eitaa logo
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
1هزار دنبال‌کننده
32 عکس
2 ویدیو
0 فایل
پاتوقِ اَهلِ بَطْن 🌱توسِعه فَردی با رویکَردِ دینی و اِلهی ✍️اینجا باید اهل خواندن باشی گرچه کوتاه ... ✅بَرای کُمَکْ به سِیْرِ تَکامُلِ جَهانِ دَرون و بُرونْ اِنِرژی مُثبَت ایجاد کُنیم...! 👈 ارتباط با ما 👇 @MR_hakim
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱دَر دُنیایِ بَعدی زِنْدِه تَر اَز اینْ خواهیمْ شُد! اَما بِه شَرطْ ! @batno_daron
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🌱دَر دُنیایِ بَعدی زِنْدِه تَر اَز اینْ خواهیمْ شُد! اَما بِه شَرطْ ! #حی #حیات @batno_daron
ٰ ✍ به زیباتَرین و مَفهومی تَرین بَرداشتْ از این جُمله ( در دنیای بعدی...) یک جلد کِتاب با ارسال رایگان هِدیه میدم . 👈 چون انتخاب بهترین برداشت ممکنه سَلیقه ای باشه ، از بین تَمام پیام هایی که داده میشه 👈 بی توجه به برداشتی که میگید به قید قُرعه یک جلد کتاب دیگه هم هدیه داده میشه . ✅ پَس شُد ۲ جِلد کِتاب 😉 @batno_daron
از هوش مصنوعی کمک نگیرید تابلو میشه😁 برداشت خودتون رو بنویسید 🙏 ✍ما انسان هایی هستیم مُتفاوت ، هر برداشت شما میتونه جِلوه ای از جایگاهتون در خلقت رو برسونه ...و نوع نِگاهِتون رو...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نَقْلْ 5⃣ 🫂 مُلاقاتِ غِیرِ عادی ‼️ 🍃 مرحوم تَوکّلی ( از شاگردان و دوستان نزدیک جِنابِ شِیخ ) میگفت 👈 همیشه کار دندانپزشکی ام را طوری تنظیم میکردم که در مناسبت های مَذهَبی در تهران خدمت اُستادم جناب شيخ(ره) باشم... لذا چند روز کار را تعطیل میکردم و به تهران می آمدم 🚗 ولی این بار بعلت مشغله زياد فراموش کردم به نحوی برنامه ریزی کنم که روز عیدِ غَدیر در طهران باشم... ⏳وقتی از بیرون به منزل آمدم و متوجه شدم امروز عید غدير است ناراحت شدم و با خود گفتم امروز دیگر هیچ مراجعه کننده ای را نمیپذیرم 😔 درب اتاق را بستم و خیلی گریه کردم و برای این فراموشی افسوس خوردم و گفتم حالا از خدا چه بخواهم؟ 😢اگر في المثل از آسمان مقدار زیادی طلا هم برای من بفرستد جای آن چیزی را که از دست داده ام نمی گیرد. 🧐در این فِکر بودم و روی حصیری که جای نَمازم بود در از کشیدم تا بخوابم که صدای پائی شنیدم که به طرف اتاقم بالا می آید❗️ گفتم لابد مشتری آمده و مـن نمی خواستم او را بپذیرم😒 در را باز کردم و با کمال تعجب مشاهده کردم که جناب شيخ است😳 خیلی خوشحال شدم 😍 ايشان وارد شد و پس از دقایقی صحبت و دلجوئی از من گفتند: تو اجر خودت را بردی دیدم که گريه كردی امدم ترا دلداری بدهم❗️ گفتم ناهار پیش من باش ،گفت ،نه من مهمان دارم. ادامه پست بعدی... 📚برگرفته از کتابِ خاطرات جناب شیخ @batno_daron
ادامه...👇👇👇 وقتی خواست برود از پله ها آمد پائین و اصرار داشت که من به داخل اتاق بروم🤨 من هم این مطلب را که او با طى الارض آمده درک نکرده بودم، حتى خیال کرده بودم با رفقا به آن حوالی آمده باشند و پرسیدم پس رفقا کجا هستند❓ در پاسخ برای اينكه من متوجه نشوم و ایشان هم خلاف نگویند فرمودند👈 هستند ولی نگفتند رفقا در كجا هستند و به دلیل اینکه ایشان گاهی با دوستان به آنجا می آمدند پرسیدم با رفقا به بهشهر آمدید؟ گفتند نه، با خُدا آمَدم😊 🔸باری هنگام رفتن شان متوجه شدم که گویا میخواهند به طرف دريا 🌊 بروند ! لذا گفتم راه از آنطرف است بازار آنطرف است. ایشان توجه نکردند و بمن گفتند شما بروید داخل بعد دیدم بسوی راهی که پلی به سمت دریا داشت رهسپار شد و وقتی به سر پل رسید راه را کج كرد و به طرف دریا رفت و من دیگر چیزی نفهمیدم 🧐 تا وقتی که به تهران آمدم دریافتم که در روز عید غدير او خودش مهمان داشته پس چطور پیش من آمده و هنگامیکه فهمیدم با طی الارض آمده و موضوع را به او گفتم فرمود👈تا وقتی که من زنده هستم اگر به کسی بگویی راضی نیستم و من هم به کسی نگفتم و با جناب شیخ از اینگونه نگوها و بگوها داشتیم . @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🌱دَر دُنیایِ بَعدی زِنْدِه تَر اَز اینْ خواهیمْ شُد! اَما بِه شَرطْ ! #حی #حیات @batno_daron
ٰ ✍ اگر می‌خواهیم در دُنیایِ بَعدی زِنده یا زِنده تَر زِندگی کنیم ، گاهی باید دوباره مُتِولد بشیم . موضوعِ 👈 تولد دوباره رو بِخونید . @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا