پنج روز تا شروع نخستین جلسه😉
غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به
#باباطاهر
@bashgahshear
چهار روز تا شروع نخستین جلسه 😍
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم
#سعدی
@bashgahshear
باشگاه شعر
چهار روز تا شروع نخستین جلسه 😍 مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
🔔 زمان کلاس ها
بانوان ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۰۰
آقایان ۱۹:۳۰ الی ۲۱:۰۰
هر چهارشنبه منتظرتونیم ♥️
@bashgahshear
من شبیه کوهم اما از وسط تا خوردهام
تو تصور میکنی چوب خدا را خوردهام
نه خیال بد نکن چوب خدا اینگونه نیست
من هر آنچه خوردهام از دستدنیا خوردهام
قطره ام امّا هزاران رود جاری در من است
غرق در دلشورهام انگار دریا خوردهام
دائماً در حال تغییرم بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خوردهام
#فرهاد_شریفی
@bashgahshear
16.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😍 بومِ شعر افتتاح شد! 😍
افتتاحیه اولین دوره جامع آموزشی بوم شعر با هدف جذب و پرورش استعداد های ادبی روز چهارشنبه ۲۵ مهرماه با حضور جناب آقای حسام سالکی ریاست محترم حوزه هنری استان یزد برگزار شد.
در این مراسم حجتالاسلام مهدی پرنیان مسئول دفتر طنز، جناب آقای مهدی باقری و سرکار خانم الهه سلطانی از اساتید دوره به سخنرانی پرداختند. همچنین اجرای این برنامه بر عهده جناب آقای علی رمضانی مسئول باشگاه شعر قرار داشت.
لازم به ذکر است باتوجه به درخواست علاقهمندان، ثبت نام در این دوره همچنان تا ۳۰ مهر ماه ادامه خواهد داشت.
💬 جهت کسب اطلاعات بیشتر :
📞 ۰۹۱۳۸۷۱۵۰۰۸
🆔 @bashgahshear
🔖 برای ثبت نام :👇👇👇👇
📎 https://artyazdplus.ir/boom/
#حوزه_هنری_یزد
#باشگاه_شعر
#بوم_شعر
حوزه هنری استان یزد را دنبال کنید
@artyazd_ir
🎖 چالش اول
ضمن تقدیر از همه شرکت کنندگان، بدین وسیله برگزیدگان این چالش معرفی میشوند؛ ❤️
سرکار خانم مهسا امینینیا
سرکار خانم زهرا عبداللهیان
جناب آقای علیرضا عموقدیری
به این عزیزان یک جلد کتاب شعر خوش مزه هدیه داده میشود. ☺️
منتظر چالش های بعدی باشید. 🙃
@bashgahshear
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
مگو وقتی دل صد پارهای بودت کجا بردی
کجا بردم ز راه دیده در دامان خود کردم
ز سر بگذشت آب دیدهاش از سر گذشت من
به هر کس شرح آب دیدهٔ گریان خود کردم
ز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندم
به او اظهار سوز سینهٔ سوزان خود کردم
#وحشی_بافقی
@bashgahshear