کنار او اسیپ پذیرترینم، کنارش ضعیف ترینم ، انگار بعد تمام ویرانی ها به پناهگاهی کوچکو موقت رسیده ام . حرف هایم را بگویم گوش دهد درک کند در آغوشم بگیرد .. هرچه کوتاه ، موقت اما آرام کننده امیدواری کوتاهی در دنیای ویرانم . اما چه حیف که مال من نیست او موقت است این را میدانم. اما قلبمن خبر ندارد...
در آخرین نامه اش نوشت؛..
دیدم که حتی در بهترین لحظههای زندگیام هم نوعی غم و پوچی را در اعماق وجود خود حس میکنم.
هدایت شده از Simple days
درجهی بالای عقل باعث میشود که یک انسان غیراجتماعی شود.
_آرتور