eitaa logo
اطلاع رسانی فرهنگی حسینیه سردار جنگل
116 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
48 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📜بخشی از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی: ❣خداوندا ! تو را سپاس که مرا قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم..
🥀🕊🏴🌹🏴🕊🥀 ضدانقلاب شایعه کرده بودند، فرمانده لشکر از ترس ، یک تونل زیر خانه اش ساخته که بتواند فرار کند . خاک های جلوی خانه را دیده بودند . گفته بود ، زیرزمین را طوری بسازیم که بشود داخلش روضه خوانی برگزار کرد . خودش هم هروقت می آمد آنجا ، دست بنّا را می بوسید که دارد حسینیه می سازد . شادی روح و
حاج قاسم گفت اولین سوال از ما درباره است نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران : امیدواریم با حمایت امت اسلام به زودی شاهد آزادی قدس باشیم.در آخرین دیداری که با حاج قاسم سلیمانی داشتیم، ایشان گفت که اولین سوالی که در قیامت از ما خواهد شد این است که برای چه ‌کار کردید .
✍️ سردار شهید حاج قاسم میر حسینی: پدرم! الگوی تو حضرت ابراهیم است .ابراهیم خود فرزندش را به قربانگاه عشق برد. تو خود مرا به جبهه روانه کردی.
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 همراه دوست عزیزش ، در سن ۲۱ سالگی فرماندهی یکی از گردان های لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بو که در آن زمان ، فرماندهی این لشکر را به عهده داشت . ، وقتی نزدیک ایام عید می خواست به کرمان و به دیدار خود برود به خانواده این زنگ می زد و می گفت من دو روز به خانه شما می آیم. به خانه او می رفت. جانباز را استحمام می داد، تخت او را آماده می کرد و در این دو روز به همسر می گفت کار آشپزخانه هم به عهده من است ، دو روز خدمت گذاری این را داشت و بعد به سمت کرمان می‌رفت . شادی روح و
🥀💐🌷🌴🌷💐🥀 مادرمان سخت مریض بود و حاج‌قاسم برای یک ماموریت حساس باید به سوریه می‌رفت و تاکید بر این بود که شهید سلیمانی در این ماموریت حضور داشته باشد. لحظه خداحافظی حاج‌قاسم با مادر صحنه عجیبی بود؛ حاج‌قاسم در مقابل مادر زانو زد، سر را روی زانوی مادر گذاشت و گفت «مادر حلالم کن». شهید سلیمانی مجدداً پیش مادر برگشت و در کنار مادر خوابید و او را بغل کرد، سر مادر را بر روی دستش گذاشت و او را نوازش کرد. حاج قاسم سه مرتبه به سمت حیاط رفت و برگشت پیش مادر، همه دم در منتظر حاج قاسم بودند. وقتی مادر به رحمت خدا رفت مانده بودم چگونه خبر فوت مادر را به حاج‌قاسم بدهم، زنگ زدم و گفتم که حال مادر خوب نیست. حاج‌قاسم بعد از اینکه آقای قالیباف خبر فوت مادر را به ایشان دادند به من زنگ زد و گفت برای کسی مزاحمت ایجاد نکنید و وقتی من برگشتم جنازه مادر را به خانه بیاورید. حاج قاسم در خانه وداع عجیبی با جنازه مادر داشت، او را می‌بوسید و اشک می‌ریخت؛ شهید سلیمانی عاطفه زیادی نسبت به خانواده به‌ویژه نسبت به مادر و پدرم داشت. راوی : شادی روح و
10.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتشار به مناسبت شهادت میوه وقتی می رسه باغبان باید بچیندش میوه ی رسیده اگر روی درخت بمونه پوسیده میشه و خودش میفته .... _____________
♡ سردار این قدر خاکی بودی که بجز در مراسم رسمی درجه هایت را نصب نمی کردی لباس سبزت یا تنت نبود یا اگر بود خاکی بود و گلی بود خانه ات ساده بود وسایل خانه ات چقدر معمولی و حیاط منزلت چقدر ساده و خودمانی و از همسرت خواستی که بر سنگ قبرت بنویسند سرباز قاسم سلیمانی بدون نام و عنوان اگر به ما بود برایت مزاری درست می کردیم درجه یک با چندین گنبد و گلدسته در حد یک الگو و قهرمان چه کنیم که خودت پیش دستی کردی و طور دیگری وصیت کردی شاید تو ما را بهتر شناخته بودی....😭
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 روز اعطای نشان عالی بالاترین نشان نظامی به به دست روزی که برای آرزوی کرد و به سالی نرسید که ، آسمانی شد . شادی روح و
🥀💐🌷🕊🌷💐🥀 تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته. پرسیدم افطار كردید؟ گفتند بچه‌ها برايم در قرارگاه افطار آماده كردند اما نرفتم و در خط ماندم و با رزمنده‌ها سفره انداختيم و نان پنير مختصری خورديم. گفتم چرا قرارگاه نرفتید؟ گفتند مي ترسم در غيبتم مظلومی با زبان روزه، و يا شود . راوی :