eitaa logo
•باطـن•
53 دنبال‌کننده
87 عکس
21 ویدیو
0 فایل
[من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی!] • خطوراتِ یک دانشجوی ادبیات🌱✨ • اگه حرفی هست🌻: https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=xwybaXEXJgJ9ZmuU&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما هم همینطور حاج محمود ما هم همینطور..
بی یادِ تو هر جا که نشستم توبه…
تند تند مشغول نوشتن بودم که کلامی از حرف‌هایشان جا نیوفتد. یکی از اعضای تیم می‌پرسد: - گفتید شهید متولد چه سالی بود؟ - متولد ۸۳ قلم در دستم خشک می‌شود. نگاهم را بالا می‌آورم و می‌گویم: - من هم متولد ۸۳ ام! - ان‌شاءالله سفیدبخت بشی - ان‌شاءالله ما هم شهید بشیم شهیـد، هفت‌ماه از من بزرگتر بود. فقط هفت ماه! ما کی به سن شهادت رسیدیم؟! اصلا مگر شهادت سن و سال می‌شناسد؟! بهتر است بپرسم ما کی انقدر جاماندیم؟! ✍🏻روزمره‌نویس، برشی از امروز •باطـن• @baten110
به ذکر گفتن مشغول‌اند همان‌ها که دین و دنیای ما را به تاراج بردند. •باطـن•
کسی نبود ضرر را بدل به سود کند مگر دوباره جــــوادالائمه جود کند… •باطـن•
•باطـن•
کسی نبود ضرر را بدل به سود کند مگر دوباره جــــوادالائمه جود کند… •باطـن•
از معنی نثار بگم براتون؟! نثار در قدیم به معنی پولی بوده که به عنوان شاباش روی سر عروس و داماد می‌پاشیدن نقل و نبات هم همینطور یعنی به اون پول و نقلی که در جشن روی سر مهمانان و عروس و داماد می‌پاشیدن، می‌گفتن: نثار. کم کم نثار توسع معنایی پیدا می‌کنه و می‌شه به معنی دست افشانی کردن، پاشیدن. خلاصه که یا جوادالائمه، تولد پدرتون و شب عیده. ما چشم امید بستیم که صدقه سریِ امام رئوف، حاجت‌هامون رو شما نثار کنید:)🌱💚 - ۱۰ دیقعده ۱۴۴۷ - •باطـن• @baten110
هدایت شده از • حضرت قلب •
. “تا وقتی بغل امام‌رضا هست بغلای دیگه کراهت داره..”
– 💚
•باطـن•
– 💚
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن ✍🏻سیدعلی خامنه‌ای، امینِ زبان و ادبِ پارسی •باطـن•