BIuo
به انتظارِ تصویر تؤ این دفتر خالي تا چند تا چند ورق خواهد خورد ؟
دیر زمانی در او نگریستم
چندان که ، چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیزی
به هیأت او درآمده بود
آنگاه دانستم که مرا دیگر
از او
گزیر نیست
هدایت شده از Simple days
- روزم چون روز دیگران
میگذرد اما شب ك در میرسد
یاد ها پریشانم میکنند . با چه اضطرابی
روز را به سر میبرم اما شبانگاه من
و غم یکجا میشویم .
غم اؤ وجود مرا فرا گرفت و عاقبت سر از ادبیات در آوردهام؛در اینجا هم همهچیز به او مربوط است .