eitaa logo
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
1هزار دنبال‌کننده
32 عکس
2 ویدیو
0 فایل
پاتوقِ اَهلِ بَطْن 🌱توسِعه فَردی با رویکَردِ دینی و اِلهی ✍️اینجا باید اهل خواندن باشی گرچه کوتاه ... ✅بَرای کُمَکْ به سِیْرِ تَکامُلِ جَهانِ دَرون و بُرونْ اِنِرژی مُثبَت ایجاد کُنیم...! 👈 ارتباط با ما 👇 @MR_hakim
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍ چند روزی نسبتا حالِ بهتری داشتم و احساس رضایت و نشاط از اعمال و رفتارم میکردم ... تو راه محل‌کارم بودم که به صورت غیرمنتظره ای احساس بغض ، ناراحتی و چیزی شبیه تنهایی بهم دست داد و سراسر وجودم رو گرفت که اگر میشد میزدم زیر گریه😭هر چی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید که چرا این حالت بهم دست داده🧐با خودم گفتم شاید اشتباه یا خطایی ازم سر زده... که این حالت برام بوجود اومده ، دیدم نه چیزی نیست و متوجه ش نمیشم...❗️ 🔸با استادم ارتباط گرفتم و شرح حالم رو بهشون گفتم ...ایشون توجهی کردند و بهم گفتند که خداوند منتظره که شما بهش رجوع کنی و فکر نکنی با چند تا عمل درست و نیک به جایی رسیدی😳 اگر نگاه و توجه خداوند نباشه اون اعمال به خودی خود آثار آنچنانی نداره...بعد هم یک عملی رو بهم گفتند که انجام دادم و اون حال بَدی که پیش اومده بود به کلی از بین رفت... 👈 این لبخند رضایت خداونده که درون ما رو آروم میکنه و آرامش بخشه قلب ماست نه صرفا چهار تا اعمال عبادی ...اگر‌ عمل مستحبی یا واجبی هم انجام میدیم باید نیتمون رضایت و لبخند خداوند باشه...👌 @batno_daron
✍ این رو نمیگم‌که آبرو و اعتباری برای خودم جمع کنم... 👈 بنده اگر بدنبال شهرت و مَنیّت بودم با اسم شخصی و حقیقی کانال رو ایجاد میکردم ، الان هم به تعداد انگشتان یک دست نمیرسند که هویت حقیقی مدیریت کانال رو بدونند . 👈 ارائه این تجربیات موجب این میشه خواننده بدونه مطالب ، کارکرد داره و کاربردی هست ، موجب میشه ذهن خواننده با مثال های مختلف بهتر اصل مطلب رو درک کنه و اگر تجربه مشابهی داشته با ما به اشتراک بزاره . @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 2⃣5⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا 🍃تو اين روزها كه اسرا در راه برگشت به مدينه هستن و اتفاق خاصي تا قبل از نزديك شدن به مدينه بازگو نشده ، ماهم از اين فرصت استفاده ميكنيم و درباره عاشقانه هاي امام حسين و رباب سخن بگیم...😍 🍃عاشقانه هايي كلامي و رفتاري و احساسي كه در تاريخ كم نظيره ... 👈 اولا تا قبل از اسلام، عاشقانه هاي بين زن و شوهر عموما معنا نداشت و زن تا در منزل پدر بود جزئي از دارايي پدر اونهم در حد لوازم منزل بشمار ميومد و وقتي به خونه ي همسر ميرفت ، تنها صاحبش تغيير ميكرد و باز حد واندازه اش در حد لوازم منزل بود نه بيشتر....😳😢 👌اولين بار پيامبر و خديجه باب عاشقانه ها و اهميت داشتن حرمت عشق به همسر رو باز كردن و همين موضوع هم باعث برخوردهاي زشتي با اون بزرگواران شد.... 🔸 وقتي فاطمه زهرا به همه ي خواستگارانش جواب رد داد و بلافاصله به علي(ع) جواب مثبت داد و رابطه ي عاشقانه ي اون دو بزرگوار زبانزد همه شد ، كم كم اين فصل مهم از زندگي بشر جاي خودش رو در بين برخي از مومنين تا حدودي باز كرد ، هر چند باز مرداي جامعه هنوز براساس عادت جاهلي براي زن ارزشي قائل نبودن ....😒 @batno_daron
ادامه 👇👇👇 ❤️ امام حسين از همون آغاز سفر ضمن اينكه به رباب احترام بسياري ميذاشتن ، علنا به همسرشون اظهار علاقه ميكردن تا جايي كه با اينكه شاعر نبودن ، اما دو تا شعر براي رباب سرودن و در بين حمع خوندن و باعث شد همه از احساس عاشقانه امام به همسرشون مطلع بشن😍 🍃و اما يكي از اون شعرها اينه👇 "به جان تو سوگند / من خونه اي رو كه رباب و سكنيه اونجا هستند رو خيلي دوست دارم/ چون عاشق اونها (رباب و سكينه)هستم و هر چي دارم رو به پاشون ميريزم و/ /هيچكس هم حق نداره (به خاطر اين عشق )منو مورد عتاب قرار بده/" 😍 - 👈 جالبه بدونين اين شعر در زماني سروده شده كه اينجور از عشق به همسر گفتن عتاب و عقاب شديدي بهمراه داشت و اگه غير از امام ، كس ديگه اي اين شعر رو گفته بود بشدت باهاش برخورد مي شد 😏 👀نگاه عاشقانه ي دائم رباب به محبوبش چنان بود كه امام روز عاشورا از حضرت زينب خواست كه چشمهاي رباب رو از بلايي كه سر محبوبش ميارن دور نگه داره ...😔 👈اما وقتي در مجلس ابن زياد، رباب سر مطهر امام رو در آغوش گرفت ،شعري سرود و خوند كه همه متوجه شدن 🥺 چشمهاي رباب لحظه به لحظه در كوران نبرد به دنبال امام بوده ...شعري كه بانو رباب تو مجلس خوند اين بود👇 /حسين جان هرگز فراموش نميكنم كه نيزه ها چه جور دونه دونه به بدنت خورد / /چه جور بدن تكه تكه شده ات رو توي دشت رها كردن/ /خداوند كربلا رو هيچوقت سيراب نكنه/ 👈و يا در قسمتي از شعر ديگه اي خطاب به سر بر نيزه ي امام اينجور سرودن👇 /تو مثل كوهي بودي كه بهت پناه ميبردم/ /به خدا قسم! دیگه سایه ای رو بعد از تو بر سرم نخواهم پذیرفت... /تا در میان خاک پنهان شوم./
ادامه👇👇👇 🍃 بله رباب به قَسمش كه در شعر گفته بود عمل كرد و... 🌞تمام روزها رو تا موقع مرگ ، زير آفتاب گذروند....😔 👈 هيچوقت غذاي گرم نخورد.... 😭هيچ روزي از گريه دست نكشيد... 🔸در اغلب ايام مجلس روضه براي امام و شهدا برپا كرد.... 😔و در آخر هم بيش از يكسال نتونست دنيا رو تحمل كنه واز دنيا رفت.... 🚩
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🇮🇷 زَمانی کِه خُداوَنْد اَز قُومی راضی میشَوَد آنها را بَر می اَنگیزَد (مَبْعوثْ میکُنَد) ✅تا رِضایَت پِیدا نَکُنَد مَأمور نمیکُند ... 👈 مَاموریَت کِه داد قَطْعا یاری میکُنَد . @batno_daron