eitaa logo
(بیان) | معارف و اخلاق
221 دنبال‌کننده
128 عکس
102 ویدیو
3 فایل
بنام خدا بنا داریم مطالبی اخلاقی و معارفی را در این پنجره مجازی ارائه دهیم،لذا درخواست داریم علاوه بر بهره‌مندی از مطالب با ارسال آن ها و معرفی کانال به دوستان ما را در این راستا همراهی کنید. "پذیرای دیدگاه ها و نظرات شما هستیم" @bayan_akhlagh
مشاهده در ایتا
دانلود
☘ کسی که در خانه دارد مانند کسی است که روزها را روزه دارد و شب‌ها را عبادت کند. 🍁 در یک کلام زبان باعث سوراخ کردن کیسه‌ی اعمال است، هر چه اعضا زحمت می‌کشند و جمع می‌شوند یک حرکت کیسه را سوراخ می‌کند! 🍃 اگر از و غضبناک شدید باید از مهلکه خارج شوید وگرنه قطعاً زمین خواهید خورد. 🍁 شرط دیدن تقواست و بس؛ مقداری هم را قرص داشتن است و باید ثابت کنی اختیار زبانت را داری. {✨ ✨} 🆔 @bayan_5
🍃 مردی به محضر (ص) آمده و عرضه داشت: یا رسول الله! من همسری دارم که هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم می آید و چون می خواهم از منزل بیرون روم مرا بدرقه می کند. هر گاه مرا اندوهگین ببیند می گوید: چه چیز تو را اندوهگین کرده؟ اگر برای زندگی ات ناراحتی، مطمئن باش که دیگری (خداوند) عهده دار آن است (و با داشتن چنین ضامن معتبری که روزی تو را تضمین کرده، تو نباید اندوهگین باشی) و اگر برای [و گرفتاری های قبر و قیامت] غصه می خوری، خداوند اندوهت را زیاد کند. (و باید چنین باشی.) رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: خداوند [در روی زمین] کارگزارانی دارد و این یکی از آن ها است. برای او نصف می باشد. 📚منبع: وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۲ ╭┅─────────┅╮ 🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir ╰┅─────────┅╯
💠 مرحوم حضرت تهرانی فرمودند: 🔘 روزی زنی جوانی زیبا چهره که شاگرد مغازه بزازی بود می شود و برای رسیدن به وصالش ، عمدا های زیادی را می خرد و سپس به صاحب مغازه می گوید: 🔷 آقا پول من کم آمده است لذا این شاگردتان را بفرستید هم پارچه ها را به منزلم برساند و هم به او بقیه پول را بدهم و هم را بگیرد. صاحب مغازه به شاگردش دستور می دهد که با این زن برود.وقتی که هر دو وارد خانه شدند،زن در خانه را قفل نمود و پیشنهاد به این جوان کرد،جوان در ابتدا مخالفت کرد ولی وقتی فهمید تمام درها بسته شده است و این زن با نقشه قبلی این طرح را کشیده و تا به مراد خود نرسیده دست بر نمی دارد لذا گفت:عیبی ندارد،فقط اجازه بدهید اول به دستشویی بروم 🔶 و زن هم اجازه داد.آن جوان وقتی به دستشویی رفت،نجاسات را بر بدن خود مالید،همین که بیرون آمد و او را با وضع متعفن و بدبو و نجس دید،با حالت تنفر در را باز کرد و با خوشحالی بیرون رفت و بعد کنار رودخانه ای رفت خودش را شست . بعد از این جریان هرکسی که او را می دید،بوی خوشی از او به مشامش میرسید... 📚منبع: ص314 ╭┅─────────┅╮ 🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir ╰┅─────────┅╯