eitaa logo
باشگاه شعر
99 دنبال‌کننده
99 عکس
105 ویدیو
0 فایل
من آمدم که یک شبه شاعر شوم تو را اما برای وصف تو عمر قرون کم است پاسخگو هستیم😉: @bashgah_shear
مشاهده در ایتا
دانلود
پنج روز تا شروع نخستین جلسه😉 غم عشقت ز گنج رایگان به وصال تو ز عمر جاودان به کفی از خاک کویت در حقیقت خدا دونه که از ملک جهان به @bashgahshear
﷽❤️
بغض... @bashgahshear
چهار روز تا شروع نخستین جلسه 😍 مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت که تندرست،ملامت کند چو من بخروشم @bashgahshear
باشگاه شعر
چهار روز تا شروع نخستین جلسه 😍 مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
🔔 زمان کلاس ها بانوان‌ ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۰۰ آقایان‌ ۱۹:۳۰ الی ‌۲۱:۰۰ هر چهارشنبه منتظرتونیم ♥️ @bashgahshear
﷽❤️
من شبیه کوهم اما از وسط تا خورده‌ام تو تصور می‌کنی چوب خدا را خورده‌ام نه خیال بد نکن چوب خدا اینگونه نیست من هر آنچه خورده‌ام از دست‌دنیا خورده‌ام قطره ام امّا هزاران رود جاری در من است غرق در دلشوره‌ام انگار دریا خورده‌ام دائماً در حال تغییرم بپرس از آینه بارها از دیدن تصویر خود جا خورده‌ام @bashgahshear
16.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😍 بومِ شعر افتتاح شد! 😍 افتتاحیه اولین دوره جامع آموزشی بوم شعر با هدف جذب و پرورش استعداد های ادبی روز چهارشنبه ۲۵ مهرماه با حضور جناب آقای حسام سالکی ریاست محترم حوزه هنری استان یزد برگزار شد. در این مراسم حجت‌الاسلام مهدی پرنیان مسئول دفتر طنز، جناب آقای مهدی باقری و سرکار خانم الهه سلطانی از اساتید دوره به سخنرانی پرداختند. همچنین اجرای این برنامه بر عهده جناب آقای علی رمضانی مسئول باشگاه شعر قرار داشت. لازم به ذکر است باتوجه به درخواست علاقه‌مندان، ثبت نام در این دوره همچنان تا ۳۰ مهر ماه ادامه خواهد داشت. 💬 جهت کسب اطلاعات بیشتر : 📞 ۰۹۱۳۸۷۱۵۰۰۸ 🆔 @bashgahshear 🔖 برای ثبت نام :👇👇👇👇 📎 https://artyazdplus.ir/boom/ حوزه هنری استان یزد را دنبال کنید @artyazd_ir
خودِ من... @bashgahshear
🎖 چالش اول ضمن تقدیر از همه شرکت کنندگان، بدین وسیله برگزیدگان این چالش معرفی می‌شوند؛ ❤️ سرکار خانم مهسا امینی‌نیا سرکار خانم زهرا عبداللهیان جناب آقای علیرضا عموقدیری به این عزیزان یک جلد کتاب شعر خوش مزه هدیه داده می‌شود. ☺️ منتظر چالش های بعدی باشید. 🙃 @bashgahshear
چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم مگو وقتی دل صد پاره‌ای بودت کجا بردی کجا بردم ز راه دیده در دامان خود کردم ز سر بگذشت آب دیده‌اش از سر گذشت من به هر کس شرح آب دیدهٔ گریان خود کردم ز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندم به او اظهار سوز سینهٔ سوزان خود کردم @bashgahshear