🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز تاسوعا
1⃣4⃣
مکان : کَربَلا
زمان : سَرِ شَب
⚫️ امام ظاهراً قَصد دارند از یاران و حتی خانواده شون بخواهند که از تاریکی شب استفاده کنند و اونجا را تَرک کنند و همین حرف رو هم با اهل بیت و یارانش در میان می گذارند...
❗️ چه پیشنَهاد عجیبی ! امام از تمام اطرافیانشان می خواهند که اون بزرگوار
رو تَنها بگذارند و می فرمایند که دشمن با شَخص او کار داره نه دیگری...
🧐 مگه میشه؟ در طول قرنهایی که از واقعه کَربلا گذشته هر انسانی که بویی از آزادِگی و آزادی به مشامش خورده حسرت میخورد که ای کاش در این شب یعنی شبِ عاشورا کنار امام بود و جان و مال و زندگی اش در راه حسین و خدای حسین فدا میشد....
😍 قبل از همه عباسِ دلاور از جا بر می خیزد و به امام اعلام میکند که هرگز از او جدا نخواهد شد و بعد هم علی اَکبرِ حسین و بقیه مردان اهل بیت یک صدا همین سخنان رو تَکرار میکنند... بعد امام رو میکنند به فرزندان مسلم و بهشون می فرمایند که داغِ پدرشان برای اونها کافی است ، فرزندان مسلم و دیگران از این درخواست امام تعجب می کنند و اعلام میکنند که هیچ گاه از امام جُدا نخواهند شد و همه اونها از جمله مُسلم بن عوسجه و سَعید بن عَبدالله که فردا در محافظت از آخرین نَمازِ امام به شَهادَت خواهند رسید اظهار میدارند که هرگز تو رو رها نمیکنیم تا اینکه خدا بداند و شاهِد باشد که 👈 سفارِش رسول خدا دربارۀ تو را حفظ و عَمَل کردیم و اگر هفتاد بار هم در راه تو کُشته شویم و زنده زنده سوخته شویم و باز زنده شویم باز هم از تو جدا نخواهیم شد ....
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #تاسوعا
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز تاسوعا
1⃣5⃣
مکان : کَربَلا
زمان : اواسِط شَب
✅ امشب امام از دشمن یک شب مُهلت میخواهند تا به تلاوتِ قُرآن و خواندن نَماز و دُعا و اِستِغفار بپردازند، می دونید چرا؟ 👈 چون امام بنا به فرموده خودشان هَمسانِ کتابِ خُدا و کتاب ثانی هستند و به همین دليل فردا قرار است کتابِ ثانی، یعنی فُرقان که مظهر ظهور کامِل آیات خداست، شَهید بشوند تا در آخرین مقطع از حیات بشری گواهِ انسان و الگوی متعالی و کاملِ فرزند آدم باشند ، برای همین تلاوت قرآن فرزند پیامبر در شبِ عاشورا خیلی مهم است و نقشی کلیدی 🔑 در تبیین کامل نقشه راهِ انسان در آخرین مقطع حیات بشری دارد....
✅ نماز امشب امام ظهوری عظیم در نماز ظهر عاشورا دارد چرا که نماز ظهر امام جلوه کاملِ نماز انسانِ کامل و امام و جانشین خُدا بر زمین است....
🌗 امشب امام با ابن سعد دیدار
میکنند و برای آخرین بار ضمن دَعوت او به پیروی از حَق سه راه رو به او پیشنهاد
میکنند
1⃣ کار اون بزرگوار رو به یزید واگذار کنند تا امام با یزید مُستقیم رو به رو بشوند...
2⃣به مدینه برگردند ...
3⃣ به دیگر مناطق اسلامی بروند و ساکن بشوند ...
که ابن سعد با هر سه پیشنهاد مُخالفت میکنه....
✅✅ امام تا آخرین لحظه از جنگ و خشونت بیزار بودند....
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #تاسوعا
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز تاسوعا
1⃣6⃣
مکان : کَربَلا
زمان : نیمه شَب
🌙 کنار خیمه ها قدم میزنیم خداوندا چه مُناجاتِ زیبایی از خیمه ها به گوش میرسه
بعضی از یاران امام بیرون از خیمه ها نشسته اند و دارند با خدا رازُ و نیاز میکنند😍 اونقدر آوای زیبایی از همه طرف به گوش میرسه که انگار تمام فِرشته ها و اهل عَرش هم با این جماعت اندک هم آوا هستند.... بله نه تنها اهل عرش و فرشته ها بلکه حتماً پیامبر(ص) بزرگوار هم با نوه نازنین و اهل بیت و یاران حسین مَظلومش در حال راز و نیاز با خداست(انشاءالله)
🔸از طرفی مگه میشه که پاره قلب علی(ع) و جگر گوشه بی بی زهرای مرضیه (س) در حال راز و نیاز باشه اونهم در این شب بسیار مُهم و آن دو بزرگوار همراه با پاره قلبشون به راز و نیاز نپردازند..؟!
🤲این راز و نیازهای امشب و این زمزمه های مَلکوتی نه تنها برای این جماعت کوچک بلکه برای تمام انسانهایی که در آخرین مقطع از حیات بشری متولد میشوند اهمیتی حَیاتی داره چرا که بیمه کننده تَقدیر انسانهایی است که دِل به حسین و راه حسین میدهند و به لحظه از خدای حسین غافِل نمیشوند... انسانهایی که از خُشونَت و خونریزی و ظُلم بیزارند و نَماد آئینشان گلوی بریده ناز دانه حسین ، علی اصغر(ع) است و مَشربشان عقلانیت و عاطِفه و عشقی است که از حسین و اهل بیت حسین و یاران حسین
آموخته اند.
🥷 اونقدر این زمزمه ها لَطیف اعجاز آمیزه که سی و دو نفر از افراد دشمن که دارند از نزدیکی خیمه ها رَد میشوند ایستاده اند و در حالی که اَشک می ریزند دارند به نوای اهل بیت و یاران حسین(ع) گوش میکنند ... خدای من ❗️اون سی و دو نفر رو میبینیم که همین الان رفتند و دو زانو روبه روی خیمه امام بر روی خاک نشستند و دارند از امام تَقاضا میکنند تا به جمع یارانش بپیوندند امام هم موافقت میکنند ... چه لحظه باشکوهی...🥲
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #تاسوعا
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز عاشورا
1⃣7⃣
مکان : کَربَلا
زمان : صُبح ۱
🔴امام از خیمه شون بیرون آمدند و دارند دستور برپایی یه خیمه رو می دهند ! خیمه ای برپا میشه و داخلش ظرف بزرگی پر از مُشک و به همراهش نوره قرار داده شده که برای تنظيف قبل از شَهادت استفاده میشه اول امام وارد اون خیمه میشوند و بعد هم به ترتیب بُریر و عبدالرحمن ابتدا برای شستشو داخل خیمه می روند ، این بُریر هم آدم عجیبی است و در این لحظه های سخت در حال شوخی کردن با دیگرانه❗️ بوی مشک همه جا رو پر کرده اون طرف سپاه دشمن آماده نَبرد شده و هیاهوی زیادی میکنند انگار دارند با هم
فریاد میزنند... عجب انسانهای پلیدی هستند اینها هنوز نبرد رو آغاز نکرده
توهین هاشون شروع شده باز امام دست به یک کار عجیب میزنند 👈 بین تمام مردانشان بریر رو که داشت شوخی میکرد و خدائیش زَبان نرم و گیرایی هم داره رو میفرستند با دشمن حرف بزنه شاید سر عقل بیایند و از جنگ و خونریزی منصرف شوند .
🟠 اما اونها به حرفهای بریر توجهی نمیکنند و تازه بهش شدیداً ناسِزا می گویند و بریر هم به ناچار بر می گرده... امام مَظلوم که میبینه این مردم جاهِل بر جنگ اصرار دارند خودشون به سمت دشمن میروند تا شاید با سخنانشون اونها رو سر عقل بیاورند و در عین حال حُجت رو بر اونها تموم کنند...
🟡امام ابتدا دلیل آمدنشون که یاری خواستن همین جماعت از ایشان است رو متذکر می شوند و اینکه اون جماعت ذلت و بردگی رها کنندگان حق و نابود کنندگان سنت های الهی و آبستگان شِیطان رو انتخاب کردند و به همین دلیل به پلیدی روی آوردندو در ادامه امام یادآور میشوند که بین مَرگ و ذلت باید یکی رو انتخاب کنند و می فرمایند:👇
هيهات که ما ذلت و خواری رو بپذیریم
🟢جالب اینکه امام دارند در این لحظات یکی از زیباترین اشعار فروه شاعر مسلمان
شده عرب رو خطاب به اون جماعت تکرار می کنند که ترجمه بخشی از اون شعر این
است 👈 اگر شکست دهیم ما از روزگار قدیم پیروزیم و اگر شکست خوردیم در حقیقت شکست خورده نیستیم بیم و تَرس زیبنده ما نیست ولی حکومت ستمگران جز با مرگ ما مقرون نمیباشد....
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #عاشورا
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز عاشورا
1⃣8⃣
مکان : کَربَلا
زمان : صُبح ۲
🟢 این جماعت جاهل بی چِشم و رو برای اینکه چه کسی شُروع کننده جنگ باشه بینشان دعواست❗️ ظاهراً اونیکه اولین تیر رو پرتاب کند پاداش خوبی از ابن زیاد میگیرد... ابن سعد پلید می آید تا خودش اولین تیر رو پرتاب کنه و این کار رو هم می کند .
🔵 جالب است او داره از همه گواه می گیره که نزد ابن زیاد شهادت بدهند که اولین تیر رو او به سوی امام و یارانش پرتاب کرده....‼️
🟣 وای خدای من نفرات امام تعداد قَلیلی سواره و تعداد اندکی هم پیاده هستند و در
مقابلشان لااقل ۲۴۰۰۰ نفر سواره و پیاده صف کشیدن... اولین درگیری شروع میشه اما برخلاف انتظار دشمن و به خاطر شُجاعت مردان امام نبردی سخت درگرفته...
⚫️ خدایا اولین شَهید به زمین افتاد... امام دستانش رو به آسِمان برده و در حالی که اشک توی چشمانش حلقه زده با خدای خودش زَمزمه میکند شهید دوم و بعد هم شهید سوم....
⚪️ اولین مرحله از نبرد تمام میشه و مردان امام بر میگردند سر جاهای قبلی شان ، از دور یک نفر از فرماندهان دُشمن رو میبینیم که اول سراغ ابن سعد میره و بعد از کمی بگو مگو از لشکر دشمن کنار میکشه و بعدش رفته یه گوشهای ایستاده... بَدنش سخت می لرزه و داره اشک می ریزه... حالا داره میاد سمت امام نزدیک که میشه یاران امام میگویند او حُر است حر در حالی که روی اسب با صدای بلند فریاد میزنه خدایا به سوی تو آمدم و توبه کردم توبه مرا بپذیر 🤲 من دلهای اولیای تو و فرزندان دختر پیامبرت رو ترساندم ...نزد امام میرسه و در حالی که سپرش رو به حالت تَسلیم فرود آورده و داره اشک می ریزه به امام میگه فدایَت گردم من همانم که سر راه شما قرار
گرفتم و از بازگَشت شما جلوگیری کردم... 😔 اکنون توبه کردم آیا خداوند توبه مرا
می پذیره؟ امام بهش جواب میدهند که توبه اش پذیرفته است و حر هم از امام اجازه میگیره تا به دشمن حَمله کنه و بعد از اجازه امام به شدت با دشمن درگیر میشه...
🟤دل تو دل هیچ کس نیست و حر در حالی که با شُجاعت داره می جنگه از همه طرف مُحاصره میشه او به شدت تیر باران میشه و برای همین از اسب به زمین میفته عده ای از یاران امام میروند و پِیکرش رو نزد امام می آورند، امام در حالی که اشک می ریزند بر پیشانی خونین حر بوسه می زنند و می فرمایند:👇
آزاد هستی همانگونه که مادرت تو را حر نامید .
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #عاشورا
@batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا : روز عاشورا
1⃣9⃣
مکان : کَربَلا
زمان : قَبل از ظُهر
⚪️ یه کسی اینجا بین یارانِ امام هست که برای رفتن به نبرد تن به تن بیتابی میکنه اسمش رو می پرسم میگه نامش عبدالله بن عمیر و نام همسرش که اینجاست و زن سیار سلحشوری هم به نظر میرسه ام وهب است...مرد رشید و قوی هیکلی است ، از امام اجازه می گیره و میره به میدان و مُبارز می طلبه عجیب است❗️ کسی جلو نمیاد و یکی فریاد می زند که ما تو رو نمی شناسیم ! برو و بگو زُهیر یا حبیب بن مظاهر برای نبرد تن به تن بیایند عبدالله به سمت اون مرد که عبدالله رو در حد و اندازه نبرد با خودش نمی دیدید میره و باهاش شدیداً دَرگیر میشه و او رو به دَرک واصل میکنه چه ولوله ای ... عبدالله در بین لشکریان دشمن بپا کرده ✌️عبدالله نفر بعدی رو هم با شمشیر
می زند و بعد شروع به رَجزخوانی میکنه خداوندا چه صحنه دیدنی و باشکوهی....
🟤 ام وهب عَمودی به دست می گیره و به سمت همسرش رهسپار میشه و وقتی به او میرسه به همسرش می گه که به یاریَ اش آمده و هرگز ازش جُدا نخواهد شد... عبدالله هر کاری میکنه ام و هب که پیراهن عبدالله رو گرفته ازش جدا نمیشه وضعیت خیلی خَطرناکی برای ام وهب به وجود آمده ام وهب اصرار بر ماندن کنار همسرش میکنه که امام ام و هب رو به عقب فَرا میخوانند و آن بانو هم به
فَرمان امام نزد بانوان باز می گرده ...
🤲 خدایا، فریادهای این زن سلحشور در این لحظات که همسرش عبدالله بن عمیر زیر ضَربات بی امان دشمن بر زمین افتاده و داره به شهادت میرسه واقعاً غير قابل توصيف است...
🔸اشکها و فریادهایی که از یک ایمان و عشقی عمیق و الهی برخاسته...
🔹مادر دیگری اینجاست که فرزندی بسیار بزرگوار به نام وهب داره که تا لحظاتی دیگه می خواد به میدان بره ... عجب بانویِ سلحشوری است مادر وهب، اونم زنی که قبلاً مَسیحی بوده و بعد به همراه فرزندش و به وسیله امام بزرگوار به اِسلام گرویدند مدتی است که پسر نازنینش به میدان رفته و بعد از نبرد تن به تنی که داشت حالا در میان گروهی از دشمن گرفتار شده و داره سخت میجنگه و از این طرف مادرش با فَریادهای پی در پی داره پسرش رو در جنگ همراهی میکنه ...وهب با تیرهای بسیاری که به بدنش اصابت میکنه به زمین می افته ...دشمنان دوره اش کردند و دارند اون جَوان سلحشور رو با خودشان پیش ابن سعد می برند ابن سعد دَستور میده که گردنش رو بزنند❗️ یک نفر از
دشمن میاید و می نشینه روی سینهاش خدای من داره جلوی چشم مادرش سر وهب از تَنش جدا میکنه حالا سر رو جدا کرد و داره میاره به سمت امام و یارانش به
محض نزدیک شدن سر وهب رو به سمت امام پَرت میکنه....
🔹خدا لعنتشون کنه چقدر این جماعت پَلید و بی رحماند ، مادر وهب میآید و سر رو بر می داره اول سر رو تمیز میکنه و در حالی که داره اشک میریزه گونه ها و گلوی بریده پسر نازنینش رو میبوسه امام هم دارند اشک میریزند... حالا اون بانو سر پسرش رو در دستش گرفته و داره به سمت دشمن میره و رَجز میخونه به نزدیک دشمن رسید....وای خدای من... سر پسر نازنینش رو به سمت دشمن پَرتاب میکنه و فریاد میزنه👇
✅ ما چیزی رو که در راه خدا بدهیم پس نمی گیریم.
😭 قصه بانوان سلحشور کَربلا ادامه داره، چون امروز وقتی در آخرین لحظات نبرد ام وهب همسر عبدالله بن عمیر میرود و بین شُهدا همسرش رو پیدا میکنه و می نشینه کنار همسرش و صورت مَحبوبش رو در حالی که اشک میریزه با چادُرش پاک میکنه به دستور شمر ملعون یکی از سربازان محکم با چوب بر سرش می کوبد و این بانوی بزرگوار به شهادت میرسه...
#گام_به_گام_با_کاروان_کربلا
#محرم #امام_حسین #کربلا #عاشورا
@batno_daron