوردم🤣
گفت نگفتی منم فکر کردم می خوای کلاس بذاری و اینا دیگه کاری نداشتم.
نمی دونست من داشتم به سختی می خوردم😂
خلاصه گفتیم انشاءالله دفعه بعد دیگه😂
در نتیجه چسی به ما نیومده. هیچی چایی خودمون نمی شه☕️😂
@baseer110
بثیر¹¹⁰
امروز مختار به مصاف تزویر رفت. که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تز
عه نه اشتباه شده بود امروز میره.😂
بثیر¹¹⁰
شروع شد
لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد. و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد. کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده، آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید. چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای، آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مأمنی می دود، می دود، می دود... و کجاست جنت المأوی؟ پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک. گاه صاف است و گاه پیچاپیچ. گاه تیز و گاه لغزان. اعمال ما در این دنیا، کم و کیف ما آن را معین می کند. برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان.
آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست. شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابوعبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند. بد خواهان کذابم می نامند و ستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند. اویی که مبرّا از خطا و گناه است ولیّ و وصیّ خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است. گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند. از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
«یا ایّها الّذین امَنوا امِنوا». به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید. در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند. پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست.