بیاید جدای از کلیشهها، همگی دست به یه اعتراف دست جمعی بزنیم و بگیم که همهمون هر روز (گاهی چندبار در روز) تقویم رو نگاه میکنیم و با خودمون میگیم:«دووم بیار، چیزی به محرم نمونده».
بیاید همگی دست جمعی اعتراف کنیم که امام حسین بزرگترین نعمت زندگیمونه، همونیه که با غم مقدسش زنده موندیم
و الّا ما کجا و تحمل مصائب این دنیای دَنی!
•باطـن•
مردِ مردِ بابا:) •باطـن•
گروه صدابرداری منفرد1_26922647073.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
گشوده کار دو عالم به یک اشارهی توست
به کارِ ما چه درنگ است، یا علی(ع) مددی…
•باطـن•
استاد میگفت فردوسی گرایشهای ملیگرایانه و شعوبی داره، معتقده اگر ایران نباشه اصلا جایی نیست، اصلا انگاری که هیچ جایی وجود نداره!
خواستم بگم منم همینطور حضرت ابوالقاسم خانِ فردوسی.
کاش بردهای بودم
که به دستِ علی(ع) آزاد شده،
در بازار کوفه خرما میفروختم
و در نهایت
بالای دار آنقدر از اسرار علی(ع) میگفتم
که زبانم بِبُرند…
کاش میثم بودم!
من سرگذشت میثم تمارم آرزوست...
گیرم یک هفته به محرم مونده باشه
اومدیم و توی همین یه هفته حضرت عزرائیل خواست سر بزنه به زندگیمون، اومدیم و محرم نبودم، اومدیم و نرسیدم به عزا و لباس مشکی، چیکار کنم اون وقت؟! چاره چیه؟! دلهره که دلیل عجیب غریب نمیخواد، همین که تضمینی وجود نداره هفتهی بعد تو روضهت باشم کفایت میکنه!
شاید هر صبح و شام گریه کردن برات کمی درد دلم رو تسکین بده، ولی خودت چی؟ به قول حضرت قلب مگه گریه چقد زخماتو خوب میکنه؟! هیچی…
مگه چندتا صبح و شام، محرمه؟ مگه عاشورا چندتا صبح و شام داره اصلا؟
خوب نیستم… چون نگرانم
این هذیانگوییها هم از علامات نگرانیست.
یا ابالغوث، اغثني..
✍🏻شطحگویه!
•باطـن•
گیرم یک هفته به محرم مونده باشه اومدیم و توی همین یه هفته حضرت عزرائیل خواست سر بزنه به زندگیمون، ا
در توضیح شطحگویه:
شطح. [ ش َ طَ ] ( ع اِ ) سرریز دیگ.
گویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از گفتن ( گوی + هََ علامت اسم مصدر ) به معنی گفتن باشد.
- گفتنِ آنچه از دیگِ دل سرریز شود.