استاد میگفت فردوسی گرایشهای ملیگرایانه و شعوبی داره، معتقده اگر ایران نباشه اصلا جایی نیست، اصلا انگاری که هیچ جایی وجود نداره!
خواستم بگم منم همینطور حضرت ابوالقاسم خانِ فردوسی.
کاش بردهای بودم
که به دستِ علی(ع) آزاد شده،
در بازار کوفه خرما میفروختم
و در نهایت
بالای دار آنقدر از اسرار علی(ع) میگفتم
که زبانم بِبُرند…
کاش میثم بودم!
من سرگذشت میثم تمارم آرزوست...
گیرم یک هفته به محرم مونده باشه
اومدیم و توی همین یه هفته حضرت عزرائیل خواست سر بزنه به زندگیمون، اومدیم و محرم نبودم، اومدیم و نرسیدم به عزا و لباس مشکی، چیکار کنم اون وقت؟! چاره چیه؟! دلهره که دلیل عجیب غریب نمیخواد، همین که تضمینی وجود نداره هفتهی بعد تو روضهت باشم کفایت میکنه!
شاید هر صبح و شام گریه کردن برات کمی درد دلم رو تسکین بده، ولی خودت چی؟ به قول حضرت قلب مگه گریه چقد زخماتو خوب میکنه؟! هیچی…
مگه چندتا صبح و شام، محرمه؟ مگه عاشورا چندتا صبح و شام داره اصلا؟
خوب نیستم… چون نگرانم
این هذیانگوییها هم از علامات نگرانیست.
یا ابالغوث، اغثني..
✍🏻شطحگویه!
•باطـن•
گیرم یک هفته به محرم مونده باشه اومدیم و توی همین یه هفته حضرت عزرائیل خواست سر بزنه به زندگیمون، ا
در توضیح شطحگویه:
شطح. [ ش َ طَ ] ( ع اِ ) سرریز دیگ.
گویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از گفتن ( گوی + هََ علامت اسم مصدر ) به معنی گفتن باشد.
- گفتنِ آنچه از دیگِ دل سرریز شود.
لامصبا با راهیان نور و کانال کمیل رمان عاشقانهی مذهبی ننویسید
ننویس خواهر من ننویس
این کار هیچ لطفی نداره، ضرر هم داره
د بابا خجالت بکشید دیگه😐
•باطـن•
لامصبا با راهیان نور و کانال کمیل رمان عاشقانهی مذهبی ننویسید ننویس خواهر من ننویس این کار هیچ لطفی
چنین سمهایی فقط تو ایتا پیدا میشه و بس🤌🏻
•باطـن•
یه جوری امتحانام سنگینه که نظر مثبتم راجع به انصراف از دانشگاه چیه؟
قطعا نظر مثبتم منفیه✅
پس له شدن زیر انبوهی از کاغذهای جزوه و کتاب رو با عشق میپذیرم و در تناقض به سر میبرم تا پایان امتحانات
علی برکت الله