1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 دقایقی با شهید ابو مهدی
✅ @be_soye_zohoor
هدایت شده از محمود عیسوی
🔴 همدردی
♦️ داستان کوتاه
رفیقم میگفت : ۳۰ سال پیش خواستم برم شیراز .
رفتم ترمینال و سوار اتوبوس شدم .
صندلی جلوم زن و شوهری بودند که یه بچه تپل
و شیرین ۳یا ۴ ساله داشتند.
اتوبوس راه افتاد.
۱۶ ساعت راه بود.
طی راه ؛ بچه تپل و شیرین که صندلی جلو بود؛
هی به سمت من نگاه میکرد و میخندید.
چندبار باهاش دالی بازی کردم و بچه کلی خندید...
دست بچه یه کاکائو بود که نمیخوردش .
تو دالی بازی؛ یهو یه گاز از کاکائو بچه زدم .
بچه کمی خندید..
کمی بعد مادر بچه با خوشحالی
به شوهرش گفت:
ببین ؛ بالاخره کاکایو را خورد.
دیدم پدر و مادرش خوشحالند؛ گفتم بذار بیشتر خوشحال بشند.
خلاصه ۳ تا کاکائو را کم کم از دست بچه یواشکی گاز زدم و بچه هم میخندید.
مدتی بعد خسته شدم.
چشمم را بستم و به صندلی تکیه دادم ، که یهو ای واییییی..
مُردم از دل پیچه.....دل و رودم اومد تو دهنم..سرگیجه داشتم..
داشتم میترکیدم.
دویدم رفتم جلو و به راننده وضعیت اورژانسی خودم را گفتم.
راننده با غرغر تو یه کافه وایساد.
عین سوپر من پریدم و رفتم دستشویی و رفع حاجت کردم.
برگشتم واز راننده تشکر کردم و نشستم روی صندلی.
اتوبوس راه افتاد.
هنوز ۱۰ دقیقه نگذشته بود که درددل شروع شد.
طوری شده بود که صندلی جلوی خودم را گاز میگرفتم .از درد میخواستم داد بزنم.چه دل پیچه وحشتناکی..تموم بدنم را میکشیدند..مُردم خدا....
دویدم پیش راننده و با عز والتماس وضعیتم را گفتم.
راننده اومد اعتراض کنه؛با صدای عحیبی که ازم درشد
راننده زد بغل جاده و گفت:
بدو داداش!
پریدم بیرون و دقایقی بعد برگشتم به اتوبوس.
تشکر کردم..
از درد داشتم میمردم. دهنم خشک بود و چشام سیاهی میرفت.
رفتم روی صندلی نشستم.
گفتم چرا اینجوری شدم.
غذای فاسد که نخورده بودم.
دیدم دست بچه باز کاکائو هست.
از پدر بچه پرسیدم :
بچتون کاکائو خیلی میخوره؟
پدرش گفت: نه: کاکائو براش بده.
اومدم بپرسم
پس چرا کاکائو بهش میدی؟
که مادرش گفت:
حقیقت بچمون یوبست داره.
روی کاکائو مسهل مالیدم تا شاید افاقه کنه؛
تا حالام دو یا ۳ تا هم خورده ؛ ولی بی فایده بوده.
من بدبخت خواستم ادامه بدم که یهو درد مجددا اومد.
میخاستم داد بزنم و کف اتوبوس غلط بزنم .
رفتم پیش راننده؛
راننده با خشونت گفت : خجالت بکش ؛ وسط بیابونه؛ ماشین که شخصی نیست. برو بشین.
مونده بودم بین درد و خجالت.
یه فکری کردم.
برگشتم پیش پدر و مادر بچه و گفتم : منم یُبس هستم. میشه به من هم کاکائو بدید..؟
۳ تا کاکائو مسهلی گرفتم و رفتم پیش راننده عصبی و با ترس و خنده گفتم:
عزیز چرا داد میزنی؛ نوکرتم؛ فداتم؛ دنیا ارزش نداره؛ شما ناراحت نشو؛ جون همه ما دست شماست.
معذرت میخام. بیا و دهنت را شیرین کن..
راننده هم که سیبیل کلفت و لوطی بود؛ گفت :
ایول؛ دمت گرم؛ بامرامی؛ آخر مردای عالمی
خلاصه؛ ۳ تا کاکائو را کردم تو دهنش و رفتم سر جام نشستم و از درد عین مار به خودم پیچیدم.
۱۰ دقیقه نشده بود که راننده صدام کرد و گفت:
داداش؛ جون بچت چی به خورد من دادی؟؟ترکیدم.
داستان کاکائو و بچه را براش گفتم.
رانتده زد بغل جاده و گفت بریم پایین.
خلاصه تا شیراز هر نیم ساعت میزد کنار و میگفت: بریم رفیق..
مسافرها هم اعتراض که میکردند؛
راننده میگفت: پلیس راه گفته که یه گروه تروریست و نامرد؛ تو جاده میخ ریختند؛ تند تند باید لاستیکها را کنترل کنم که نریم ته دره...
ملت هم ساکت بودند و دعا به جون راننده میکردند.
😄😄😄😄😄😉😉
♦️ برای انجام هر کاری؛ مسوءلش باید همدرد باشه؛ تا حس کنه طرف چی میکشه.
🔹 تا انتخابات زمانی نمانده! ☺️☺️
🆔 @eisavim
هدایت شده از مؤسسه بین المللی ترنم صلح
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 The History of Sunni-Shia Islam Split - Ghadir Khumm, Ali as the Caliph and Shiite Muslims Belief.
❇️ میتوان بدون توسل به بدزبانی، توهین و بیاخلاقی در رابطه با برادران اهل سنت هم حقایق #غدیر را با سند، مدرک و زبان لین بیان کرد!
📝امام علی (ع): «لَا [یُرَی الْجَاهِلُ ] تَرَی الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطا»: نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص479.
🎥نسخه با کیفیت بالا: https://t.me/HQTOP/27
|#غدیر_خم |#نخجوانی |#وحدت_اسلامی
💯 ترجمه و تدوین: «انجمن بینالمللی ترنم صلح»
🆔 @ThrillofPeace
به سوی ظهور
🛑 فوری / در حمله امشب تروریست های آمریکایی به فرودگاه بغداد تعدادی از فرماندهان و رزمندگان حشد الشعب
شب شهادت سردار شب دردناکی بود
باور نداشتیم که انتقام سردار به ظهور منجی موکول خواهد شد ....
✅ @be_soye_zohoor
Haj Meysam MotieeRahbari-Velayat[14].mp3
زمان:
حجم:
3.3M
ای زاده عشق حسین ...
✅ @be_soye_zohoor
هدایت شده از تبلیغ بین المللی اسلام
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ فیلم دیده نشده و کامل دیدار «ادوارد شواردنادزه» آخرین وزیر امور خارجه #شوروی با امام خمینی (ره)
🔹امام خمینی (ره): شما تماما درباره عالم طبیعت صحبت کردید و من میخواستم عالم بعد از موت را به شما نشان بدهم.
#امام_خمینی
#رحلت_امام_خمینی
💯 مرجع تخصصی محتواهای #تبلیغ_بین_المللی_اسلام
@Allah4all
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام خمینی (ره): به هیچ کس امید نبندید الّا خدا
🟢🟢 دعایی کوتاه و مؤثر از امام حسن مجتبی علیه السلام متناسب با شرایط اکنون ما
برای نزول نصرت الهی بر رزمندگان اسلام و دفع شر دشمنان از هموطنان و مومنین، این دعا را بخوانیم:
اللَّهُمَّ يَا مَنْ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حٰاجِزاً وَ بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً يَا ذَا الْقُوَّةِ وَ السُّلْطَانِ يَا عَلِيَّ الْمَكَانِ كَيْفَ أَخَافُ وَ أَنْتَ أَمَلِي وَ كَيْفَ أُضَامُ وَ عَلَيْكَ مُتَّكَلِي فَغُطَّنِي مِنْ أَعْدَائِكَ بِسِتْرِكَ وَ أَظْهِرْنِي عَلَى أَعْدَائِي بِأَمْرِكَ وَ أَيِّدْنِي بِنَصْرِكَ إِلَيْكَ اللَّجَأُ وَ نَحْوَكَ الْمُلْتَجَأُ فَاجْعَلْ لِي مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً يَا كَافِيَ أَهْلِ الْحَرَمِ مِنْ أَصْحَابِ الْفِيلِ وَ الْمُرْسَلِ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ- ارْمِ مَنْ عَادَانِي بِالتَّنْكِيلِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الشِّفَاءَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ النَّصْرَ عَلَى اْلْأَعْدَاءِ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى يَا إِلَهَ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا وَ مٰا تَحْتَ الثَّرىٰ بِكَ أَسْتَشْفِي وَ بِكَ أَسْتَعْفِي وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّٰهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
📚 مهجالدعوات اثر سید بن طاووس
هدایت شده از گذرگاه انسان
مقابله با دید حرارتی (مادونقرمز) پهپادها:
دوربینهای حرارتی، گرمای بدن یا وسایل را تشخیص میدهند. برای استتار:
۱. پوششهای حرارتی با وسایل روزمره:
- پتوهای نجات (فضایی/مایلار):
این پتوها (معمولاً نقرهای یا طلایی) گرما را منعکس میکنند و در کیفهای کمکهای اولیه، کوهنوردی یا داروخانهها یافت میشوند. کل بدن را بپوشانید و لبهها را زیر خاک/سنگ فشار دهید تا گرما نشت نکند.
- *نکته:* سطح نقرهای را رو به بیرون قرار دهید تا حرارت را منعکس کند.
- پتوهای پشمی یا کلفت:
پشم گوسفند، پنبههای ضخیم یا حتی قالیچههای قدیمی را لایهلایه روی خود بکشید. هرچه ضخیمتر، عایقبندی بهتر.
- نایلونهای حبابدار (حبابدار):
نایلونهای بستهبندی (حبابدار) + لایهای از پارچه (مثل گونی) روی آن، به عنوان عایق حرارتی عمل میکند.
2. استفاده از مواد طبیعی محیط:
- خاک و گل:
خود را با لایهای ضخیم (حداقل ۲۰ سانتیمتر) از خاک مرطوب، گل یا شن بپوشانید. خاک مرطوب بهتر از خشک گرما را جذب میکند.
- *توجه:* خاک خشک در روز گرم میشود و حرارت بدن را آشکار میکند!
- گیاهان و برگهای تازه:
لایهای از شاخههای سبز درختان (مثل کاج یا برگهای پهن) + خاک روی آن. گیاهان رطوبت دارند و حرارت را پخش میکنند.
- کاهگل یا کلش:
اگر در مناطق روستایی هستید، کاههای خشک را با گل مخلوط کنید و روی خود بمالید.
۳. پنهانسازی در سازههای موجود:
- پشت دیوارهای سنگی یا بتونی:
سنگ/بتن در طول روز گرما جذب میکند و شبها بهتدریج آن را آزاد میکند. این گرما، حرارت بدن شما را "مخفی" میکند.
- زیر خودروهای پارکشده:
موتور خودروها حتی پس از خاموششدن گرم هستند و حرارت بدن شما را در الگوی حرارتی آنها پنهان میکنند.
- داخل کانالهای آب یا فاضلاب:
جریان آب دمای محیط را یکنواخت نگه میدارد و حرارت بدن را کمتر آشکار میکند.
۴. ترفندهای کاهش امضای حرارتی:
- بطری آب گرم:
چند بطری پلاستیکی را با آب گرم (نه جوش) پر کنید و در اطراف محل اختفا قرار دهید. گرمای آنها با بدن شما اشتباه گرفته میشود.
- حیوانات خانگی یا اهلی:
اگر گوسفند، سگ یا مرغ در دسترس دارید، نزدیک آنها پنهان شوید. گرمای بدن حیوانات سیگنال شما را مخدوش میکند.
- پارچههای خیس:
پارچههای پنبهای (مثل حوله) را خیس کنید و روی پتوهای عایق بکشید. تبخیر آب، دمای سطح را کاهش میدهد.
۵. زمانبندی حیاتی:
- پس از باران:
زمین مرطوب دمای بدن را بهتر جذب میکند و اختلاف دما با محیط کمتر میشود.
- هنگام وزش باد:
بادهای شدید حرارت بدن را پراکنده میکنند و رد حرارتی را محو میکنند.
- پیش از طلوع آفتاب:
در این زمان، زمین سردتر از بدن انسان است → پرهیز کنید!
- ظهر در بیابان:
سنگها و خاک آنقدر داغ هستند که حرارت بدن در مقابل آنها کمرنگ دیده میشود.
@masir_ensan
هدایت شده از گذرگاه انسان
بقا درشرایط از دست رفتن آسمان و دید هوایی دشمن.pdf
حجم:
703K
بقا در زیر دید پهپادها
خواندن متن برای نیروهای بسیجی و افراد نظامی توصیه میشود
@masir_ensan