eitaa logo
با شهدا
1هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
489 ویدیو
5 فایل
کانال باشهدا شامل مطالب ،خاطرات ، تصاویر و کرامات شهدای 8 سال دفاع مقدس ،شهدای ترور ،مدافعان وطن و مدافعان حرم @bashohda تاریخ ساخت کانال 1397/02/04 شرایط تبلیغات در کانال زیر https://eitaa.com/joinchat/1449066547Cb7701b4b48
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 | شهیدی که بی سر و دست به وطن بازگشت 🔻مادر شهید امیررضا علیزاده می‌گوید: هر چند دلم نمی‌خواست امیررضا وارد شود ولی در مقابل اصرارهای او و اینکه می‌دانستم از کودکی عاشق سپاه است مانع ورودش نشدم و پس از گرفتن دیپلم وارد دانشگاه افسری امام حسین(ع) سپاه شد و بعد از آن مدت سه، چهار ماهی به تفحص شهدا رفت. 🔹پدر شهید علیزاده ادامه می‌دهد: آخرین مرحله در تاریخ ۱۵ فروردین سال ۹۲ به سوریه اعزام شد و در این مرحله در طول یک ماه خبری از او نداشتیم و آخرین بار سه روز قبل از شهادت تماس گرفت و گفت ۳ روز بعد می‌آیم و دقیقاً ۳ روز بعد یعنی ۳۷ روز پس از آخرین اعزام در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۹۲ در شهر حلب سوریه به شهادت رسید و پیکر با سر و دست بریده را به زادگاه او آوردند و در جمع باشکوه همشهریانش تشییع شد." 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | جهادگر شهیده صدیقه رودباری 🔻شهیده صدیقه رودباری خرداد سال ۵۹، از طرف جهاد سازندگی برای انجام فعاليت‌های جهادی به شهر بانه كردستان اعزام شد. 🔸وی در بانه هر كاری كه از دستش بر می‌آمد انجام می‌داد. در روستاهايی كه پاكسازی می‌شدند، كلاس‌های عقيدتی و قرآن برگزار می‌كرد. با توجه به شرايط بسيار سخت آن روزهای كردستان، دوشادوش پاسداران بانه فعاليت می‌كرد در حالی كه هيچ‌گاه اظهار خستگی نكرد. 🔺صدیقه رودباری در بانه مسئول آموزش اسلحه به خانم‌ها بود و علاوه بر آن مخابرات سنندج نيز محل فعاليت او به شمار می‌آمد. وی آنقدر فعال بود كه يكی دوبار منافقان برايش پيغام فرستادند كه اگر دستمان به تو بيفتد، پوستت را از كاه پر می‌كنيم... 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شهید سرلشكر خلبان فریدون ذوالفقاری، نابغه اسكادران شكاری فانتوم 🔻شهید فریدون ذوالفقاری، این افسر شجاع نیروی هوایی ارتش در دوران باشكوه دفاع مقدس با انجام ماموریت‌های خطیر شناسایی از مواضع دشمن بعثی و مراكز حیاتی، حساس و مهم رژیم صدام و گرفتن عكس‌های هوایی از آنها نقش به سزایی را در هدایت هواپیمای خودی داشت به‌طوری كه حكومت عراق حتی در داخل كاخ‌هایشان نیز به هیج‌وجه امنیت نداشتند. 🔺شهید امیر سرلشكر خلبان شهید فریدون ذوالفقاری افسر برجسته‌‌ای بود كه در دوران خدمتش در نیروی هوایی همواره مأموریت ‌های دشوار پروازی را در بخش شكاری شناسایی بر عهده‌ی او قرار داده می‌‌شد به ویژه پرواز بر فراز جبهه‌های زمینی و گرفتن عكس‌های مهم قبل از آغاز عملیات، او به علت شجاعت ذاتی كه داشت همواره داوطلبانه این ماموریت‌‌ها را می ‌پذیرفت. هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شياكوه لرزيد اما انشایی نلرزيد 🔻شهید عبدالحميد انشایی ديدبان منطقه شياكوه بود. جايی كه برای آزادی‌اش ايثارها شده، تمام حركات دشمن را زير نظر داشت. منطقه شياكوه ارتفاعاتي در منطقه مرزی است که تسلط بر آن برای دو طرف درگير در جنگ حائز اهميت بود. 🔹عبدالحميد انشایی گرای دشمن را به توپخانه ارسال می‌کرد و با بی‌سيم موقعيت دشمن را اطلاع می‌داد و توپخانه نيز انجام وظيفه می‌کرد. در مدتی که در گيلان غرب حضور داشت دو نامه به خانواده نوشت، در هر كدام مقداری پول از حقوق سربازی خود گذاشت و سفارش كرد كه به فقرای محل بدهند. 🔺در لحظات آخر ناگهان بیسيم به صدا در می‌آید، بله صدای عبدالحميد است: « از قول من به امام و مادرم بگوييد شياكوه لرزيد ولي انشایی نلرزيد»، ديگر صدا قطع شد. فرمانده پشت بی‌سيم صدا زد: انشایی، انشایی، جواب بده ! اما ديگر صدایی نيامد. | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شهیدی که بعد از مجروحیت سخت مجدد به جبهه‌‌ها برگشت 🔻شهید احمد جولائیان در راهپیمایی‌ها و تظاهرات مذهبی شرکت فعال داشت و با یاری دیگر برادران حزب الله در پخش اعلامیه‌ها و شعارنویسی بر علیه بر علیه رژیم منفور شاه کوچه‌ها و خیابان‌ها فعالیت چشم‌گیری داشت و در این رابطه چندین بار از سوی مامورین رژیم منفور مورد ضرب و شتم قرار گرفت. 🔸احمد جولائیان با تشکیل گروه ضربت به فعالیت در این گروه مشغول شد و با تشکیل ستاد مبارزه با مواد مخدر به ستاد پیوست. 🔺با شروع تجاوز مزدوران صدام به میهن اسلامی، پس از دیدن یک دوره فشرده در کازرون و اصفهان به جبهه نبرد شتافت و در عملیات غرور آفرین تنگه چذابه شرکت داشت که پس از دلاوری‌های فراوان در حین عملیات بر اثر اصابت موج خمپاره از ناحیه شکم مجروح شد و مدت دو ماه در بیمارستان شیراز بستری بود. 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شهیدی که در آخرین سفر خود می‌دانست قرار است به شهادت برسد 🔸مادر شهید صادق حاجيانی نقل می‌کند: " شهید از بی عدالتی‌ها، ناامنی، اعتیاد جوانان و نوجوانان و سایر مشكلات و مسائل اجتماعی رنج می‌برد و تا این كه یك روز گفت: مادر جان، من فكر کرده‌ام و می‌خواهم به نیروی انتظامی بپیوندم و دوشادوش دیگر همرزمان خود با ناامنی‌ها و مفسدان، قاچاقچیان مواد مخدر و سایر مفاسد اجتماعی مبارز نمایم." 🔹این مادر شهید در ادامه می‌گوید: " هنگامی كه صادق در بندر ماهشهر خدمت می‌کرد، هر زمان كه به مرخصی می‌آمد، هنگام رفتن یك خداحافظی ساده می‌کرد، اما یادم نمی‌رود ۲۰ روز قبل از شهادتش به مرخصی آمد، وقتی قصد رفتن داشت، نزد من آمد گویی به او الهام شده بود، مرتب تكرار می‌کرد كه مادر حلالم كن، چون به دریا می‌روم و احتمال زیاد شهید می‌شوم. و این آخرین سفر من است، مرا ببخشید و حلالم كنید. همان طور شد و به آرزویش رسید و به درجه رفیع شهادت نائل آمد." | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | از بنیانگذاران صنایع الکترونیک و راداری وزارت دفاع و فعالان عرصه موشکی 🔻شهید محسن ناظر فصیحی در سال ۱۳۲۹ در شادگان متولد شد، وی بعد از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۹ براي تحصيل در نيروي دريائي عازم آمريکا شدند چهار سال دوره مهندسی برق را گذراند و در سال ۱۳۵۳ با دختر عموی خود ازدواج کردند و ثمره اين ازدواج چهار فرزند پسر بود. 🔸در سال ۱۳۵۵ در صنايع الکترونيک در قسمت تحقيق و توسعه مشغول به کار شدند و در زمان شهادت قائم مقام صنایع موشکی پارچین بود. 🔺در سال ۱۳۶۴ چند بار عازم جبهه هاي جنگ شدند که در آنجا دستگاهي درست کرده بودند که آب شور را براي رزمنده ها تبديل به آب شيرين مي کرد. سپس از آنجا طي ماموريتي به پارچين اعزام شدند و در قسمت موشکي انجام وظيفه مي کردند، که آخرين پروژه ايشان و همکارانشان، طرح موشک بالستيک بود که ايشان موفق شد و در تاریخ ۶۵/۹/۲۶ در سمنان سایت موشکی پارچین، جانش را در اين راه تقديم به انقلاب اسلامي و امت اسلامي ايران کرد. | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شهیدی که به سید اتمی منطقه معروف بود 🔻 در سال ۱۳۹۴ عزم جهاد و از پدر کسب اجازه کرد ولی پدر راضی نمی‌شد. به همین خاطر دختر شش ساله شهید پیش پدر بزرگ وساطت کرد. او به پدربزرگ گفت که بابا مصطفی برای رفتن به سوریه نذر کرده و از خانه در اسلامشهر تا قم پیاده رفته است و به من گفته که به جز او دیگر پسری ندارید و همین حساسیت باعث شده رضایت ندهید. بابا از من خواست بیایم و واسطه شوم. پدر شهید هم که اصرار‌ها و صحبت‌های نوه را می‌شنود، قبول کرده و رضایت می‌دهد که سید مصطفی مدافع حرم حضرت زینب (س) شود. 🔹به سید‌مصطفی در منطقه، سید اتمی می‌گفتند. مصطفی مسئول پشتیبانی و لجستیک بوده و مهمات به دست بچه‌ها می‌رسانده است، روز شهادت مصطفی مهمات‌ها را می‌رساند و همکارش از او می‌خواهد سریع از محل دور شود گویا گروه تروریستی النصره به بچه‌ها مسلط بودند. سید‌مصطفی سمت ماشین می‌رود، اما نمی‌تواند بچه‌ها را در آن شرایط تنها بگذارد. در هنگام جابجایی نیروها به پشت خط بیسیم سید می‌افتد، تا خم می‌شود که بیسیم را بردارد، دو ترکش به ایشان اصابت می‌کند. سید هم همانجا می‌افتد. 🔺تروریست‌ها منطقه را گرفتند و نیرو‌ها نتوانستند پیکر‌ها را به عقب بیاورند. دو سه هفته بعد که منطقه به دست نیرو‌های خودی افتاد، برای بازگرداندن پیکر‌ها رفتند، اما پیکر سید مصطفی را پیدا نکردند. | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | معامله با خدا 🔻شهید مصطفی ردانی‌پور در درگیری با خوانین منطقه و مبارزه با افرادی که به کشت تریاک مبادرت می‌ورزیدند، از جمله کارهای اساسی بود که نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت آینده مردم مستضعف یاسوج به ‌جای گذاشت. 🔺یکی از همرزمان شهید می‌گوید: " یک‌روز به محل کارش رفتم و گفتم «با فرماندتون کار دارم.» گفتند «الآن ساعت ۱۱ است، ملاقاتی قبول نمی‌کند.» رفتم پشت در اتاقش. در زدم، گفت «کیه؟» گفتم «مصطفی منم.» گفت «بیا تو.» سرش را از روی سجده بلند کرد، چشم‌هایش سرخ، خیس اشک. گفتم «چی شده مصطفی؟» زل زد به مهرش. گفت « ۱۱ تا ۱۲ هرروز را فقط برای خدا گذاشته‌ام، برمی‌گردم کارامو نگاه می‌کنم. از خودم می‌پرسم، کارهایی که کردم برای خدا بود، یا برای دل خودم." | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | وصیت از شهید مدافع حرم علی اصغر الیاسی 🔻خواهر شهید الیاسی با اشاره به وصیت برادرش می‌گوید: " سه تا وصیت داشت اول گفت پیرو خط رهبری باشید. دومین حرفش این بود که امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنیم و سومین حرفش درباره بود. 🔸خیلی به حجاب اعتقاد داشت و خودش هم هیچ وقت لباس نامناسب نپوشید. همیشه تیپ مردانه می زد و می گفت مردان هم مثل زنان باید حجاب داشته باشند." 🔹مادر شهید الیاسی از لحظه باخبر شدن شهادت فرزندش می‌گوید: " وقتی در اینترنت خبر شهادتش را شنیدم باور نمیکردم، پدرش که خواست پیگیر خبر شود، گفتم: دست نگه دار، خود اصغر برمی‌گردد. اول فکر می‌کردیم شایعه است، به مجلس امام حسین علیه السلام که رفتیم همه برای ما گریه می‌کردند من و خواهرش بقیه را دلداری می‌دادیم. به مجلس اباعبدالله (ع) رفتم، سینه زدم اما برای پسرم گریه نکردم تا دشمن شاد نشود." 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | بخشی از زندگی‌نامه و شخصیت شهید زکوی زاده 🔻شهید مجتبی زکوی‌زاده در همه حال شوخ طبع بود. چشمان روشن و صورتی نورانی و شاداب داشت، هر وقت از مقابل ساختمان بنیاد شهید باغملک عبور می‌کردیم با شوخی می‌گفت خانم این آدرس را حفظ کن بعد از شهادت من مسیرت زیاد به اینجا می‌خورد، من متوجه می‌شدم که حرفش جدی است، اما برای اینکه ناراحتم نکند با شوخی و خنده می‌گفت. حتی در خود سوریه دوستانش می‌گفتند برخی اوقات که در منطقه‌ی عملیاتی راه را گم می‌کردیم، در عین عصبانیت همه‌ی ما، شهید زکوی با لبخند می‌گفت نترسید راه ما به سمت بهشت است گم نمی‌شویم. 🔺شهید مجتبی زکوی‌زاده در کار کشاورزی عصای دست پدرش بود. وی بخاطر اینکه سروان تکاور شاغل در تیپ تکاوران سپاه بهبهان بود در بهبهان زندگی می‌کرد اما در زمان برداشت محصولات کشاورزی به روستا می‌آمد و کارهای کشاورزی پدرش را انجام می‌داد. 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا
📝 | شهیدی که لباس رزم خود را حتی شب عروسی‌اش در نیاورد 🔻خواهر شهید مسعود آخوندی می‌گوید: " مسعود قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در تظاهرات دانشجویی علیه رژیم فعالیت گسترده‌ای داشت، یک‌بار نیز در همین تظاهرات دستگیر شد و به زندان ساری افتاد و سه ماه را در زندان سپری کرد و به مدت دو سال از تحصیل در دانشگاه محروم شد. پس از آزادی از زندان فعالیت‌های خویش را هوشمندانه‌تر ادامه داد". 🔹مسعود آخوندی در سال ۱۳۶۰ با دختری مؤمن و متعهد به اصول اخلاقی از آشنایان، ازدواج کرد و خطبه عقد ایشان را مرحوم آیت‌الله مشکینی جاری کرد. در نیمه شعبان جشن ازدواج خود را به سادگی برگزار کرد، دو جعبه شیرینی خرید و بر سر مزار برادر شهیدش برد و خیرات کرد. 🔺شهید آخوندی شب ازدواجش لباس فرم سپاه را از تن در نیاورد. پدرش دائم می‌گفت: «مسعود لباس سیاه را امشب به خاطر عروسیت از تن خارج کن و لباس دامادیت را بپوش.» حتی خانواده همسرش نیز بارها متذکر شدند ولی او در پاسخ آنان می‌گفت: «این لباس برای من بسیار مقدس است.» در آن ایام، گروه‌های مخالف نظام بسیار بودند و بارها از راه‌های مختلف مانند دادن نامه او را تهدید به ترور کرده بودند. 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | هدیه به روح مطهر شهید @bashohda کانال باشهدا