١۴٠۴ که شروع شد، فکر نمیکردم دیگه بتونم به زندگیم ادامه بدم، فکر میکردم ١۴٠٣ تمومِ سختیای دنیا رو بهم دادهـ
اما خب داستان سختیِ ١۴٠۴ تازه از خردادماه خودشو نشون داد و تو سه ماهِ تابستون، برام اتفاقایی افتاد که متوجه شدم سال قبل در مقابلشون هیچی نبوده.
-البته این وسط با خیلیا آشنا شدم و با خیلیام قطع ارتباط کردم.
گذشت تا رسید به زمستون!
خب نمیدونم چطور توضیحش بدم، زمستون امسال هرچقدرم که برا ایران و مردممون بد بود ، ولی خدا به من یکی خداییشو خیلی ثابت کرد! هم تو دی، هم تو بهمن و اسفندش :)
در آخر فقط میتونم آرزو کنم که ١۴٠۵، حقمون رو از امسال بگیره.
عیدتون مبارک ستارههای بلو گلکسی💙"
هدایت شده از Nor!
تو ساعات پایانی ۱۴۰۴ هستیم،برای یادگاری میخوام اتفاقاتی که تو این سال برام افتاده رو بگم.
دوتا جنگ دیدم،پرپرشدن هموطنامو دیدم،خیلی از دوستیامو ازدست دادم چه مجازی چه حضوری ،چندتا رفیق خوب پیدا کردم(اجی اینازی،اوا،نرگس،طهورا،خاله سارا،دایی کیان،رهاجونم،ماهلینخانوم،عسلی)
حتی عاشق شدم..تو این مسیر خیلی سختیام کشیدم خیلی اتفاقا افتاد ،اما هنوز چشماش دنیامه و اون کل زندگیمه!
کلی تغییر کردم،خیلی نسبت به اول سال ۱۴۰۴ عوض شدم .
۴۰۴ کلی بهم درس داد ،خیلی چیزا بهم داد و خیلی چیزا ازم گرفت؛
خوشحالم بابت کسایی که الان دارم .
و متاسف و غمگین بابت دی ماه خونین:)
خلاصه که ۴۰۴ عزیز بری که برنگردی .
امیدوارم سالهای زیادیو کنارتون ببینم؛
یاسقشنگم،یلداجانم،آینازخوشگلم،نرگس عزیز،اوای عزیزم،ماهلین جانم،طهورای عزیز،رهای نازم،خاله ساراجونم ،عسل خانوم .