eitaa logo
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
1هزار دنبال‌کننده
32 عکس
2 ویدیو
0 فایل
پاتوقِ اَهلِ بَطْن 🌱توسِعه فَردی با رویکَردِ دینی و اِلهی ✍️اینجا باید اهل خواندن باشی گرچه کوتاه ... ✅بَرای کُمَکْ به سِیْرِ تَکامُلِ جَهانِ دَرون و بُرونْ اِنِرژی مُثبَت ایجاد کُنیم...! 👈 ارتباط با ما 👇 @MR_hakim
مشاهده در ایتا
دانلود
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 3⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۳ ، ادامه) 🔵اون پزشك وَصْف علي علیه السلام رو شنيده بود كه چجور توي اهواز و ري و نيشابور و فارس و مازندران ، مردم رو از وحشي گرهاي بعضي از سربازها و فرمانده هاي عرب نجات داده بود و اون سربازها و فرمانده هاي خاطي رو مجازات كرده بود و امنيت و آرامش مردم رو بهشون برگردونده بود 😍 براي همين ، همشهري هاش مثل خودش كه زرتشتي بود ، علاقه زيادي به امام علي و خانواده اش داشتن و هر مشكلي داشتن به نماينده امام رجوع ميكردن . 🟣 بخت يشوع از همون اول وقتي از فاجعه ي كربلا مطلع شد و فهميد اسرا ، اهل بيت حسين بن علي هستن ، شديدا متاثر شد و در عين حال سعي كرد براي امام سجاد و چند بيمار ديگه هركاري ميتونه انجام بده . ⚫️ مردم دسته دسته ميان و از پُشت تيركهاي چوبي كاروانسرا به تماشاي اسرا مي پردازن ، چون در ساعاتي از روز بچه ها و بانوان رو مجبور ميكنن به حيات بزرگ كاروانسرا بيان تا مردم اونها رو ببينن و بهشون لعن بفرستن و اذيتشون كنن😢 ⚪️ اونچه كه شديد رقيه و بقيه بچه ها و بانوان رو بيشتر از سنگ خوردن و ناسزا شنيدن آزار ميده ، نون خشك انداختن بعضي از مردم از روي ترحم بسمت اونهاست 😭 🟤 ساعت از نیمه شب گذشته و جز امام سجاد و همسرش فاطمه و زينب كبري ، بقيه اسرا خوابيدن ... 🔺اما نه...يه دختر كوچولو هنوز از پشت پنجره ذُل زده به يه سمتي كه حيات كاخ يزيد ملعون اون سمت قرار داره❗️آخه بهش گفتن كه سرِ بر نيزه ي باباي مهربونش اونجاست و فردا قراره باز با سرِ بابا ديدار داشته باشه ...اينه كه دل تو دلش نيست تا فردا صبح برسه😔 🔻عمه زينبش مياد و رقيه رو بغلش ميكنه و ميگه اگه بخوابي زودتر صبح ميشه و ميتوني بابا رو ببيني...اين حرف باعث ميشه تا رقيه هم بره و در حاليكه اشك ميريزه ، چشماشو ببنده تا شايد خوابش ببره و زودتر صبح بشه... @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 4⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۴) 🟥 چهارم ماه صفر و بالاخره دارن اسرا رو به بارگاه يزيد ملعون ميبرن 🥺 😏 مردم باز شروع ميكنن به لعن فرستادن و ناسزا گفتن و رقص وپايكوبي كردن ... 🔴 اما چند كلمه در مورد بارگاه يزيد👇 👈اُمَويان از پادشاهان رومي همه چي رو تقليد مي كردن❗️ مثلا در بارگاه پُر بود از زيورآلات كه به سقف آويزون بود و انواع تابلوها و فرشهاي گرانبها . 🟧 نوع نشستن خليفه هم درست مثل سلاطين رومي بود ، يعني روي يه تخت زرين مينشست و دو طرفش ، هر طرف سه تا نوجوان ايستاده بودن و روبروشم يه فضاي خالي بود و بعدش هم كرسي هاي كوچيك و بزرگ كه مسئولين حكومتي روشون مينشستند و پشت سر اونها هم بقيه مسئولين رده پايين و ديگران ، بشكل نيم دايره مي ايستادن ‼️ 🟠 خليفه دو جور بار داشت ، بار عام و بار خاص . در بار عام بجز مسئولين عالي رتبه كسي حق نشستن نداشت ، اما در بارِ خاص ، مهمانها ومدعوين هم مينشستند. 🟨 امروز براي اسرا بار خاص دادن واسرا به محض ورود ، روبروي يزيد و جلوي مسئولين روي زمين مينشينن ، اما هنوز دستاشون به رديف بسته اس ، رديف جلو امام سجاد نشسته و چند تا پسر بچه و رديف پشت بانوان ودختربچه ها😔 ادامه...👇 @batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 4⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۴ ، ادامه ) 🟥 يزيد ملعون وارد ميشه و ميره روتختش مينشينه و بلافاصله سر امام حسين رو توي يه تشت ميارن ومي ذارن جلوش ، اونم درست روبروي اسرا. 🔹 با اينكه سر امام مدت زيادي تو راه بوده اما اصلا تغييري نكرده ، يعني مثل همون وقتي كه سر رو توي كوفه ديديم ، ابروهاي امام يكي بالا وديگري پايينه و گوشه ي پيشوني مباركش شكستگي كاملا مشخصه و لبهاش ترك داره و موهاي بلندش هم بدورش ريخته و پوست صورت امام هم هنوز حالت چروكيدگي بخودش نگرفته وچشماشون هم يكي بسته اس و ديگري كمي بازه و بسمت پايين نگاه ميكنه 😭 🔸يزيد زير چشمي و با لبخند و تمسخر به اسرا نگاه ميكنه وبا يه چوب خيرزان شروع ميكنه به ضربه زدن به دندوناي امام😭 🔸زينب كبري وقتي اين كار زشت يزيد رو ميبينه با صداي بلند و اشك ريزان و ناله كنان فرياد ميزنه و نام برادر مظلومش رو به زبون مياره و بلافاصله هم رقيه و فاطمه و سكينه با گريه و ناله فرياد ميزنن و يزيد رو بشدت مورد خطاب قرار ميدن كه نزنه و رقيه بي حال ميفته رو زمين و اسرا بشدت شروع به گريه ورازي مي كنند😭😭 🔺برخي از حاضرين مجلس از جمله يه زن از بارگاه يزيد كه در ايوان نشسته هم شروع به اشك ريختن ميكنن... 🔻 ابوبرزه نامي كه پيرمرده و صحابه ي رسول خداست ، مياد جلو و بشدت به يزيد ميتوپه كه اين دندونها و لبها رو بارها ديدم كه پيامبر مي بوسيد و تو حق نداري با چوب بزني... 🔴 مجلس براي مدتي بهم ميريزه و ماموران يزيد اون پيرمرد رو كشان كشان و با كتك ميبرند و بلافاصله بيرون بارگاه گردنش رو ميزنن....❗️ 🟠 يزيد دست از اين كار زشتش بر ميداره و بعد با اعتراضِ امام سجاد ، دستور ميده دستاي اسرا رو باز كنن و رقيه رو كه بيحال افتاده و سرش رو پاي بانوست رو ميبرن يه گوشه و آبي به صورتش ميزنن و وقتي حالش سرجاش مياد ، چشمش ميفته به راس پدرش و بلند بلند بابا بابا ميگه و دوباره شروع ميكنه به شدت گريه وناله كردن 😭 بانو زينب ، رقيه رو ميگيره تو بغلش و آرومش ميكنه.... @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مطالب مربوط به پیدا کردن اُسْتاد به فِهرست اضافه شد . 👈 از اینجا شروع کنید .
🍃 قرار بود وارد موضوع لِذّتِ مُسلمانی بشیم ولی چون برای تعدادی از عزیزان پیدا کردن استاد سوال بود ، ابتدا به اون موضوع پرداختیم ، انشاءالله به زودی به موازات مطالب قبلی بَحث جدید رو شروع میکنیم .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍ امروز رَفته بودم یک کالایی رو که سِفارش داده بودم بگیرم ، تو راهِ برگشت پشتِ فَرمون 🚗، ذِهنم درگیر موضوعی شد و داشتم حالات مختلف اون موضوع رو بررسی میکردم 🧐 با خودم میگفتم مَن اگه بودم فلان کار رو میکردم یا بنظر مَن اگر اون طور میشد بهتر بود...😎تو حال و هوای خودَم بودم که یک کامیون بزرگ🚚 برای سبقت از ماشین بَغلی افتاد جلوم... 👈پُشت گِل گیرهاش نوشته بود 👇 دنیا دو روزه ، این دیگه مَنم مَنم نداره 😳 خندم گرفت 😁با خودم گفتم تو ذهنم کجا داشتم سیر میکردم ، خدا با یه گلگیر کامیون بهم گفت فکر نکن خبریه ... اینم از ماجرای استاد گل گیر ما 😅 ✅ هستی برای انسان حقیقت جو اُستاده👌 @batno_daron
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
✍ امروز رَفته بودم یک کالایی رو که سِفارش داده بودم بگیرم ، تو راهِ برگشت پشتِ فَرمون 🚗، ذِهنم درگیر
🍃 برای هممون در زَمان و مَکان خودش اتفاق میفته منتهی دقّت ، تَوجه و ت‍َامل کافی میخواد که اون پیام رو دَرک کنیم . 👈اینطور نیست که این مسائل مُختَص افراد خاصی باشه فقط .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا