eitaa logo
🇮🇷بازگشت‌ازنیمه‌راه🇮🇷
730 دنبال‌کننده
46.7هزار عکس
32.6هزار ویدیو
104 فایل
ارتباط با ادمین @shahed45
مشاهده در ایتا
دانلود
؟! ✍حاشیه‌ای برماجرای 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah 🔻🔻🔻 پس ازسخنان جنجالی آقای مسیح مهاجری در تطهیر و دفاع از سران فتنه، که اعتراض صریح و مباحثه طلبگی روحانی جوان یزدی با مهاجری را در پی داشت، رسانه‌های زنجیره‌ای غربگرا (اعم از اصلاح‌طلب و اعتدالی) با همراهی ، این روحانی پرسشگر را «تندرو» نامیده و اقدام او را «اخلال» و «آشوب» نام نهادند. در حالی که جان مایه اعتراض او به مهاجری، بخاطر دفاع از سران فتنه بود که پیشگام تمام اقدامات خشن و رادیکال سال ۸۸ بودند و به تصریح امام خامنه‌ای مرتکب گناهی بزرگ و نابخشودنی شده بودند وکارنامه‌ای غیرقابل دفاع وسیاه دارند که امثال مسیح مهاجری نه تنها حاضر به پذیرش آن نیستند که به تطهیر آنان نیز اصرار می‌کنند! جالب و عجیب آنجاست که آقای مسیح مهاجری و همراهان سیاسی او با هنرمندی تمام، با وجود زیر سؤال بردن تصریحات مقام معظم رهبری، همچنان ژست تبعیت از ایشان به خود می‌گیرند و منتقدان شان را مخالف نظرات رهبری نشان می‌دهند! این در حالی‌ست که مقام معظم رهبری صراحتا بر اذعان فرموده‌اند: این کسانی که شما بهشان میگوئید سران فتنه، کسانی بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستی انسان بازیچه‌ی دشمن شود؛ باید فوراً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتی کرده است، وسط کار وقتی فهمید، بلافاصله بایستی راه را عوض کند. خوب، نکردند.  ۱۳۸۹/۱۰/۱۹ آن کسانی که به نام آنها این کارها انجام میگرفت، باید همان وقت اعلامیه میدادند، اعلام بیزاری میکردند، میگفتند اینها از ما نیستند؛ اما نکردند. اگر این کار را میکردند، فتنه زودتر ریشه‌کن میشد؛ مسائل بعدی هم پیش نمی‌آمد.  ۱۳۹۱/۰۷/۱۹ درماجرای ، دریک طرف روحانی جوانی قرار دارد که درمقابل تطهیر سران فتنه برفراز منبر مسجد شهید صدوقی به طرح چند سؤال پرداخته والبته به همین دلیل بعنوان و معرفی شده(!!) و در آن سوی ماجرا آقای قرار دارد که بررسی سوابق سیاسی او نشانگر آن است که از قضا خود او، به عنوان فردی تندرو شناخته می‌شده است! واقعیت آن است که نام مسیح‌ مهاجری با نام آقای هاشمی رفسنجانی گره خورده و رابطه‌اش با آقای هاشمی از و ، به رسیده بود! در چنین شرایطی، بهتر آنکه کارنامه سیاسی مهاجری را از زبان مرادش سیاسی‌اش مرور کنیم تا مشخص شود چه کسی تندرو است؟! با توجه به مسئولیت‌های مهاجری (در دولت هاشمی و غیر آن)، خوشبختانه نام وی در خاطرات آقای هاشمی بارها تکرار شده است و جالب توجه آنکه هاشمی در موارد مکرر با انتقاد از رفتارها و مواضع شاذ مهاجری یاد کرده و وی را فردی دانسته است! ▫️مرور بخش‌هایی از خاطرات هاشمی در مورد مسیح مهاجری، خالی از لطف نیست: -19 اردیبهشت 1361: ساعت پنج بعد ازظهر در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی شرکت کردم. دو نفر از اعضا (آقایان مسیح مهاجری و علیرضامحجوب) به عنوان اعتراض به کاندیداهای حزب برای تهران استعفا کرده‌اند. عملی نادرست و غیر حزبی کرده‌اند!!! https://b2n.ir/d30843 -10 بهمن 1361: ملاقاتی با آقای مسیح مهاجری مسئول روزنامه جمهوری اسلامی داشتیم..... از سرمقاله‌ای که اخیراً علیه یاسر عرفات نوشته انتقاد کردم و گفتم سیاست ما این نیست که با فلسطینی‌ها جنگ تبلیغاتی شروع کنیم. https://b2n.ir/p90885 -9 خرداد 1372: آقایان سیدمحمود دعایی، مهدی نصیری، مرتضی نبوی، غفور گرشاسبی و مسیح مهاجری، مدیران روزنامه‌های اطلاعات، کیهان، رسالت، ابرار و جمهوری اسلامی آمدند. برای نیازهای ناشی از تک نرخی شدن ارز استمداد کردند و با سیاست‌های کشور آشنا شدند؛ قول کمک دادم. به خاطر در مساله عربستان سعودی، به آقای مسیح مهاجری تذکر دادم. https://b2n.ir/w02332 -28 خرداد 1373: آقای مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی آمد. از برخوردهای تندش در روزنامه با وزیر امور خارجه، در خصوص سفر به مصر، انتقاد کردم. خیال می‌کند، دکتر ولایتی کاندیدای ریاست جمهوری در دوره آینده است و شاید به همین جهت برخورد تند دارد. گفتم چنین خیالی درست نیست. https://b2n.ir/j95073 - 12 آذر 1374: آقای مسیح مهاجری، مشاور اجتماعی رئیس‏ جمهور و مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی آمد. گزارش سفر به مصر و آسیای میانه و سوریه و لبنان را داد و بر دوستی با آسیای میانه تأکید داشت. هنوز هم مخالف برقراری روابط سیاسی بامصر است؛ ضمن اینکه بر همکاری فرهنگی اصرار دارد. درمورد روزنامه و تندروی‌هایش تذکر دادم. https://b2n.ir/k33556 با وجود تصریحات آقای هاشمی در مورد تندروی‌های مسیح مهاجری، باید ازحضرات اصلاح‌طلب واعتدالی (که یک اعتراض طلبگی رامصداق آشوب و تندروی دانستند) پرسید که تندرو واقعی کیست؟! مهاجری وسران فتنه، یا منتقدان آنها؟ 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah
🔊 در چه گذشت؟ (1) در پی گفت‌وگوهایی که دیشب در مراسم سالگرد شهید صدوقی در مسجد روضه‌ی محمدیه یزد (حظیره) انجام شد، برخی خواسته‌اند با تحریف و نادیده‌گرفتن اصل ماجرا و تمسک به گوشه‌ای از آن، ماجرا را به نفع خود روایت کنند. روایت کامل ماجرا چنین است: که به دعوت بیت صدوقی به این مراسم دعوت شده بود، مقدماتی را در سخن خود به هم پیوست: - از «الی کوهِن» گفت که جاسوس یهودی بود و خود را انقلابی تند جا زده بود و دیگران را متهم به انقلابی‌نبودن می‌کرد و در نهایت اعدام شد. - از رابطه‌ی ده‌ساله‌ی خود با گفت. - از اخلاق و معنویت شهید بهشتی سخن‌ها گفت. - گفت بهشتی مظلوم بود و کسانی که خود را انقلابی می‌دانستند او را متهم می‌کردند. - از نفوذ در کشور گفت و نمونه‌ی آن را کاترین شکدم دانست و ضمناً اطلاعات سپاه پاسداران را در این زمینه متهم کرد. - گفت که به نظام و انقلاب و رهبری معتقد است، هرچند انتقادهایی دارد. و در نهایت مؤکداً نتیجه گرفت که: - امروز هم «الی کوهن»ها و «شکدم»ها در کشور زیادند که بزرگان و انقلابیون اصیل را متهم می‌کنند. - خدا را شاهد گرفت که بعضی از کسانی که امروز در یا ممنوع‌التصویرند، از دل‌سوزترین‌ها هستند. - خدا را شاهد گرفت که هاشمی رفسنجانی نزدیک‌ترین یار رهبر معظم انقلاب بوده و هیچ‌کس به اندازه‌ی او به ایشان نزدیک نبود. و در نهایت نتیجه گرفت که این بزرگان که بعضی هم از این استان‌اند، توسط تندروها به فتنه‌گری متهم شده‌اند و من با شناخت نزدیکی که از آن‌ها دارم، این اتهام واهی است و نشان از مظلومیت ایشان. * هنگامی که نتیجه‌گیری تمام شد، برخاستم و با صدای بلند گفتم: «آقای مهاجری! سؤال دارم.» و با مهلت ندادن او، این خواسته را تکرار کردم. در نهایت، سکوت کرد و من شروع کردم. سؤالاتی ساده داشتم که می‌توانست گره‌گشا باشد: - بالاخره آیا در سال 88 فتنه‌ای رخ داد یا نه؟ - آیا میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی در این فتنه نقش داشتند یا نه؟ - شما گفتید که رهبر انقلاب را قبول دارید. آیا رهبر انقلاب، رفتار این افراد را نامیدند یا نه؟ - آیا توبه‌ی اجتماعی (تبیین و اصلاح) نیاز دارد یا نه؟ - آیا این افراد توبه کردند؟ - آیا در فتنه‌ای که آن‌ها به راه انداختند، ده‌ها نفر بی‌گناه کشته شدند یا نه؟ آیا تحریم‌های فلج‌کننده در پی فتنه انجام شد یا نه؟ در نهایت پرسیدم: شما گفتید که تندروها بزرگان و سابقه‌داران انقلاب را متهم می‌کنند و به آنان ظلم می‌کنند؛ چه کسی و چه روزنامه‌ای در دهه‌ی 70 آیت‌الله آذری قمی را ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه خواند؟ **** مهاجری چون پاسخی نداشت، دعا کرد و از منبر فرود آمد. با جمعیت به سمت او رفتم تا پیش از خروج از مسجد، او را مجاب کنم تا پاسخ‌گوی آن‌چه بر فراز منبر گفته، باشد. در نهایت و علی‌رغم میل تیم امنیتی و نیز هواخواهان فتنه، مجبور شد تا بر زمین بنشیند و پاسخ دهد. سؤال‌ها را در همهمه‌ی کسانی که از روشنگری واهمه داشتند، تکرار کردم. گفتم چه کسی فتنه را به راه انداخت؟ گفت احمدی‌نژاد. گفتم آیا موسوی در حالی که هنوز انتخابات در حال برگزاری بود، اعلام پیروزی نکرد؟ گفت اگر این‌چنین کرده، بد کرده.(!) گفتم آیا میرحسین بیانیه نداد و به‌جای مطالبه از طریق قانونی، مردم را دعوت به حضور خیابانی نکرد؟ به جای پاسخ‌گویی، گفت رهبر انقلاب گفته‌اند که من بعید می‌دانم که این‌ها خودشان این کار را کرده باشند. (!) گفتم: مدرک این سخن رهبری کجاست؟ پاسخی نداشت. گفت: من این‌ها را از نزدیک می‌شناسم و می‌دانم که آن‌ها ارادت قلبی به رهبر انقلاب دارند. گفتم: ارادت در پستو هیچ فایده‌ای ندارد. دیگر پاسخی نداشت و برخاست و رفت. 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah
🔊 در چه گذشت؟ (2) بعد از رفتنش، هواخواهان فتنه، اعتراض به من را افزایش دادند. از جمله رئیس شورای سابق شهر یزد و استاندار دوران اصلاحات. گفت چرا بقیه‌ی مجالس امام حسین را به هم نمی‌زنی. در مقام جدل با او، گفتم که برای من افراد مهم نیستند، هرکس بر منبر دروغ بگوید، با او مخالفت می‌کنم. بعد هم لابلای حرف‌ها گفتم که این است و باید تخریب شود. انتشار این حرف، موجب برخی سوءتفاهم‌ها شد. در همان‌جا توضیح دادم که منظورم از مسجد، ساختمان مسجد نیست، بلکه آن هویتی است که در مسجد جریان دارد و آن هویت، تابع امام و مدیر مسجد است. اگر این مسجد در اختیار باشد، پایگاه انقلاب است و قلب شهر، ولی اگر امثال مسیح مهاجری بر منبر آن بالا رفتند، مسجدی است که پیامبر با آن می‌ستیزد و امیرالمؤمنین از حضور در آن منع می‌کند. البته اصراری بر تعبیر ندارم و برای رفع سوء تفاهم، آن را پس می‌گیرم. چندی نفری سخن از وحدت گفتند، و رفتار بنده را تفرقه‌آمیز و به زیان جامعه خواندند. همان‌جا عرض کردم: وحدتی که همه در آن رو به گمراهی باشند، مطلوب نیست. و البته اساساً وحدتی وجود نداشت، نشانه‌اش آن‌که بسیاری افراد در همان مجلس با بنده هم‌نظر بودند و آن را پس از اعتراض من اظهار کردند. وحدت آن‌گاه مطلوب است که بر مدار حق باشد، بگذریم. از دیشب تا به حال، بسیاری از دوستان و آشنایان اظهار لطف نموده‌اند. آن‌چه رخ داد، صحیحش لطف خدا بود و خطایش ناشی از کاستی این بنده. این پیام‌ها و دست‌مریزادها نشان می‌دهند که یزد نه پایتخت اصلاحات بلکه شهر و است. راستی فراموش نکنیم، همان کسی است که به آیت‌الله‌العظمی خویی نامه‌ی سرگشاده نوشت و مورد هجمه قرار گرفت، با ریاست‌جمهوری بنی‌صدر مخالفت کرد و مطرود بسیاری از دوستان شد، از حضور شیخ محمود حلبی در مراکز تجمع شهر منع کرد، از جولان نیروهای مجاهدین در یزد مانع شد، از سخنرانی در یزد جلوگیری کرد، و ... صدوقیِ یزد این است، نه آن‌چه برخی منتسبان روایت می‌کنند... 🌷🕊 @bazgashtaznimehrah